اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:33 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 6810

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#91
با گونه‏هایم خنجرت الفت ندارد

سیلی بزن دستان تو غیرت ندارد

 

گفتند آن سر، روی نیزه مال باباست

مادر بگو این حرف‏ها صحت ندارد

 

مادر بگو این‏قدر بر بابا نتازند

چشمان سیلی خورده‏ام طاقت ندارد

 

از خون و خاکستر جدا کن کفترت را

آخر به این گهواره‏ها عادت ندارد

 

بلعید آتش خیمه‏ها را آه، مادر!

پاهای من دیگر چرا قدرت ندارد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#92
گیسوان خاکی
 
آئینه هستم تاب خاکستر ندارم
پروانه ای هستم که بال و پر ندارم
 
از دست نامردی به نام تازیانه
یک عضو بی آسیب در پیکر ندارم
 
تا اینکه گریان تو باشم تا سحرگاه
در چشمهایم آنقدر اختر ندارم
 
چیزی که فرش مقدمت سازم در اینجا
از گیسوان خاکی ام بهتر ندارم
 
می خواستم خون گلویت را بشویم
شرمنده هستم منکه آب آور ندارم
 
بر گوشهایم می گذارم دست خود را
شاید نبینی زینت و زیور ندارم
 
وقتی نمانده گیسویی روی سر من
کاری دگر با شانه و معجر ندارم
 
لب می گذارم روی لبهایت پدر جان
تا اینکه جانم را نگیری، بر ندارم
 
شاعر:علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#93
پای دختر بچه وقتی غرق تاول میشود
پابه پایش کاروانی هم معطل میشود
 
دست بسته خواب هم باشد بیافتد از شتر
پهلوان باشد دچار درد مفصل میشود
 
غیر موهای سرم در این سفر از دست شمر
خواب هم آشفته با کابوس مقتل میشود
 
حق بده با دست اگر دنبال لبهای توأم
بعد چندی تار دیدن چشم تنبل میشود
 
پاره های چادرم را بسکه بستم روی زخم
چادرم دارد به یک معجر مبدل میشود
 
استخوانهایم ترک دارند فکرش را نکن
تو در آغوشم بیایی مشکلم حل میشود
 
زجر من را میکُشد اینجا، مرا با خود ببر
ماندنم دارد برای شام معضل میشود
 
شاعر:مصطفی متولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#94
نپرس از من ، از یک دختر بپرس ، چرا ؟
جون میده تا باباشو کسی ازش نگیره
 
نپرس از من ، از یک پدر و مادر بپرس ، چرا ؟
بچه گرسنه باشه ولی عطش نگیره ؟؟
 
نپرس از من ، از اون که سرش اومد بپرس ، چرا ؟
بدن شکسته باشه ولی آتش نگیره ؟
**
دختری آتیش نگیره ، اگه گرفت نشه فراموش
ترسش نَدَن تا بِدَوه... بگه خدا...سوختم... بابام کوش...
 
یکی به دادش برسه ، نرسه آتیش به سر و موش
هرکی اونو دید نکنه با لگدش آتیشو خاموش...
 
اگه لگد هم میزنه مرد باشه و نزنه به پهلوش...
لگد به پهلوش بزنه بگذره از گوشواره و گوش...
**
اینجا رسمه طفلی که باباشو از دست میده
دست رو سرش کشیدن اما نه با کشیدن...
 
اینجا رسمه دور و بر یتیمو شلوغ کنن
فقط برا محبت نه که برا خندیدن
 
اینجا رسمه یتیمو به بازار میبرنش
نه که برا فروختن بلکه برا خریدن
**
چرا باید سه ساله ای همش بپرسه روزه یا شب
یه اتفاقی افتاده خون میریزه از گوشه ی لب
 
وقت راه رفتن میگیرن زیر بغل هاشو مرتب
چرا برا قد کوتاهیش ، حلالیت میخاد ز زینب
 
از وقتی گیر زجر افتاد همش میگه وای سم مرکب

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#95
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#96
بابا مرا خولی به قصد کُشت میزد

این حرمله بر صورتم با مُشت میزد

یک بار بین دو حرامی گیر کردم

زجر از جلو میزد سنان از پُشت میزد

 

از بس لگد زد شمر پهلویم شکسته

از ضرب سنگین کنج ابرویم شکسته

 

از دست سنگین دستها دستم کبود است

مُشت عدو سنگین تر از ضرب عمود است

بابا اگر کرده وَرَم زیرِ دو چشمم

این یادگارِ مَردُم آل یهود است

 

 بابا هر آنکس که رسید از رَه مرا زد

از پشت من را یک یهودی بی هوا زد

 

آیینه ی لبهای خندانم شکسته

خیلی دلِ زار و پریشانم شکسته

پهلو شکسته... پا شکسته... سر شکسته

مانند دندان تو دندانم شکسته

 

 بر صورتم جای ردِ انگشت افتاد

دندان شیری اَم به ضرب مُشت افتاد

 

مانند زهرا مادرت قامت کمانم

در سومین سالِ بهارم در خزانم

دختر لطیف و استخوانش هم لطیف است

له شد به زیر دست و پاها استخوانم

 

قهر است گویا با لبانم خنده هایم…

از بس کُتَک خوردم شکسته دنده هایم

 

من دختر شاهم ولی رفتم اسارت

بعد از تو خیلی شد به من بابا جسارت

هم گوشواره، هم النگو، هم گُلِ سر

هم معجر و خلخال من رفته به غارت

 

 خیمه گرفت آتش تمام پیکرم سوخت…

هم معجرم آتش گرفت و هم سرم سوخت

 

هر جا که آوَردم پدر اسم تو بر لب

سیلی و مشت از دشمنت خوردم مرتب

هر دفعه که می رفت بالا تازیانه

فورا سپر می شد برایم عمه زینب

 

دیگر برای عمه ام سربار هستم

خیلی برایش مایه ی آزار هستم

 

مو سوخته ، سنجاقِ مویم بود ای کاش

سیلی نه ، دست تو به رویم بود ای کاش

آن لحظه که حرف از کنیزی زد عدویت

گفتم به عمه که عمویم بود ای کاش

 

 گفتم عمو چشم تو روشن ، چشم هیزی

می خواست ناموس تو را بهر کنیزی

 

شاعر:مجید خانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#97
تاول دستامو نگا کن، سوخته موهام شونه نمی شه
سر که واسم بابا نشد پس، خرابه هم خونه نمیشه
 
عروسکم رو یکیشون برد، گوشوارمو یکی کشیده
گوشوارمو عیبی نداره ، عروسکو عموم خریده
 
بابای من دختر نازت اسیر یه گله گرگه
پاشو ببین قد منم مثل قد مادر بزرگه
 
عمه فقط کنار من بود تموم گریه هامو می شِنُفت
بعد نماز به جای تسبیح با تاولام ذکراشو می گفت
 
چند شبه که به جای بازوت ، سرم روی بالش ریگه
چند شبه که بوسم نکردی، هیچکی برام قصه نمیگه
 
یه حرفایی خورد به گوشم که حال من خیلی خرابه
من میگم انشاله دورغه دشت سر تشت...
 
سرش رو نیزه که دیدم بازم دلم واسه عموم رفت
 گل سر منو کشیدن، با گل سر یه دسته موم رفت
 
سه ساله و ضربه سیلی؟ سه ساله و زخمای کاری؟
دخترای شامی با طعنه بهم میگن بابا نداری
 
پاشو با اون نوازشات باز دوباره کاممو عسل کن
شیرین زبونیام تموم شد، بابا پاشو منو بغل کن
 
فدا سرت سیلی زجر و فدا سرت اینهمه غربت
بابای من فدای اسمت، بابای من سرت سلامت
 
شاعر:حامد عسگری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#98
چشم تارم شبیه دریا شد

قامتم زیر غصه ها تا شد

ماه شبهای من هویدا شد

دیده ام فرش راه بابا شد

 

انتظارم به سر رسید عمه

پاشو پاشو پدر رسید عمه

 

شب شده، ماه آمده پیشم

حضرت شاه آمده پیشم

یوسف از چاه آمده یشم

پدر از راه آمده پیشم

 

تا که همراه خود مرا ببرد

تا به هر جا که شد مرا ببرد

 

ای پدر آمدی ولی با سر  ؟

سرت آسیب دیده سرتاسر

شد برایم چنان معما ، سر

که چه سان رفت روی نی ها ، سر

 

ای پدر کاش جای این سر تو

پاره می شد گلوی دختر تو

 

بیش از این زنده ماندنم حرج است

پاسخ ناله ام دهان کج است

دنده هایم شکسته رج به رج است

پیکر من ز چند جا فلج است

 

شام مثل مدینه یا مکه

استخوان بندزن ندارد که

 

وای از درد کاسه ی زانو

وای از تازیانه و پهلو

کاش در کوچه های تو در تو

سر من می شکافت تا ابرو

 

کی به پیشانی تو سنگ زده

کی ز خون بر رخ تو چنگ زده

 

دخترِ آنکه بر تو سنگ زده

آن که با خون رخ تو رنگ زده

دو سه باری به روم چنگ زده

گفته ای بینوای جنگ زده...

 

...کیف کردی چه ناخنی دارم؟

من پدر دارم از تو بیزارم

 

تنم از زخم پر ستاره شده

دامنم طعنه ی شراره شده

چادرم در نزاع پاره شده

آستینهام چند کاره شده

 

یکی از پیش رو نقاب شده

یکی از پشت سر حجاب شده

 

شامیان صدجفا به من کردند

خنده بر اشک یاسمن کردند

رَخت غارت شده به تن کردند

سر معجر بزن بزن کردند

 

 پس تو دیگر مپرس موت چه شد

یا زَر آویزه ی گلوت چه شد   

 

این عموها بد عادتم کردند

روی شانه زیارتم کردند

چون نبودند غارتم کردند

گریه ها بر اسارتم کردند

 

بعد تو میزدند چند نفر

روبروی سر علی اکبر

 

سر پاکت چگونه بند شده

روی این نیزه ی بلند شده

گیسوی دخترت کمند شده

لبم ای دوست مستمند شده

 

پس بیا و دوباره بوسم کن

خود بزرگم کن و عروسم کن

 

بار غمها کشیده ام بابا

کنج ازلت گزیده ام بابا

مثل زهرا خمیده ام بابا

پیرو آن شهیده ام بابا

 

کاش گل محترم شود روزی

این خرابه حرم شود روزی

 

غصه ها تاب از دلش برده

همه دیدند زار و افسرده

روی لبهای خیزران خورده

دخترک لب نهاده و مرده

 

از تن زار خسته اش جان رفت

قصهء دخترک به پایان رفت

 

شاعر:حسین قربانچه

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#99
بابا نبودی رو سریم را کشیدند…
خیلی مرا بابا توی صحرا کشیدند
 
چشمم سیاهی رفت آن وقتی که دیدم
چندین نفر بر پهلوی من پا کشیدند
 
من کودکم با هیچ کس کاری ندارم
گفتم نکش من را ولی این ها کشیدند
 
رخت و لباسم را ببین پاره شده است
از پشت سر موی مرا حتی کشیدند
 
آخر نشد موی تو را شانه کنم من…
از بس به روی نی تو را بالا کشیدند
 
خیلی به جان تو خرابه سرد بود و
این بچه هایت تا سحر سرما کشیدند
 
هر موقعی گفتم پدر دیدم مجدد
شلاق را بر زینب کبری کشیدند
 
شاعر:حامد جولازاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
لکنت افتاده میان سخنم می بینی؟
اصلا انگار که یک پیر زنم می بینی؟
 
زخم های تن من میخ دری کم دارد
مثل زهرا شده وضع بدنم می بینی؟
 
نکند مثل من امروز تو سیلی خوردی؟
شده چشمان تو هم تار…منم! می بینی؟
 
کعب نی ها چه در این قائله گُل می کارند
لاله افتاده روی پیرهنم میبینی؟
 
با لبِ لب پرت اینبار مرا بوسه بزن…
جای سالم تو اگر روی تنم می بینی
 
شاعر:یاسین قاسمی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,798 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,011 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان