اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:54 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 6486

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
اینجا که زخم از درِ هر خانه میزنند
اینجا که بند بر پَر پروانه میزنند
 
خون میچکد ز گوشه چشمان خاکی ات
وقتی که پلک های غریبانه میزنند
 
با گوشواره های خودم ناز میکنند
این دختران که سنگ به ویرانه میزنند
 
مویی نمانده تا که ببافی هزار شکر
مویی نمانده باز چرا شانه میزنند
 
دستی بکش به زبری رویم که حق دهی
نامردهای شام چه مردانه میزنند
 
دستم برای لمس لبت هم تکان نخورد
از بس که تازیانه بر این شانه میزنند
 
حتماً عمو نبود که با گریه عمه گفت:
دارند حرف تو در خانه میزنند
  
شاعر:حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#22
بابا بیا کبوتر بی بال و پر شدم

بی آب و دانه مانده ام و مختصر شدم

 

تغییر طرح صورت من بی دلیل نیست

از بس شبــیه فاطمه بودم نظر شــدم

 

زانو بغل نمودن من ناز کردن اســت

از بوسه ی سکینه و تو باخبر شدم

 

دستی کشیده ای به سر و روی او ولی

من با سرت به روی سنان همسفر شدم

 

جان می کَنم، قدم بزنم می خورم زمین

بی دست و پا ز شدت درد کمر شدم

 

امشب بیا و دخترکت را قبول کُن

وقــتی برای قافــله ای درد سر شدم

 

شاعر:حبيب نيازي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#23
از بوی سیب سرخ طبق مرده جان گرفت
زخمی ترین یتیم خرابه توان گرفت
 
باران چشم های رقیه شروع شد
از بس که گریه کرد دل آسمان گرفت
 
ترفند گریه هاش به داد پدر رسید
سر را ز دست بی ادب خیزران گرفت
 
روپوش را ز روی طبق تا کنار زد
لب را که دید طفلک لکنت زبان گرفت
 
بابا ...یکی دو بار بریده بریده گفت
با هر نفس نفس که یکی در میان گرفت
 
می گفت گوشواره فدای سرت ولی
دیدم عقیق دست تو را ساربان گرفت
 
حالا گرسنگی به سراغم که آمده
آغوشم از محاسن تو بوی نان گرفت
 
آخر طلوع داغ تو کنج تنور بود
در شام زخم های تو خورشیدمان گرفت
 
شاعر:علی ناظمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#24
از درد بی حساب سرم را گرفته ام
با اشک، زخم بال و پرم را گرفته ام
 
از صبح تا غروب نشسته ام یکی یکی
این خارهای موی سرم را گرفته ام
 
 دردم زیاد بود طبیبم جواب کرد
یعنی اجازه سفرم را گرفته ام
 
مانند من ز ناقه نیفتاده هیچکس
 اینجا فقط منم کمرم را گرفته ام
 
آیینه نیست تا که ببینم جمال خویش
در چشمهای تو خبرم را گرفته ام
 
تصمیم من گرفته شده پس مرا ببر
امروز از خودم نظرم را گرفته ام
 
خوشحال بودنم ز سر اتفاق نیست
از دست این و آن پدرم را گرفته ام
 
امشب به رسم ام ابیهایی ای پدر
از دست گرگها پسرم را گرفته ام
 
خیلی تلاش کرده ام از دست بچه ها
این چند موی مختصرم را گرفته ام
 
این شهر را به پای تو ویرانه میکنم
مثل خلیل ها تبرم را گرفته ام

 
شاعر:علی اکبر لطیفیان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#25
دختر اگر یتیم شود پیر میشود
از زندگی بدون پدر سیر میشود
 
هم سن و سالها همه او رانشان دهند
دل نازک است دختر ودلگیر میشود
 
 باشد شبیه مادر خود نافذالکلام
این شهرباصدای او،تسخیرمیشود
 
فریادهای یا ابتایش چو فاطمه
در سرزمین کفر چو تکبیر میشود
 
وقتی که گیسوان سری پنجه می خورد
هرتاب آن چوحلقه زنجیر میشود
 
اصلاً رقیه نه ؛به خدا مرد ؛بی هوا
با یک شتاب ضربه زمین گیرمیشود
 
هرگزکسی نگفت گلویش کبودشد
اینجاست روضه صاحب تصویر میشود
 
دشمن به او نگاه خریدار می کند
خوب شاهزاده بوده و تحقیر میشود
 
فرزندخارجیست کفن احتیاج نیست
بیهوده نیست این همه تکفیرمیشود
 
دادندجای غسل تیمم تنش....چرا؟
خون از شکاف زخم سرازیرمیشود
 
پایش به سوی قبله کشید و به نازگفت:
امشب اگر نیایی پدر دیر میشود
 
شاعر:قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#26
اين همه درد دلم چشم تري ميخواهد

آتش سينه ام امشب جگري ميخواهد

 

قصه هاي شب يلداي فراق من و تو

تا كه پايان بپذيرد سحري ميخواهد

 

باز خاكسترم از شوق تو پروانه شده

شمع من  شعله تو بال و پري ميخواهد

 

مگر احوال دلم با تو به سامان برسد

سينه آرام ندارد كه سري ميخواهد

 

دخترت را چه شد اينبار نبردي بابا؟

هر سفر قاعدتاً همسفري ميخواهد

 

حال من حال يتيمي است كه هر شب تا صبح

دامن عمه گرفته پدري ميخواهد

 

خون پيشاني تو آتش اين دل شده است

لاله تا داغ ببيند شرري ميخواهد

 

نكند بازهم اين زخم دهن باز كند

لب تو بوسه آهسته تري ميخواهد

 

چادرم سوخته فكر كفنم باش پدر

قامتم پوشش نوع دگري ميخواهد

 

اين شب آخري اي كاش عمو پيشم بود

شام تاريك خرابه قمري ميخواهد

 

شاعر:مصطفی متولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#27
آن شب سپهر ديده او پر پر ستاره بود
داغ نهفته در جگرش بي شماره بود
 
در قاب خون گرفته چشمان خسته اش
عكس سر بريده و يك حلق پاره بود
 
شيرين و تلخ ، خاطره هاي سه سال پيش
اين سر نبود بين طبق يادواره بود
 
طفلك تمام درد تنش را زياد برد
حرفي نداشت عاشق و گرم نظاره بود
 
با دست خسته معجر خود را كنار زد
حتي كلام و درد دلش با اشاره بود
 
زخم نهان به روسري اش را عيان نمود
انگار جاي خالي يك گوشواره بود
 
دستش توان نداشت كه سر را بغل كند
دستي كه وقت خواب علي گاهواره بود
 
در لابلاي تاول پاهاي كوچكش
هم جاي خار هم اثر سنگ خاره بود
 
ناگاه لب گشود و تلاطم شروع شد
درياي حرفهاي دلش بي كناره بود
 
كوچك ترين يتيم خرابه شهيد شد
اما هنوز حرف دلش نيمه كاره بود
 
شاعر:مصطفی متولی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#28
با این نفس زدن بدنم درد می کند
با هر تپش تمام تنم درد می کند
 
پروانه ام که بال به زنجیر بسته ام
تا انتهای سوختنم درد می کند
 
حالا رسیده ای که مرا با خودت بری ؟
حالا که پای آمدنم درد می کند
 
آرام سر گذار به دوشم که شانه ام
در زیر بار پیرهنم درد می کند
 
می بوسمت دوباره و زخم گلوی تو
با بوسه های دل شکنم درد می کند
 
می بوسمت دوباره و حس می کنی تو هم
با بوسه ای لب و دهنم درد می کند
 
تقصیر باد نیست که آشفته زلف توست
انگشتهای شانه زنم درد می کند
 
شاعر:حسن لطفی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#29
بابا نگاه پر شررم درد می کند
قلب حزین و شعله ورم درد می کند
 
از بس برای دیدن تو گریه کرده ام
چشمان خیس و پلک ترم درد می کند
 
از بعد نیزه رفتن رأس عمو ببین
سر تا به پای اهل حرم درد می کند
 
آهسته بوسه گیرم از آن جای خیزران
دانم لبانت ای پدرم درد می کند
 
از کوچه های سنگی کوفه زمن مپرس
آخر هنوز بال و پرم درد میکند
 
با هر نوازشی که زباد صبا رسد
این دسته موی مختصرم درد میکند
 
ناقه بلند بود و نگویم چه شد ولی...
چون فاطمه پدر، کمرم درد می کند
 
 بابا ببین شبیه زنی سالخورده ام
دستم، تنم، سرم، جگرم درد می کند
 
 مدیون عمه ام که نفس می کشم هنوز
جسم کبود همسفرم درد می کند
 
 هر جا که گوشواره ببینم از این به بعد
زخمی دوباره در نظرم درد می کند
 
شاعر:هاشم طوسی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#30
بر تو چه رفته که سر و رویت عوض شده

مویت سپید گشته و مویت عوض شده

 

انگار خیمه های شما سوخته ،عزیز

ای یاس من چقدر تو بویت عوض شده

 

پیداست تشنه بوده ای و گریه کرده ای

آخر ببین صدای گلویت عوض شده

 

خواهر نترس تیر سه شعبه نمی زنند

این روزها مرام عدویت عوض شده

 

اینقدر هم بهانه ی بابا مگیر ،نه

امشب چقدر خلق و خویت عوض شده

 

یک سر برو به علقمه خالی زلطف نیست

ببین چقدر شکل عمویت عوض شده

 

سه ساله که خضاب نکرده است تا کنون

من را ببخش آب وضویت عوض شده

 

ما در خرابه ایم سری هم به ما بزن

امشب گدای هر شب کویت عوض شده

 

شاعر:نادر حسینی

 



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,581 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,776 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,708 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,199 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,756 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,190 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 962 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,526 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,218 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 2 مهمان