اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:51 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 6808

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
مرحله
 
زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر
گذر عمر از این مرحله سخت است پدر
 
دخترت تشنه اشک است ولی باور کن
گریه کردن وسط هلهله سخت است پدر
 
روضه خار مغیلان و کف پای یتیم
با دل نازک این آبله سخت است پدر
 
کاش میشد کمی از نیزه بیایی بغلم
بخدا بوسه از این فاصله سخت است پدر
 
تا که چشمم به لبت خورد ترک خورد لبم
با لب پاره برایم گله سخت است پدر
 
عمه دیگر چه کند من که خودم میدانم
زندگی با من کم حوصله سخت است پدر
 
شاعر:مصطفی متولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#32
سرت به دامن این شاهزاده افتاده
به دست طفل خرابات باده افتاده
 
کنون که نوبت من شد دو دست کوچک من
کنار رأس تو بی استفاده افتاده
 
بیا سؤال مکن گوشواره ام چه شده
خیال کن که شبی بین جاده افتاده
 
بگو ترک ترک زخم صورتت از چیست؟
مگو به من که کمی خطّ ساده افتاده
 
ز چرخ شِکوه کنم چون به ساربان گفتم
که زیر پای سواره پیاده افتاده
 
جواب داد که ساکت شو خارجی!به رخم...
...ببین که نقش دو دست گشاده افتاده
 
شبیه مادرت اول شهیده ام بابا
گمان کنم به دل خانواده افتاده....
 
شاعر:رضا رسول زاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#33
گفتم عمویم هست او اما کتک زد
هرگاه آمد بر لبم بابا،کتک زد
 
وقتی که افتادم به روی خار وخاشاک
آن نیمه شب حتی مرا صحرا کتک زد
 
مردی رسید و تاکه چشمش برمن افتاد
من را به قصد کشت در آنجا کتک زد
 
هر بارکه می خواست او عقده گشاید
من را کنار نیزه سقا کتک زد
 
آن مردگفتم یا علی  کفرش در آمد
من را شبیه حضرت زهرا کتک زد
 
افتاده بودم بر زمین از ضربه ای سخت
بی حال بودم من ولی باپا کتک زد
 
دستان عمه بسته بود و اشک می ریخت
آن بی حیا هر بار من را تا کتک زد
 
اینکه تمام پیکرم سرخ است اوبا......
سیلی،لگد،با کعب نی حتی کتک زذ
 
از بس که لطمه خورده ام از این و از آن
احساس کردم که مرا دنیا کتک زد
 
امروز اگرجانم رسیده برلبانم
مردی مرا از شام عاشورا کتک زد
 
شاعر:مهدی نظری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#34
مثل مهتابم ، و با مهتاب قهرم ای پدر

تا ابــد با مــاه عالم تاب قــهرم ای پدر

 

فکر کن از خستگی پلکم به هم پیچیده است

چند روزی می شود باخواب قهرم ای پدر

 

شوری اشکـم نمک ریزد به زخــم گونه ام

خسته ام ، با دیده ی پر آب قهرم ای پدر

 

دوست مثل گوهر است اما در اینجا کیمیاست

دُرَّم و با گــوهر نایاب قــهرم ای پدر

 

بعد از آنــکه دربیــابانِ تحیّر گـــم شدم

با صدای« دخترک بشتاب» قهرم ای پدر

 

اکثر اعضام مایل به کبــودی می زنــد

عکس رنگی ام ولی با قاب قهرم ای پدر

 

بسکه گوشم درد دارد بعد از آن غارتگری

تا قیــامت با طلای ناب قهرم ای پدر

 

از منِ شانه نشین ، دیگر نمی گیری سراغ

با شما یا حضرت ارباب قهرم ای پدر

 

یاد دارم با لب خشکیــده می رفتی ســفر

بعد از آن روزِ شما با آب قهرم ای پدر

 

از علی اکبر گله مندم ، خداحافظ نگفت

با عمو ، با تو ، وَ با اصحاب قهرم ای پدر

 

اصغر بی شیــر را بردی ســفر اما مرا. . .

بعد از این با اصغر بی تاب قهرم ای پدر

 

تا سحر پای سرت یک ریز هق هق می کنم

يا مــرا امشب ببر ، یا از غــمت دق می کنم

 

شاعر:سعيد توفيقي 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#35
از رنج های این سفر پر بلا بگو
از غصّه های بی حد و بی انتها بگو
 
تا بیشتر صدای تو را بشنوم پدر
تو خاطرات کلّ سه سال مرا بگو
 
اصلاً به من اجازه ی صحبت نمی دهد
این زخم های روی لبم ، پس شما بگو
 
من از غروب رفتن تو حرف می زنم
تو از طلوع بر نوک آن نیزه ها بگو
 
من از حرامیان و حرم دم نمی زنم
امّا تو از سری که شده از قفا . . . بگو
 
بابا دلم برای عمو تنگ می شود
از دست مهربان ز پیکر جدا بگو
 
با دیدن قدم چو دلت بی هوا شکست
از قامت کمانی خیرالنسا بگو
 
جرمم چه بود داغ یتیمی به من زدند
کاری نکرده دخترکت پس چرا ؟ بگو
 
امشب خدا کند که بمیرم برای تو
امّن یجیب را به قبول دعا بگو
 
شاعر:وحید محمدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#36
رفتیّ و با غم همسفر ماندم در این راه

گاه از غریبی سوختم گاه از یتیمی

گفتم غریبی، نه غریبی چاره دارد

آه از یتیمی ای پدر، آه از یتیمی

*

من بودم و غم، روز روشن، شهر کوفه

روی تو را بر نیزه دیدم، دیدم از دور

در بین جمعیت تو را گم کردم اما

با هر نگاه خود تو را بوسیدم از دور

*

من بودم و تو، نیمه شب، دروازه ی شام

در چشم من دردی و در چشم تو دردی

من گریه کردم، گریه کردم، گریه کردم

تو گریه کردی، گریه کردی، گریه کردی

*

در این زمانه سرگذشت ما یکی بود

ای آشنای چشم های خسته ی من

زخمی که چوب خیزران زد بر لب تو

خار مغیلان زد به پای خسته ی من

*

ای لاله من نیلوفرم، عمه بنفشه

دنیا ندیده مثل این ویرانه باغی

بابا شما چیزی نپرس از گوشواره

من هم از انگشتر نمی گیرم سراغی

 

سید محمد جواد شرافت

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#37
قرار بود که یک ابر بی قرار شود
در آسمان بوزد مدتی بخار شود
 
سه سال بعد بیاید سه بار پی در پی
ببارد و برود، کوه، نو نوار شود
 
و زندگی بکند مثل این همه دختر
و عقد دائم یک مرد خواستگار شود
 
قرار بود همین دامنی که می بینید
بجای اینکه بسوزد و پر غبار شود
 
فقط برای لباس عروسی اش باشد
نه که کفن شود و زینت مزار شود
 
و در ادامه ی سیر تکاملی خودش
الهه ی حرم رب روزگار شود
 
قرار بود، ولی نه بداء حاصل شد
که او عروسک زنجیر نابکار شود
 
خدا نخواست عروسی کند بزرگ شود
خدا نخواست که خانوم خانه دار شود
 
شاعر:رضا جعفری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#38
زرد و کبود و سرخ شد امّا هنوز هم
دارد عزای دیدن بابا هنوز هم
 
تا تاول دوباره ای از راه می رسد
با گریه آه می کشد آن را هنوز هم
 
آهسته بغض می کند و خیس می شود...
... زخم کبود گونه اش: «آیا هنوز هم
 
مهمان چوبدستی شهر جسارتی
من مانده ام به حسرت لبها هنوز هم»
 
من درد های روسری ام را نگفته ام
با چشمهای غیرت سقّا هنوز هم
 
از صحبت کنیزی مان گریه می کنم
می لرزم از خجالتش حتّی هنوز هم
 
مُحرم شدم، طواف کنم، بوسه ها زنم
آنجا که هست کعبه ی دلها هنوز هم
 
دلتنگ بود و رفت و نگفتید خوب شد
گوش بدون زینت او یا هنوزم هم...؟!
 
[b]شاعرعلیرضا لک[/b]

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#39
مخواه دخترکت از تو بی خبر باشد
بدون من به سفر می روی پدر، باشد
 
میان راه دلت تنگ شد خبر دارم
که آمدی تو به دنبال هم سفر باشد
 
‏قبول بازی گنجشک پر که یادت هست
به شرط آنکه به جایش رقیه پر باشد
 
تنور خانه گمانم هنوز روشن بود
و گرنه موی تو باید بلندتر باشد
 
عمو که رفت پدر لااقل نمی رفتی
برای عمه ی تنهام یک نفر باشد
 
مرا زدند ولی عمه بازویش زخم است
برای من دلت آمد که او سپر باشد؟
 
کلاغ ها همه رفتند خانه پس حالا
رسیده نوبتش این قصه هم به سر باشد
 
شاعر:حسين رستمي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#40
بابا بيا و دور و برم را نگاه كن
ويرانه اي كه گشته حرم را نگاه كن
 
گرمي شانه هاي تو يادم نرفته است
سنگي كه هست زير سرم را نگاه كن
 
امشب بيا زيارت مادر نه دخترت
از او رخ كبوترم را نگاه كن
 
من وارث شكسته ترين بازويم پدر
بر بازوي سه ساله، ورم را نگاه كن
 
گويا تنم به زير سم اسب رفته است
در هم شكسته بال و پرم را نگاه كن
 
من مثل تو ز داغ برادر شكسته ام
خم گشته است اين كمرم را نگاه كن
 
محشر شده كه كودك تو پير گشته است
يكسر سفيد موي سرم را نگاه كن
 
چوب يزيد را به سرش خورد مي كنم
چون صبح مي شود اثرم را نگاه كن
 
شاعر:جواد حیدری



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,797 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,010 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان