اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 09-30-2022، 09:57 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 9061

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
خرابه است و شب و سينه اي كه پُر درد است
به عكس روز گذشته هوا عجب سرد است
 
ستاره ها همه از حال من خبر دارند
به قلب كوچك من آسماني از درد است
 
گل بهشت حسينم ز بس نخوردم آب
خزان به ديدنم آمد كه چهره ام زرد است
 
به پيش ضربت دشمن سپر برايم شد
قسم به جان عمويم كه عمه ام مرد است
 
نسيم مي وزد و صورتم چه ميسوزد
خدا كند كه بميرد سرم چه آورده است
 
شاعر:سيدمحمدجوادي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#42
با غم كه هم مسير شدم در سه سالگي
از غصه ناگزير شدم در سه سالگي
 
گفتم به تن كه آب شود از گرسنگي
از جان خود كه سير شدم در سه سالگي
 
من پاي عشق تو كمرم تا شد اي پدر
اين شد كه سر به زير شدم در سه سالگي
 
غصه نخور فداي سرت گر سرم شكست
يا كه اگر اسير شدم در سه سالگي
 
هي داغ روي داغ و هي زخم پشت زخم
بعد از تو زود پير شدم در سه سالگي
 
گر چه نرفته ام به كنيزي ولي عجيب
كوچك شدم حقير شدم در سه سالگي
 
من فكر مي كنم كه همه فكر مي كنند
خيلي بهانه گير شدم در سه سالگي
 
شاعر:مصطفي متولي
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
نامی شدی ، روی لب اینیّ و آنی

 یا شایدم بابای از ما بهترانی

 

 بدجور سیلی خورده ام این چند روزه

 خوردم، ولی حتی دریغ از تکّه نانی

 

 من که توان راه رفتن هم ندارم

 حالا سوال من، تو آیا می توانی ؟

 

 ای وای یادم رفت، تو که پا نداری

 یک سر، نه دستیّ و نه حتی استخوانی

 

 جای تو خیلی بهتر از اینجاست بابا

 با اکبرت در انتهای آسمانی

 

 یا با عمو پیش امیرالمومنینی

 یا پیش زهرا در بهشت بیکرانی

 

 بابا سلامت را به عمّه می رسانم

 بابا سلامم را به مادر می رسانی؟

 

 من مانده ام با روزگار سرد تقدیر

 با این همه نامردمی، نامهربانی

 

 شاید نیاوردی به جا این دخترت را

 یا شایدم بابای از ما بهترانی

 

شاعر:حمید رمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
با خنده ي خود صفاي دلها مي شد
آرامش ِ خاندانِ طاها مي شد
 
حنانه ترين دختر اين كاشانه
در كودكي اش مادر ِبابا مي شد
 
در جمع برادران خود تا ميرفت
ليليِ دل عترت ليلا مي شد
 
با لهجه ي شيرين خودش تا ميگفت
بابا بابا بابا غوغا مي شد
 
در پيش نگاه عمه و بابايش
هر لحظه شبيه تر به زهرا مي شد
 
وقتي كه به ديدن عمويش ميرفت
عباس به احترام او پا مي شد
 
پايش روي خاك قبل از آنكه برسد
زير قدمش بال ملك وا مي شد
 
مأمور نبود ورنه گر ميفرمود
تا كوفه تمام دشت دريا مي شد
 
صد حيف نشد بماند و رشد كند
ميماند اگر زينب كبري مي شد
 
شاعر:جواد حيدري

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
هر شب دم سحر جگرم درد می کند
از ماتم تو ای پدرم! درد می کند
 
از بس که انتظار کشیدم به راه تو
این دیدگان منتظرم درد می کند
 
بابا نبوده ای که ببینی چه می کشم
از ضرب تازیانه پرم درد می کند
 
هر کس رسید و نذر خودش را ادا نمود!
یعنی ز پای تا به سرم درد می کند
 
لب های من شبیه لبت چاک خورده است
خواهم که نام تو ببرم درد می کند
 
حقّم نبوده موی سرم را کشیده اند
این گیسوان مختصرم درد می کند
 
این درد چشم ارثیه ی مادری ماست
از سوز گریه چشم ترم درد می کند
 
از بس که بی هوا به زمین خوردم ای پدر
مانند مادرت کمرم درد می کند
 
شاعر:محمد فردوسی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
دلتنگی

 

 امشب سری به گوشه ی ویرانه می زنی ؟

گاهی دراین سکوت اسیرانه می زنی ؟

 

ای روشنای دیده ی دلهای تیره بخت

امشب سری به خانه ی پروانه می زنی

 

یک لحظه تاغریب دلم حس می کند تو را

دستی دراین غروب غریبانه می زنی

 

درموج گریه ازنفس افتاد دخترت

با دست مرگ یک دونفس چانه می زنی

 

گیسوی کودکانه ام آشفته وقت مرگ

موی مرا برای سفرشانه می زنی ؟

 

بابا! دلم برای تو یک ذره شد بگو

سر می زنی به دخترخود یا نمی زنی ؟

 

شاعر:خلیل عمرانی

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
افسری با دست ِ سنگینش حوالی غروب
زیرپلکم یک کبودستان بنفشه کاشته
می کشانم خویش را برخاک ِ صحرا ای پدر
استخوان ساق ِ پای ِ من ترک برداشته
**
چکمه ای بی رحم تا چشم عمو را دوردید
بی هوا آمد سرطفل یتیمت داد زد
تازه فهمیدم چرا مادربزرگم زود مُرد!
عمه ام با لحن زهرا کربلا فریاد زد
**
سیلی وسوزعطش سوی دو چشمم را گرفت
پنجه ی بغضی گلویم را فشرده ای پدر
کاملاً واضح نمی بینم، ولی انگار که
چادر هر دختری را باد برده ای پدر
 
شاعر:وحید قاسمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
اگرچه زخمی ام امّا کبوترم بابا
در آسمان نگاه تو می پرم بابا
 
چقدر ناز مرا می کشیدی و حالا
تو ناز می کنی و من که می خرم بابا
 
زبان گشا و بگو آنچه را که می پرسم
بگو عزیز دلم از برادرم بابا
 
بگو که حلق علی را چگونه پاشیدند
بگو برای من از او که خواهرم بابا
 
فدایت ای سر خونین دو چشم را وا کن
ببین زمانه چه آورده بر سرم بابا
 
ببین هجوم خزان را به گلشن رویم
گلم ولی به خدا زرد و پرپرم بابا
 
اگرچه لاغرم امّا عجیب خوشحالم
برای پر زدن امشب سبک ترم بابا
 
بیا ز خاک خرابه به آسمان بپریم
آگرچه زخمی ام امّا کبوترم بابا
 
شاعر:سید محمد جوادی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
سر من هم به هوای سر تو افتادست
بال پروانه به پای پرِ تو افتادست
 
قول دادم به همه گریه برایت نکنم
چه کنم! چشم، به چشم تر تو افتادست
 
قدر یک دشت کبودست و تنش تب دارد
از روی ناقه اگر دختر تو افتادست
 
من از این روی زمین خوردۀ خود فهمیدم
آسمان یاد غم مادر تو افتادست
 
دامنم سوخته بابا ولی آرام بخواب
بالشت دست من و بستر تو افتادست
 
جان من بر لب و لب های تو را می بوسم
از نفس هم نفس آخر تو افتادست
 
شاعر:محمد امین سبکبار

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
نیمۀ شب شده و خواب پریشان دارم
گوشۀ لعل لبم ذکر پدر جان دارم
بی جهت نیست که اندوه فراوان دارم
خواب دیدم که سری را روی دامان دارم
 
دیدم آن سر، سر باباست خدا رحم کند
عمّه ام گرم تماشاست خدا رحم کند
 
تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود
طبق نور روی گوشه ای از دامن بود
کنج ویرانه پر از عطر و بوی گلشن بود
چشم های پدرم خیره به سوی من بود
 
تا که چشمم به سر افتاد زبانم وا شد
لیلۀ قدر من امشب چقدر زیبا شد
 
آمدی یوسف کنعان، چه عجب بابا جان
شده ویرانه گلستان، چه عجب بابا جان
به سر آمد غم هجران، چه عجب بابا جان
آمده بر تن من جان، چه عجب بابا جان
 
چند روزی است که از هجر تو بی تاب شدم
مثل شمعی زغم دوری تو آب شدم
 
کمی آغوش بگیر این بدن لاغر را
تا که احساس کنی لاغری پیکر را
می تکانم ز سر سوخته خاکستر را
از چه با خویش نیاورده ای انگشتر را؟
 
چقدر روی کبود تو به زهرا رفته
بس که چوب از لب و دندان تو بالا رفته
 
تا که با عمۀ خود راهی بازار شدم
مورد مرحمت خندۀ اغیار شدم
تا که در بزم شراب تو گرفتار شدم
خالصانه متوسّل به علمدار شدم
 
من نگویم چه به روز سر من آوردند
چادری را که برایم تو خریدی بردند
 
شاعر:محمد فردوسی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 6,322 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 5,651 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 2,699 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 2,631 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,513 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 5,760 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 3,132 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,405 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 6,710 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,715 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان