اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:45 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 6808

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
لیله ي قدرم و تنها سحرش را دارم
پدرم نیست در آغوش و سرش را دارم
 
دختر شاهم و اما فقط از این دنیا
پای زخمی شده و چشم ترش را دارم
 
خواستم پر بزنم زود به یادم آمد
من از آن بال فقط چند پرش را دارم
 
بزند یا نزند فرق ندارد شلاق
طاقت سختی هر دردسرش را دارم
 
شهر را یک تنه با گریه به هم می ریزم
نوه ی فاطمه هستم جگرش را دارم
 
سرزده آمده مهمان و در این استقبال
گیسویی تا که شود فرش سرش را دارم
 
زیر قولش نزده عمه ببین بالش را
گفت باشد تو برو ! دور و برش را دارم
 
آن همه حامی من بود ولی از این راه
به تنم ضربه ي چندین نفرش را دارم
 
من نگویم چه شده چون خبرش را داری
تو نگو از لب خونین خبرش را دارم
 
عمه باید بروم وقت خداحافظی است
نگرانم نشوی! همسفرش را دارم
 
شاعر:عليرضا لك

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#52
با من و عمر ِكَمَم دست زمان بد تا كرد
موقع قد كشي ام بود كه پشتم تا كرد
 
دورهايت زدي و نوبت ما شد امشب
چشم كم سوي مرا آمدنت بينا كرد
 
لذتي دارد عجب بوسه ي لب های پدر
وقت برخورد به هم زخم دو لب سر وا كرد
 
نوه ي فاطمه بودم سندش را دشمن
با كف پا به روي چادر من امضا كرد
 
همه ي صورت من قدر ِكفِ دستي نيست
دور از ديده ي تو عقده ي خود را وا كرد
 
عمو عباس كجا بود ببيند آن شب
به سرم داد زد آنقدر مرا دعوا كرد
 
ناسزا گفت و به گريه دهنش را بستم
دشمنت را نفس فاطمي ام رسوا كرد
 
بي كفن دفن شدم اي پدر بي كفنم
داغ مجنون همه جا تازه غم ليلا كرد
 
دختر بي ادبي مسخره ميكرد مرا
دو سه تا پارگي از روسري ام پيدا كرد
 
عمر يك ظرفِ ترك دار به ضربي بسته ست
عمه بر دست مرا برده و جابجا كرد
 
عمه هربار كه با گريه بغل كرد مرا
ياد آن صورت نيلي شده ي زهرا كرد
 
شاعر:قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#53
حاضرم پايِ سر ِ تو سر ِ خود را بدهم
جايِ پيراهن ِ تو معجر ِ خود را بدهم
 
سر ِ بابايِ من و خِشت محال است عمه
عمه بگذار كه اول پر ِ خود را بدهم
 
...پهن كن تا كه سر ِ خار نگيرد به لبش
كم اگر بود پر ِ ديگر خود را بدهم
 
زيورآلات مرا دختر همسايه گرفت
نذر ِ انگشتَرَت انگشتر ِ خود را بدهم
 
مويِ من سوخته و مويِ پدر سوخته تر
حاضرم پايِ همين سر، سر ِ خود را بدهم
 
ديد ما تشنه يِ آبيم خودش آب نخورد
خواست تا ديده يِ آب آور خود را بدهم
 
به دلم آمده يك وقت خجالت نكشم
پايِ لطفش نفس ِ آخر خود را بدهم
 
شاعر:علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#54
در سن سه سالگی ز جان سیر شدم
از پای پُر از آبله دلگیر شدم
 
از بسکه مزاحمت فراهم کردم
شرمنده ام عمه دست و پا گیر شدم
 
گفتی که پدر مسافرت رفته و من
صد بار دگر دوباره پیگیر شدم
 
من بی تو چگونه از زمین برخیزم
باید کمکم کنی ٬ زمین گیر شدم
 
یک موی سیاه بین گیسویم نیست
سنی نگذشته از من و پیر شدم
 
از نَسل علی بودنِ من باعث شد
در طیِّ سفر بسته به زنجیر شدم
 
شاعر:سعيد خرازي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#55
سند مقاتل
 
دختر لحظه ی غم بغض مرا می ماند
گرچه خود می شکند ناله رها می ماند
 
دختر لحظه ی غم «ساعت» عمرش خالیست
زود می ریزد و یک کوه بلا می ماند
 
دختر لحظه ی غم لحظه ی بعدش مرگ است
آن زمانی که فقط خاطره ها می ماند
 
شبی از قافله جا ماند و به مادر پیوست
به پدر می رسد و قافله جا می ماند
 
بعد او چون همه از یاد غمش ترسیدند
از مقاتل سندش گاه جدا می ماند
 
دختر لحظه ی غم این غزل کوچک و ناب
برگی از دفتر شعر است که تا می ماند
 
طرز عاشق شدنش را به کسی یاد نداد
دهن عشق از این حادثه وا می ماند
 
شاعر:کاظم بهمنی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#56
بعد از سلام و تعارف وعرض ارادتی
تو محشری تو حرف نداری قیامتی
 
اینجا که نیست هیچ ملالی بدون تو
غیر از نفس کشیدن رنج سلامتی
 
روز خوشی نداشتم و سخت خسته ام
این لحظه هم بدست نیامد براحتی
 
تو غیرتت اجازه نمی داد بین جمع
بر دامنم بخوابی و من هم خجالتی
 
حالا که وقت هست برای سبک شدن
بابا،مزاحمم شده این درد لعنتی
 
پس من کجا برای شما درد دل کنم
اینجا خرابه است،نه مسجد، نه هیئتی
 
اینجا که صبح از افق شام می دمد
خورشید بی تشعشعی و بی هویتی
 
این چند روزه دائما اینجا نزول داشت
بارانی از کبودی گل های صورتی
 
از دامن مؤنثشان رقص میچکید
در مردم مذکرشان نیست غیرتی
 
امشب که جلوه های تورا میهمان شدم
دعوت شدم به صرف غذاهای حضرتی
 
امشب شب وصال خدا و رقیه است
بابا تو هم به دیدن این عشق دعوتی
 
شاعر:رضا جعفری
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#57
بابا سرم تنم کمرم پهلویم پرم
یکی دوتا که نیست کبودی پیکرم
 
بیش از همین مخواه وگرنه به جان تو
باید همین کنار تو تا صبح بشمرم
 
از تو چه مانده است؟ بگویم که ای پدر
از من چه مانده است؟ بگویی که دخترم
 
اندازه ي لب تو لبم شد ترک ترک
اندازه ي سر تو گرفتار شد سرم
 
از تو نمانده است به جز عکس مبهمت
از من نمانده است به جز عکس مادرم
 
از تو سوال میکنم انگشترت کجاست؟
كه تو سوال میکنی از حال معجرم
 
دیدم چگونه سرت را به طشت زد
حق میدهی بمیرم و طاقت نیاورم
 
مرد کنیز زاده ای از ما کنیز خواست
بیچاره خواهر تو و بیچاره خواهرم
 
مرهم به درد اين همه زخمي نميخورد
بابا سرم تنم كمرم پهلويم پرم
 
شاعر:علي اكبر لطيفيان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#58
طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد

قد خم دست به دیوار شدن هم دارد

 

تا صداي لبت آمد لبم از خواب پريد

سر تو ارزش بيدار شدن هم دارد

 

عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات

این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد

 

بی سبب نیست که با دست به دنبال توام

چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد

 

دخترت نیستم از طشت رهایت نکنم

دختر شاه فداکار شدن هم دارد

 

معجري را كه تو از مكه خريدي بردند

موي آشفته گرفتار شدن هم دارد

 

شاعر:علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#59
در آن سحر ، خرابه هوایش گرفته بود

حتی دل فرشته برایش گرفته بود

 

با آستین پاره ی پیراهن خودش

جبریل را به زیر کسایش گرفته بود

 

زورش نمی رسید کسی را صدا کند

از گریه زیاد ، صدایش گرفته بود

 

از ابتدای شب که خودش را به خواب زد

معلوم بود آنکه دعایش گرفته بود

 

حتما نزول می کند آیات تازه ای

با چله ای که بین حرایش گرفته بود

 

مشغول ذکر نافله اش شد ، ولی کجاست؟

آن چادری که عمه برایش گرفته بود

 

شاعر:علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#60
شستشوی سوخته
 
زود می پیچد به هر سو بوی موی سوخته
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی سوخته
 
ردّی از سیلی نمی ماند به روی آفتاب
محو می گردد کبودی های روی سوخته
 
آبله سر وا کند می سوزد از هر قطره آب
کار آتش می کند آب وضوی سوخته
 
سعی بیجا می کند وضع گره را کورتر
دست شانه می کَند از ریشه موی سوخته
 
دامن آتش گرفته سخت می چسبد به تن
دردسر ساز است دفن و شستشوی سوخته
 
سوخت لبهایت شبیه موی و رویت نیمه شب
تا گرفتی بوسه ای از آن گلوی سوخته
 
شاعر:محمد رسولی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,797 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,010 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان