اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:31 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 107
بازدید 6485

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
رقیه حضرت اشعارشب س سوم روضه محرم

اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س))
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#91
خیزران و بوسه بر دندان و لبها خوب نیست
ما عزاداریم... این بزم و طرب ها خوب نیست
 
در مذاق من که عطر سیب را حس کرده ام
بوی تند و تیز این  ماءالعنب ها خوب نیست
 
در جواب بی ادب ها بی محلی کرده ام
چون تو گفتی صحبت با بی ادبها خوب نیست
 
هم یتیمم ...هم گرسنه... پس بگو تکلیف چیست؟
عمه می گوید که این نان و رطب ها خوب نیست
 
گفت اطعام اسیران مستحب باشد ولی
نزد ما آوردن این مستحب ها خوب نیست
 
دیشب از تخریب دیوار خرابه بحث بود
اضطراب و ترس وقت خواب، شبها خوب نیست
 
شاعر:محمد علی کردی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#81
یا سواره می رسید بال و پرم را می گرفت
یا پیاده می رسید دور و برم را می گرفت
 
سوزش موی سرم بابا طبیعی گشته است
میرسید از پشت سر موی سرم را می گرفت
 
از سر لج بازی اش... تا گریه ام در آورد
گاه پس میداد و گاهی - چادرم را - می گرفت
 
محض سوغاتی برای دخترش با یک تشر
هم النگوها و هم انگشترم را می گرفت
 
در نمی آورد ز گوشم گوشواره... می کشید
آنقدر که خون ،تمام معجرم را می گرفت
 
آن لگدهایی که میزد می نشست بر صورتم
قدرت بینایی چشم ترم را می گرفت
 
شاعر:عليرضا خاكساري

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#82
طورنشین میشوم سحرکه بیاید

جلوه ی ربانی پدرکه بیاید

 

جار فقط میزنم میان خرابه

یار سفر کرده از سفرکه بیاید

 

صبح خبرمیدهند رفتن من را

از پدر رفته ام خبر که بیاید

 

 نوبت ناز من است صبرندارم

ناز مرا میخرد پدرکه بیاید

 

گریه ی من مال عمه است،وگرنه

زود مرا میبرند ،سر ،که بیاید

 

حرف"کنیز"ی زدن چه فایده دارد

گریه فقط میکنم اگر که بیاید

 

طفل، بساطی برای ناز ندارد

مقنعه و گوشواره درکه بیاید

 

شاعر:علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#83
زبري صورت من و دستان عمّه ام
تقصيرِ كوچه هاي يهوديِ شام بود
شكرِ خدا هواي مرا داشت خواهرت
در چشم ها، عجيب نگاهِ حرام بود
**
پايي كه زخم تاول آن هم نيامده
وقتي به دادِ آن نرسي سرخ مي شود
از ضربِ دستها چه به روزش رسيده است
آن چهره اي كه با نفسي سرخ مي شود
**
آنقدر پير كرده مرا نيزه دارِ تو
هر كس كه ديد طفلِ تو را اشتباه كرد
عمه به معجرم دوگره زد ولي ببين
روي مرا كشيدنِ معجر سياه كرد
  **
حرف گرسنگي نزدم باز هم زدند
اين سنگها عزيز تو را سير كرده است
ته مانده ها ي گيسوي نازم تمام شد
در بينِ مُشتِ پيرزني گيركرده است
 
شاعر:حسن لطفي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#84
دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم
 
گیسو سپیدم؛ احترامم را نگه دار
سیلی نزن؛ من با کسی دعوا ندارم
 
باشد بزن چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم
 
زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم
 
این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم
 
تا گیسویم را ز دستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم
 
گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم
 
گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم
گوشی برای گوشواره ها ندارم
 
شیرین زبان بودم صدایم را بریدند
آهنگ سابق را به هر آوا ندارم
 
در پیش پایم نان و خرما پرت کردند
کاری دگر با شام و شامی ها ندارم
 
با ضربه ی پا دنده هایم را شکستند
کی گفته من ارثیه از زهرا ندارم
 
نشناختم بابا تو را تغییر کردی
امشب دگر راهی به جز افشا ندارم
 
 گویا تنور خولی آتش داشت آنشب
ترکیب رویت گشته خیلی نا مرتب
 
شاعر:قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#85
به جرم اينكه ندارم پدر زدند مرا

شبيه مادر در پشت در زدند مرا

 

خبر نداشتم اينها چقدر نامردند

خبر نداشتم و بي خبر زدند مرا

 

خدا كند كه عمويم نديده باشد، چون

پدر درست همين دور و بر زدند مرا

 

پدر، وقت غذا تازيانه مي آمد

نه ظهر و شام كه حتي سحر زدند مرا

 

سرم سلامت از اين كوچه ها عبور نكرد

چقدر مثلِ تو اي همسفر زدند مرا

 

چه بينِ طشت، چه بر نيزه ها زدند تو را

چه در خرابه، چه در رهگذر زدند مرا

 

چه چشم زخم، چه زخمِ زبان، چه زخمِ سنان

اگر نظر كني از هر نظر زدند مرا

 

فقط نه كعبِ نِيّ و تازيانه و سيلي

سپر نداشتم و با سپر زدند مرا

 

پدر من از سرِ حرفم نيامدم پائين

پدر پدر گفتم هر قَدر زدند مرا

 

مگر به يادِ كه افتاده اند دشمن­ها

كه بينِ اين همه زن بيشتر زدند مرا؟

 

زدند مادرتان را چهل نفر يكبار

ولي چهل منزل صد نفر زدند مرا

 

شاعر:محسن عرب خالقي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#86
لاله در باغ خزان، برگ و برش کم می شد
شمع ویرانه فروغ سحرش کم می شد
 
پلک بی حوصله اش خواست بخوابد، ای کاش
اندکی هلهله ی دور و برش کم می شد
 
زخم پاهای ورم کرده اگر خوب نشد
لااقل کاش کمی درد سرش کم می شد
 
بهر دلخوش شدن عمّه تبسّم می کرد
شاید از دغدغه ی همسفرش کم می شد
 
اشک و خاکستر و سیلی اثراتی دارد
ذرّه ذرّه مژه ی پلک ترش کم می شد
 
لگد لعنتیِ زجر زمینگیرش کرد
کاشکی درد عجیب کمرش کم می شد
 
سر هر کوچه که رفتند شمرد این دختر
چند دندان ز دهان پدرش کم می شد
 
عمویش عالم و آدم همه را می سوزاند
تار مویی اگر از روی سرش کم می شد
 
خوب شد شانه نزد موی سرش را زینب
چون همین چند موی مختصرش کم می شد
 
شاعر:جواد پرچمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#87
نه نان، نه آب، مرا دیدن پدر کافی ست
برای سوختن من همین شرر کافی ست
 
به جای زانوی بابا سرم به دیوار است
برای من غم دنیا همین قَدَر کافی ست
 
نزن به جان من آتش، زبان طعنه ببند
مرا شرار همان موی شعله ور کافی ست
 
چه میزبان رئوفی که سیلی آورده ست
مرا هراس ز سوغات این سفر کافی ست
 
نه... من نگفتم، او دید زخم گوشم را
برای بابا همین شرح مختصر کافی ست
 
چقدر خسته شدم، خسته از تو ای دنیا
اگرچه عمر من اندک ولی دگر کافی ست
 
کسی شبیه خودم گفت وقت رفتن شد
مرا شنیدن تنها همین خبر کافی ست
 
شاعر:امین اکبر زاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#88
وقتش رسیده خوب نگاهت کنم پدر
از این همه فراق حکایت کنم پدر
 
بعد از تمام خون جگرها که خورده ام
حالا اجازه هست شکایت کنم پدر
 
ماهم چقدر حالت رویت عوض شده
باید به شکل تازه ات عادت کنم پدر
 
از این به بعد اسم تو باشد ضریح زخم
آخر چقدر زخم زیارت کنم پدر ؟
 
صدها کتاب شرح سفرنامه ام شده
از کی ، کجا ، چگونه روایت کنم پدر ؟
 
بالای نیزه بودی و دستم نمی رسید
یعنی نشد که از تو حمایت کنم پدر
 
بوسید دختری پدرش را ، دلم شکست
حقم نبود تا که حسادت کنم پدر ؟
 
امشب مرددم که ببوسم لب تو را
اما نه بهتر است رعایت کنم پدر
 
دست توسلم به دل خون عمه است
می خواهم آرزوی شهادت کنم پدر
 
شاعر:سید مسیح شاه چراغی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#89
آن قدَر آه کشیدم جگرم زخم شده

چه قدَر گریه؟ دگر چشم ترم زخم شده

 

زخم لب های تو نگذاشت که بوسه بزنم

علّتش چیست؟ چرا ای پدرم زخم شده؟

 

وجه تشبیه من و تو چه قدر بسیار است

هر کجای بدنم می نگرم زخم شده

 

قصّه ی ناقه و آن نیمه ی شب یادت هست

به زمین خوردم و دیدی کمرم زخم شده

 

جان زهرا به موی سوخته ام دقّت کن

جای این چند موی مختصرم زخم شده

 

موی کم پشت مرا دختر شام از جا کند

حقّ من نیست که این گونه سرم زخم شده

 

جز تو با هیچ کسی حرف خصوصی نزدم

سینه ای که شده هر جا سپرم زخم شده

 

زجر هم مثل مغیره چه قدَر بد می زد

زیر شلّاق و لگد بال و پرم زخم شده

 

شاعر:محمد فردوسی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#90
اگرچه زخمی و خاموش و سر جدا آورد
تو را برای من از عرش نی، خدا آورد
 
تو را به روی طبق، روی دست های بلند
برای گرمی این بزم بی نوا آورد
 
قدم گذار به چشمی که ریخت مژگانش
سرت به گوشه ی ویرانه ام صفا آورد
 
« عدو شود سبب خیر اگر » ... تو را دیدم
ولی نپرس عزیزم سرم چه ها آورد
 
به قصد کُشت سراغم گرفت یک سیلی
و باز نیّت خود را ادا به جا آورد
 
به پاره معجر ما هم طمع نمود آنکه
مرا به حلقه ی چشمان بی حیا آورد
 
دلم برای عمو سوخت پیش نامردی
که قرص نان تصدّق برای ما آورد
 
مرا تو کشتی و زینب برای تدفینم
اگرچه شام کفن داشت، بوریا آورد
 
شاعر:حسن لطفی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,580 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,776 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,708 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,199 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,756 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,190 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 962 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,526 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,218 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان