اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع»)
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:45 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 54
بازدید 3143

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت علی اکبر«ع» اشعارشب هشتم شاهزاده محرم

اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
 
از خیمه ها درآمده خواهر ،بلند شو
زینب رسیده است برادر بلند شو
 
دنبالت آمده همه را زیر و رو کند
پس تا نبرده دست به معجر بلند شو
 
دشمن به ریش خونی تو خنده میکند
پس پشت کن به خنده ی لشگر بلند شو
 
گفتم عبا بیاورد عباس از خیام
برخیز اذان بگو سر منبر، بلند شو
 
اینجا درست نیست مکش زانو اینچنین
از روی پیکر علی اکبر بلند شو
 
حالا که اشک و ناله ی زینب قبول نیست
اصلا بیا به خاطر مادر بلند شو
 
تو میخوری زمین جگرم آب میشود
ای وارث دلاور خیبر بلند شو

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
با هر خداحافظ که در دور و برش ریخت
بال و پر پروانه با خاکسترش ریخت
 
در پیش روی حسرت چشمان بابا
می رفت و صدها آرزو پشت سرش ریخت
 
هر جا که بوده کربلا یا در مدینه
با زخم اول، زود قلب مادرش ریخت
 
او اوّلین رزمنده بود پس بدیهی ست
یک لشکر تازه نفس روی سرش ریخت
 
آن قدر پاشیده شده گل برگ هایش
حتی زره طاقت نیاورد آخرش ریخت
 
آخر نشد "بابا" بگوید، بی صدا رفت
با آن که هر چه داشت را در حنجرش ریخت
 
ناباورانه برگِ برگِ آرزو را
با گریه بابا در عبای باورش ریخت
 
علیرضا لک

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#32
کیست که خاکش بوی گلاب گرفته
این که برایش ملک رکاب گرفته
بهر شهادت چنان شتاب گرفته
زودتر از دیگران جواب گرفته
 
سرکشی عشق او مهار ندارد
بس که به شوق آمده قرار ندارد
 
باز نمایان شده جلال پیمبر
باز تماشا شده جمال پیمبر
پرده بر انداخته کمال پیمبر
اینکه وصالش بُود وصال پیمبر
 
سمت عدو نه علی اکبر خیمه
می رود از خیمه ها پیمبر خیمه
 
حیدر کرار شد، زمان خطر گشت
لشگر کوفه تمام مثل سپر گشت
ریخت بهم دشت را و موقع برگشت
ضرب عمودی که خورد، واقعه برگشت
 
خون سرش بر روی عقاب چکید و...
راه حرم را ندید و شیهه کشید و...
 
آن بدن از جفا شکسته ترین را
آن بدن له شده به عرشه ی زین را
برد سوی دیگری، شکسته جبین را
لشگر آماده نیز خواست همین را
 
وای که شمشیرها محاصره کردند
از همه سو تیرها محاصره کردند
 
بی خبرانه زدند، بی خبر افتاد
خوب که بی حال شد ز پشت سر افتاد
در وسط قتلگاه تا پسر افتاد
در جلوی خیمه گاه هم پدر افتاد
 
وای گرفتند از دلم ثمرم را
میوه ی باغ مرا، علی، پسرم را
 
آه از این پیرمرد خسته، شکسته
سمت علی می رود شکسته، شکسته
آمد و دید آن تن خجسته، شکسته
در بدنش نیزه دسته دسته، شکسته
 
کاش جوانان خیمه زود بیایند
یاری این قامت شکسته نمایند
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#33
مثل بهار مثل غزل آفریدمت
شعری شدی و با کلماتم خریدمت
 
از دست التماس کنار دلم بمان
مانند باد رفتی و دیگر ندیدمت
 
می خواستم ببینم اذان صدات را
اما چه دیر مثل همیشه رسیدمت
 
پیش از غروب،مثل بلندی مأذنه
بعد از غروب،خوش قدو بالا ندیدمت
 
آیینه ای و روی زمین پخش می شوی
دستم شکسته باد،شکسته کشیدمت
 
از لابه لای این همه پا جمع کردمت
روی عبا شبیه ورق پاره چیدمت
 
علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#34
پیکرت مانند تسبیحی است که از هم وا شده
 تیغ و تیر و نیزه روی بیت بیتت جا شده
 
 طعنه و زخم زبان قد تو را خم کرده است
 قد تو حالا شبیه مادرم زهرا شده
 
 آن قدر روی تنت شمشیر و نیزه تاخته
 قد تو رعنای من، رعناتر از طوبی شده
 
 مادری پهلو شکسته رو به رویت آمده
 کوچه، سیلی، میخ در معنا شده
 
 واژه های بر زبانم کمتر از حد تواند
 برکهٔ شعرم به شوق نام تو دریا شده
 
سیدعلی محمد نقیب

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#35
برای آنکه بخیزد کمی تقلا کرد
نداشت فایده از نو به خاک و خون جا کرد
 
دو پلک زخمی خود را گشود با زحمت
غریب کرببلا را کمی تماشا کرد
 
پدر کنار تن او چو ابر می بارید
به اشک و زمزمه آقا عجیب غوغا کرد
 
گذاشت صورت خود را به صورت اکبر
دوباره مرگ خودش را زحق تمنا کرد
 
دل امام در عالم به یک نظاره شکست
ببین که زخم قدیمی چگونه سر وا کرد
 
به یاد پهلوی زخمی مادرش افتاد
همین که پهلوی خونین او تماشا کرد
 
کسی ز خیمه رسید و به روی خود می زد
کسی که کار خودش را شبیه زهرا کرد
 
...بیا برادر پیرم به خیمه بر گردیم
امام مرده ی خود را دوباره احیا کرد
 
سید محمد جوادی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#36
دل ز قرص قمر خویش کشیدن سخت است
نازها از پسر خویش کشیدن سخت است
 
سر زانو کمکم کرد که پیدات کنم
ورنه کار از کمر خویش کشیدن سخت است
 
مشکل این است بغل کردن تو مشکل شد
تکه ها را به بر خویش کشیدن سخت است
 
خواستی این پدر پیر خضابی بکند
خون دل را به سر خویش کشیدن سخت است
 
نیزه بیرون بکشم از بدنت می میرم
خار را از جگر خویش کشیدن سخت است
 
گر چه چشمم به لب توست ولی لخته ي خون
از دهان پسر خویش کشیدن سخت است
 
تکه هاي جگرم هر طرفی ریخته است
همه را دور و بر خویش کشیدن سخت است
 
به – که از گردن من دفن تو برداشته شد
دست از بال و پر خویش کشیدن سخت است
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#37
در قد و قامت تو قد یار ریخته

در غالب تو احمد مختار ریخته

 

به عمه هاي دست به دامن نگاه کن

دور و برت چقدر گرفتار ریخته

 

گفتی علی و نیزه دهان تو راگرفت

از بسکه در اذان تو اسرار ریخته

 

معلوم نیست پیکرت اصلاً چگونه است

بهتر نگاه می کنم انگار ریخته

 

دارد زره ضریح تو را حفظ می کند

بازش اگر کنند بِالاجبار ریخته

 

یکروز جمع کردن تو وقت می برد

امروز بر سرم چقدرکار ریخته

 

زیر عبا اگر بروم پا نمیشوم

ازبس به روي شانه من بار ریخته

 

گیسوي تو همینکه سرت نیمه باز شد

ازدو طرف به شانه ات اي یار ریخته

 

آنکس که تشنگی مرا پاسخی نداد

حالا نشسته برجگرم خار ریخته

 

علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#38
وقت وداع ازحرم نگاه پدرها
ملتمسانه تر است پشت پسرها
 
می رود ویکصدا به گریه می افتند
پشت سرش خیمه ها به گریه می افتند
 
کیست که خاکش بوي گلاب گرفته
اینکه برایش ملک رکاب گرفته
 
بهر شهادت چنان شتاب گرفته
زودتر از دیگران جواب گرفته
 
سرکشی عشق او مهارندارد
بسکه به شوق آمده قرار ندارد
 
باز نمایان شده جلال پیمبر
بازتماشا شده جمال پیمبر
 
پرده بر انداخته کمال پیمبر
اینکه وصالش بود وصال پیمبر
 
سمت عدو نه علی اکبرخیمه
می رود ازخیمه ها پیمبرخیمه
 
حیدرکرارشد،زمان خطرگشت
لشگرکوفه تمام مثل سپرگشت
 
ریخت بهم دشت را و موقع برگشت
ضرب عمودي که خورد،واقعه برگشت
 
خون سرش بر روي عقاب چکید و...
راه حرم را ندید و شیهه کشیدو...
 
آن بدن از جفاشکسته ترین را
آن بدن له شده به عرشه ي زین را
 
برد سوي دیگري ،شکسته جبین را
لشگر آماده نیزخواست همین را
 
واي که شمشیرها محاصره کردند
ازهمه سو تیرهامحاصره کردند
 
بی خبرانه زدند،بی خبرافتاد
خوب که بیحال شد زپشت سرافتاد
 
در وسط قتلگاه تا پسر افتاد
درجلوي خیمه گاه هم پدرافتاد
 
واي گرفتند از دلم ثمرم را
میوه ي باغ مرا،علی،پسرم را
 
آه از این پیرمرد خسته،شکسته
سمت علی می رود شکسته،شکسته
 
آمد و دیدآن تن خجسته،شکسته
در بدنش نیزه دسته دسته،شکسته
 
کاش جوانان خیمه زود بیایند
یاري این قیامت شکسته نمایند
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#39
هرچند پیر و خسته دل و ناتوان شدم
هرگه نظر به سوی تو کردم جوان شدم
 
طاووس خیمه ؛ پیش پدر راه میروی؟
گفتی اذان و مست من از این اذان شدم
 
ای عصای پیری من میروی برو
اما به روی نعش تو، من قد کمان شدم
 
باخود نگفته ای پدرت خُرد میشود
من مثل قطعه های تنت بی نشان شدم
 
آخر چرا جواب پدر را نمیدهی
چیزی بگو علی ، وَلدی نصف جان شدم
 
....زینب میان آن همه دشمن دویده است
بابا اسیر زخم زبانهایشان شدم
 
از بهر بردن تو عبا کم میاورد
من چند بار بربدنت امتحان شدم
 
شد سُرخی لبان تو در دشت منتشر
من هم به تشت زر هدف خیزران شدم
 
شکر خدا که نیزه ی من شد بلندتر
در آن مسیر برسر تو سایبان شدم

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#40
داغی ست بر دلم که تسلا نمیشود
دیگر لب اذان گوی من وا نمیشود
 
بر سینه از فراق جگر گوشه ی عزیز
زخمی ست تا ابد که مداوا نمیشود
 
ذبح عظیم من شده و فدیه ای جز او....
....تفسیر آیه های فدینا نمیشود
 
از اکبرم چه ریخت و پاشی نموده اند
این تکه تکه در بغلم جا نمیشود
 
اشکم کفاف این همه زخمش نمیدهد
جایی برای بوسه که پیدا نمیشود
 
یک نیزه از بلندی اسبش زمین زده
جا کرده خوش به پهلوی او پا نمیشود
 
افتاده بس که فاصله در این فَاقطّعوه
در یک عبا تمام تنش جا نمیشود
 
حتی کنار هم بگذارم اگر تنش
نه! آن جوان خوش قد و بالا نمیشود
 
یک پیرمرد داغ جوان دیده هیچ جا
این گونه بین خنده تماشا نمیشود
 
یارم شوید؛ آه رفیقانِ اکبرم
تا خیمه بردنش تک و تنها نمیشود
 
تا گیسوان عمه پریشان نگشته است
کاری کنید... اکبر من پا نمیشود



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,485 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,581 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,776 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,708 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,199 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,756 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,190 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 962 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,526 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان