اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع»)
زمان کنونی: 11-30-2022، 06:39 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 54
بازدید 4792

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت علی اکبر«ع» اشعارشب هشتم شاهزاده محرم

اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
 
از خیمه ها درآمده خواهر ،بلند شو
زینب رسیده است برادر بلند شو
 
دنبالت آمده همه را زیر و رو کند
پس تا نبرده دست به معجر بلند شو
 
دشمن به ریش خونی تو خنده میکند
پس پشت کن به خنده ی لشگر بلند شو
 
گفتم عبا بیاورد عباس از خیام
برخیز اذان بگو سر منبر، بلند شو
 
اینجا درست نیست مکش زانو اینچنین
از روی پیکر علی اکبر بلند شو
 
حالا که اشک و ناله ی زینب قبول نیست
اصلا بیا به خاطر مادر بلند شو
 
تو میخوری زمین جگرم آب میشود
ای وارث دلاور خیبر بلند شو

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
کوفیان منتظر و در صدد آزارند
نکند داغ تورا روی دلم بگذارند
 
پسرم خیمه همینجاست مرا گم نکنی
پسرم دور نشو سنگ دلان بسیارند
 
پسرم دست خودت نیست اگر تنهایی
این جماعت همه از اسم علی بیزارند!
 
این جماعت همه امروز فقط آمده اند
داغ هفتاد و دوتا گل به دلم بگذارند
 
سنگ ها...هلهله ها...پیکر تو...یک لشگر...
وای این قوم چرا اینهمه خنجر دارند؟
 
آه ، پرپر مزن آنقدر دلم میگیرد
عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند
 
عصر امروز جوانان حرم جسمت را...
باید از هر طرف دشت بلا بر دارند
 
دیدی آخر تو به معراج رسیدی پسرم
باید اینبار تو را پیش خودم بسپارند...
  
محسن کاویانی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#42
در گيسويت دو صد غزل عاشقانه است
دریــای مــهربانی تو بیکـــرانه است
 
ای حضـــرت محمـــد کرب و بـلای ما
امشب اویس من به سوی تو روانه است
 
هرکس که دید حضرت تو ؛ مومنانه گفت
مثل نبـــی اکرممــان چهار شانه است
 
رمّان قــد توست نه کوتــاه نه بلنـــد
یعنـــی همیشه فــال قد تو میانه است
 
دلتنگی از دل همه ي اهل بیت رفــت
ازبس گِــل وجود تو پیغمبرانه است
 
هرچند حضرت علیِ اکبري شما
سرتا قــدم جــوانی پیغمبری شما
 
ای بهتــرین قصیــده ناب کتابمــان
ارشــدترین برادر طفل ربابمــان
 
نازل شو از عقاب كه ما تشنه ي توأييم
ای اوّلین بهانه ي چشم پر آبمان
 
پایین بیا ؛ هدایتمــان کن به خیمــه ها
ای تا همیشه حضرت ختمی مآبمان
 
ای سیب سرخ ؛ یک سبد انگور می خوری ؟
یک خوشه نوش جان بکن عالی  جنابمان
 
پایین بیا وگرنه به خود لطمــه می زنم
بیرون بیــار یکــدفعه از اضطرابمان
 
آهسته رو وَ فرصت خیر العمل بده
وقتــی برای بوســه زدن لااقل بده
 
رفتی و داغ تو به دل خیمه ماند ؛‌ نه ؟
از پای سیــد الشــهداء‌ را نشــاند،نه؟
 
رفتی  ولی چـــرا نفـــر اول حـــرم
آیا کسی به معرکه ات می کشاند ؛‌ نه
 
وقتی که از شکاف سرت خون تازه ریخت
اسبت تو را ز کوچه  ي نیزه رهاند‌؛ نه
 
یک نیزه آمــد و صف شمشیر را شکست
نزدیک شد و فاتحه بهر تو خواند؛ نه!
 
آیا امام با همــه ي قطعــه قطعــه ات
تنها تو را به خیمه ي گریه رساند ؛ نه 
 
افتــاده بــود روی ضــریــح مشبــکت
تا اینکه عمه آمد و گیسو فشاند ، نه !
 
هرگز نشد کنار تنت قطع ، ناله هاش
تا اینکه تکّه تکّه تو را چید در عباش
 
سعيد توفيقي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
بیا که شبه رسولت شبیه زهرا شد
علی به کوفه دوباره غریب و تنها شد
 
 میان تنگه فوج سپاه این صحرا
دوباره کــوچه سیلی زدن مهـــیا شد
 
هزار قنفذ و صدها مغیره بود اینجا
که جسم اکبرت این گونه ارباً اربا شد
 
فقط لبی که به لبهای تو زدم باقی است
وگرنه تیر جفا بر همه تنم جا شد
 
دلم زجــور زمــانه گرفتـــه بود اما
نشست نیزه به پهلویم و دلم وا شد
 
مهدي ماهوش
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
ز دستم‌ مي‌ روي‌ اما صدايم‌ در نمي‌آيد
دلم‌ مي‌سوزد و كاري‌ ز دستم‌ بر نمي‌آيد
 
سرم‌ را مي‌گذارم‌ روي‌ كتف‌ خواهرم‌ زينب‌ :
الا اي‌ محرم‌ دردم‌ چرا اكبر نمي‌آيد
 
اگر زينب‌ نمي‌آمد گريبان‌ پاره‌ مي‌كردم‌
تحمل‌ مي‌رود اما شب‌ غم‌ سر نمي‌آيد
 
اذان‌ گوي‌ دل‌ بابا، اذاني‌ ميهمانم‌ كن‌
اگر چه‌ از گلوي‌ تو صدائي‌ در نمي‌آيد
 
الا اي‌ سرو بي‌ همتا، عصاي‌ پيري‌ بابا
به والله‌ سرم‌ ديگر از اين‌ بدتر نمي‌آيد
 
اگر چه‌ سعي‌ خود را مي‌كنم‌، اما
نمي‌دانم‌ چرا اين‌ تيرها از پيكر تو در نمي‌آيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
رفتی و لرزه به جان پدرت افتاده
از نفس؛ خواهر من پشت سرت افتاده
 
همه ی دشت پر از عطر پیمبر شده است
هر طرف تکه ای از بال و پرت افتاده
 
این فزع کردن من دست خودم نیست علی
چشمم آخر به تن مختصرت افتاده
 
یک نفر بیش نبودی که به میدان رفتی
این همه نیزه چرا دور و برت افتاده
 
نفسی تازه کن و باز دلم را خوش کن
روی جسمت پدر محتضرت افتاده
 
کوچه ای باز نمودند که راحت بزنند
بین لشگر علم و هم سپرت افتاده
 
قدری آهسته بگویید به ام لیلا
خنجر و تیغ به جان پسرت افتاده
 
احسان محسنی فر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
این نیزه ها که روی تنت قد کشیده اند
انگار تیغ روی محمد کشیده اند
 
تا اینکه خوب خوب جدایت کنند آه
هر گوشه هر طرف که نباید کشیده اند
 
بالای زین بمان که و گرنه به رسم کفر
اینها اگر سوار بیفتد کشیده اند
 
فزت و رب کرب و بلا را بخوان که باز
این ابن ملجمان همگی قد کشیده اند
 
حتماً نماز شکر ادا کرده اند چون
تکبیر های ممتد و بی حد کشیده اند
 
حتی فرشته های خدا هم قلم به دست
بر تکه تکه های تو گنبد کشیده اند
 
از پا نشستم از غم و پایین پای من
تنها برای توست که مرقد کشیده اند
 
رحمان نوازنی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
ناباورانه می‌برم ای باورم تو را
ناباورانه غرق به خون تا حرم تو را
 
سخت است روی سطح عبا جمع کردنت
پاشیده‌اند بس که به دور و برم تو را
 
پا را مکش که شیون زن‌ها بلند شد
سوگند می‌دهم به دل دخترم تو را
 
لبخندها بلندتر از قبل می‌شود
وقتی که می‌کشم به دو چشم تَرم تو را
 
حالا صدای هلهله‌ها هم بلند شد
یعنی که آمده ببرد خواهرم تو را
 
جای منِ شکسته ببین در میان خون
با دست خُرد شانه زده مادرم تو را
 
وای از حرم که می‌نگرد ساعتی دگر
بر نیزه می‌برند کنار سرم تو را
 
می‌خواستم بغل کنمت باز هم ولی
تکه به تکه در بغلم می‌برم تو را
 
حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
تو در تجلّياتِ الهي چنان گمي
دنبال مرگ مي‌روي و در تبسمي
 
آري جلو جلو تو به معراج رفته اي
مبهوت مانده ام که تو در عرش ِ چندمي
 
باز از مسيح حنجره‌ي خود اذان ببار
بر اين کوير تشنه بنوشان ترنمي
 
هر لحظه در سلوک مقامات نو به نو
پيغمبرانه با خود حق در تکلمي
 
شوق وصال مي‌چکد از هر نگاه تو
لبريز عشق و شور و خروش و تلاطمي
 
پر باز کن برو ! که مجال درنگ نيست
جاي تو خاک، اين قفس تيره رنگ نيست
 
اين گونه بود بر تو سلام و درودشان
ديدي چه کرد با تو نگاه حسودشان
 
از کينه‌ي علي همه آتش گرفته اند
اما به چشم هاي تو مي‌رفت دودشان
 
محراب ابروان تو را برگزيده اند
شمشيرهاي تشنه براي سجودشان
 
طوفان خون به پا شده در بين قتلگاه
دور و بر تنت ز قيام و قعودشان
 
فُزتُ وَ ربِّ کرب و بلا را بخوان علي !
فرق تو را نشانه گرفته عمودشان
 
ديدم چگونه پهلويت از دست رفته بود
در حمله هاي وحشي و سرخ و کبودشان
 
اين پلک هاي زخمي خود را تکان بده
لب باز کن بر اين پدر پير جان بده
 
یوسف رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
خواهم اگر به آن قد و بالا ببینمت
باید تو را به وسعت صحرا ببینمت
 
تکه به تکه جسم تو را جمع کردم و
می چینمت به روی عبا تا ببینمت
 
حالا که تیر خورده و پهلو گرفته ای
پیغمبرم ... به کسوت زهرا ببینمت
 
خوبست اینکه حداقل مادر تو نیست
ورنه چگونه در بر لیلا ببینمت
 
جان کندن مرا به تمسخر گرفته اند
پیش بساط خنده اینها ببینمت
 
ترسم ز عمه بود بیاید... که آمده
حالا من عمه را ببرم ... یا ببینمت؟
 
تشنه نرفته است ز خون تو دشنه ای
باید به نیزه ها نگرم تا ببینمت
 
محمد بیابانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
از نسل حیدری و دلاورتر از تو نیست
یعنی پس از علی علی اکبرتر از تو نیست
 
منطق قبول داشت که با خلق و خوی تو
شخصی میان خلق پیمبرتر از تو نیست
 
آنان که در شجاعت تو شک نموده اند
خیبر بیاورند که حیدرتر از تو نیست
 
آخر خلیفه خسته شد و اعتراف کرد
از مردمان شهر کسی برتر از تو نیست
 
ساقی کنار حوض نشسته است منتظر
حالا برو بهشت که کوثرتر از تو نیست
 
پایین پای بابا افتاده ای علی
اکنون به دشت جسمی پرپر تر از تو نیست
 
مجید تال



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 9,516 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 6,655 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 6,025 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 2,842 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 2,758 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,577 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 6,231 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 3,313 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,501 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 7,203 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان