اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع»)
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:25 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 116
بازدید 4355

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
اصغر«ع» حضرت علی اشعارشب شاهزاده محرم هفتم

اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
می شینه رو خاک خدا خدا میگه
گاهی وقتا حرفاشو به ما میگه
شبا وقتی یهو از خواب می پره
دستاشو تکون میده لالا میگه
**
آخه امروز تو کوچه گهواره دید
دست مادرای شام شیرخواره دید
صبح تا حالا با کسی حرف نزده
فکر کنم حرمله رو دوباره دید
**
حرمله گلشنمو ازم گرفت
گل رو دامنمو ازم گرفت
من اگه لالا نگم دق مکنیم
لالایی گفتنمو ازم گرفت
**
حرمله خدا تحقیرت کنه
الهی داغ ببینی پیرت کنه
یه جوری زدی زمینگیرم کنی
الهی خدا زمینگیرت کنه
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
داری مقابل پدرت راه می روی
زیبائی تو را به تماشا نشسته است
تصویر دلبرانه ای از روی ماه تو
در چشم پیرمرد چه زیبا نشسته است
**
هر روز لحظه لحظه ی دامادی تو را
با خود هزار مرتبه تصویر می کند
لبخندهای ماحَضر سفره ی لبت
او را چقدر سیر نمک گیر می کند
**
تو فکر می کنی که عصای پدر شوی
حالا که روزگار دلش را  شکسته است
تو فکر می کنی که... ولی نه، نمی شود
حالا که تیر توی گلویت نشسته است
**
دارد به زیر داغ تو از دست می رود
کمتر به روی دست پدر دست و پا بزن
نزدیک تر شدی به خدا روی دست او
با حنجری بریده خدا را صدا بزن
**
بر روی خشکی لب بابا چکیده و
شرمنده کرده قطره ی اشک تو آب را
بعد از تو  تا همیشه محال است سایه ای...
... در زیر چتر خویش ببیند رباب را
**
پرپر، بریده حلق، به خون غوطه ور، شهید
تقصیر عشق بود اگر اینچنین شدی
ای کهنه کارعاشق ِ شش ماهه! تا ابد...
... بر حلقه های اهل محرّم نگین شدی
 
علی اصغر ذاکری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
سردرد داشت آه ولی شیر نه نداشت
انگشت را در دهن کودکش گذاشت
 
حسش شبیه پر زدن یا کریم بود
تب کرده بود کودک و حالش وخیم بود
 
کودک نشسته در بغل مادرش رباب
انگشت میمکید و مادر به التهاب
 
یعنی حسین! کودکم از دست میرود
دارد علی کوچکم از دست میرود
 
دیگر نفس نفس زدنش با شماره شد
"بابا بیا مرا ببر"ش با اشاره شد
 
آمد به صحنه با علی اصغرش و بعد
دریای اشک گشت دو چشم ترش و بعد
 
تیری سه شعبه آمد و ریشی خضاب شد
کودک برای مرد شدن انتخاب شد
 
دشمن،صدای هلهله،بالا...بلندتر
اما صدای گریه ی مولا...بلندتر
 
سرباز کوچک حرمم!تکسوار من
جوشن صغیر من! علی ام!ذوالفقار من
 
تیری نشسته روی تنت هی تکان مخور
زخمش رسیده تا دهنت هی تکان مخور
 
چیزی بگو، چه چاره بجویم عزیزکم؟
حالا به مادرت چه بگویم عزیزکم؟
 
وا میشود شکاف گلو دست و پا مزن
اصغر ! تورا به روح عمو دست و پا مزن
 
مادر...پدر...شکسته...کودک شکسته تر
زخمش مدام میشود از هم گسسته تر
 
یک رد خون نازک و یک دشت شاپرک
با چشمهای بسته برگشت شاپرک
 
سيد نيما نجاري

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت

نبرد تن به تنش شد تمام بر می گشت

 

عموی كوچك سادات حاجی عشق است

ز طوف صاحب بیت الحرام بر می گشت

 

دو تا حرم كه در آغوش یكدگر بودند

امامزاده به دوش امام بر می گشت

 

چه می شد اینكه به او قدری آب می دادند

كه طفلكی به حرم تشنه كام بر می گشت

 

سه شعبه آمد و بخت رباب برگرداند

پدر خجل شده سمت خیام بر می گشت

 

دوباره یك دو قدم سوی معركه می رفت

دوباره سوی حرم یك دو گام بر می گشت

 

چه می شد اینكه دعای رباب را بخرند

كه تیر آمده با احترام بر می گشت

 

سرش به سینۀ بابا، تنش به زیر عبا

چه با وقار از آن ازدحام بر می گشت

 

محسن حنیفی

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
دو قدم رفته و، می خواست پدر، برگردد
سرِ گهواره به آغوش پسر برگردد
 
شوق دیدار پسر می كشدش از میدان
ظاهرا از سرِ تكلیف، نظر برگردد
 
مرد میدان جگرش خون شده بود، آمد تا
به دل معركه با پاره جگر برگردد
 
او كه مجموعه ی درد است...! نبینم هرگز...!
اینچنین منقلب و زیر و زبر برگردد
 
صحبت از شهد و عسل بود، ولیكن وقتی
نمك افزوده شود، طعم شكر برگردد
 
بعد از آن تلخ ترین لحظه رقم خواهد خورد
پدر اینبار، جگر سوخته تر برگردد
 
نوك پیكان به گلو خیره شد ای وای خدا
چاره ای كن نظر تیر سه پر برگردد
 
هم گلو نازك و هم تیر به پهنای گلو
وای از آن لحظه كه یك مرتبه سر برگردد
 
علی احدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
رفته تابِ شیرخواره وای بیچاره رباب
نیست وقتِ استخاره وای بیچاره رباب
 
برد آقا تا که سیرابش کند، با ناله کرد...
بر لب خشکش اشاره وای بیچاره رباب
 
تا که فرمود: "...إرحموا هذا الرضیع" تیری رسید
حرف او شد نیمه کاره وای بیچاره رباب
 
حرمله با تیِر مرد افکن علی را ذبح کرد
هنجرش شد پاره پاره وای بیچاره رباب
 
میخِ محکم را به روی تخته ی نازک بکوب
رفته تاب از استعاره، وای بیچاره رباب
 
پیکرش را برد بابا تا که پنهانش کند
قلبِ مادر زد شراره، وای بیچاره رباب
 
عاقبت در پشت خیمه قبرِ مخفی شد عیان
نیست دیگر راه چاره وای بیچاره رباب
 
رأسِ او را روی نی بستند، این بی رحم ها
کرد با حسرت نظاره وای بیچاره رباب
 
همسر ارباب ما دیگر شبی راحت نخفت
هر شبش شد پر ستاره وای بیچاره رباب
 
جای چنگ آخرش روی گلویش سوخت باز
خیره شد بر گاهواره وای بیچاره رباب
 
کنجِ ویرانه به یاد اصغرش با آه گفت:
مادرم... با من هم آره...؟ وای بیچاره رباب
 
بیتِ آخر را فقط فهمید هرکس مادر است
شیر در سینه دوباره... وای بیچاره رباب
 
محمد جواد شیرازی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
هرم لبهای تو آتش زده جانم پسرم
قصه ی آب برای تو بخوانم پسرم
 
پسر ساقی کوثر به چه کاری افتاد
کشته ی طعنه ی این زخم زبانم پسرم
 
داغ تو چون علی اکبر کمرم را تا کرد
نعره خواهم زنم از دل نتوانم پسرم
 
مادرت دیده به راه است که سیراب آیی
با چه رویی تن تو خیمه رسانم چه کنم
 
بی هوا تیر رسید و نفسم بند آمد
با نگاه تو گرفته ست زبانم پسرم
 
خون من گردن آنکس که گلوی تو برید
حسرت بوسه نهاده به لبانم پسرم
 
صبر کن تا پر قنداقه ی تو پاره کنم
سخت جان می دهی ای راحت جانم پسرم
 
ز ترک های لبت بوسه گرفتن سخت است
خندۀ آخر تو برده توانم پسرم
 
می کَنم قبر تو را دور ز چشم مادر
پدرم داده ره چاره نشانم پسرم
 
با وجودی که کنم قبر تو یکسان با خاک
باز هم جان تو بابا نگرانم پسرم
 
قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
نام تو را همینکه صدا می‌زند رباب
آتش به جان کرب و بلا می‌زند رباب
 
مثل دل پدر گلویت پاره پاره است
اما دوباره حرف شفا می‌زند رباب
 
شد سینه پر ز شیر؛ ولی شیرخواره نیست
مادر بیا که باز صدا می‌زند رباب
 
چون در خیال خویش بغل می‌کند تو را
بوسه به زخم حلق شما می‌زند رباب
 
زحمت برای مادر و خلعت برای غیر
دیگر نگو که ناله چرا می‌زند رباب
 
قلب سکینه از غم تو تیر می‌کشد
در هرکجا که حرف تو را می‌زند رباب
 
سید محمد جوادی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
یک گام رو به پیش و یکی رو به پس رود
با خود مردّد است به سوی چه کس رود؟
 
به دست‌های خونی خود می‌کند نگاه
جان آمده به لب که به جای نفس رود
 
پشت سرش نگاه عطش‌خیز مادری است
خیره... مگر عبا ز روی طفل پس رود
 
قنداق را به سینه‌ی خود می‌فشارد... آه
آرام می‌کند به سوی خیمه‌ها نگاه
 
آبش نداده‌اند... بماند... که بر دلش
زخم دوباره می‌زند این خنده‌ی سپاه
 
گهواره مانده چشم به راه مسافرش
همراه خواهری که شده گریه‌اش پناه
 
مانده کجا رود؟ به سوی خنده‌های شوم؟
یا سمت گریه‌های عطش‌ناک خیمه‌گاه؟
 
امیر اکبر زاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
هر لحظه از خدا طلب مرگ ميکني
وقتي که دشمنت بلد ِ راه ميشود 
ته مانده ي نفس زدنِ صبح تا غروب
صرف کشيدن دو سه تا آه ميشود
**
در موج اشکهاي خودت غرق ميشوي
با اين همه مصيبت و داغي  که ديده اي
نسبت به گام قبلي خود پيرتر شدي
کم کم به شانه هاي رقيه رسيده اي
**
آب طلب نکرده هميشه مراد نيست
شايد سريعتر بشود انکسار تو
حالا که چند قطره فقط آب خورده اي
حالا که شير هست ولي شير خوار تو..
**
حالت شبيه محتضر رو به قبله است
دردسري شده به سلامت رساندنت
از بعد ديدن سر اصغر به نيزه ها
تغييرکرده لهجه ي لالاي(ي) خواندنت
**
دلتنگ گرپه هاي کسي ميشوي که او
آرام سرسپرده به اغوش نيزه ها
"اين گريه ها براي تو اصغر نميشود"
لالايي تو پر شده در گوش نيزه ها
 
نوید اسماعیل زاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#20
عرشیان باب حوائج که خطابش کرند...

فرشیان جای ابا الفضل حسابش کردند

 

داشت کم کم به تکان های عمو  می خوابید

ناگهان هروله کردند و خرابش کردند

 

مادر اصغر شش ماهه خود اقیانوس است

«رب آب است به معنی و ربابش کردند»

 

شایدم او ملکی بود خدا میداند

که به مادر شدن شاه مجابش کردند

 

تشنگی بوده بهانش که به میدان برود

خواست سر-باز شود پا به رکابش کردند

 

قطره آبی شد و بر شانه بابا میرفت

تا که در دست پدر بود، حبابش کردند

 

بی هوا مثل مدینه پسری را کشتند

او از ارباب چکیدست و گلابش کردند

 

به علی اصغر و ارباب نمیدانستم

او همان محسن زهراست ، جوابش کردند

 

مثل انگور حسین است ولی زود رسید

چیدنش از سر این شاخه، شرابش کردند

 

سیل اشکی ولی آنها که نمی فهمیدند

آب را در جلوی چشم تو آبش کرند

 

بس که در قلب حرم ولوله ای شد دیدی؟

کشتنت را چقدر پر تب و تابش کردند؟

 

بس که خورشید شد از تابش خود شرمنده

سوخت از سوز تو تا این که مذابش کردند

 

خون تو دست پدر بود که باران میشد

تا که بارید به خورشید، عذابش کردند

 

رنگ خورشید نه زرد است و نه قرمز شاید

در همان روز به خون تو خضابش کردند

 

و دو پیکر به مزاری عجب استقبالی

جای او سینه باباست که خوابش کردند

 

و غزل ساخته ی دست علی اصغر شد

بس که دیوان عظیمیست، کتابش کردند

 

بس که گفتند و شنیدیم نمی از دریا

جگرم را ز همین شعر کبابش کردند

 

امیرحسام یوسفی

 



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,484 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,580 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,776 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,708 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,199 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,756 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,190 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 962 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,526 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان