آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع»)
زمان کنونی: 05-15-2021، 07:59 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 116
بازدید 4564

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
اصغر«ع» حضرت علی اشعارشب شاهزاده محرم هفتم

اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#71
می شینه رو خاک خدا خدا میگه
گاهی وقتا حرفاشو به ما میگه
شبا وقتی یهو از خواب می پره
دستاشو تکون میده لالا میگه
**
آخه امروز تو کوچه گهواره دید
دست مادرای شام شیرخواره دید
صبح تا حالا با کسی حرف نزده
فکر کنم حرمله رو دوباره دید
**
حرمله گلشنمو ازم گرفت
گل رو دامنمو ازم گرفت
من اگه لالا نگم دق مکنیم
لالایی گفتنمو ازم گرفت
**
حرمله خدا تحقیرت کنه
الهی داغ ببینی پیرت کنه
یه جوری زدی زمینگیرم کنی
الهی خدا زمینگیرت کنه
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
 
خدا به ماه زمین خورده آسمان بدهد
دلی به وسعت دریای بی کران بدهد
 
امام عشق، علَم را به دست ساقی داد
که مرد را به تمام جهان نشان بدهد
 
چه می شود که به باد و به ابرها و به خاک
به سنگ های زبان بسته هم زبان بدهد
 
که باد نوحه بخواند، که ابر گریه کند
که خاک اقامه بگوید، که سنگ اذان بدهد
 
و یا به کودک لب تشنه روی دست پدر
هزار سفره ی رنگین تر از کمان بدهد
 
رباب از نفس افتاده جبرئیل کجاست
که گاه گاهی گهواره را تکان بدهد
 
چه عاشقانه و زیبا خدا مقدّر کرد
که روی دست پدر ایستاده جان بدهد
 
هزار نکته ی شیرین تر از عسل باقی ست
اگر عطش بگذارد؛ اگر امان بدهد
 
احمد علوی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#62
این ناله ی شکسته ی یک خسته مادر است
بی شیر بودنم به خدا مرگ آور است
 
آن مادری که شیر ندارد دهد به طفل
خجلت زده غریب و پریشان و مضطر است
 
از دخترم سکینه شنیدم چه ها شده
رویت خضاب گشته ز خونِ کبوتر است
 
مهلت بده دوباره گلم را بغل کنم
من مادرم که سینه ی من مهد اصغر است
 
یا که ببند چشم علی یا که صبر کن
چشمش هنوز در پی بیچاره مادر است
 
با من مگو که تیر به حلق علی زدند
بر حنجرش نشانه ی تیزیِ خنجر است
 
سنگ لحد نچیده به رویش مریز خاک
تازه بخواب رفته گل من که پرپر است
 
داغش عظیم اگرچه خودش شیر خواره بود
این داغ سخت با همه غمها برابر است
 
جواد حیدری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#63
تو مثل آن گل سرخی که تازه وا شده است

وَ غنچه غنچه در این دشت رو نما شده است

 

تو اولین قدم سبزه روی دشت بهار

تو مثل طفل نسیمی که تازه پا شده است

 

هنوز چشم نجیبت شبیه باران ست

که با ترنم هر قطره هم نوا شده است

 

تو آن لطیفه ی صبحی که از سحر ، خورشید

به غمزه غمزه ی ناز تو آشنا شده است

 

دوباره خنده بزن غنچه ام که دل تنگم

لب شکر شکن تو چه دلربا شده است

 

تو را چگونه شقایق رقیب خود نکند

که داغ عشق، به درد تو مبتلا شده است

 

تو روی دست منی تا به عرش می برمت

که فصل سبز ملاقات با خدا شده است

 

فرات بر دو لب تشنه ی تو می سوزد

مگر برای تو این دشت کربلا شده است

 

دعای کوچک من در قنوت عشق تویی

که کائنات پر از ذکر ربّنا شده است

 

جعفر رسول زاده

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#64
گلوی تو چه گلویی که نیزه دان شده است
و نیزه زیر گلوی تو ارغوان شده است
 
به سن وسال و قیافه و زور بازو نیست
بزرگ مرد همین ایل و خاندان شده است
 
عطش برای شما چه بهانه خوبی است
و گرنه آب برای تو نیمه جان شده است
 
تو دست خالی و دشمن سه شعبه آورده است
چقدر حرمله پیش تو ناتوان شده است
 
به پای خاست ، رجز خواند و قصد میدان کرد
چه کودکی که به شش ماهگی جوان شده است
 
و لابه لای نگاهش غم پدر پیداست
تمام دغدغه اش چوب خیزران شده است
 
و گشت خون تو تا هفت آسمان جاری
زمین چقدر در اینجا چو آسمان شده است
 
تمام دغدغه ام شرح تلخ این قصه است
گلوی تو چه گلویی که نیزه دان شده است
 
نادر حسینی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#65
ششماهه‌ بود و رنگ‌ جمالش‌ پريده‌ بود
از هوش‌ رفته‌ يا كه‌ به‌ ناز آرميده‌ بود
 
چشمان‌ خود گشود و ز گهواره‌ زد برون‌
هل‌ من‌ معين‌ غربت‌ بابا شنيده‌ بود
 
او محسن‌ است‌ يا كه‌ از او در نيابت‌ است‌
خاكستري‌ كه‌ حاصل‌ عمر شهيده‌ بود
 
لب‌ تشنه‌ بود از عطش‌ غربت‌ پدر
آمد ولي‌ به‌ جان‌ ، غم‌ بابا خريده‌ بود
 
يك‌ لحظه‌ هم‌ درنگ‌ نكرد خصم‌ خيره‌ سر
انگار تا به‌ حال‌ سپيدي‌ نديده‌ بود
 
تير سه‌ شعبه‌اي‌ كه‌ زد از جنس‌ ميخ‌ در
از گوش‌ تا به‌ گوش‌ علي‌ را دريده‌ بود
 
باور نداشتند، علي‌، دست‌ و پا زند
هجم‌ سه‌ شعبه‌ چون‌ نفسش‌ را بريده‌ بود
 
آيا شتاب‌ تير كمك‌ كرد يا حسين‌
خود تير را ز حنجره‌ بيرون‌ كشيده‌ بود
 
احسان‌ محسني‌فر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#66
شعاع آه مرا ضرب در عذاب كنيد

محيط درد گلوي مرا حساب كنيد

 

از التهاب لب من گدازه ميريزد

براي كشتن آتش فشان شتاب كنيد

 

حسين آمده تا آبروي آب شود

بجاي هلهله فكري به حال آب كنيد

 

ميان جمع شما يك نفر مسلمان نيست ؟

كجاست غيرتتان ، هاي ، انقلاب كنيد

 

به پيرمرد جوان مرده كه نميخندند

حيا كنيد ، از اين ظلم اجتناب كنيد

 

مرا كه بالش دست رقيه ميخواباند

نميشود كه به تير سه شعبه خواب كنيد ؟

 

به سعي هاجر و سوز گلوي اسماعيل

سراب حلق مرا زمزم رباب كنيد

 

نزاع غنچه و فولاد آخرش پيداست

سه شعبه را كه نشد ، نيزه را مجاب كنيد

 

مصطفی متولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#67
آنقدر توان در بدن مختصرت نیست
آنقدر که حال زدن بال و پرت نیست
 
بر شانه بینداز خودت را که نیفتی
حالا که توانایی از این بیشترت نیست
 
فرمود: حسینم، به خدا مسخره کردند
گفتند:مگر صاحب کوثر پدرت نیست
 
گفتی که مکِش منت این حرمله ها را
حیف از تو و دریای غرور پسرت نیست
 
حالا که مرا می بری از شیر بگیری
یک لحظه ببین مادر من پشت سرت نیست؟
 
تو مثل علی اکبری و جذب خدایی
آنقدر که از دور و برت هم خبری نیست
 
آنقدر در آن لحظه سرت گرم خدا بود
که هیج خبر دار نگشتی که سرت نیست
 
این بار نگه دار سرت را که نیفتد
حالا که توانایی از این بیشترت نیست
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#68
در تنگناي حادثه بر لب نوا گرفت
از بي قراري‌اش دل هر آشنا گرفت
 
با شوق پر کشيدن از اين خاک بي فروغ
در بين گاهواره قنوت دعا گرفت
 
اعلام کرد تشنه‌ي‌ صبح شهادت است
آنقدر ناله زد که گلوي صدا گرفت
 
آنقدر اشک ريخت که خورشيد تيره شد
از شرم چشم غرق به خونش، هوا گرفت
 
در آخرين وداع غريبانه اش پدر
او را به روي دست براي خدا گرفت
 
ناگاه يک سه شعبه سراسيمه سر رسيد
ناباورانه فرصت يک بوسه را گرفت
 
تا عرش رفت مرثيه‌ي سرخ حنجرش
جبريل روضه خواند و خدا هم عزا گرفت
 
از شرم چشم هاي پر از حسرت رباب
قنداقه را امام به زير عبا گرفت
 
یوسف رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#69
سر وقت
 
وقتش رسیده است که پر در بیاوری
از راز خنده‌ی همه سر در بیاوری
 
وقتش رسیده است که با روضه‌های خشک
اشکی ز چشم چند نفر در بیاوری
 
وقتش رسیده است که موسی شوی و باز
از نیل تا فرات جگر در بیاوری
 
خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلی
از زیر دست‌های تبر دربیاوری
 
تو یک تنه حریف همه می‌شوی و بس
از این قماط، دستی اگر دربیاوری
 
تو از نوادگان مسیحی بعید نیست
از خاک، مشک تازه و تر دربیاوری
 
در این کویر خار گل انداخت گونه‌ات
گفتی کمی ادای پدر دربیاوری!
 
لب می‌زنی به هم که بخوانی ترانه‌ای
اشکی به این بهانه مگر در بیاوری
 
رضا جعفری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#70
تا که بر روی زمین خیمه‌ی سقا افتاد

پدرت از نفس و مادرت از پا افتاد

 

ناخنت خون شده و چهره‌ی مادر زخمی

آنقدر چنگ زدی تا به رخش جا افتاد

 

به همه رو زدم اما چه کنم، خندیدند

چشم‌ها تا که به چشم تر بابا افتاد

 

خواستم بوسه بگیرم ز لبان خشکت

گذر حرمله افسوس به اینجا افتاد

 

حنجر نازکی انگار ترک خورد و شکست

کودکی بال زد اما ز تقلا افتاد

 

دست و پا می‌زدی و هلهله‌ها می‌آمد

عرق شرم پدر وقت تماشا افتاد

 

همه‌ی آرزویم بود زبان باز کنی

ولی انگار که یک فاصله اینجا افتاد

 

حسن لطفی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,817 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,805 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,021 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,865 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,834 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,235 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,996 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,322 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,021 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,802 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان