آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
زمان کنونی: 04-11-2021، 10:29 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: Nahid74
پاسخ 110
بازدید 4512

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت حسینی العباس«ع» اشعارشب کربلا یل و روزنهم علمدارحسین ابوالفضل سقا تاسوعای محرم

اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
#1
ماه من تو کجا و خاک کجا؟
آسمان را سپرده ای به زمین
خوب شد زینبم نبود و ندید
با چه وضعی تو خورده ای به زمین
**
با زمین خوردنت من افتادم
خواهرم بین خیمه ها افتاد
یکی از دست های تو اینجاست
بگو آن دیگری کجا افتاد؟
**
این همه سال منتظر بودم
بشنوم یک برادر از آن لب
گفتی اما چگونه ؟شکر ،ولی
حسرتش ماند بر دل زینب
**
با چه رویی به خیمه برگردم
چه بگویم جواب طفلان را
تا برایت دعا کنند دیدم
جمع کرده رباب طفلان را
**
با چه رویی حرم روم وقتی
پیکرت را نمی برم عباس
بعد تو وای بر دل زینب
بعد تو وای بر حرم عباس
**
ترسم از غارت تو و خیمه ست
این جماعت ز حرص لبریز اند
نروم ، میروند سمت خیام
بروم بر سر تو میریزند
**
غارتش را شروع کرده عدو
آن که این مشک پاره را ببرد
با چه وضعی غروب از خیمه
معجر و گوشواره را ببرد
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
مثل دریا شده است و تر شده است
آسمان بود و باز تر شده است
 
پیش رویش هزار چشمه عطش
پشت سر آب نوحه گر شده است
 
بعد معراج دست ها؛ حالا
هر عمودی چه با جگر شده است
 
ای برادر برادرت دریاب
موقع رفتنم دگر شده است
 
او که از خیر دیدنش نگذشت
تیری اما به چشم شر شده است
 
چیزی از او نمانده است ولی
از همه هر که هست سر شده است
 
دختری هم به معجرش میگفت
حتم دارم که یک خبر شده است
 
عطر نیلی آسمان برداشت
دستهایی که بال و پر شده است
 
علیرضا لک

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
پیش فرات این همه دریا چه می کند؟
این مشک روی شانه سقّا چه می کند؟
 
تنها به خاطر گل روی سکینه است
دریایی التماس به دریاچه می کند
 
مبهوت مانده بود "خدای فرشته‌ها
مهریه مدینه در اینجا چه می کند؟"
 
نزدیک کردمت به لبم تا که بنگری
روح بنفشه‌ای تو با ما چه می کند
 
زخم عطش ضریح لبم را شکسته کرد
حالا ببین که با لب گلها چه می کند؟
 
حالا میا به خیمه ببینم هر دومان
با موجهات فاطمه فردا چه می کند؟
 
در این طرف صدای پریشان دختری
بابا عمویم آن طرفِ ما چه می کند؟
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
 عموی قافله

 

جدال دشنه و دریایی از جوانمردی

خدا پناه تو باشد؛ برو که برگردی

 

برو به سمت نگاه فرات با لب خشک

آهای سبزترین آیه ی جوانمردی

 

اگر به آب رسیدی بگو خروشان شو

بگو تو را چه به این موج های بی دردی

 

عموی قافله! ما را به آب مهمان کن

خدا کند که تو با مشک آب برگردی

 

عموی قافله ما را ببخش؛ من دیدم....

.....چگونه مشک به دندان نبرد میکردی

 

و بعد بال زنان آمدی به جانب ما

عمو! برای رقیه، فرات آوردی؟

 

زهره اخوان طاهری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید
مشک سوراخ شد و کیست برم می آید؟
 
چشم پرخون شده را طاقت دیدن نبود
خون به همراهی اشک از بصرم می آید
 
علقمه پر شده از  شیون یک بانویی
کیست او ذکر لبش " وا پسرم " می آید ؟
 
سخت باشد بدهم صورت او را تشخیص
چون  کبودی رخش در نظرم می آید
 
فاطمه آمد و دستی که  ندارم خیزم
اشک خجلت فقط از چشم ترم می آید
 
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید
ناله ی  العطش  اهل  حرم می آید ..!!
 
وحید مصلحی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
ای وای سایه ی سرم ازدست میرود
پشت و پناه دخترم از دست میرود
 
بی تکیه گاه می شوم و میخورم زمین
یک کوه دربرابرم از دست میرود
 
او یک تنه تمام بنی هاشم من است
با این حساب لشگرم از دست میرود
 
دارم برای غارتم آماده میشوم
ای وای من برادرم از دست میرود
 
این ضربه ی عمود ، عمود مرا کشید
از این به بعد این حرم از دست میرود
 
نزدیک میشوند به خیمه نگاه کن
دارد غرور خواهرم از دست میرود
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
بین سرها همه گشتیم و سری پیدا شد
حرف مردی شد و صاحب جگری پیدا شد
میکشیدند رخش را هنری پیدا شد
تا که خورشید بسوزد قمری پیدا شد
 
از ازل خاک درش هر که جگر داشته شد
بیرق رایت العباس برافراشته شد
 
فهم ایجاد نفهمید ملاقاتش را
به خدا تا نفس صبح مناجاتش را
ابر لطف است ببینید عنایاتش را
کیست اینجا نگرفته همه حاجاتش را
 
چه شکوهی چه شهودی چه شتابی دارد
خوش بحال دل زینب چه رکابی دارد
 
به علی رفته رسیده جگر شیر دَرَد
زهره ها را همه با نعره تکبیر دَرَد
سینه ی کوه به یک ضربه ی شمشیر دَرَد
باد تیغش زرهِ خصم زمین گیر دَرَد
 
دشمن انداخته بین یلان شوری را
یاد داده به همه رسم سلحشوری را
 
رفتی و پشت سرت اشک حرم در آمد
رفتی و پشت سرت چند قدم خواهر آمد
خبر از تو که نشد گریه ی اصغر آمد
باز با گریه بر او گریه مادر آمد
 
پیش گهواره نشسته است عروس زهرا
دختری گفت که باباست ولی واویلا
 
تو زمین خوردی و جرات به حرامی آمد
تو زمین خوردی و سرنیزه ی شامی آمد
پشت هم ضربه ی شان بر سر ما می آمد
تو زمین خوردی و با ناله پیامی آمد
 
پدرم از نجف آمد تو هم از خیمه بیا
مادرت آمده با قدّ خم از خیمه بیا
 
چقدر پیکر تو پیکر تو  پر دارد
بین ابروی تو سخت است ترک بر دارد
بعد تو خاک ، یتیمم روی معجر دارد
آخر آن خیمه ی تنها شده دختر دارد
 
خوب پیداست که چشم تو چرا شرمنده است
وای بر من که گلویت به تکانی بند است
 
من نبودم که تو را با زدندت می بردند
رسمشان است به غارت بدنت می بردند
نیزه در کتف فرو کرده تنت می بردند
نه فقط خود زره پیروهنت می بردند
 
رسمشان است که با نیزه بلندت بکنند
یا سنان است که با نیزه بلندت بکنند
 
تا سرت از سر نیزه به تکانی افتاد
پیش چشمان یتیمی به میانی افتاد
چشم زینب با قد کمانی افتاد
کار ما بی تو به این هرزه زبانی افتاد
 
کاش محکم تر از این خوب سرت می بستند
تا خجالت نکشی چشم ترت می بستند
 
حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#8
یک مشک ، یک غیرت که از آن روبرو آمد
طفلی صدا زد بچه ها گویا عمو آمد
 
باید به استقبال آب و آبرویش رفت
وقتی عمو از جنگ آب و آبرو آمد
 
ای بچه ها اول عمو تشنه است، پس باید
اول بنوشد آب، وقتی که سبو آمد
 
شش ماهه را دور سرش باید بگردانیم
وقتی که بر رخسار اصغر رنگ و رو آمد
 
دیگر عمو را بعد ازاین سقا نمی خوانیم
دیدید خواندیم و چه اشکی از عمو آمد
 
نذر عمو این گوشوارها ، النگوها
باید به دستش داد ، وقتی دست او آمد
**
حالا زمین کربلا چشمان تر دارد
حالا پس از این خیمه های دربه در دارد
 
دستان او را از سر زینب بُریدند
حالا بگو که خیمه آیا بال و پر دارد؟
 
عباس را از علقمه آقا نیاورده
آوردنش تا خیمه گویا دردسر دارد
 
حتی زجسم  إرباً إربای علی اکبر
جسمی زهم پاشیده و آشفته تر دارد
 
در پیش چشمان حسین ای قوم نگذارید
هر نیزه ای یک تکه از عباس بردارد
 
دارد لباسش را به غارت می برد این قوم
حالا دگر ام البنین حالی دگر دارد
 
رحمان نوازنی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#9
آب ميخواهد چه كار؟ آب آورش را پس دهيد
آي مردم ! زود عموي دخترش را پس دهيد
 
دست هايش را چرا در زير پا انداختيد؟
زودتر آن سايه بان خواهرش را پس دهيد
 
لشگر ِ بي آبرو ، اين آبرو ريزي بس است
مشك ، يعني آبروي مادرش را پس دهيد
 
گم شده اعضاي او از ضربه ي سختِ عمود
خاكهايِ علقمه چشم ترش را پس دهيد
 
دستمالي بود تا سر را به هم نزديك كرد
لااقل عمامه ي رويِ سرش را پس دهيد
 
آن شبي كه ميدود در بين صحرا دخترش
آبروداري كنيد و معجرش را پس دهيد
 
آه ميبيند نگاهِ مادري در خيمه ها...
كم پريشانش كنيد و اصغرش را پس دهيد
 
علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#10
آسمان پیش نگاه تر من می لرزد
تو زمین می خوری و پیکر من می لرزد
 
خبرت را به سوی خیمه هراسان بردند
خیمه از حال دل مضطر من می لرزد
 
دست من نیست کنار تو زمین می افتم
زانویم از غم آب آور من می لرزد
 
تیر در چشم تو چون خورد سپاهم آشفت
صف مژگان تو نه لشکر من می لرزد
 
چون عطش شعله کشد لرزه به تن می افتد
بین گهواره علی اصغر من می لرزد
 
بعد تو دست حرامی به حرم باز شده
بی سبب نیست تن دختر من می لرزد
 
دشمن از کشتن تو فکر جسارت کرده
رفتی و بی تو دل خواهر من می لرزد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,462 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,566 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,724 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,744 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,684 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,197 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,747 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,175 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 953 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,211 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان