اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
زمان کنونی: 05-15-2021، 08:48 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: Nahid74
پاسخ 110
بازدید 4803

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت حسینی العباس«ع» اشعارشب کربلا یل و روزنهم علمدارحسین ابوالفضل سقا تاسوعای محرم

اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
ماه من تو کجا و خاک کجا؟
آسمان را سپرده ای به زمین
خوب شد زینبم نبود و ندید
با چه وضعی تو خورده ای به زمین
**
با زمین خوردنت من افتادم
خواهرم بین خیمه ها افتاد
یکی از دست های تو اینجاست
بگو آن دیگری کجا افتاد؟
**
این همه سال منتظر بودم
بشنوم یک برادر از آن لب
گفتی اما چگونه ؟شکر ،ولی
حسرتش ماند بر دل زینب
**
با چه رویی به خیمه برگردم
چه بگویم جواب طفلان را
تا برایت دعا کنند دیدم
جمع کرده رباب طفلان را
**
با چه رویی حرم روم وقتی
پیکرت را نمی برم عباس
بعد تو وای بر دل زینب
بعد تو وای بر حرم عباس
**
ترسم از غارت تو و خیمه ست
این جماعت ز حرص لبریز اند
نروم ، میروند سمت خیام
بروم بر سر تو میریزند
**
غارتش را شروع کرده عدو
آن که این مشک پاره را ببرد
با چه وضعی غروب از خیمه
معجر و گوشواره را ببرد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
گر نخیزی تو زجا ، کار ِحسین سخت تر است
نگران حرمم ، آبرویم در خطر است
 
قامتِ خم شده را هر که ببیند گوید:
بی علمدار شده ، دستِ حسین بر کمر است
 
داغ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی برادر شدن از داغ پسر سخت تر است
 
دست از جنگ کشیدند و به من میخندند
تو که باشی به بَرَم باز دلم گرم تر است
 
نیزه زار آمده ام یا تو پُر از نیزه شدی
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است
 
پیش ِ من با سر مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداری تو با خبر است
 
علقمه پر شده از عطر ِ گل ِ یاس ، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی خبر است
 
به تو از فاصله ی یک قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است
 
اصغر از هلهله کردن بدنش میلرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام تر است
 
تیر باران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن ، فرق تو شق القمر است
 
وعده ی ما به نوک نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبال سرت خواهرمان رهسپر است
 
سعيد خرازي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
همین که نام بلندش کنار من پیچید
میان هر دو جهان اعتبار من پیچید
 
شهاب هر چه رها شد به جان خویش خرید
ز بس که ماه حرم در مدار من پیچید
 
قرار بود خرابش کند امان نامه
چه لحظه ها به خودش در کنار من پیچید
 
همین که رفت، نشستم به روی دست زدم
خدا به خیر کند! کار و بار من پیچید
 
دخیل طفل رباب مرا نشانه گرفت
همین که تیر به مشک نگار من پیچید
 
سرش که ریخت سر شانه اش، به دنبالش...
صدای گریه ی بی اختیار من پیچید
 
سر عمود سرش را به هر طرف می برد
ز بس که رفت و به گیسوی یار من پیچید
 
گه فرود که برگشت، علتش این بود
رکاب اسب به پای سوار من پیچید
 
کنار علقمه وقتی روی زمین افتاد
صداش بیشتر از انتظار من پیچید
 
شکستنش کمرم را شکست و جار زدند
قدم، قدم، خبر انکسار من پیچید
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
پایش ستون خیمه ی هفت آسمان بوده است
دستش همیشه دستگیر این و آن بوده است
 
اطراف خیمه رد پاهایی از او مانده است
چندین شبانه روز حتما پاسبان بوده است
 
این رد پاها،  رد پای شخص عادی نیست
این شخص معلوم است خیلی پهلوان بوده است
 
هر جا که رفته رد پای کودکی هم هست
این پهلوان پیداست خیلی مهربان بوده است
 
اما نمیدانم چرا این آدم عاشق
هر جا که او رفته است تیری در کمان بوده است
 
هرگز موافق نیستم او تشنه هم بوده است
این ساقی عطشان خودش آب روان بوده است
 
اینکه چگونه مشک را از آب پر کرده است
دیگر بماند؛  این خودش یک داستان بوده است
 
از طرز آب ریخته بر رد پای او
پیداست مشکش یک زمانی بر دهان بوده است
 
یک مادری هم این طرف ها آمده حتما
این مادر انگاری که خیلی هم جوان بوده است
 
یک نامه ی کوفی میان دشت پیدا شد
در متن نامه آمده او در امان بوده است
 
نادر حسینی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
من آب را وقتی فراهم کرده بودم
دل را تهی از ماتم و غم کرده بودم
 
قبل از زمانی که بریزد آبرویم
 نذرش همه دار و ندارم کرده بودم
 
آقا اگر در دستهایم بود شمشیر
 من شرّشان را از سرت کم کرده بودم
 
دست مرا بستی تو با حرفت وگرنه...
حیوان صفتها را من آدم کرده بودم
 
فرصت اگر من داشتم با رخصت از تو
دنیای آنها را جهنم کرده بودم
 
چیز عجیبی نیست چشمم را دریدند
این صحنه را قبلاً مجسم کرده بودم
 
با ضربۀ گرزی سرم پاشید از هم
وقتی برای مشک سر خم کرده بودم
 
تیری سه شعبه زحمت من را هدر داد
با اینکه مشکی پُر فراهم کرده بودم
 
محسن مهدوی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
آب شرمنده ی لبت عباس
تشنگی مُرد از خجالت تو
مرد و مردانگی برای ابد
رفت زیر بلیط غیرت تو
**
 به ازاین باش با بَدان؛انگار
باب حاجات بهتر از مایی
جمله ام از حسادت است آقا
بیشتر مال ارمنی هایی
**
آبرودار آسمان هایی
مهربان ِعشیره ی احساس
در شکوه مقامت آوردند :
رَحِم الله عَمی العباس
**
عشق مدیون جان فشانی هات
معرفت از ازل گرفتارت
شیر ام البنین حلالت باد
تا قیامت ادب بدهکارت
**
پدر مشک های دلواپس
ساقی بی شراب و پیمانه
دختری منتظر نشسته؛ بیا
حُرمت قول های مردانه
**
کوری چشم حرمله برخیز
یاعلی! شاه لشگرش پاشید
غیرت الله! خواهرت زینب
خاک غم روی معجرش پاشید
**
یا علی! شاه بی علمداراست
چند متری شیب گودال است
پای دشمن به خیمه ها وا شد
این صداها؛ فغان خلخال است
**
من بمیرم که هرکس و ناکس
روی تو تیغ می کشد عباس
دست هایت چه نعمتی بودند
چادری جیغ می کشد عباس
 
وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
خدا كند كه كسي تير اينچنين نخورد
بدون دست به يك لشگرِ لعين نخورد
 
سه شعبه تا كه رها شد نشستم و گفتم
خدا كند كه به آن چشم ِ نازنين نخورد
 
بدونِ دستْ كسي كه تنش پُر از تير است
خدا كند ز بلندي فقط زمين نخورد
 
كنار ِ پيكرت افتاده استخوانِ سرت
خدا كند كه كسي گُرز ِ آهنين نخورد
 
به رويِ دست زدم تا كه دادمت از دست
بدونِ تو كه كسي آب بعد از اين نخورد
 
رضا قربانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
اصلی ترین ستون خیام حرم شکست
 
فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست
در اوج درد تکیه گه آخرم شکست
 
از ناله های «یا ولدی» در کنار تو
معلوم شد که باز دل مادرم شکست
 
درد مرا فقط پدرم درک می کند
دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست
 
ساق عمود در سر تو گیر کرده است
نعره زنم که وای سر حیدرم شکست
 
تو در میان علقمه از پا نشستی و
در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست
 
وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:
دیدی غرور ساقی آب آورم شکست
 
آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند
گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست
 
وقتی شتاب سیلی و مرکب یکی شدند
هر جفت گوشواره، زیر معجرم شکست
 
قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
ای بزرگ قبیله ی دریا

مرد شب های روشن صحرا

 

قصه ی خواب کودکان حسین

ذکر نجمه، رباب با لیلا

 

میرسد از کنار گهواره

لای لای عمو عمو سقا

 

وقت رفتن برای آب انگار

میرود طور، حضرت موسی

 

تا که می آید از شریعه ببین

باز هم میشود سرش دعوا

 

همه ی کودکان به دورش جمع

بوی اسفند میکند غوغا

 

به پناهش همه پناهنده

 همه حتی امام عاشورا

 

شرف تامّ و تمام شرف

کیست این شرزه شیر شاه نجف

 

خویش را قبله گاه عالم کرد

زره اش را به سینه محکم کرد

 

شه پری جای پر به خوودش زد

پری از جبرئیل را کم کرد

 

آسمانی فرشته بوسه زدش

تا به دستش عقیق خاتم کرد

 

با دو دستش علی اصغر را

بین گهواره اش معمّم کرد

 

پیش زینب رسید و رخصت خواست

سر به زیر ایستاده سر خم کرد

 

چادرش را کشید بر چشمش

نخی از آن کشید و پرچم کرد

 

خواست طوفان کند به هم ریزد

ابرویش را دوباره درهم کرد

 

برقی از نعل مرکبش برخاست

همه ی دشت را جهنم کرد

 

لرزه انداخته به عزرائیل

آسمان گرم شد زمین دم کرد

 

به رجز گفت نام زهرا را

زد گره دستمال مولا را

 

از میان غبار می آید

کوهی از اقتدار می آید

 

از سر و وضع دشمنان پیداست

مردی از کارزار می آید

 

میمینه میسره همه چشم است

چقدَر با وقار می آید

 

چشم ها خیره و دهان ها باز

مثل یک آبشار می آید

 

تیغ نه یک نگاه تو کافی ست

تا که وقت شکار می آید

 

دلِ تیغت گرفت بین غلاف

ذوالفقارت به کار می اید

 

بانگ تکبیر میرسد به حرم

نعره ی الفرار می آید

 

دختری مژده داد: عمو آمد

گفته بودم بهار می آید

 

آسمان زیر چکمه های عموست

این صدا این صدای پای عموست

 

نیتی کرد و مشک را برداشت

جگری پاره آب آور داشت

 

میرود علقمه وَ میسوزد

به لبش روضه های مادر داشت

 

روضه هایی که مجتبی میگفت

حرف هایی که روز آخر داشت:

 

کوچه ای بود کوچه ای سنگی

کوچه ای که دو تا کبوتر داشت

 

دست صیاد راه آن را بست

کینه ی بدر و بغض خیبر داشت

 

مادری روی خاک ها افتاد

پیش طفلی که دست بر سر داشت

 

پای چشمش نشان دستی بود

خون تازه به روی معجر داشت

 

غم گل های پرپر او را کُشت

عاقبت داغ مادر او را کُشت

 

...دستش افتاده سر دوتا شده است

با امیر حرم چه ها شده است

 

تیر آنقدَر خورده بر بدنش

چقدَر مثل نخل ها شده است

 

بر سرش آمده برادر وای

کمرش را گرفته تا شده است

 

تیری از دست حرمله بدجور

بین چشم دریده جا شده است

 

قامتش آب رفته اما نه

عضوهایی از او جدا شده است

 

زره اش تکه تکه غارت رفت

بدنی مانده نخ نما شده است

 

حرم از سیل خنده ها فهمید

دختری دست بر دعا شده است

 

زود از گوش دختران حرم

هر دوتا گوشواره وا شده است

 

کار زینب شروع شد دیگر

خشک شد شیر مادر اصغر

 

حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
سردار سرشکسته درخون شناورم
بعد از تو وای بردل من... وای بر حرم
 
حالا، پس از گذشتن چندین و چند سال
باور نداشتم که بخوانی برادرم
 
با این نگاه زخم مکن التماس من
باشد برای خیمه تنت را نمی برم
 
تا جابجا نگشته، سرت را تکان مده
باید که تیر را ز نگاهت درآورم
 
تاکه صدای تو به در خیمه ها رسید
آنجا شکست پشت من و پشت خواهرم
 
دیگر رباب طفل خودش را تکان نداد
خشکید ابر گریه چشمان اصغرم
 
طفلی دوید بین خیام و به گریه گفت
وای از عدو... وای عمو... وای معجرم
 
حالا که راحت است خیالاتشان ببین
دشمن رسیده تا بغل گوش دخترم
 
محمد بیابانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#20
دستي كه سهم دست تو شمشير كرده است
سهم رقيه را غل و زنجير كرده است
 
مويم سفيد بود ، قدم هم خميده شد
آري مصيبت تو مرا پير كرده است
 
ماهِ هزار تكّه! شدي پخش روي خاك
نيزه تو را در علقمه تكثير كرده است
 
در حيرتم كه قدرت يك ضربه‌ي عمود
سردار را چگونه زمينگير كرده است
 
بد جور بين ابرويت از هم شكافته
اصلاً تمام شكل تو تغيير كرده است
 
آرام باش تا كه ز چشمت در آورم
تير است يا كه نيزه؟..چرا گير كرده است؟
 
مشك دريده را به سكينه نشان دهم
تا كه نپرسد از چه عمو دير كرده است
 
علي صالحي



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,818 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,805 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,021 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,866 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,834 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,235 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,996 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,322 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,021 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,280 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان