اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:31 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: Nahid74
پاسخ 110
بازدید 4797

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت حسینی العباس«ع» اشعارشب کربلا یل و روزنهم علمدارحسین ابوالفضل سقا تاسوعای محرم

اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
ماه من تو کجا و خاک کجا؟
آسمان را سپرده ای به زمین
خوب شد زینبم نبود و ندید
با چه وضعی تو خورده ای به زمین
**
با زمین خوردنت من افتادم
خواهرم بین خیمه ها افتاد
یکی از دست های تو اینجاست
بگو آن دیگری کجا افتاد؟
**
این همه سال منتظر بودم
بشنوم یک برادر از آن لب
گفتی اما چگونه ؟شکر ،ولی
حسرتش ماند بر دل زینب
**
با چه رویی به خیمه برگردم
چه بگویم جواب طفلان را
تا برایت دعا کنند دیدم
جمع کرده رباب طفلان را
**
با چه رویی حرم روم وقتی
پیکرت را نمی برم عباس
بعد تو وای بر دل زینب
بعد تو وای بر حرم عباس
**
ترسم از غارت تو و خیمه ست
این جماعت ز حرص لبریز اند
نروم ، میروند سمت خیام
بروم بر سر تو میریزند
**
غارتش را شروع کرده عدو
آن که این مشک پاره را ببرد
با چه وضعی غروب از خیمه
معجر و گوشواره را ببرد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
تن زخمی مشک
 
هیچ دانی که امید همه عالم شده ای
در نفس های همه سینه زنان دم شده ای
 
همه دم ذکر تو بر روی منابر بر پاست
نه فقط شورش شب های محرم شده ای
 
من از این بوی گل علقمه هم دانستم
تو پسر خوانده نبوده که پسر هم شده ای
 
با نگاهی به تن زخمی این مشک پر آب
گوشه ی علقمه چون چشمه ی زمزم شده ای
 
دشمنت چوب علم دید و به پیش همه گفت
تو فدایی سرافرازی پرچم شده ای
 
زینب از چشم پر از خون حسینش پرسید:
نکند رفته برادر که چنین خم شده ای
 
باورم نیست که این صحنه به تصویر کشم
بعد تو گردن  طفلان غل و زنجیر کشم
 
محمد رضا ناصری
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#32
چند آسمان ورای تمنای ابرها
فریاد میزنند که مولای ابرها
 
بی تو قرار نیست ببارند غیر خون
این سرنوشت حتمی فردای ابرها
 
باران ! که چون نرفتن تو غیر ممکن است
لختی بمان به روی حرم جای ابرها
 
اطفال صف کشیده که بر شانه ات روند
چون دیدنیست دشت زبالای ابرها
 
از شرم آب شد بدنت تا بخار شد
از جسم توست تک تک اجزای ابرها
 
اینگونه شد که راز فراوانی غمت
پیوند میخورد به معمای ابرها
 
یک ماه گمشده ! به تمنای آب نیست
منظور خواهرت ز تماشای ابرها
 
در امتداد آبی سیر نگاه تو
پا میگذاشت قافله جا پای ابرها
 
برخیز چون به علقمه مه گرفته ات
خیره شده خدای تو از لای ابرها
 
هادی جانفدا

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#33
برخیز ای ستون حرم وقت خواب نیست
با من بیا به خیمه نیازی به آب نیست
 
این مشک را بگیر و ببر خیمه و بگو
یک قطره هم نبود و دیگر رباب نیست
 
شیرازه ات کجاست مفاتیح پاره ام
این برگ های پاره عزیزم کتاب نیست
 
بازی عشق را توشروع کرده ای ولی
بازی نیمه کاره نه جانم حساب نیست
 
وقت غروب بعد تو و قاسم و علی
دیگر برای ناقه ی زینب رکاب نیست
 
آن لحظه لااقل تو زجا خیز وخود بگو
بی رحم جانشین النگو طناب نیست
 
حرفی بزن عزیز دلم دق نده مرا
این مشک پاره پاره برایم جواب نیست
 
علی زمانیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#34
گل های خشک بی تو مسیحا ندیده اند
لب تشنه مانده اند که دریا ندیده اند
 
برخیز تا به خیمه مرا با خودت ببر
طفلان من شکستن بابا ندیده اند
 
برخیز تا که زود به سمت حرم رویم
نامحرمان هنوز حرم را ندیده اند
 
چشمت به خون نشسته اگر چه هزار شکر
دیگر کبودی رخ زهرا ندیده اند
 
این تیر را که خورده به چشمت حلال کن
این تیرها که چشم دل آرا ندیده اند
 
حالا بگو که دخترکانم کجا روند
آن ها که غیر سایۀ سقا ندیده اند
 
حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#35
چشم كردند حسودان قمرم را، چه كنم؟
اين بلايي كه غم آورده سرم را، چه كنم؟
 
تا شكستي همه جايِ تن ِ من تير كشيد
تو بگو پشت و پناهم كمرم را چه كنم؟
 
نيمه ي جانِ من از داغ پسر رفت ز دست
نيمه جانيست و اين مختصرم را چه كنم؟
 
از خدا بي خبران تير به مشكت زده اند
عطش اصغر خونين جگرم را چه كنم؟
 
من چگونه بدنت را ببرم تا خيمه؟
خنده و هلهله ي دور و برم را چه كنم؟
 
بعدِ تو فاتحه ي چادر و معجر خوانده ست
همه رفتند و تو رفتي و حرم را چه كنم؟

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#36
افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو
خوردم زمین کنار تو، از جا بلند شو
 
لشکر به قامت خم من خنده می کند
شد علقمه محل تماشا ، بلند شو
 
لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است
گوید رباب : حضرت دریا بلند شو
 
مادر فتاد روی زمین گفت : یا علی
تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو
 
…یک جور می دهیم جواب سکینه را
باشد ، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شو
 
من قول می دهم که به رویت نیاورد
که خالی است مشک تو سقا ، بلند شو
 
اکنون که خوانده ای تو برادر حسین را
خواهر بگو به زینب کبری ، بلند شو
 
ام البنین نیامده زهرا که آمده
بی دست من به خاطر زهرا بلند شو
 
رضا رسول زاده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#37
اي پهلوان من نخواب عدو شير ميشود
اين مرد دل شكسته از غم تو پير ميشود
 
اي قطره هاي خون تو نمك كربلاي من
ميبينم اين زمين چگونه نمك گير ميشود
 
پيداست از نگاه زجر كه اي تكيه حرم
كابوس دخترم بدون تو تعبير ميشود
 
تو فكر رفتني و بعد تو هل من معين من
با سنگها و چوب و هلهله تفسير ميشود
 
تو فكر رفتني و بعد تو من نيز ميروم
اين دستهاي زينب است كه زنجير ميشود
 
عباس چشم دشمنان همه دنبال خيمه هاست
برخيز غيرت خدا به خدا دير ميشود
 
محمد ناصري

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#38
بعد از اذان ظهر زمين پر غبار شد
چشمان خيس علقمه تاريك و تار شد
 
وقتي عمود بوسه به پيشاني تو زد
قلبم شكست ، چشم قشنگت خمار شد
 
دستت كه قطع شد همگي جنگجو شدند
فرياد ميزدند ، چه شيري شكار شد
 
تو روي خاك بودي و دور و بر حسين
تا چشم كار كرد پر از نيزه دار شد
 
آن كودكي كه جاش روي شانه ي تو بود
پايش به روي خاك پر از نيش خار شد
 
عباس ! خوب شد نديدي بدون تو
ناموس اهلبيت به صحرا چكار شد
 
آه اي ركاب حضرت زينب بدون تو
يك كاروان به ناقه ي عريان سوار شد
 
شمشير سيدالشهدا تا شكستنت
از داغ تو خميده قد ذوالفقار شد
 
دستت هنوز دور علم بود روي خاك
اين خاطره براي ابد ماندگار شد
 
محمد ناصري

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#39
مشک تشنه به روي دوشش بود
بي امان سوي علقمه مي‌رفت
در نگاهش خروش دريا داشت
آسمان سوي علقمه مي‌رفت
**
چشم ها محو شيوه‌ي رزمش
معرکه از صلابتش پُر بود
قلب سقاي تشنه لب اما
از تب سرخ «العطش» پُر بود
**
خنکاي شريعه را حس کرد
چشم خود را به خيمه ها مي‌دوخت
لب او در نهايت ايثار
در کنار فرات هم مي‌سوخت
**
مشک از شوق گريه پُر مي‌شد
که تو لب تشنه اي و سيراب است
وَ تو از مشک خود پريشان تر
لب خشکت به ياد ارباب است
**
در هياهوي موج هاي فرات
لحظه لحظه سراب مي‌ديدي
لب خشک علي اصغر را
در زلالي آب مي‌ديدي
**
جرعه جرعه وفا، محبت، عشق
مشک نه اين سبوي ساقي بود
تو گمان مي‌کني که آب ولي
همه‌ي آبروي ساقي بود
**
پر گشودي دوباره سوي حرم
تيرها نيز پر درآوردند
تا که از راز تشنگيّ تو و
مشک لب تشنه سر درآوردند
**
ناگهان بغض مشک سر وا کرد
يک سه شعبه رسيده بود از راه
چشم هاي تو بوسه باران شد
در هجوم سه شعبه ها ناگاه
**
حاجت دست‌هاي پاک تو را
زودتر از خودت روا کردند
دست هاي گره گشاي تو را
يک به يک از تنت جدا کردند
**
سنگ ها گرم استلام لبت
حج سرخت چه زود کامل شد
نيزه ها در طواف پيکر تو
بر سر تو عمود نازل شد
**
رمق از زانوان آقا رفت
بغض أدرک أخا که سر وا کرد
از روي اسب، پرپر و بي دست
سجده ات را که او تماشا کرد
**
تو به آغوش زخم ها رفتي
سايه ات از سر حرم کم شد
کمر کوه از غم تو شکست
قامت آسمان دگر خم شد
**
چشم ها در غروب تو مي‌سوخت
دشت از داغ تو لبالب بود
تکيه گاه حرم! فراق تو
اول بي کسي زينب بود
**
بي‌پناهي خيمه ها، بي تو
هر دلي را پُر از محن مي‌کرد
همه ديدند بعد تو ارباب
کهنه پيراهني به تن مي‌کرد
 
یوسف رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#40
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
میخواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
 
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
در هر قدمت هر نفست جلوه ی ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لبهای تو لبهای فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
 
از علقمه با دیده ی خونبار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هر چند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
 
سقای ادب جلوه ی ایثار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجده ی خونین تو محراب دلش ریخت
 
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبار ترین واقعه بر پا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آری
 
این قافله را قافله سالار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
ای علقمه از عطر تو لبریز، برادر
ای قصه دست تو غم انگیز، برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز، برادر
برخیز! حسین آمده برخیز! برادر
 
عباس ترین حیدر کرار نیامد
"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
 
حسین علاء الدین



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,809 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,798 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,011 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان