آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
زمان کنونی: 05-15-2021، 07:56 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: Nahid74
پاسخ 110
بازدید 4802

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت حسینی العباس«ع» اشعارشب کربلا یل و روزنهم علمدارحسین ابوالفضل سقا تاسوعای محرم

اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع»)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#71
ماه من تو کجا و خاک کجا؟
آسمان را سپرده ای به زمین
خوب شد زینبم نبود و ندید
با چه وضعی تو خورده ای به زمین
**
با زمین خوردنت من افتادم
خواهرم بین خیمه ها افتاد
یکی از دست های تو اینجاست
بگو آن دیگری کجا افتاد؟
**
این همه سال منتظر بودم
بشنوم یک برادر از آن لب
گفتی اما چگونه ؟شکر ،ولی
حسرتش ماند بر دل زینب
**
با چه رویی به خیمه برگردم
چه بگویم جواب طفلان را
تا برایت دعا کنند دیدم
جمع کرده رباب طفلان را
**
با چه رویی حرم روم وقتی
پیکرت را نمی برم عباس
بعد تو وای بر دل زینب
بعد تو وای بر حرم عباس
**
ترسم از غارت تو و خیمه ست
این جماعت ز حرص لبریز اند
نروم ، میروند سمت خیام
بروم بر سر تو میریزند
**
غارتش را شروع کرده عدو
آن که این مشک پاره را ببرد
با چه وضعی غروب از خیمه
معجر و گوشواره را ببرد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
میان داری کن......
 
نقاش اسب را كه زمينگير مي كشد
يا چهره ي عموي مرا پير مي كشد
 
بي آب، مشك را و علم را بدون دست
يا چشم را حوالي يك تير مي كشد
 
از لا به لاي نيزه و از لا به لاي تير
كفتار را به سينه ي يك شير مي كشد
 
موضوع قصه چيست چه خوابي است ديده ام؟
احساس مي كنم كمرم تير مي كشد...
 
بايد كه خون گريست زمين ناله مي كند
يك دشت را براي تو پُر لاله مي كند
 
پيشاني ات نگاه مرا خيره مي كند
آبي آسمان مرا تيره مي كند
 
با مشك روي دوش به ما فكر مي كني
با دست و سر به دين خدا فكر مي كني
 
يا فكر مي كني كه حسين است و بعد از آن
تنها، علي ميان حنين است  و بعد از آن
 
اين شام آخر است و صليب است و بعد از آن
صد خنجر است و حنجر سيب است و بعد از آن           
 
بايد كه خون گريست زمين ناله مي كند
يك دشت را براي تو پُر لاله مي كند
 
رفتي عمو كه خيمه ي مان بي عمود شد
رفتي قيام عمه، عمو جان، قعود شد
 
دشمن چه كرد بعد تو، خط و نشان كشيد
رفتي عمو كه گونه ي خيسم كبود شد
 
مردي كه ترس نام تو را داشت، بعد تو
مردي كه گوشواره ي ما را ربود شد
 
در قلب خسته خون تو جريان گرفته است
آغاز قصه رنگ ز پايان گرفته است
 
بايد كه خون گريست زمين ناله مي كند
يك دشت را براي تو پُر لاله كي كند
 
امیر تیموری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#62
آقاي بهشت
 
 يك وقت ز خانه ات جوابم نكني
 با لفظ برو، خانه خرابم نكني
 
 مي ترسم از آن لحظه كه روز عرثات
 در زمره ي نوكران حسابم نكني
 
 پيش نظر سينه زنانت محشر
 بيچاره ي رو سيه خطابم نكني!؟
 
 نزديكي درب دوزخ آقاي بهشت
 با بستن پلك خود عذابم نكني
 
 سوگند به جان مادرت، اي آقا
 شرمنده ي روي بوترابم نكني
 
 فرداي قيامت سر حوض كوثر
 با هُرم نگاه خويش ،آبم نكني
 
 اي ساقي تشنه لب دلت مي آيد
 مهمان پياله اي شرابم نكني؟
 
وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#63
عطر خوش بوی گل آن ور دیواری تو
بیشتر دست مرا کاش نگه داری تو
 
با تو قرآن لب طاقچه را می شنوم
«من صدای نفس باغچه را می شنوم»
 
در خودش قدرت صد معجزه را جا داده
این دو تا دست که بر روی زمین افتاده
 
کیست این کوه که یک مشک به دندان دارد
چیست این عشق که هفتاد و دو مهمان دارد
 
کم نمی آورد این یکه سوار بی دست
کوه اگر روی زمین هم که بیفتد کوه است
 
«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ»
در دل واقعه تصویر نماز گل سرخ
 
کار ما نیست تو را در دو سه خط بنویسیم
بی تو تنها بنشینیم و فقط بنویسیم
 
آب را بعد تو صد مرتبه ما گِل کردیم
در هیاهوی زمین دست تو را ول کردیم
 
دست از شانه جدا را که همین نزدیکی ست
یادمان رفت خدا را که همین نزدیکی ست
 
یادمان رفت دل سوخته ی اکبر را
حنجر پاره و خونین علی اصغر را
 
یادمان رفت لب تشنه ی سقا را هم 
بر سر نیزه سخن گفتن سرها را هم
 
...یادمان رفت گل آن ور دیواری تو
یادمان رفت ابوالفضل علمداری تو
 
رضا نیکو کار

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#64
این آبها که ریخت ، فدای سرت که ریخت

اصلا فدای امّ بنین مادرت، که ریخت

 

گفته خدا دو بال برایت بیاورند

در آسمان علقمه، بال و پرت که ریخت

 

اثبات شد به من که تو سقای عالمی

بر خاک قطره قطره ی چشم ترت که ریخت

 

طفلان از اینکه مشک به دست تو داده اند

شرمنده اند ، بازوی آب آورت که ریخت

 

گفتم خدا به خیر کند قامت تو را

این قوم غیض کرده به روی سرت که ریخت

 

وقت نزول این بدن نا مرتّبت

مانند آب ریخت دلم؛ پیکرت که ریخت

 

معلوم شد عمود شتابش زیاد بود

بر روی شانه های بلندت سرت که ریخت

 

اما هنوز دست تو را بوسه می زنم

این آب ها که ریخت فدای سرت که ریخت

 

علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#65
همه حیثیت عالم و آدم با توست
در فرات نفسم گام بزن دم با توست
 
من از این جزر و مد سینه زنانت خواندم
ماه من شورش شبهای محرم با توست
 
دشمن از ترس تو مژه بر هم نزند
غضب آلوده ای و خشم خدا هم با توست
 
با حضورت حرم آل علی آرام است
تا زمانی که در این معرکه پرچم با توست
 
علقمه زیر شتاب نفست میسوزد
وعده ای داده ای و چشمه زمزم با توست
 
خرد شد ریخت به پایت همه هست حسین
قد بر افراشتن این کمر خم با توست
 
علیرضا لک

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#66
وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شده‏اى
 
آب از هيبت عباسى تو مى‏لرزد
بى عصا آمده‏اى حضرت موسى شده‏اى
 
به سجود آمده‏اى يا كه عمودت زده‏اند
يا خجالت زده‏اى وه كه چه زيبا شده‏اى
 
يا اخا گفتى و ناگه كمرم درد گرفت
كمر خم شده را غرق تماشا شده‏اى
 
منم و داغ تو و اين كمر بشكسته
توئى و ضربه‏اى و فرق ز هم وا شده‏اى
 
سعى بسيار مكن تا كه ز جا برخيزى
كمى هم فكر خودت باش ببين تا شده‏اى
 
مانده‏ام با تن پاشيده‏ات آخر چه كنم؟
اى علمدار حرم مثل معما شده‏اى
 
مادرت آمده يا مادر من آمده است
با چنين حال به پاى چه كسى پا شده‏اى
 
تو و آن قد رشيدى كه پر از طوبى بود
در شگفتم كه در اين قبر چرا جا شده‏اى
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#67
تیغ بین دو ابروش به هم برگشته
آنکه ابروش چنان تیغ دو دم بر گشته
 
بس که موزون و تراز است به چشمم انگار
پیش بالاش بلندای علم برگشته
 
رد پایش طرف آب چرا این گونه ست؟
یک قدم رفته به پیش و دو قدم برگشته
 
خوب دقت کن از طرز قدم ها پیداست
که به کرات سرش سمت حرم برگشته
 
چقدر تیر که تا سینه ی او آمده و
دختری خورده به عباس قسم برگشته
 
ار سر یوسف تا آخر قرآن تنش
آیه ی کوتاه دست قلم برگشته
 
تیغ وا کرده دو ابرو وسط پیشانیش
آنکه ابروش چنان تیغ دودم برگشته
 
مهدی رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#68
بیا به علقمه دریاب تکسوارت را
به خاک بنگر علمدار کارزارت را
 
تو ایستاده و من پیش پات نقش زمین
مگیر از من بی دست این جسارت را
 
مرا ببخش چو خواندم برادرت آقا
به امر مادرتان گفتم آن عبارت را
 
بگیر لالة چشمم که خوب بنگرمت
بده دوباره به من فرصت زیارت را
 
خجل ز روی ربابم، مرا مبر خیمه
چگونه بنگرم اطفال بیقرارت را
 
سه شعبه ای که زده حرمله به دیده من
به آن دوباره نشان کرده شیرخوارت را
 
صدای هلهله ها تا رسید فهمیدم
یقین به خنده کشیدند انکسارت را
 
سریع تر برو که این نگاه های حریص
شروع کرده به سمت خیام غارت را
 
محمد بیابانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#69
گفتند ماهي‌ها که آب آورده‌اي سقا
نوشيدم و ديدم شراب آورده‌اي سقا
 
پيچيده ابرو!  در افق عطر تو پيچيده
گل کرده‌اي در خون، گلاب آورده‌اي سقا
 
رفتي بپرسي: آخرين پيمان عاشق چيست؟
پيداست از چشمت جواب آورده‌اي سقا
 
روشن‌تري از هر شبِ ديگر، مگر اينبار
از برکه‌ي مهتاب آب آورده‌اي سقا؟
 
يک آه از تار دلت، از ناله‌ي ني‌ها
تا پرده‌ي اشک رباب آورده‌اي سقا
 
چون ماه در منظومه‌ي آغوش خورشيدي
ماهي که داغ آفتاب آورده‌اي سقا
 
خون مي‌رود، ... اما بيا يک گام اين‌سوتر
حالا که تا اين بيت تاب آورده‌اي سقا
 
يک شوره‌زار شعر مي‌بيني و ديگر هيچ
آبي براي اين سراب آورده‌اي سقا؟
 
قاسم صرافان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#70
از خواهش لبهاي او بي تاب شد آب
از شرم آن چشمان آبي آب شد آب
 
وقتي که خم شد نخل‌ها يکباره ديدند
لبخند زد مَرد و پر از مهتاب شد آب
 
آنقدر بر بانوي دريا سجده مي‌کرد
تا در قنوت آخرش محراب شد آب
 
زيباترين طرح خدا بر پرده‌ها رفت
وقتي ميان دستهايش قاب شد آب
 
يک لحظه با او بود اما تا هميشه
از چشمهاي تشنه‌اش سيراب شد آب
 
آن تيرها، شمشيرها باريد و باريد
توفان گرفت و گرد او گرداب شد آب
 
تير آمد و ... از حسرت مشکي که مي‌مرد
مرداب شد، مرداب شد، مرداب شد آب
 
قاسم صرافان



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,817 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,805 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,021 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,865 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,834 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,235 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,996 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,322 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,021 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,280 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان