اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:32 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 4010

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت اباعبدالله حسینی اشعارشب ارباب روز سیدالشهدا و ع الحسین عاشورای دهم محرم

اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
خواب ديدم در اين شب غربت

خواب دشتي عجيب و خون آلود

خواب ديدم كه پيكرم، خواهر

طمعه ي گرگ هاي وحشي بود

**

اضطرابي به جانم افتاده

كه بيان كردنش ميسر نيست

يك جوانمرد با شرف، زينب

بين اين سي هزار لشگر نيست

**

ماجراهاي عصر فردا را

در نگاه تر تو مي بينم

راضي ام بر رضاي معبودم

تا سحر بوته خار مي چينم

**

شب آخر وصيتي دارم

در نماز شبت دعايم كن

ظهر فردا به خنده اي خواهر

راهي وادي منايم كن

**

باغ سرسبز خاطراتت را

غصه پاييز مي كند زينب

گوش کن! شمر خنجر خود را

آن طرف تيز مي كند زينب

**

عصر فردا ز اهلبيت رسول

زهر چشمي شديد مي گيرند

وقت تاراج خيمه هاي حرم

چند كودك ز ترس مي ميرند

**

كوفيان شهره ي عرب هستند

مردماني كه دست سنگينند

رسم شان است ميوه را در باغ

با همان برگ و شاخه مي چينند

**

دوركن از زنان و دخترها

هرچه خلخال در حرم داري

خواهرم داخل وسائل خود

روسري اضافه هم داري؟

**

عصر فردا بدون شك اينجا

مي وزد گردباد خاكستر

با صبوري به معجرت حتماً

گره ي محكمي بزن خواهر

 

وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
خون می رود هنوز ز چشم تر شما
خیمه زده است ماه به گرد سر شما
 
آن زخمهای شعله فشان هفت اخترند
یا زخمهای جسم علی اکبر شما؟
 
آن کهکشان شعله ور راه شیری است
یا روشنان خون علی اصغر شما؟
 
دیوان کوفه از پی تاراج آمدند
گم شد نگین آبی انگشتر شما
 
از مکه و مدینه نشان داشت کربلا
گل کرد نور واقعه در خنجر شما
 
با زخم خویش بوسه به محراب می زدید
زان پیش تر که نیزه شود منبر شما
 
گاهی به غمزه یاد ز اصحاب می کنی
بر نیزه ، شرح سوره احزاب می کنی
 
علیرضا قزوه
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#22
از زبان حضرت زهرا(س) :
 
از خدا اول برایت اذن پوشیدن گرفتم
بعد هر شب بین انگشتم نخ و سوزن گرفتم
 
سوزن مژگان مي آمد با نخ اشکم برایت
از کنار بوریا يي کهنه پیراهن گرفتم
 
بارها پیراهنت را بر تنت پوشانده آن وقت؛
در خیال خود سرت را نیز بر دامن گرفتم
 
دیدم آن نامرد را بر سینه ات با تیغ عریان
پیرهن را هر زمان از قسمت گردن گرفتم
 
پهلویش گر پاره گشته در میان کوچه ای تنگ
پیرهن را از دهان آتش و آهن گرفتم
 
گرچه چون مشتی ستاره زیر پا و پاره پاره
عاقبت فرزند خود را در میان تن گرفتم
 
مهدی رحیمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#23
حالا كه غير از چشمهاي تر نداري
تنهاي تنها ماندي و ياور نداري
 
بگذار تا زينب لباس رزم پوشد
تا كه نگويد دشمنت لشگر نداري
 
من آب مي آرم براي اهل خيمه
ديگر نگو آقا كه آب آور نداري
 
بگذار لخته خون ز لبهايت بگيرم
آخر مگر اي نازنين خواهر نداري
 
تعبير كن خواب مرا اي يوسف من
حالا كه غير از چشمهاي تر نداري
 
مي آيم امشب بهر ديدارت به گودال
هر چند دير است و تو ديگر سر نداري
 
سید محمد جوادی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#24
داری عقیله خواهر من گریه می کنی؟
آیینه برابر من گریه می کنی
 
از لا به لای خیمه دلم تا مدینه رفت
خیلی شبیه مادر من گریه می کنی
 
دلشوره می چکد ز نگاه سه ساله ام
وقتی کنار دختر من گریه می کنی
 
امشب برای ماندن من نذر می کنی
فردا برای پیکر من گریه می کنی
 
امشب نشسته ای و مرا باد می زنی
فردا به جسم بی سر من گریه می کنی
 
علی اکبر لطیفیان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#25
بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت
 
امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو
شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت
 
می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت
 
غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذر کرده ام که به نی ها نبینمت
 
امشب برای من تو دعا کن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا نبینمت
 
حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#26
با اين شتاب فكر كنم سر مي آورد
با اين شتاب،حوصله را سر مي آورد
 
مي تازد و غنيمت جنگ غروب را
از چنگ سي هزار نفر، در مي آورد
 
حس مي كنم كه داخل خورجين غصبي اش
يك باغ سيب سرخ معطر مي آورد
 
سرمست سود دادوستدهاي كربلاست
دارد چقدر چادرو معجر مي آورد
 
نرخ طلاي كوفه سقوطش مسجل است
از بسكه گوشواره و زيور مي آورد
 
دود و تنورروشن و عطري شبيه عود
اينجاي روضه داد مرا در مي آورد
 
وحید قاسمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#27
 
از این کویر چرا عطر سیب می آید
شمیم رایحه ای دلفریب می آید
 
صدای نیزه و شمشیر اگر اجازه دهد
صدای ناله مردی غریب می آید
 
گمان کنم که مسیح است داخل گودال
صدای میخ زدن بر صلیب می آید
 
درست پشت سر رد خون یک دشنه
زنی خمیده به این سوی شیب می آید
 
خبر دهید به زینب که چشمتان روشن
جناب حضرت شیب الخضیب می آید
**********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#28
نزدیك مغرب است خدایا چه می شود؟
كشتی شكست خورده دریا چه می شود؟
 
از لاله های خون جراحات زخم عشق
مقتل ز عمق فاجعه دریاچه می شود
 
با چكمه های بند نبسته رسیده شمر
با زخمهای سینه بابا چه می شود
 
قاتل ز بس برید از نفس فتاد
ای سر بریده بعد تو با ما چه می شود
 
نزدیك مغرب است چه باد مخالفی
نزدیك مغرب است ندا داد هاتفی :
 
ای كشته فتاده به صحرا حسین من
ای میوه رسیده زهرا حسین من
 
آن كهنه پیرهن كه خودم بافتم چه شد
ای بانی قیامت كبرا حسین من
 
یادش به خیر شانه زدن های موی تو
ای صاحب شفاعت عظما حسین من
 
چشمت زدند عاقبت این هرزه چشم
قربانی حسادت دنیا حسین من
 
مغرب شد و گذشت وَ حالا شب آمده
بعد از تمام حادثه ها زینب آمده
 
زینب رسید و خاطره ها را مرور كرد
از بین نیزه های شكسته عبور كرد
 
آهی كشید و گفت «أأنت اخی»حسین
اینجا گریز روضه ی ما جفت و جور كرد
 
بشنید یا «اخی الیً»صبور باش
دل را به امر حنجر پاره صبور كرد
 
در آخرین دقایق گودال قتلگاه
هر نیزه ای به گونه ای عرض حضور كرد
 
قلب ز شعله دلخورش آتش گرفته است
ناگاه دید چادرش آتش گرفته است
 
علی اکبر لطیفیان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#29
هفت آسمان حجاب شد و پرده را کشید
اما تمام حادثه را مادر تو دید
 
وقتی غریب دید تو را باورش نشد
هی چند بار دست به چشمان خود کشید
 
باور نداشت مادرِ دریا، حسین او
تنها عقیق با دو لب تشنه می‌مکید
 
با زینبش دوید که: یک لحظه صبر کن
یک بوسه از گلوی لطیفت دوباره چید
 
بارید اشک در پی باران سنگها
سیلی به روی می‌زد و انگشت می‌گزید
 
خون تا محاسنت خبری سرخ برد و بعد
لبهای پیرهن که به پیشانیت رسید،
 
افتاد چشم مادرت ـ ای وای ـ همزمان
با چشم حرمله به همان نقطه سفید
 
با تیر قلب نازک او هم دوباره سوخت
گویی دوباره داغیِ میخ دری چشید
 
قلبت فقط حریم خدا بود و تیر او
اینبار «یا لطیف» ترین سینه را درید
 
غوغا به پا شد و وسط تیر و نیزه‌ها
تنها صدای ناله و افتادنی شنید
 
آمد صدای گام نفسگیر و تیره‌ای
رنگش پرید و با دل زینب دلش تپید
 
با چشم خون گرفته و با چکمه‌ای سیاه
خنجر کشیده بود و به سمت تو می‌دوید
 
شیون کنان زنی لب گودال قتلگاه
می‌بست رو به منظره چشمان نا امید
 
از روی مهربانت اگر شرم کرده بود
از پشت ظالمانه سرت را چرا برید؟
 
با چشم بسته فاطمه فریاد می‌کشید
ای وای میوه‌ی دل من تشنه شهید
 
دیگر ندید جسم تو را زیر پای اسب
نوری یگانه دید، به الله می‌رسید
 
قاسم صرافان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#30
بادها  عطر  خوش سیب  تنش  را   بردند
سوختند و خبر سوختنش را بردند
 
نیزه ها بر عطشش قهقهه سر می دادند
زخمها   لاله ی  باغ  بدنش را بردند
 
دشنه ها  دور  و  بر پیکر  او  حلقه   زدند
حلقه ها نقش عمیق یمینش را بردند
 
این عطش یوسف معصوم کدامین مصراست
که روی  نیزه  بوی  پیرهنش  را بردند
 
تا که معلوم نگردد به کدام آیین است
اهل صحرای تجردکفنش را بردند
 
باد ها سینه زنان زودتر از خواهر او
تا مدینه خبر آمدنش را بردند
 
یوسف آهسته بگویند نمیرد یعقوب
 
گرگها یوسف گل پیراهنش را بردند



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,807 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,797 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان