اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:54 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 3777

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت اباعبدالله حسینی اشعارشب ارباب روز سیدالشهدا و ع الحسین عاشورای دهم محرم

اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
خواب ديدم در اين شب غربت

خواب دشتي عجيب و خون آلود

خواب ديدم كه پيكرم، خواهر

طمعه ي گرگ هاي وحشي بود

**

اضطرابي به جانم افتاده

كه بيان كردنش ميسر نيست

يك جوانمرد با شرف، زينب

بين اين سي هزار لشگر نيست

**

ماجراهاي عصر فردا را

در نگاه تر تو مي بينم

راضي ام بر رضاي معبودم

تا سحر بوته خار مي چينم

**

شب آخر وصيتي دارم

در نماز شبت دعايم كن

ظهر فردا به خنده اي خواهر

راهي وادي منايم كن

**

باغ سرسبز خاطراتت را

غصه پاييز مي كند زينب

گوش کن! شمر خنجر خود را

آن طرف تيز مي كند زينب

**

عصر فردا ز اهلبيت رسول

زهر چشمي شديد مي گيرند

وقت تاراج خيمه هاي حرم

چند كودك ز ترس مي ميرند

**

كوفيان شهره ي عرب هستند

مردماني كه دست سنگينند

رسم شان است ميوه را در باغ

با همان برگ و شاخه مي چينند

**

دوركن از زنان و دخترها

هرچه خلخال در حرم داري

خواهرم داخل وسائل خود

روسري اضافه هم داري؟

**

عصر فردا بدون شك اينجا

مي وزد گردباد خاكستر

با صبوري به معجرت حتماً

گره ي محكمي بزن خواهر

 

وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
سر می کشد  در حنجری آتش گرفته
غمناله های خواهری آتش گرفته
 
اینجا  کبوتر  بچه  ها  را  یک کبوتر
پیچیده  در بال  و پری آتش گرفته
 
فریاد  عصمت  شعله می گیرد دمادم
از تار و پود  معجری  آتش   گرفته
 
بشتاب  زینب ! درمیان شعله ها باز
دامان طفل دیگری   آتش  گرفته
 
آنسوی فریاد عطش صد حنجره دارد
در لای لای مادری آتش گرفته
 
از  داغ  این  آلاله  های  غرقه در خون
هر گوشه چشمان تری آتش گرفته
 
قرآن تلاوت می کند فرزند قرآن
از روی نیزه با سری آتش گرفته
 
پیش نگاه خسته ی پروانه ، شمعی
افتاده بر خاکستری  آتش  گرفته
 
بی شک تمام  این وقایع ریشه دارد
در ارتفاعات دری آتش گرفته
 
سید محمد بابامیری
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#32
در اين غروب غريبي ببين کواکب را
به نيزه ها سر زخميّ نجم ثاقب را
 
بخوان به لحن حروف مقطعه امشب
حديث غربت زينب، بخوان مصائب را
 
چرا عزيز دلم «هَل أتَي» نمي خواني
ببار جرعه اي از کوثر مناقب را
 
بخوان «وَلِيُّکُمُ الله» را پناه حرم
بگو حکايت اين مردمان غاصب را
 
براي تسليت خاطر «ذَوِي القُربَي»
ز تازيانه و سيلي ببين مواهب را
 
بخوان «لِيُذهِبَ عَنکُم» شکوه غيرت من
که دور سازي از اين کاروان اجانب را
 
مسيح خستة من ندبة أنا العطشان
به خون نشانده دل بيقرار راهب را
 
لب مقدس قرآن و خيزران بوسه!
و «أم حَسِبتَ» بخوان اين همه عجائب را
 
بيا شبي به خرابه بياوري با خود
براي دخترکت ليلةُ الرغائب را
 
هنوز بر لب تو بغض «أيَّ مُنقَلبٍ»
به انتظار نشسته غريب غائب را
 
یوسف رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#33
گمان نمي كنم اين روح پيكرم باشد
تني كه مثله شده در برابرم باشد
 
بدن بدن كيست اينچنين شده است ؟
اگر خداي نكرده برادرم باشد ...!
 
گمان نمي كنم اين زير نيزه افتاده
حسين فاطمه يعني برادرم باشد
 
تو را خدا بگذاريد بوسه اش بزنم
كه قول ميدهم اين بار بار آخرم باشد
 
كفن كه نيست عبا نيست ، بوريا هم نيست ؟
بد است بي كفن اين مرد محترم باشد
 
علی اکبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#34
بمان که روشنی دیده ترم باشی
شبیه آینه ای در برابرم باشی
 
هوای خیمه من بی نگاه تو سرد است
بمان که مایه دلگرمی حرم باشی
 
چه شد که از ته گودال سر در آوردی
تو زینت سر دوش پیمبرم باشی
 
در این شلوغی گودال تنگ قول بده
کمی مراقب پهلوی مادرم باشی
 
تو در بلند ترین نیزه منزلت کردی
به این بهانه مگر سایه سرم باشی
 
جواب خنده دشن به خواهرت با کیست؟
مگر تو قول ندادی برادرم باشی
 
تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده
بمان که روشنی دیده ترم باشی
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#35
باور نخواهد کرد چشمان ترت را
باور نخواهد کرد دشمن ، باورت را
 
ققنوس بی پروای من آتش نگیری
طاقت ندارم دیدن خاکسترت را
 
یک ذره از این بیشتر مهمان ما باش
طولانی اش کن این وداع آخرت را
 
یک کم نگاهم کن ، نگاهم کن ، نگاهی ...
تا که ببینی توی چشمم مادرت را
 
یا ایها العاشق ، دلم معشوق چشمت
با خود ببر میدان برادر ، خواهرت را
 
از دشمنانت آب می خواهی چرا ؟ ... نه
از دست دادی پیش از این آب آورت را
 
در مقتلت چیزی نمی بینم به جز خون
می بینم اما پاره های پیکرت را
 
در دست طوفان بود دیدم وای طوفان ...
می برد هم انگشت و هم انگشترت را
 
از من توقع داشتی ساکت بمانم ؟!
وقتی به روی نیزه می بینم سرت را ...
 
مجتبی حاذق
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#36
تو میروی و دل من دوباره می ریزد
و خواهر تو به راهت شراره می ریزد
 
خدا کند که بمیرم نبینمت تنها
غریبی تو به جانم شراره می ریزد
 
مرو که بوسه ای از زیر حنجرت چون آب
بروی آتش این غصه چاره می ریزد
 
تو سیب سرخ بهشت خدایی و دارد...
...ز پیکر پر زخمت عصاره می ریزد
 
 مسیر آمدنت تا خیام خونین است
ز بسکه از زرهت خون، هماره می ریزد
 
مرو که بعد تو تنها به جرم یک بوسه
عدو به روی سرم بیشماره می ریزد
 
مرو که بعد تو از نیزه ها و نعل ستور
به خاک، پیکر تو پاره پاره می ریزد
 
محمد بیابانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#37
ته گودال پیکری مانده ؟
که بگوییم برداری مانده  ؟
 
گفت بهتر که از جلو نبرید
بی گمان راه بهتری مانده
 
چقدر نامرتبت کردند
پیکری نیست پیکری مانده
 
چقدر غارت تو طول کشید
یک نفر رفته دیگری مانده
 
تازه این سهم تا کوفه است
از تن تو اگر سری مانده
 
گرچه بیرون کشیدم از بدنت
ولی این تیر آخری مانده
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#38
خواهم نشست آینه سان در برابرت
تا بنگرم به چشم علی رزم آخرت
 
ای آفتاب بر سر سرنیزه ها بتاب
قرآن بخوان برای تسلای خواهرت
 
دشمن که حمله کرد به خیمه به خنده گفت:
زینب کجاست سید و سالار و سرورت؟
 
اینک به سوی خیمه ما می کنند رو
آن اسب های رد شده از روی پیکرت
 
با شعله های آتش و با تازیانه ها
تا تسلیت دهند به غمهای دخترت
 
گویا نشسته مادرم اندر بهشت خلد
آغوش خود گشوده بر آن جسم بی سرت
 
بابا به اشک بر سر کوثر نشسته است
سیراب کرده حنجر خونین اصغرت
 
در قتلگاه بر سر دامن گرفته بود
آن جسم زخم خورده و مظلوم، مادرت
 
می خواستم بیایم و از زیر نیزه ها
پیدا کنم تو را و دهم جان در برت
 
ناگه سه ساله دخترکی گریه کرد و گفت
عمه بیا که سوخت دلم سوخت دخترت
 
آتش گرفته بود به دامان بچه ها
آتش به جان ساقه گلهای پرپرت
 
آبی نبود تا کنم آتش خموش و لیک
با اشک چشم کردم و با یاد کوثرت
 
دشمن به سویم آمده با تازیانه اش
من می روم به شام به همراهی سرت
 
ای کاش یابم فرصتی از تازیانه ها
تا بنگرم دوباره به لبخند آخرت
 
قرآن بخوان که وقت سفر یاریم کنی
جانم فدای صوت خوش و خون حنجرت...
 
سیده فاطمه نوری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#39
نگاه کردن اشک تو خواهرم سخت است
صبور باش که این حرف آخرم سخت است
 
دگر زمان جدایی شده، دعایم کن
سفر بدون تو ای یار و یاورم سخت است
 
برو برای اسارت دگر مهیّا شو
که شام و کوفه برای تو خواهرم سخت است
 
نه قاسمی، نه علی اکبری، نه عباسی
غریب ماندن زنهای این حرم سخت است
 
تویی و جان رقیّه، که بعد من سیلی
برای دخترک ناز پرورم سخت است
 
بگو رباب حلالم کند که می دانم
به نیزه، دیدن لبخند اصغرم سخت است
 
به زیر حنجره ام بوسه می زنی، امّا
بدان، بریدن این سر ز پیکرم سخت است
 
خدا به داد دلت می رسد، که در بر شمر
به قتلگاه، تماشای مادرم سخت است
 
علی صالحی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#40
مانند سایه از سرم ای تاج سر ، مرو
ما با هم آمدیم و تو بی همسفر ، مرو
 
تنها نه این که خواهر تو ، مادر توام
از رفتنت به خاطر من درگُذر ، مرو
 
از کودکی برای تو بودم سپر ، حسین
میدان جنگ می روی و بی سپر ، مرو
 
حالا که می روی کمی آهسته تر برو
آتش به جان مزن تو از این بیشتر ، مرو
 
طفلت به خواب رفته و بیدار اگر شود
بیچاره میکند همه را بی خبر ، مرو
 
لبها دو چوب خشک شده میخورد به هم
این گونه از مقابل چشمان تر ، مرو
 
از آب هم مضایقه کردند کوفیان
ای از تمام اهل حرم تشنه تر ، مرو
 
باشد نگاه تو به من اما دلت کجاست؟
هستی به یاد مادر و دیوار و در ، مرو
 
سعيد خرازي



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,485 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,581 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,708 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,199 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,756 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,190 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 962 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,526 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,218 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان