اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:16 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 4011

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حضرت اباعبدالله حسینی اشعارشب ارباب روز سیدالشهدا و ع الحسین عاشورای دهم محرم

اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع )
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
خواب ديدم در اين شب غربت

خواب دشتي عجيب و خون آلود

خواب ديدم كه پيكرم، خواهر

طمعه ي گرگ هاي وحشي بود

**

اضطرابي به جانم افتاده

كه بيان كردنش ميسر نيست

يك جوانمرد با شرف، زينب

بين اين سي هزار لشگر نيست

**

ماجراهاي عصر فردا را

در نگاه تر تو مي بينم

راضي ام بر رضاي معبودم

تا سحر بوته خار مي چينم

**

شب آخر وصيتي دارم

در نماز شبت دعايم كن

ظهر فردا به خنده اي خواهر

راهي وادي منايم كن

**

باغ سرسبز خاطراتت را

غصه پاييز مي كند زينب

گوش کن! شمر خنجر خود را

آن طرف تيز مي كند زينب

**

عصر فردا ز اهلبيت رسول

زهر چشمي شديد مي گيرند

وقت تاراج خيمه هاي حرم

چند كودك ز ترس مي ميرند

**

كوفيان شهره ي عرب هستند

مردماني كه دست سنگينند

رسم شان است ميوه را در باغ

با همان برگ و شاخه مي چينند

**

دوركن از زنان و دخترها

هرچه خلخال در حرم داري

خواهرم داخل وسائل خود

روسري اضافه هم داري؟

**

عصر فردا بدون شك اينجا

مي وزد گردباد خاكستر

با صبوري به معجرت حتماً

گره ي محكمي بزن خواهر

 

وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
چگونه صبر کنم رفتن تو را بینم
نوای وا عطشا گفتن تو را بینم
 
در این طرف تو صدا می زنی انا المظلوم
جواب هلهله ی دشمن تو را بینم
 
بپوش زیر زره دست دوز مادر را
مباد لحظه ای عریان تن تو را بینم
 
چگونه معجر خودرا به سر نگه دارم
چگونه لحظه جان دادن تورا بینم
 
کویر و این همه لاله حسین خیز و ببین
میان دشت فقط گلشن تورا بینم
 
شود به سم ستوران تن تو حلاجی
میان گرد و غبار ، خرمن تو را بینم
 
چگونه حفظ کنم چادرم که در مقتل
به دست چند نفر جوشن تو را بینم
 
خداکند که نیفتی به زیر پای کسی
به چشم خویش لگد خوردن تو را بینم
 
قاسم نعمتی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#42
وقتی علی اکبرمن نیست ماندنی
پیداست که برادر من نیست ماندنی
 
باید که با حسین خداحافظی کنم
این آینه برابر من نیست ماندنی
 
از این به بعد راهی گرماست صورتم
این سایبان که بر سرمن نیست ماندنی
 
در پشت خیمه فکر نمی کردم عاقبت
این دستباف مادر من نیست ماندنی
 
تا بوسه بر گلوي تو دادم صدا زدي
خواهر ببوس، حنجر من نیست ماندنی
 
انگشترت که رفت خودم با خبر شدم
از این به بعد زیور من نیست ماندنی
 
علی اکبر لطیفیان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
گریه هایم اگرچه کاری نیست
چه کنم؟ غیر گریه کاری نیست
 
بعد عمری کنار هم بودن
می روی و مرا نگاری نیست
 
فصل سرد خزان عمرم شد
باغ من را دگر بهاری نیست
 
می بری جان خواهرت با خود
بعد تو پای استواری نیست
 
روی شانه تو منزلت داری
لااقل وقت نی سواری نیست
 
رفتنت می برد امید حرم
کودکان را دگر قراری نیست
 
گرگها صف کشیده اند اینجا
آهوان را ره فراری نیست
 
می روی و به خیمه می تازند
پس مپرسم چرا وقاری نیست!
    ***
ای به قربان آیه ی کهفت
سرشکسته تر از تو قاری نیست
 
چه بلایی سر تو آوردند؟
جز به نیزه تو را مزاری نیست
 
بعد تو زینب است و طفلانت
چه کنم؟جای گریه زاری نیست
 
امیر حسین محمودپور

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
آبی‌تر
 
ذبحی از اسماعیل آبی‌تر بیاور
از دامنی آبی‌تر از هاجر بیاور
 
آبی‌تر از خون، سرخ‌تر از آسمان‌ها
جام عطش را تا لب کوثر بیاور
 
حالا «فَدَیناهُ بِذِبح ٍ… ‍» اعظمی که…
وقتش رسیده… خون ِ رنگین‌تر بیاور
 
این نیزه‌ها تا آسمان راهی ندارند
خورشید! صبر آسمان را سر بیاور
 
این روضه مکشوفه است، باید خود ببینی
از ماجرای نیزه‌ها سر در بیاور
 
پیغام دارد هدهد از خاتم‌ترین مرد:
انگشترت… انگشترت را در بیاور
 
این شعر عطر یاس کم دارد، همین جا…
در قتلگاهش اسمی از “مادر” بیاور
 
محمد علی بابایی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
با چشم اشک بار علیکنّ بالفرار
با قلب داغ دار علیکنّ بالفرار
 
وقتی کمان حرمله شلاق دست شد
پنهان و آشکار علیکنّ بالفرار
 
جان هم رسیده گرچه به لب هایتان ولی
با حال احتضار علیکنّ بالفرار
 
در ساحل فرات علمدار کربلا
شد چون علم ندار ، علیکنّ بالفرار
 
راه عبور ، معبر غارت گران شده
از گوشه و کنار علیکنّ بالفرار
 
دیدید مثل ابر بهار اشک ریختیم
آتش نشد مهار علیکنّ بالفرار
 
از من به لاله های حرم عمه جان بگو
حتی به روی خار... علیکنّ بالفرار
 
با این که مشکل است و همه بانوان ما...
...هستند با وقار علیکنّ بالفرار
 
حتما به دختران حرم گوشزد کنید
تا هست گوشوار علیکنّ بالفرار
 
دقت کنید گم نشود هیچ کودکی
امشب در این دیار علیکنّ بالفرار
 
با چکمه ها به سوی حرم روی اسب خویش
تا شمر شد سوار علیکنّ بالفرار
 
با این که از مصائب این دشت پر بلا
لا یمکن الفرار... علیکنّ بالفرار
 
مصطفی متولی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
جنجال بود و...
لب تشنه ای درگوشه ی گودال بود و...
 
گودال بود و...
ازنیزه و شمشیر مالامال بود و...
 
می رفت بالا
تیغی که دست نفرت دجال بود و...
 
دجال بود و...
در زیر پایش پیکری پامال بود و...
 
از میهمانش
با سنگ زنها گرم ِ استقبال بود و...
 
« ای وای، ای وای»
ذکرلبان ِ مادری بدحال بود و...
 
وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
به من نگو برو از دور ِ قتلگاه برو
به من اشاره مکن سوی خیمه گاه برو
 
شکستگیِّ من از اين دویدنم حاکی ست
شبیهِ صورت تو مویِ خواهرت خاکی ست
 
بگو چه کار کنم تا تو را خلاص کنم؟
به شمر رو بزنم یا که التماس کنم؟
 
بگو چه کار کنم دور ِ خیمه صف نکشند؟
به زور ِ نیزه تنت را به هر طرف نکشند
 
صدایِ خنده يِ کوفی، صدایِ خنده ي شمر
صدای بد دهنی کردنِ زننده ي شمر
 
صدای هلهله و بانگِ طبل می آید
صدای تق تق تعویض نعل می آید
 
ببين اراذل و اوباش کوفه آمده اند
برای روسری پاره پاره آمده اند
 
جواد پرچمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
پیش من نیزه ها کم آوردند
به خدا سر نمیدهم به کسی
غیرت الله من خیالت جمع
من که معجر نمیدهم به کسی
**
تو اگر که اجازه بدهی
خویش را پهلویت می اندازم
اگر این چند تا عقب بروند
چادرم را رویت می اندازم
**
چقدر میروند و می آیند
فرصت زخم بستن من نیست
آمدم درد و دل کنم با تو
جا برای نشستن من نیست
**
جلویش را بگیر تا بلکه
دستم از رو سرم بلند شود
تو که شمر را نمیکنی بیرون
پس بگو مادرم بلند شود
**
هرکه گیرش نیامده نیزه
تکیه بر سنگ دامنش کرده
هم دیدند دخترت هم دید
شمر رخت تو را تنش کرده
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
تير از بس كه خورده بود حسين
بر تنش مثل پيرهن شده بود
 
نيزه هاشان تمام شد كم كم
موقع سنگ ريختن شده بود
 
نفسش بين راه بر ميگشت
موقع دست و پا زدن شده بود
 
بودم اما جلو نمي رفتم
شمر آنقدر بد دهن شده بود
 
تكه اي را ربود هر كس كه
روبه رو با حسين ِمن شده بود
 
هرچه كردند رو به قبله نشد
يعني آنقدر پاره تن شده بود
 
زير انداز خانه هاي دهات
كفن شاه بي كفن شده بود
 
علي اكبر لطيفيان
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
می خواستم بلند شوم پا نداشتم
دستی برای خیزش از جا نداشتم
 
آواز تو می­آمد از آن دورها : « گلی
گم کرده ام... » نه، من گل زیبا نداشتم
 
پیراهنم که پاره شده، پیکرم کبود
دیگر نشانه های گلت را نداشتم
 
میخواستم ببینمت از بین تیغ ها
امّا چه سود؟ چشم تماشا نداشتم
 
آن­قدر دل به چشم تو دادم که از تنم
یک قطعه در هوای تو پیدا نداشتم
 
در زیر تیغ ها و قدم ها و سنگ ها
دیگر شباهتی ، نه... ، به گل ها نداشتم
 
وقتی که آمدی و رسیدی به پیکرم
می­خواستم بلند شوم... پا نداشتم
 
مهدی رحیمی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,809 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,798 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت مشکل گشا ابوالفضل العباس(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 1,279 10-22-2015, 09:01 PM
آخرین ارسال: ماه مهربان

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان