اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:36 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 4799

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زینب حسین امان اشعارشب شام به اربابم ازدل یازدهم واشعارورودکاروان غریبان محرم کوفه

اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
گفتم اگر سرت نبود پیکر تو هست
مادر اگر که نیست ولی خواهر تو هست
 
اما چه پیکری که چه راحت بلند شد
دیدم که عضوهات به یک نقطه بند شد
 
روی زمین به فاصله افتاده پیکرت
حتما به دست حرمله افتاده پیکرت
 
صحبت به سمت نیزه کنم یا به قتله گاه
رویم کدام سوی کنم شاه بی سپاه
 
تا صبح روی خاک پر از رد پا شوی
ترسم که با نسیم سحر جا به جا شوی
 
حلق تو را همینکه سر نیزه دوختند
قیمت گذاشتند و پس از ان فروختند
 
دعوا سر تو شدت سختی گرفته است
ما بینشان رقابت سختی گرفته است
 
معلوم میشود چقدر بد شکسته ای
از نیزه ای به نیزه دیگر نشسته ای
 
آواز سنگ هر چقدر رنج اور است
اما صدای نعلِ نویِ اسب بدتر است
 
ترکیب عضوهای تو را بخش میکنند
این اسب ها حسینِ مرا پخش میکنند
 
حسن کردی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
مردم کوفه منتظر بودند

دستهاشان پر از تهاجم سنگ

کاروانی اسیر می آمد

سخت آشفته از کشاکش جنگ

**

کاروان خسته، کاروان زخمی

کاروان از غروب بر می گشت

مردها روی نیزه و زنها

چشمشان لحظه لحظه تر می گشت

**

کاروان اندک اندک آمد پیش

ساربان خسته، ناقه ها عریان

بغض سر خورده در گلو می خواست

که ببارد غریب چون باران

**

آسمان از غبار پر می شد

کوفه در کوچه هاش گل می زد

کوفه کِل می کشید و می خندید

مردی آنسوترک دُهُل می زد

**

این یکی سنگ و آن یکی با چوب

این یکی شاد و دیگری خوشحال

هرکسی هرچه داشت می انداخت

تا بریزد ز کودکان پر و بال

**

کودکانی ز نسل یاس سپید

یادگاران آب و آئینه

وارثان همیشه ی نیلی

داغداران میخ در سینه

**

دستشان خسته از تب زنجیر

ردّی از تازیانه ها بر پشت

داد زد دختری که ها! بابا!

درد این بار دخترت را کشت

**

دخترک دلشکسته از طوفان

خیزران خورده و پریشان بود

از بس افتاده بود روی زمین

دست و پایش پر از مغیلان بود

**

دست های سخاوت عباس

یا بلندای قامت اکبر

یاد می آمدش به هر قدمی

خنده ی نازک علی اصغر

**

 زیر گرمای نیم روزی داغ

تر نکرده کسی گلویش را

روی این خاک تشنه گم کرده

دست دریایی عمویش را

**

گفت بابا چرا نمی آیی

به سراغ دل پر از خونم

چشم هایت نمی گشایی حیف!

روی چشم همیشه محزونم

**

من فدای سر پر از خونت

روی نیزه پدر دعایم کن

جان عمّه فقط همین یک بار

آه، چیزی بگو صدایم کن

**

عمّه بی تو چقدر دلگیر است

داغ ها گر گرفته دور و برش

زیر باران سنگ محکم تر

بچّه ها را کشیده زیر پرش

 

شهرام شاهرخی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#32
خانه خراب عشقم و سربارِ زینبم

در به در مجالس سالار زینبم

 

این نعره ها و عربده ها بی دلیل نیست

یک گوشه از شلوغی بازار زینبم

 

هرکس به بیرق و علمش چپ نگاه کرد!

با خشم من طرف شده؛ مختار زینبم

 

آتش بکش، به دار بزن ، جا نمی زنم

جانم فداش، میثم تمار زینبم

 

از زخمهای گوشه ی ابروی من نپرس

مجروح داغ دلبر و بیمار زینبم

 

شکر خدای عزوجل مکتبی شدم

من از دعای خیر علی، زینبی شدم

 

غم خاضعانه گوش به فرمان زینب است

انگشت بر دهان شده ، حیران زینب است

 

ایوب دل شکسته ی با آن همه مقام

شاگرد درس صبر دبستان زینب است

 

هرگز نگو که چادرش آتش گرفته است!

این شعله های خیمه، گلستان زینب است

 

اصلاً عجیب نیست شکست یزدیان

وقتی حجاب سنگر ایمان زینب است

 

او پس گرفت هستی خود را زگرگها

پیراهنی که مونس کنعان زینب است

 

امروز اگر حسینی و پابند مذهبم

مدیون گریه های فراوان زینبم

 

باور نمی کنم سر بازار بردنت

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت

 

از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت

از کربلا به کوفه، به اجبار بردنت

 

پای سفر نداشتی ای داغدار درد

با یک سر بریده، به اصرار بردنت

 

پهلو کبود! گریه کنان تازیانه ها

با خاطراتی از در و دیوار بردنت

 

فهمیده بود شمر غرورت شکسته است

از سمت قتلگاه علمدار بردنت

 

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و...

در کوچه هاش مثل بدهکار بردنت

 

در پیش گریه های تو این گریه ها کم است

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

 

وحيد قاسمي

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#33
روزگار اسیری زینب

مثل شبهای شام تاریک است

کوچه پس کوچه های اینجا هم

مثل شهر مدینه باریک است

**

 مردمانش به جای دسته ی گل

تازیانه به دست می گیرند

تا نمک روی زخم ما بزنند

پیش ما کف زدند و رقصیدند

**

تو خودت خوب واقفی که چرا

صورت خواهر تو رنگین است

مثل نامرد کوچه های فدک

دست مردان شام سنگین است

**

 آنکه بر پهلویت لگد زده بود

چند باری به من لگد زده است

زیر آن ضربه ها بگو آیا

استخوان های پهلویت نشکست؟

**

دخترت را ببین شکسته شده

رنگ برف است موی دخترکت

مثل ایّام آخر مادر

سو نمانده به چشم شاپرکت

**

 ای برادر چقدر بر نوک نی

سنگ از دست کوفیان خوردی

شرمسارم میان بزم شراب

ایستادم تو خیزران خوردی

 

وحید محمدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#34
دخترت هم غم پدر می خورد
هم غم موی شعله ور می خورد
 
نیزه دارت همین که می خندید
به غرورم چقدر بر می خورد
 
وسط کوچه ی یهودی ها
سینه ام زخم بیشتر می خورد
 
تکه سنگی که خورد کنج لبت
خنجری شد که بر جگر می خورد
 
کمرم را شکست آخرِ سر
ضربه هایی که بی خبر می خورد
 
بدنت را که زیر و رو کردند
دست من بود که به سر می خورد
 
مسعود اصلانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#35
هرگز نمی شد خواهرت اینجا نیاید
بهر عزاداری این لب ها نیاید
 
امکان ندارد اینکه مجنونی بخواند
اما برای دیدنش لیلا نیاید
 
بستند به زنجیر راه گریه ها را
شاید صدایی از گلوی ما نیاید
 
از دخترت می خواستم وقتی می آید
یا چشمهایش را بگیرد یا نیاید
 
ای صوت لب های پر از آیات غمگین
پایین بیا تا خیزران بالا نیاید
 
دیدند می خوانی ولی کاری نکردند
تا خیزران روی لبت با پا نیاید
 
کنج تنور آمد کنارت چهره نیلی
کردم دعا اینجا دگر زهرا نیاید
 
چشمان اینجا سخت ناپرهیزگارند
اما نمی شد خواهرت اینجا نیاید
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#36
اسير كوچه شدن ارزش تورا دارد
سرت كه هست اسيريِ اينچنيني هست
 
من از كنار بزرگان نميروم هرگز
تو هر كجا بروي باز همنشيني هست
 
اگرچه سنگ مزاحم شده ست اما جا
براي آنكه به دامانِ من نشيني هست
 
بيا نشان مده خود را كه سنگ اين مردم
درست ميخورد آنجا كه مه جبيني هست
 
دوباره دور و بر محملم شلوغ شده
از اين قبيل مكافات تا ببيني هست
 
يكي مقابل نجمه يكي مقابل من
كنار هر سري اينجا دلِ غميني هست
 
چه ديده است مگر مادرم كه از امشب
مدام پشت سرت ناله ي حزيني هست
 
تو و تنور ، تنور و صداي يك مادر
ميان مادر و فرزند بوسه چيني هست
 
ز راه مانده چهل منزل خراب شده
خدا به خير نمايد چه اربعيني هست
 
علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#37
قبله نما
 
ای سرت سعیِ صفای سنگها
نیزه ات قبله نمای سنگها
 
روی نی قرآن نمی خواندی اگر
در نمی آمد صدای سنگها
 
تا که پیدایت نمایم شهر را
گشته ام با ردّ پای سنگها
 
می خورند و می خورند و می خورند
 
وای از این اشتهای سنگها
 
دشمنانت بی حیا هستند، لیک
ای برادر کو حیای سنگها
 
گاه آتش، گاه خاکستر زدند
بر سرت از لا به لای سنگها
 
لحظه ای بر دامنم بنشین خودم
در مسیر بی هوای سنگها...
 
... هم سپر گردم برایت هم ز اشک
می نهم مرهم به جای سنگها
 
زخم می زد بر دلم زخم زبان
لحظه لحظه، پا به پای سنگها
 
محسن عرب خالقی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#38
تازه رسیده از سفر کربلا سرت
بین تن تو فاصله افتاده تا سرت
 
با پهلوی شکسته و با صورت کبود
کنج تنور کوفه کشانده مرا سرت
 
پیشانی ات شکسته و موهات کم شده
خاکستر تنور چه کرده است با سرت؟
 
رگ های گردنت چقدر نامرتب است
ای جان من چگونه جدا شد مگر سرت؟
 
این جای سنگ نیست، گمان می کنم حسین
افتاده است زیر سم اسب ها سرت...
 
باید کمی گلاب بیارم بشویمت
خاکی شده است از ستم بی حیا سرت
 
چشمان تو همیشه به دنبال زینب است
تا اربعین اگر برود هر کجا سرت
 
علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#39
این پشت بامها که تو را سنگ می زنند
دارند روی وجه خدا سنگ می زنند
 
با قصد خورد کردن عکس صفات حق
سوی تمام آیینه ها سنگ می زنند
 
تو عین آسمانی و این شهر عین خاک
بنگر که از کجا به کجا سنگ می زنند
 
پس دسته بزرگ ابابیلها کجاست؟
حالا که روی کعبه ما سنگ می زنند
 
از پشت بامها نتوان گر سؤال کرد
از دستها بپرس که چرا سنگ میزنند
 
من خطبه شکسته برای تو خوانده ام
یعنی که کوفیان به صدا سنگ می زنند
 
رضا جعفری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#40
هفت روز است ....
 
 
هفت روز است اسير سفرم
غصه‌ي جانسوز تو و قاسم و عباس و علي‌اكبر و جعفر شده داغ جگرم
سايه‌ي سنگين سرت روي سرم
خم شده ديگر كمرم
بعد تو بي بال و پرم
درد و بلايت به سرم ، كاش كه چشمي بگشايي و ببيني كه در اين داغ جدايي چه به روز من و اطفال حرم آمده اي ماه خدايي
آنقدر سخت گرفتند به ما بعد تو در راه
كه از ما نرسيده است به كوفه
به جز سايه‌ي آهي .
هفت روز است بجاي تو و عباس شدم همسفر سايه‌ي خولي و سنان
هر طرفي چشم من افتاد ، غمي روي دل افتاد
كه ناگاه در آن كوچه‌ي تنگ از همه جا بارش سنگ آمد و يك پيرزن از جنس جهنم به كسي قول طلا داد كه با نيزه به نزديكي بامش برود
لحظه‌اي آمد و دنيا به سرم ريخت كه سنگي به سر زخمي تو بوسه زد و سر ز روي نيزه‌ات افتاد
رقيه به سويت خم شد و تا خواست كه نامت ببرد شانه‌ي زنجير ، حصاري به پرش شد ، پُرِ سرباز همه دور و برش شد ،
نيش تلخ دو سه شلاق عجب دردسرش شد
تنش انگار حصيري است پر از تار سياهي .
هفت روز است پرستار حرم زينب كبراست
سپر و حامي و غمخوار حرم زينب كبراست
پدر و مادر و دلدار حرم زينب كبراست
و وقتي همه خوابند نگهباني بيدار حرم زينب كبراست
چه گويم كه ابالفضل علمدار حرم زينب كبراست
بخداوند قسم حيدر كرار حرم زينب كبراست
پس از حضرت حق و پسر خون خداوند ، نگهدار حرم زينب كبراست
ولي چشم به نيزه ست كه از چشم تو بر خسته‌ي اين راه رسد نيم نگاهي.
محمد بختیاری
 



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,809 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,011 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,796 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 3,317 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 4,556 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,748 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 2,121 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh
  دانلود مداحی های محرم Ay Sona 21 3,782 10-19-2015, 06:34 PM
آخرین ارسال: Ay Sona

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان