اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
زمان کنونی: 04-16-2021، 04:50 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 4580

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زینب حسین امان اشعارشب شام به اربابم ازدل یازدهم واشعارورودکاروان غریبان محرم کوفه

اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
گفتم اگر سرت نبود پیکر تو هست
مادر اگر که نیست ولی خواهر تو هست
 
اما چه پیکری که چه راحت بلند شد
دیدم که عضوهات به یک نقطه بند شد
 
روی زمین به فاصله افتاده پیکرت
حتما به دست حرمله افتاده پیکرت
 
صحبت به سمت نیزه کنم یا به قتله گاه
رویم کدام سوی کنم شاه بی سپاه
 
تا صبح روی خاک پر از رد پا شوی
ترسم که با نسیم سحر جا به جا شوی
 
حلق تو را همینکه سر نیزه دوختند
قیمت گذاشتند و پس از ان فروختند
 
دعوا سر تو شدت سختی گرفته است
ما بینشان رقابت سختی گرفته است
 
معلوم میشود چقدر بد شکسته ای
از نیزه ای به نیزه دیگر نشسته ای
 
آواز سنگ هر چقدر رنج اور است
اما صدای نعلِ نویِ اسب بدتر است
 
ترکیب عضوهای تو را بخش میکنند
این اسب ها حسینِ مرا پخش میکنند
 
حسن کردی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
بالای دست مردم دنیا ببینمت
 
بعد از گذشت چند شب از روز رفتنت
راضی نمی شود دلم الاّ ببینمت
 
اما چه فایده خودت اصلا بگو حسین
وقتی نمی شناسمت آیا ببینمت؟
 
امروز که شلوغی مردم امان نداد
کاری کن ای عزیز که فردا ببینمت
 
شبها چه دیر می گذرد ای حسین من
ای کاش زود صبح شود تا ببینمت
 
حالا هلال تو سر نیزه طلوع کرد
تا ما رأیت إلا جمیلا ببینمت
 
گفتی سر تو را ته خورجین گذاشتند
چه خوب شد نبوده ام آنجا ببینمت
 
تو سنگ میخوری و سرت پرت می شود
انصاف نیست بین گذرها ببینمت
 
فعلاً مپرس طرز ورود مرا به شهر
بگذار گوشه ای تک و تنها ببینمت
 
علی اکبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#52
می سوزم و نمانده مرا راه دیگری
آری فرشته ام که ندارم دگر پری
 
سنگین شده عبور نفسهای خسته ام
انگار بین سینه من رفته خنجری
 
من میچشم مقابل ابروی زخم تو
بی رحمی و جسارت سنگ ستمگری
 
ما را به نام خارجیان سنگ می زنند
حتی اگر که آیه قرآن بیاوری
 
قرمز طلوع کرده ای از مشرق تنور
اینجا نبوده است مگر جای بهتری؟
 
دلتنگ عطر زخمی پیراهن تو ام
خورشید آسمان من ای عشق مادری!

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#53
لبهای تو مگر چقدر سنگ خورده است؟
قاری من چقدر صدایت عوض شده
 
تشریف تو به دست همه سنگ داده است
اوضاع شهر کوفه برایت عوض شده
 
تو آن حسین لحظه گودال نیستی
بالای نیزه حال و هوایت عوض شده
 
وقتی ز روبرو به سرت می کنم نگاه
احساس می کنم که نمایت عوض شده
 
جا باز کرده حنجره ات روی نیزه ها
در روز چند مرتبه جایت عوض شده
 
طرز نشستن مژه هایت به روی چشم
ای نور چشم من به فدایت عوض شده
 
ما بعد از این سپاه تو هستیم یا حسین
جنگی دگر شده شهدایت عوض شده
 
تو باز هم پیمبر در حال خدمتی
با فرق این که شکل هدایت عوض شده
 
  علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#54
 
قرآن نخوان فراز سکوت مناره ها
 دیگر امید نیست به این استخاره ها
 
 بر نیزه ها اذان خداحافظی نگو
 در گوش های زخمی بی گوشواره ها ...
 
 آه ای یقینِ بی سر و بی دست در سماع
 ابروی آفریده برای اشاره ها
 
 طاقت نمانده دیدن لبخند نیزه را
 با کاروان خسته ی «لبخند پاره » ها
 
 بادی که بوی خون تو را در میان نهاد
 یکباره با مشام غمین سواره ها
 
 لالایی وداع شبانگاه خوانده در
 آغوش ساکت و تهی گاهواره ها
 
 پشت مسیر رفته جا مانده روی خاک
 یغمای پیرهن به تن خوش قواره ها
 
 این نعش های سوخته ٬ ققنوس های مست
 آیا دوباره می رویند از شراره ها ؟
 
 در آسمانِ ظلمتِ گمکرده آفتاب
 خورشید را چگونه ببینم دوباره ؟ ها؟
 
 اما ...سرک کشید ز گودال قتلگاه
 خورشید رو به سوسوی تلخ ستاره ها
 
مهیجی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#55
شناخت چشم تر عمه اين حوالي را
 شناخت تك تك اين قوم لا ابالي را
 
 چقدر خون جگر خورد مرتضي شبها
 ز يادشان ببرد سفره هاي خالي را
 
 هنوز عمه برايم به گريه مي گويد
 حكايت تو و آن فصل خشكسالي را
 
 عطش به جاي خودش،كعب ني به جاي خودش
 شكسته سنگ ملامت دل سفالي را
 
 دلم براي رباب حزينه مي سوزد
 گرفته در بغلش كودك خيالي را
 
شبيه مادرتان زخمي ام،زمين گيرم
 بگو چه چاره نمايم شكسته بالي را؟
 
وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#56
تو را با خشكي ِ لب ذبح كردند

به پيش چشم زينب ذبح كردند

تورا با سُمِّ مركب زجر دادند

تورا چه نامرتب ذبح كردند
 
***
رويِ جسم تو رفته راه نيزه

چه كرده با دهانِ شاه نيزه

نشستم پيش جسمت نَه! كناره

هزار و نهصد و پنجاه نيزه

***

در آوردي سر از بالاي نيزه

نيفتي ديگر از بالاي نيزه

بگو دستِ كسي اطراف خيمه

نديدي معجر از بالاي نيزه

***

دويدم بين شعله جا نماند

كسي در آن شلوغي ها نماند

فقط هفتاد و دو زينب نياز است
 
كه طفلي زير دست و پا نماند
 
شاعر:حامد خاکی

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#57
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

خدایا پیکرم آتش گرفته
دل غم پرورم آتش گرفته


شهادت نامه را با خون نوشتم
ولیکن دفترم آتش گرفته

خودم دیدم کنار قتلگاهم

که قلب مادرم آتش گرفته

خودم دیدم کنار نهر علقم

لب آب آورم آتش گرفته

خودم دیدم که از تیر سه شعبه

گلوی اصغرم آتش گرفته

خودم دیدم سکینه داد می زند

که عمه چادرم آتش گرفته

الا ای خواهرم زینب کجایی

لباس دخترم آتش گرفته

ز هرم ناله هل من معینم

صدایم، حنجرم آتش گرفته
 
شاعر: سید مجتبی شجاع

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#58
 
دل مردان خدا راست ز تو نور حیات
یا قتیل العبرات


شده محکم ز مناجات تو ارکان صلات
یا قتیل العبرات

 
بابی انت و امی گل گلزار رسول
راحت جان بتول

 
مرتضی سیرت و صورت حسن و حمزه صفات
یا قتیل العبرات
 
ما ز نور تو رسیدیم به سر منزل عشق
ای قرار دل عشق

 

چون تو مصباح هدی هستی و کشتی نجات
یا قتیل العبرات

 
شاعر: عباس خوش عمل کاشانی

*******************

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات
 این روزها غم تو مرا می‌کشد حسین
شب های ماتم تو مرا می‌کشد حسین
 تا آن دمی که منتقم تو نیامده ست
سرخی پرچم تو مرا می‌کشد حسین
 از لحظه‌ی ورودیه تا آخرین وداع
هر شب ، محرّم تو مرا می‌کشد حسین
هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی
اشک دمادم تو مرا می‌کشد حسین
 داغ علی اصغر و عباس و اکبرت
غم‌های اعظم تو مرا می‌کشد حسین

 
از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ
انگشت و خاتم تو مرا می‌کشد حسینبر نیزه در مقابل چشمان خواهری
گیسوی درهم تو مرا می‌کشد حسین

سالار سر بریده‌ی زینب سرم فدات
هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

*******************

 

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد

آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد

 

مقصود از تکلم طور از تو گفتن است

موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد

 

روز ازل برای گلوی تو هیچ کس

غیر از خدای عز و جل خونبها نشد

 

در خلقتش زمین و مکانهای محترم

بسیار آفرید ولی کربلا نشد

 

گرچه هزار سال برای تو گریه کرده اند

یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد

 

ما گندم رسیده شهر ری توایم

شکر خدا که نان تو از من جدا نشد

 

یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم

حالا که کربلای تو روزی ما نشد

 

داغ تو اعظم است تحمل نمی شود

در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد

 
شاعر: لطیفیان

 

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#59
ای آفــتــاب، زخــم تنــت را شــمــاره نیست
در کهکشان جسم تو غیر از ستــاره نیست

مــارا بــه زخــم هـای تنت، ازسپــهر چشم 
غیر از سـتاره ریختن ای مـــاه، چاره نیست

ای آســمــان چــگــونـه تو را دل زغم نسوخت
 درســوگ مـهـــر،گردلت ازسنگ خاره نیست

محــمـل ببســت ســوی عراق ازحجاز و گفت
"
درکــــارخیرحاجت هیـچ استخــــاره نیست"

جــان را سـپــرد دســت خدا، ناخـدای عشق
جــز وصــل یــــــار، بحر وفا را کنــــــاره نیست

صــــــــائم عــروس بـــاور و انـــــدیشه‌ی تورا
غیــر از ولــای خون خدا، طوق و یاره نیست

 
شاعر: صائب کاشانی

***********

از عرش ، از میان حسینیهء خدا
آمد صدای نالهء « حی علی العزاء»

 
جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد
گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا
 
جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت:
" یا رب اجازه هست ، شوم فرش این عزا "

 
آدم ز جنت آمد و ناله کنان نشست
در بزم استجابت بی قید هر دعا
 
 

او که هزار بار به گریه نشسته بود
یک یا حسین گفت و همان لحظه شد به پا

 
آری تمام رحمت خود را خدا گرفت
گسترد بر مُحرم این اشک و گریه ها

 

آن گاه گفت روضه بخوان « ایها الرسول»
جانم فدای تشنه لب دشت کربلا
 

روضه تمام گشت ولی مادری هنوز
آید صدای گریه اش از بین روضه ها
 

شاعر: رحمان نوازنی

************
*شب عاشورا *

امشب عزیز فاطمه مهمان خواهر می شود
فردا میان قتلگه در خون شناور می شود

امشب درون خیمه گه دارد هزاران گفتگو
فردا در این صحرا سرش دلدار خنجر می شود

امشب بهع سقا بس سخن  گوید ز سوز تشنگی
فردا تمام باغ او لب تشنه پرپر می شود

امشب چو شمعی پر شرر تا صبح می سوزد ولی
فردا ز جور کوفیان  بی عون جعفر می شود

امشب همه پروانه ها دور و برش پر می زنند
فردا فدای راه حق  بی شیر اصغر می شود

امشب یتیم مجتبی بنهاده سر دوش عمو
فردا ز سم اسبها صد پاره پیکر می شود

امشب تمام دیده ها رو جانب لیلا بود
زیرا که چون فردا شود مجنون اکبر می شود

امشب مناجات حسین تا عرش اعلا می رود
فردا سرش از تن جدا مهمان مادر می شود

امشب کند زینب دعا هرگز نگردد صبحدم
فردا ز جور خصم دون بی یار و یاور می شود

امشب  ز راز دشت خون  زینب حکایت می کند
فردا کنار علقمه او بی برادر می شود

امشب برای روز نو در کف نمانده چاره اش
فردا سر جانان جدا از تیغ و خنجر می شود

 
شاعر: حبیب الله موحد

**********
ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت
یک جهان پنجره بیدار شد از بانگ رهایت

 
تا قیامت همه جا محشر کبرای تو برپاست
ای شب تار عدم شام غریبان عزایت

 عطش و آتش و تنهایی و شمشیر و شهادت
خبری مختصر از خاطره کرب و بلایت


 
همرهانت صفی از آینه بودند  و خوش آن روز
که درخشید خدا در همه آینه هایت

 
کاش بودیم و سر و دیده و دستی چو ابوالفضل
می فشاندیم سبک تر ز کفی آب به پایت


 
از فراسوی ازل تا ابد ای حلق بریده
می رود دایره در دایره پژواک صدایت


 
شاعر: محمدرضا محمدی نیکو

*********



نویسنده :Nahid74   آفلاین
#60
این قوم چه شد سر ز تن تو ببریدند
بر روی تو بی جرم و گنه تیغ کشیدند؟

آخر نه به کوفه ز تو دعوت بنمودند
آخر به چه جرمی ز تنت جامه ربودند؟

 آخر به کدامین گنهت آب ندادند
رأس تو بریدند و سر نیزه نهادند؟

 
تشنه به کدامین گنهت سر ببریدند
با کشتن تو خشم خدا را بگزیدند؟

آخر به چه جرمی به تنت اسب دواندند
اهل حرمت را به اسارت بکشاندند؟

آخر به کدامین گنه ای خسرو خوبان
 کردند تن پاک تو پامال ستوران ؟

 
با آن همه نامه ز چه پیمان بشکستند
بر خیمه گهت آب روان را ز چه بستند؟

 رأست به چه جرمی به سر نیزه نشاندند
اهل حرمت در غل و زنجیر کشاندند؟

 این قوم اگر مسلم و بر دین تو هستند
با سنگ جفا از چه جبین تو شکستند؟

 
با تیر دریدند چرا حنجر اصغر
در خون بنشاندندچرا قامت اکبر ؟

 سقای خیام تو چرا تشنه بکشتند
عباس علمدار تو را تشنه بکشتند؟

 شاعر: غلامعلی رجائی (زائر)

***********

اینجا قدم قدم ، همه پیچیده بوی تو
بوی نگاه زینب و بوی گلوی تو


شنهای شعله ور شده را لمس می کنند
انگشت های القمه در جستجوی تو



اسلام را قدم زده ای سوی کفرشان
کفار قبل از این که بیایند سوی تو !



تو ماندی از زمین و نماندی از آسمان
خون از گلوت رفت و نرفت آبروی تو



من دارم آب می شوم از شرم ؛ آن زمان ـ
حتی نبوده آب برای وضوی تو



جز آسمان برای تو جایی نمانده بود
آنجا که کفر می وزد از چارسوی تو ...

 
نام شاعر: صالح دروند

************

بر زمین کوبید سم اما سوارش برنخاست

شیهه زد لیکن امیر کارزارش برنخاست

شعله ور شد در جنون خشم و بهت خود ولی
راکبش آن مهربان، آن غمگسارش برنخاست

 پیکرش شد جنگلی از شاخسار نیزه آه!
جز گل زخم دمادم از بهارش برنخاست


 
لحظه ای آسود در خواب چمنزار بهشت
کرکس درد از تن گلگون خارش برنخاست

 مثل یک ابر سپید اما سترون در افق
هیچ جز آهی ز جان دردبارش برنخاست


 
جوی رگ هایش تهی چون گشت زیر پای مرد
زانوان خم کرد و دیگر از کنارش برنخاست


شاعر: بهمن صالحی





موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,484 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,776 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,755 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,707 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,524 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 3,141 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 4,354 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,659 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 2,011 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh
  دانلود مداحی های محرم Ay Sona 21 3,695 10-19-2015, 06:34 PM
آخرین ارسال: Ay Sona

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان