اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
زمان کنونی: 05-15-2021، 08:32 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 74
بازدید 4806

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زینب حسین امان اشعارشب شام به اربابم ازدل یازدهم واشعارورودکاروان غریبان محرم کوفه

اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#71
گفتم اگر سرت نبود پیکر تو هست
مادر اگر که نیست ولی خواهر تو هست
 
اما چه پیکری که چه راحت بلند شد
دیدم که عضوهات به یک نقطه بند شد
 
روی زمین به فاصله افتاده پیکرت
حتما به دست حرمله افتاده پیکرت
 
صحبت به سمت نیزه کنم یا به قتله گاه
رویم کدام سوی کنم شاه بی سپاه
 
تا صبح روی خاک پر از رد پا شوی
ترسم که با نسیم سحر جا به جا شوی
 
حلق تو را همینکه سر نیزه دوختند
قیمت گذاشتند و پس از ان فروختند
 
دعوا سر تو شدت سختی گرفته است
ما بینشان رقابت سختی گرفته است
 
معلوم میشود چقدر بد شکسته ای
از نیزه ای به نیزه دیگر نشسته ای
 
آواز سنگ هر چقدر رنج اور است
اما صدای نعلِ نویِ اسب بدتر است
 
ترکیب عضوهای تو را بخش میکنند
این اسب ها حسینِ مرا پخش میکنند
 
حسن کردی
 

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#61
 
بعد از سه روز پيكر سرخش كفن نداشت
يوسف ترين شهيد خدا پيرُهن نداشت


از بس كه نيزه خون تنش را مكيده بود

حتی توان و قدرت ناله زدن نداشت

در هجمۀ تواتر شمشير و تير و تيغ
راهی به جز شقايق پرپر شدن نداشت

از بس كه پيكرش شده پامال اسبها
يک جای بی جراحت و سالم ، بدن نداشت


زلفی كه شانه شد به سر نيزه صبحگاه
كنج تنور چاره به جز سوختن نداشت

در بوريای كهنه تن لاله پوش او
پيچيده شد اگر چه شقايق كفن نداشت



شاعر: یوسف رحیمی

***************



بگذار تا بمیرم و تنها نبینمت
تنها به روی سینه صحرا نبینمت

امشب بیا که بوسه زنم بر گلوی تو
شاید بمیرم از غم و فردا نبینمت

می ترسم از نگاه به گودال آن طرف
دارم دعا به زیر لب آنجا نبینمت

غم نیست گرچه بر بدنم کعب نی خورد
من نذر کرده ام که به نی ها  نبینمت

امشب برای من تو دعا کن که شام بعد
بی سر به روی دامن زهرا نبینمت

 
شاعر: حسن لطفی

***************

بمان که روشنی دیده ترم باشی
شبیه آینه ای در برابرم باشی

هوای خیمه من بی نگاه تو سرد است
بمان که مایه دلگرمی حرم باشی

چه شد که از ته گودال سر در آوردی
تو زینت سر دوش پیمبرم باشی

در این شلوغی گودال تنگ قول بده
کمی مراقب پهلوی مادرم باشی

تو در بلند ترین نیزه منزلت کردی
 به این بهانه مگر سایه سرم باشی

جواب خنده دشمن به خواهرت با کیست
مگر تو قول ندادی برادرم باشی

تو آفتابی و بالای نیزه هم که شده
بمان که روشنی دیده ترم باشی

 
شاعر: علی اکبر لطیفیان


نویسنده :Nahid74   آفلاین
#62
بگذار، خون چشم تو، به اشک خود بشويم
که مگر شود ميسر، نگهي کني به سويم


بگذار، تا توقف بکنند نيزه داران
که دمي بياد طاها، گل روي تو ببويم


بگذار، تا ببوسم ز رخت بجاي زهرا
که درين سفر، برادر، همه جا بياد اويم


بگذار، تا گلويت، ز سرشک خود کنم تر
که فشار غصه ديگر، شده عقده در گلويم


بخدا قسم که زينب، نکند هنوز باور
که تنت به کربلا و، سر توست روبرويم


لحظات وصل، ترسم، ز کفم رود حسينم
ز گزارشات هجران، تو بگوي و، من بگويم


خبر از تنور خولي، دهد اين غبار رويت
تو بريز اشک و منهم، تو بشوي و من بشويم


چه کنم درين بيابان، اثر از رقيه ام نيست
تو بگرد و، من بگردم، تو بجوي و، من بجويم


چو نشانة مودت بود اشک من (حسانا)
به خدا همين مرا بس، به دو عالم آبرويم

 نام شاعر:حبيب چايچيان

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#63
امان از دل زينب(س)
تو كه رفتي حرم در آتش سوخت
آلِ پيغمبرم در آتش سوخت
 
پرگرفتم ولي چه فايده داشت؟
عاقبت پرم در آتش سوخت
 
كهنه پيراهنت به غارت رفت
گوشه ي معجرم در آتش سوخت
 
در دلِ خيمه دخترت هم با
گيسوان سرم در آتش سوخت
 
يادِ پنجاه سال پيشم كه
صورت مادرم در آتش سوخت
(شاعرش را نميشناسم)

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#64
امان از دل زينب(س)
وایِ من خیمه ها به غارت رفت
گیسویی رویِ نی پریشان ماند
وسط چند خیمه سوزان
خواهری دل شکسته حیران ماند
وایِ من چادری به یغما رفت
بانویی معجرش در آتش سوخت
مَردِ بیمار خیمه يِ توحید
نیمی از بسترش در آتش سوخت
***
شعله و دود تا فلك ميرفت
كربلا هم سقيفه اي دارد
به لبِ كُندِ تيغ خُرده نگير
هركه اينجا وظيفه اي دارد
***
عاقبت هرچه بود با سختی
سر ِ خورشید را جدا کردند
مرد خورجین به دستی آوردند
صحبت از دِرهَم و طلا کردند
***
مرد خورجین به دست با سرعت
سوی دارالعماره میتازد
مرد خوش قول کوفه با جیبی
مملو از گوشواره میتازد
***
بادِ تند خزان چه سوزی داشت
چند برگی ز لاله ای گم شد
در هیاهوی غارت خیمه
گوشوار سه ساله ای گم شد
***
وای از هق هق ِ النگوها
آسمان هم به هق هق افتاده
داس ِ بی رحم کینه بر جانِ
غنچه های شقایق افتاده
***
حرف خلخال را دگر نزنيد
دردِ سر ساز ميشود به خدا
دختران تازه يادشان رفته
زخم ها باز ميشود به خدا
***
سر عباس را به نیزه زدند
تا ببیند چه بر حرم رفته
تا ببیند نگاه یک لشگر
به سوی چند محترم رفته
(وحيد قاسمي)

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#65
امان از دل زينب(س)
تمام دشت به حالم نظاره ميكردند
به يكدگر پي ِ غارت اشاره ميكردند
برايِ بردنِ يك گوشواره ي ناچيز
حراميان به خدا گوش پاره ميكردند
(محمد حسن بيات لو)


************


شام غريبان
هجوم ناگهان و واي زينب
به سمت كاروان و واي زينب
 
تن آقا بدون غسل و دفن و
بدون سايه بان و واي زينب
 
شنيده شد صداي مادري كه
نشسته قد كمان و واي زينب
 
رسيده بر سر گودال اما
خميده ناتوان و واي زينب
 
دوباره دستهايي را كه بستند
دوباره ريسمان و واي زينب
 
دوباره كربلا غوغا و غوغا
دوباره سايه بان و واي زينب
 
شب و صحرا و آتش ، طفل و معجر
امان و الآمان و واي زينب
 
دوباره گمشده در بين صحرا
دوتا از كودكان و واي زينب
 
نمانده روي گوشي گوشواره
به لبها نيمه جان و واي زينب
 
براي دختركهاي هراسان
نباشد پاسبان و واي زينب
(علي اكبر لطيفيان)


نویسنده :Nahid74   آفلاین
#66
     عطر عود

 با اين شتاب فكر كنم سر مي آورد!

با اين شتاب،حوصله را سر مي آورد

 

مي تازد و غنيمت جنگ غروب را

از چنگ سي هزار نفر، در مي آورد

 

حس مي كنم كه داخل خورجين غصبي اش

يك باغ سيب سرخ معطر مي آورد

 

سرمست سود دادوستدهاي كربلاست

دارد چقدر چادرومعجر مي آورد!!!

 

نرخ طلاي كوفه سقوطش مسجل است

از بسكه گوشواره و زيور مي آورد

 

دود و تنورروشن و عطري شبيه عود

اينجاي روضه داد مرا در مي آورد
(وحيد قاسمي)


 

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#67
    لايوم كيومك يا اباعبدالله
بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست
به تن این همه سردار سری نیست که نیست
 
بنویسید که  خورشید  به  گودال  افتاد
و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست
 
آتش از بال و پر سوخته جان میگیرد
زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست
 
یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد
پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست
 
یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد
چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست
 
تازیانه به تسلای یتیمی آمد
تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست
(مهدي زنگنه)

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#68
اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب
طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب
 
برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن
که زینب بی تو چون در ذکر یا رب یا رب است امشب
 
جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت
تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب
 
سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب
 
صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب
 
 
و محتشم کاشانی درین باب سروده:
 
کای بانوی بهشت بیا حال ما ببین
ما را به صد هزار بلا مبتلا ببین
 
بنگر به حال زار جوانان هاشمی
مردانشان شهید و زنان در عزا ببین

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#69
چگونه با که بگویم دو دل جدا ماندند

که پاره های دلم بین بوریا ماندند


چگونه با تو بگویم که نوزده کودک

ز جمع قافله ی خواهرِ تو جا ماندند

یکی دو تا که در آن شب درون خیمه و دود

میان حلقه ی آتش به شعله ها ماندند


یکی دو تا که زمان هجوم جان دادند

و چند تای دگر زیر دست و پا ماندند


دو طفل در بغل هم ز درد دق کردند

دو طفل موقع غارت ز ما جدا ماندند


یتیم های تو را جمع کردم اما از

فشار حلقه ی زنجیر بی صدا ماندند


چو گیسویت که به دست نسیم میپیچید

طناب گرد گلوی یتیم میپیچید

نویسنده :Nahid74   آفلاین
#70
ســــــــالار زینب (س)
خنده بر روی لبش مرد ستمکاری هست
آه انگار نه انگار عزاداری هست
آن طرف دامن طفل آتش سوزان دارد
این طرف در تب شعله تن بیماری هست
...و زنی باز سوی علقمه میکرد نگاه
که به پا خیزد اگر دست علمداری هست
همه دیدند که خون چشم دلش را پر کرد
از فرات سخنش ناله سرشاری هست :
مبریدم که در این دشت مرا کاری هست
گل اگر نیست ولی صفحه ی گلزاری هست
ساربانا مزنید این همه آواز رحیل
آخر این قافله را قافله سالاری هست
به امیدی شوم از کشته ی مظلوم جدا
که سوی کوفه مرا وعده ی دیداری هست


***********

شاعر نشسته است غزل دست و پا کند     مفعول و فاعلات و فعل دست و پا کند

باید برای قافیه "ال" دست و پا کند    آن را برای «بانوی تل» دست و پا کند

این واژه ی فتاده به دفتر برای توست    قول و غزل قلم، نی و جوهر برای توست

اصلاً از آن توست تمام قصیده ها    از خطبۀ تواند تمام رسیده ها

از تو شنیده ایم همه ناشنیده ها    در کوفه دیده اند تو را، گل ندیده ها

از کربلا به بعد گرفتار زینبیم    تا روضه ها به پاست بدهکار زینبیم

زیبا دلیل خلقت عرض و سما حسین    صاحب حسین، ساکن کرببلا حسین

تنها امیر عرصه ی قالو بلا حسین    از زین فتاد خامس آل کسا حسین

«بعد از حسین قافله سالار زینب است»    معجر علم بود و علمدار زینب است

مرد آفرید در سفر کربلا، چه کرد!    اعجوبه ای ست دختر خیرالنساء چه کرد!

بنت الجلال جلوه ای از مرتضی چه کرد!    اخت الوقار خواهر خون خدا چه کرد!

اسطوره ی زنان دو عالم همین زن است    صاحب لَوای ماه محرم همین زن است

ما با حسین زندگی آغاز کرده ایم    در روضه اش نشسته و پرواز کرده ایم

تا عرش رفته و به ملک ناز کرده ایم    هر جا بساط سینه زنی باز کرده ایم

اول برای خواهر او روضه خوانده ایم    دیوانه وار پای غمش سر شکانده ایم

دیگر غروب آمد و اختر به خون نشست    وقتی قمر که رفت عمود حرم شکست

لشکر به سوی ماست دوباره چه شورش است؟    مردی ستاره های مرا با طناب بست

خورشید کاروان که دچار کسوف شد    سید نوشت واقعه را و لهوف شد

نقش آفرین کرببلا خواهر حسین     او مادرانه بوسه زده حنجر حسین

جای پدر نشسته به بالا سر حسین    در بین راه شد سپر دختر حسین

بعد از حسین هم به نیابت امام شد    با اقتدار فاتح میدان شام شد


حاج عبدالرضا هلالی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,818 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,021 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,865 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,834 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,802 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 3,322 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 4,564 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,751 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 2,124 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh
  دانلود مداحی های محرم Ay Sona 21 3,787 10-19-2015, 06:34 PM
آخرین ارسال: Ay Sona

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان