آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-15-2021، 11:52 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17165

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
بگو به حرمله تا لحظه ای امان بدهد
برای بوسه ی آخر کمی زمان بدهد
چقدر صحنه ی تلخی ست این که یک فرزند
به روی دست پدر ذره ذره جان بدهد
کجاست شیر دلی مثل تو که با یک گل
میان لشگری از خار امتحان بدهد
خدا از اول تاریخ هرچه فاجعه بود
نشان نداد که در کربلا نشان بدهد
خدا به واسطه ی کودک تو می خواهد
دوباره دست زمین را به آسمان بدهد
خدا همیشه بزرگ است او نمی خواهد
مدال عاشقی ات را به دیگران بدهد
****
همین که عرض ارادت کنم مرا کافی ست
نخواه تا غزلم بوی داستان بدهد
شاعر : حسین طاهری

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
چطورى تاحرم
برگردونم بدن تو
چیکارکنم باتن تو
باداغ وبامحن تو
بادلى غرق خون
تاخیمه ها میبرمت
زیرعبا میبرت
پیش زهرا میبرمت
کاش،نبینه مادر،تن پرخونت
نشه سرنیزه،فاتحه خونت
هنوزاین داغ و،ندارم باور
شده قنداقه ت،کفنت اصغر
میترسم اصغرم،ازقوم بى حیا
کاشکى نره سرت،رونیزه ها
لاى لاى على على ۳
شاعر : بهمن عظیمی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
بگو به حرمله تا لحظه ای امان بدهد
برای بوسه ی آخر کمی زمان بدهد
چقدر صحنه ی تلخی ست این که یک فرزند
به روی دست پدر ذره ذره جان بدهد
کجاست شیر دلی مثل تو که با یک گل
میان لشگری از خار امتحان بدهد
خدا از اول تاریخ هرچه فاجعه بود
نشان نداد که در کربلا نشان بدهد
خدا به واسطه ی کودک تو می خواهد
دوباره دست زمین را به آسمان بدهد
خدا همیشه بزرگ است او نمی خواهد
مدال عاشقی ات را به دیگران بدهد
****
همین که عرض ارادت کنم مرا کافی ست
نخواه تا غزلم بوی داستان بدهد
شاعر : حسین طاهری

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
لالا لالا لالا لالانه دیگه عمو جون بیاد
نه شیر من محزون بیاد،نه یه قطره بارون میاد
لالا لالا لالا لالا،داری میسوزی تو تبت
از اون ترک های لبت ،بمیرم داره خون میاد
برگ برم ،تو اسماعیل من ها جرم
میزارمتد روخاک پا بکشم پسرم
شاید که آب جوشیبد،آخه من هم مادرم
یا که باید تو رم چون طفلان حرم شکم تو برهنه کنم اصغرم
(روی خاک نمناک خیمه بزارم)۲
(منو حلالم کن،شیر خوارم علی علی
به اون خدا سوگند شیر ندارم،علی علی)۲
باهل من ناصر پدر وای وای جون گرفتی ای محتضر وای وای
از گهواره افتاده ای وای وای می خوای بری برو پسر،وای وای
کاش حالا که داری میری حداقل بودی رشید
مادر جوشنت می بوسید،جنگید نه تورو می دید
سرباز شش ماهه بابا،بابا بسشه اربا اربا
تو نزن دیگه دست وپا، وقتی که سه شعبه رسید
وقتی علی داری برا رفتن شتاب تلظی هات پس نیستند بخاطر آب
داری میدی(به اون هل من ناصر جواب)۲

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
برای تو بسه یه قطره آب
نده با گریه هات منو عذاب
توی خیمه هامون دیگه قحطه آبه
روی صورت تو اشکای ربابه
کاشکی یه کم بارون بباره، علی علی علی
رفته عمو که آب بیاره، علی علی علی
واااای وااااای
چشاتو روی من علی نبند
به جای گریه هات یه بار بخند
تشنگی بمیرم از لبات می باره
مادرت عزیزم دیگه شیر نداره
کوفی چرا حیا نداره، خدا خدا خدا
شیش ماهه که گناه نداره، خدا خدا خدا
واااای وااااای
خدا میدونه که جون منی
داری رو دست من جون می کنی
لالایی می خونم با دلی که زاره
طاقت سه شعبه حنجرت نداره
پیش چشای مادر تو، علی علی علی
میره رو نیزه ها سر تو، علی علی علی
واااای وااااای

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
درد اگه دوا نشه خوب نمیشه
رگای جدا شده خوب نمیشه
جای تازیانه خوب شده ولی
جای ناخنش چرا خوب نمیشه
چه جوری پاییزم و بهار کنم
روی ناقه بذارید هوار کنم
حالا که سینه من پر از شیره
اگه گریه نکنم چیکار کنم
اونقدر دست و پاتو نبوسیدم
تو دلم موند لباتو نبوسیدم
یه دل سیر بغلت نکردمو
یه دل سیر لباتو نبوسیدم
سر شب تا سحرش میزدنش
سوخته بود و چگرش میزدنش
پشت خیمه رفته بود گریه کنه
سر قبر پسرش میزدنش

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
توو تاول و گرمی آفتاب
من و فکر دلشوره های رباب
لبت تا به هم تا به هم می خورد
تمامی لشگر به هم می خورد
زبان بسته ای یا ادب کرده ای
بمیرم برایت که تب کرده ای
زدم بوسه بر صورتت جمع شد
چرا اینقدر صورتت جمع شد
به دستان بابا عرق کرده ای
به جای عمو آب آورده ای
نفسهات هر لحظه کم میشود
سرت بر سر شانه خم می شود
به چاک لبت خشک شد خون تو
چرا مانده خون زیر ناخون تو
چرا گردن مادرت زخمی است
و یا گونه ی مادرت زخمی است
به لبهای خشکت زبان میزنی
زبان را به سقف دهان میزنی
تو گفتی و گهواره جنبان شدی
شنیدی که رفتم رجز خوان شدی
تو گفتی:که اهل حرم نیستی
تو شیری کم از اکبرم نیستی
پدر روی دوشت علم می کشم
عمو نیست،بار حرم می کشم
اگر پلکهایم تکان می خورد
زمین بر سر آسمان می خورد
مگر بعد عباس علمدار نیست
برایم به میدان زدن کار نیست
دَمِ دوٌم ذوالفقار علیست
دلت قرص باشد کنار علیست
خیال تو راحت از این کار زار
که من آمدم تا در آرم دمار
کمی صبر کن تاکه من پرکنم
کجا هست خیبر که خیبر کنم
تو گفتی و گهواره جنبان شدی
شنیدی که رفتم رجز خوان شدی
ببین دست غربت به زانو زدم
و خیلی برای لبت رو زدم
چه ها با تو این تیر ولگرد کرد
تمام سرت تا تنت درد کرد
نیاورده همراه خود شیر را
رها کن پر ساقه ی تیر را
تو را روی این سینه خواباند و ماند
تو را گرد خود تیر پیچاند و ماند
علی آرزویم بر آورده ای
سه دندان شیری در آورده ای
چنان ضربه ای روی حلقت نشاند
که یک لحظه گفتم سرت را پراند
شنیدم صدایی،دهانت شکست
گلو پیچ خورد استخوانت شکست
فقط از تو بیرون پَرِ تیر بود
تمام تو قدِ سرِ تیر بود
تو را بعد از این خنجر نی زنند
تو را با لهد بر سرِ نی زنند
شاعر : حسن لطفی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
پرپر شد و برگ و برش بیرون نیامد
پرپر زد و بال و پرش بیرون نیامد
کلاً بهانه بود آب و اینکه این شیر
از سینه هایِ مادرش بیرون نیامد…
….میخواست تا میدان رَوَد فردا نگویند
دیدی ربابه حیدرش بیرون نیامد!
مانند لیلا هم ربابه لشگری داشت
اصلاً که گفته لشگرش بیرون نیامد؟!
مثل ِ ابالفضل بچه اش خیلی جگر داشت
با تیغ و شمشیر اصغرش بیرون نیامد
وقتی به میدان زد کم آوردند پیش اش
یک جنگجو دور وبرش بیرون نیامد
با گریه ساکت کرد سپاهِ کوفیان را
حیف شد رَجَز از منبرش بیرون نیامد
تا که بگوید بچه ام نذر ِ حسین است
اشک از دو چشمانِ ترش بیرون نیامد
شرمندگیِّ شاه را تا که نبیند
از خیمه حتی آخرش بیرون نیامد
طفل ِ رضیع اش گوش تا گوشش جدا شد
تیر ِ سه پر از حنجرش بیرون نیامد…
شاعر : رضا قربانی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
تا طفلی می گه آب گریه‌م میگیره
من از اسم رباب گریه‌م می‌گیره
همیشه وقتی «بابا آب داد»و
میخونم تو کتاب گریه‌م میگیره
تا می‌بینم که بانویی به بچه‌ش
میگه: مادر بخواب! گریه‌م میگیره
اگه مردی جلو روی عیالش
بمونه بی‌جواب گریه‌م میگیره
حساب تا می‌کنم آبی که نوزاد
می‌نوشه، بی حساب گریه‌م میگیره
گلوی طفل شش ماهه چقدره؟
می‌پرسم، از جواب گریه‌م میگیره
همین که مادرم دنبال چیزی
می‌گرده با شتاب گریه‌م میگیره
اگه دیدم زنی رد میشه ظهری
به زیر آفتاب گریه‌م میگیره
جنوب وقتی میبینم خانوما رو
با روبند و نقاب گریه‌م میگیره
نشون مستیه تو شعر اما
تا مینویسم شراب گریه‌م میگیره
به سقاخونه حساسه دل من
تو صحن انقلاب گریه‌م میگیره
تا طفلی گم شده باباشو می‌خواد
اونم با اضطراب … از حال می‌رم
شاعر : قاسم صرافان

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
از خدا آمده ام تا به خدا می جنگم
از بهشت آمده و کرب و بلا می جنگم
در تنم ظرفیت اکبر لیلا شدن است
بی زره در صف مردان خدا می جنگم
حلقه زد سرخی خونم به دلِ تنگ غروب
تا جفا هست به راه شهدا می جنگم
تشنگی خواست دلم را به زبونی بکشد
گفتمش ظهر بیا ظهر بیا می جنگم
این فرات است که از حنجر من می ریزد
تشنه لب با همه ی حرمله ها می جنگم
خنده کردم به سه شعبه که بداند دشمن
با تب غصه و شمشیر بلا می جنگم
جگر شیر اگر هست نگو گریه چرا ؟
گریه کردم که بدانید چرا می جنگم !
گریه هم خوب سلاحی ست در این مرحله تا
تطاقتی هست به میدان بکا می جنگم
من نه آن بچه ی شیرم که کنم شیر طلب
بچه شیرم که در این معرکه ها می جنگم
به روی دست پدر یا به روی نیزه ی خون
پیش من فرق ندارد که کجا می جنگم



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,777 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,155 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,320 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,478 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,456 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,128 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,804 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,869 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,437 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,714 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان