اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 10-01-2020، 07:16 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 16399

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
بی لبن تشنه اصغر من
چون دلم زار و تپان اصغر من
چنگ بر سینه بی شیر رباب
مزن ای خسته روان اصغر من
بر تو پیکان اجل بال گشود
طفل نگشوده زبان اصغر من
تشنه کامی ز لبانت پیداست
نیست حاجت به بیان اصغر من
رمز عشقی که من آموختمت
مکن از خنده عیان اصغر من
دل دشمن چو به حال تو نسوخت
از غمت سوخت جهان اصغر من
ترسم از آب کند سیر تو را
این همه تیر و کمان اصغر من
سنگدل حرمله از دیدن تو
حلق تو کرد نشان اصغر من
سربنه ای گل من پژمان بر خاک
پای ننهانده بر آن اصغر من
سوختی همچو من از داغ عطش
بر لب آب روان اصغر من
دفن کردم عقب خیمه گهم
جسمت از خصم نهان اصغر من
آه ، دشمن ز کجا یافت تو را
که سرت زد به سنان اصغر من
قبر تو سینه پر داغ من است
لاله سوخته جان اصغر من

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
بی لبن تشنه اصغر من
چون دلم زار و تپان اصغر من
چنگ بر سینه بی شیر رباب
مزن ای خسته روان اصغر من
بر تو پیکان اجل بال گشود
طفل نگشوده زبان اصغر من
تشنه کامی ز لبانت پیداست
نیست حاجت به بیان اصغر من
رمز عشقی که من آموختمت
مکن از خنده عیان اصغر من
دل دشمن چو به حال تو نسوخت
از غمت سوخت جهان اصغر من
ترسم از آب کند سیر تو را
این همه تیر و کمان اصغر من
سنگدل حرمله از دیدن تو
حلق تو کرد نشان اصغر من
سربنه ای گل من پژمان بر خاک
پای ننهانده بر آن اصغر من
سوختی همچو من از داغ عطش
بر لب آب روان اصغر من
دفن کردم عقب خیمه گهم
جسمت از خصم نهان اصغر من
آه ، دشمن ز کجا یافت تو را
که سرت زد به سنان اصغر من
قبر تو سینه پر داغ من است
لاله سوخته جان اصغر من

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
سر وقت

شاعر : رضا جعفری

وقتش رسیده است كه پر در بیاوری
از راز خنده ی همه سر در بیاوری

وقتش رسیده است كه با روضه های خشك
اشكی ز چشم چند نفر در بیاوری

وقتش رسیده است كه موسی شوی و باز
از نیل تا فرات جگر در بیاوری

خود را به روی تیغ كشاندی كه جنگلی
از زیر دست های تبر در بیاوری

تو یك تنه حریف همه می شوی و بس
از این قماط ، دستی اگر در بیاوری

تو از نوادگان مسیحی ،‌بعید نیست
از خاك ،‌مشك تازه و تر در بیاوری

در این کویر خار گل انداخت گونه ات
گفتی کمی ادای پدر در بیاوری

لب میزنی به هم که بخوانی ترانه ای
اشکی به این بهانه مگر در بیاوری

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
قنداقه خالی

شاعر : شهریار

گشودی چشم ، در چشم من و رفتی به خواب اصغر
خداحافظ ، خداحافظ ، بخواب اصغر بخواب اصغر

بدست خود به قاتل دادمت ، هستم خجل
اما ز تاب تشنگی آسوده ‌ای از التهاب اصغر

به شب تا مادرت گیرد به بر قنداقه خالیت
بگریند اختران شب ‌ها به لالای رباب اصغر

کبوتر گو به نسوان مدینه با پر خونین
خبر کن آنچه بو بردند از وای غراب اصغر

تو با رنگ پریده غرق خون ، دنیا به من تاریک
کجا دیدی شب آمیزد، شفق با ماهتاب اصغر

برو سیراب شو از جام جدّّت ساقی کوثر
که دنیا و سرآبش را ندیدی جز سراب اصغر

گلوی تشنه ی بشکافته ، بنمای با زهرا
بگو کز زهر پیکانها به ما دادند آب اصغر

الا ای غنچه نشکفته پژمرده ، بهارت کو؟
چه در رفتن به تاراج خزان کردی شتاب اصغر

خراب از قتل ما شد خانه دین مسلمانان
که بعد از خانه دین هم ، جهان بادا خراب اصغر

عمو سقای عاشورا ، خجالت دارد از رویت
که بی دست از سر زین شد نگون پا در رکاب اصغر

به چشم شیعیانت اشک حسرت یادگار توست
بلی در شیشه ماند یادگار از گل، گلاب اصغر

الا ای لاله خونین چه داغی آتشین داری
جگرها می کنی –تا دامن محشر کباب اصغر

تو آن ذبح عظیم استی که قرآن شد بدو ناطق
الا ای طلعت تأویل آیات کتاب اصغر

خدا چون پرسد از حق رسول و آل در محشر
نمیدانم چه خواهد داد؟ این امت جواب اصغر

زیارت خواهد و فیض شفاعت «شهریار» از تو
دعای شیعیان کن از شفاعت مستجاب اصغر

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
رودها به لبان تو می رسند

شاعر : رضا اسماعیلی

یا تو، رودها به لبان تو می‌رسند
آیینه‌ها،به نام و نشان تو می‌رسند

طعم لبان ترد تو را تشنه است آب
دریاچه‌ها به فصل لبان تو می‌رسند

رندان تشنه لب که تویی خضر راهشان
پشت عطش،به آب روان تو می‌رسند

در کربلای خون و خطر ، ای پناه عشق!
آزادگان ، به خط امان تو می‌رسند

"هو" می‌چکد ز حنجره‌ات ، ای اذان سرخ !
خون جامگان ، به بوی اذان تو می‌رسند

گفتی " فیا سُیوف خُذینی" به بزم عشق
شش ماهه مرد ! دل شدگان تو می‌رسند

آمد ز راه حرمله و آسمان شکافت
خیل فرشتگان ، نگران تو می‌رسند

با حنجر نشسته به خون ، گفته‌ای اذان
دل برده‌ای - قسم به خدا - از فرشتگان

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
کار علی اکبری

شاعر : علی اکبر لطیفیان

همین که دو تایی به میدان رسیدند
روی دست خورشید، شش ماه دیدند

به والله کارش علی اکبری بود
اگر چه علی اصغرش آفریدند

سرش را روی شانه بالا گرفته ست
کسی را به این سر بلندی ندیدند

از این سمت، علی که جلوتر می آمد
از آن سمت ، لشگر ، عقب می کشیدند

همین که گلوی خودش را نشان داد
تمامی دل ها به رایش طپیدند

پدر گردنش کج ؛ پسر گردنش کج
چقدر این دو از هم خجالت کشیدند!

لب کوچکش خشک و حلقوم او خشک
چه راحت گلوی علی را بریدند

عبا گرچه نگذاشت زن ها ببینند
صدای کف و سوت را که شنیدند

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
ماهی قرمز شده

شاعر : مهدی رحیمی

نفس در قفس سینه تلاطم بکند

کاش که این حرمله یک لحظه تجسم بکند

تیر چه با ساقه گندم بکند

آه چه می شد که سفیدی گلوگاه تو را گم بکند

به لبم امده جانم

که اگر تیر رها شد زکمان

مقصد آن چیست؟

دهان؟

یا که عروق شریان؟

یا که رگان؟

یا نکند قلب تو یک مرغ پر و بال زنان

تیر بین دهان باز کمان ؛ مانده خودش هم به عجب!

اُف به رگ غیرت مردان عرب!

طول قد طفل رباب است حدود سه وجب

از چه سبب بود چنین فاجعه ای؟

باز بنازم به پاکی نسب

از چه سبب باز بنازم به اسم و به لقب

تیر از دور می آید

هدفش از همه اعضای تو، بر فرض گلو!

تیر بزرگ است

کجا؟ از جهت طول یا عرض گلو را بزند

از وسط حنجر تو ، قد تو را تا بزند

تیر می آید که سه تا شعبه در این نقطه زیبا بزند

ای برکه تو سنگ شده

با ضربان دل تو تیر هماهنگ شده

دست پدر باز شده

تُنگ شده،تَنگ شده

رشته قنداقه تو قرمز پر رنگ شده

زرد شده صورت تو

گندم بی ساقه شده

تیر گلو را زده

با خون تو قنداقه شده

و پدر آمده با هیچ جوابی!

نه قراری

نه تابی

نه به دستش "علی اصغر " و نه قطره آبی!

چه حسابی ، چه کتابی؟

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
خضر تشنه کام

شاعر : وحید قاسمی

برنیزه روی پای خودت ایستاده ای
مردی شدی، برای خودت ایستاده ای

مثل بزرگهای قبیله چه با غرور!
بر پای ادعای خودت ایستاده ای

شانه به شانه ی همه سرهای قافله
همراه مقتدای خودت ایستاده ای

تو پا به پای اکبر و عباس بر سنان
تنها به اتکای خودت ایستاده ای

ذبح عظیم، بت شکن، پیر کربلا
در وادی منای خودت ایستاده ای

ای خضرتشنه کام، دراین گوشه ی کویر
بر چشمه ی بقای خودت ایستاده ای

ما بین ناقه های من و عمه زینبت
در مروه و صفای خودت ایستاده ای

رأست چگونه بر سر نی بند می شود!؟
بی شک تو با دعای خودت ایستاده ای

در آسمان ابری سنگ و کلوخ شهر
با سعی بالهای خودت ایستاده ای

پیش سپاه ابرهه ی عابران شام
مانند کعبه جای خودت ایستاده ای

من را دعا کن از سر نی، کودک رباب
در محضر خدای خودت ایستاده ای

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
شوق شهادت

شاعر : وحید قاسمی

برای پرزدنت حجم آسمان كم بود
ولی به بال وپر خسته ات،توان كم بود

شتاب كردی و واماند بند نعلینت
چقدر شوق شهادت! مگر زمان كم بود؟

چرا تو را همه ی كوفه سنگ باران كرد؟
درون لشگر آنها مگر سنان كم بود؟

چرا تو را همه ی كوفه سنگ باران كرد؟
درون لشگر آنها مگر سنان كم بود؟

جمل بهانه ی خوبی به دستشان می داد
برای كشتن تو بغض نهروان كم بود

به فكر جایزه ی بردن سرت بودند
شراب خون تو در سفره هایشان كم بود

نفس كشیدنتان رنگ وبوی زهرا داشت
میان سینه ی تو چند استخوان كم بود

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
سوغات کربلا

شاعر : جواد محمد زمانی

با آن که در ره است خطرها و بیم ها
سخت است بگذرم ز عسل ها، شمیم ها

‏اصلأ درست نیست بمانم در این قفس
‏در فصل سرخ پر زدن یا کریم ها

سخت است کار با پدر از دست داده ها
ای وای از شکستن قلب یتیم ها

یا اذن رفتنم بده یا جان من بگیر
تلخ است حرف «نه» ز دهان کریم ها

‏از آن چه قاسم تو به بازوش بسته است
‏افتاده ای به یاد مدینه، قدیم ها

‏من را ببخش نام تو را داد می زنم
قصدم نبود بشکند این جا حریم ها

اما تنم به زیر سم اسب نخ نماست
مانند فرش های قدیمی، گلیم ها

سوغات کربلا برای مدینه است
عطری که برده اند از تن این نسیم ها

حالا به نوجوان تو چون روز روشن است
معنای سایه های «بلا» ها، «عظیم» ها



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,307 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,832 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 2,969 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,285 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,284 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 3,744 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,527 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,429 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,261 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,535 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان