آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-23-2021، 05:33 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17335

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
عکس امشب که خوش احوال تو را می بینم
عصر فردا ته گودال تو را می بینم
آمدم تا که دلی سیر کنارت باشم
شانه بر مو بزنی آینه دارت باشم
چقدَر پیر شدی ،از حسنم پیر تری
از من خسته به والله زمین گیر تری
مادرم بود که آگاه ز تقدیرم کرد
من اگر پیر شدم پیری تو پیرم کرد
عصر فردا به دل مضطر من رحمی کن
ته گودال به چشم تر من رحمی کن
من ببینم که تو پیرهَنی می میرم
تکیه بر نیزه ی غربت بزنی می میرم
آه از سینه ی پر خون بکِشی می میرم
از دهان نیزه ای بیرون بکشی می میرم
سنگ پیشانی یحیی بخورد می میرم
سینه ی خسته ی تو پا بخورد می میرم
وای اگر طعنه ز دشمن بخوری می میرم
بی هوا نیزه ز گردن بخوری می میرم
سر گودال من از هول و ولا می میرم
زود تر از تو در این کرب و بلا می میرم
دختر فاطمه ام پس به لگد می میرم
بر سر و صورت تو چکمه خورد می میرم
پنجه ی کینه به مویت برسد می میرم
نیزه ای زیر گلویت برسد می میرم
از نبی بوسه بر این حنجر تو می بینم
خنجری کند به پشت سر تو می بینم
مُردم از غم بروم فکر اسیری باشم
قبل از آن فکر مهیّای حصیری باشم

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
شراروزلزله بر عرش داور افتاده
به فرش شورش وغوغای محشر افتاده
محیط کرببلا پرشده ست ازصیاد
زتیر حرمله هرسو کبوتر افتاده
به هرطرف که نظر می کنی گلی خونین
چوگوهری ست که ازدیدۀ ترافتاده
به یک طرف تن قاسم فتاده برصحرا
به یک طرف تن صدچاک اکبرافتاده
دودست برسرخود زدچوزینب ازغم دید
به روی خاک دودست برادر افتاده
کنار علقمه سقای کربلا می دید
به روی آب روان عکس اصغر افتاده
به موج خیز ستم، کشتی هدایت وعشق
میان لُجه ای ازخون شناور افتاده
صفای گلشن سرسبز باغ فردوس است
گل همیشه بهاری که پرپر افتاده
سزاست گرکه جهان خاک غم به سرریزد
که سرفرازترین سرو بی سرافتاده
زناله های غم انگیز عترت یاسین
شرار غم به وجود پیمبر افتاده
شمیم فاطمه آید مگر زخاک حسین
که باز زینب او یاد مادر افتاده
گه اسیری دخت علی وفائی گفت
طناب ظلم به بازوی حیدر افتاده
شاعر : استاد سید هاشم وفایی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
ظهر فردا چه کنم اینکه بد احوال شوی
با لبِ تشنه زمین خورده و بی حال شوی
ظهر فردا چه کنم غیر همین شیون و شین
از کنار حرمت راهیِ گودال شوی
ظهر فردا که زمین گیر شوی می بینی
طعمه دست همین خولی و دجّال شوی
چه کنم تا نروی، گر بروی می میرم
وسط معرکه غرقابه به جنجال شوی
تو مپندار که من طاقت ماندن دارم
بروی در ته گودال، لگدمال شوی
من بد آورده ام و جان برادر رحمی
مپَسندا که به فردا تو بد اقبال شوی
ظهر فردا همه اهل حرم گریانند
زنده باشی و ببینیم که پامال شوی
شبِ فردا که سرت دست سنان می افتد
شاهد غارت گهواره و خلخال شوی
شاعر : رضا باقریان

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
امشب کنار پیکر دور از سر توأم
این آخرین شبیست که با پیکر توأم
تاریک مانده خیمهی من ماه من بیا
محتاج یک نگاه ز چشم تر توأم
آزاد گشته دجله ولی من هنوز هم
گریان به یاد تشنگی اصغر توأم
ای کاش جای تو سر من در تنور بود
ای سایهای بیا که غریب از سر توأم
پیش از سر تو موی سر من سپید شد
سنّاً اگر چه خواهر کوچکتر توأم
دستم نمیرسد به علقمه شرمندهام که من
محروم از زیارت سر لشگر توأم
گاهی کنار خیمه و گاهی به قتلگاه
آوارهتر ز مادر تو خواهر توأم
گه پای حرف دختر تو گریه میکنم
گه سینه کوب زمزمه ی مادر توأم
شاعر : رضا حمامی آرانی
منبع: کتاب دیار محتشم ۲

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
کی به دلم دست رد زدی،میترسیدم که بگی ردی
خیلی بدم ولی اومدم،دوباره گفتی خوش اومدی
تو که آخرش دست می کشی بر روی سرم
تو که آخرش می بخشی ای شاه کرم
بزار سالی یکباربیام،پابوس حرم
حرم۴آرزومه،شیش گوشه ضریحت روبه رومه
داغ حرمت بغض گلومه
والله والله والله آقا کربلا نیام کارم تمومه
(شاه کربلا)۲)۴
تو کرمت کرم علی،بگن گدا منم اولی
دلم خوشه جایی اومدم(میدن جواب بی معطلی)۲
در خونت و واکن حسین من پشت درم
اجازه بده که بگم اینجا نوکرم
بیرونم کنن از بهشت اما نه حرم
حرم حرم حرم آرزومه،هر جا میرم از تو گفتگومه
باز این دل من بین دو بومه
والله والله والله که می گن آتیش به زائرات حرومه
حرم حرم حرم آرزومه،شیش گوشه ضریحت روبه رومه
داغ حرمت بغض گلومه،والله والله والله آقا کربلا نیام کارم تمومه
(شاه کربلا)۲)۴
به پای عشقت می سوزیمو،چشم به نگاهت می دوزیمو
به این و اون رو نمیزنیم(وقتی خودت میدی روزیمو)۲
گاهی وقتا تو خونه آقا واسه مادرم،یه روضه می خونم با این چشمای ترم
با گریه دعا می کنه،روزیت شه حرم
حرم حرم حرم حرم آرزومه،هستیم بدون تو بی دوومه
اشکام می و چشام سبومه والله والله والله که غلامیه در تو آبرومه


منبع: محرم | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
ای که شام سیاه مهتابی،شب من پر شده از بی خوابی
منو کربلا نبردی آقا،کجا رفت نوکری و اربابی
نمی گم قصه مون آخرهاشه،چقدر در بزنم در واشه
من ازت یه کربلا می خوامو،تو بهم حرم نمیدی باشه
باشه لال میشم از این شیون و شین
(من کجا و صحن شاه عالمین)۲
منمو داغ زیاراتت آقا(منمو خواب های بین الحرمین)۲
(آقام آقام آقام آقام یا حسین)
بی تو شادی جهان جز غم نیست،رنج جنت ز جهنم کم نیست
هر که در عالم امکان خود را،نوکر کوی تو نخواند آدم نیست
می زنم طعنه که هستم غافل،چون به درگاه تو هستم شاکر
بعد مرگم منو محشورم کن،با رسول ترک و سید ذاکر
بعد مرگم منو ساکن می کنیم،کار ناممکن و ممکن می کنیم
چی بگم از کرمت وقتی حسین،علی گندابی رو مومن می کنی
(آقام آقام آقام آقام یا حسین)
نمیگنم که نوکر دربارم،خودم خوب می دونم سربارم
ولی به زلف سیاهت سوگند،که محاله دست ازت بردارم
تا شدم از غم تو بی خونه،همه گفتن که شده دیوونه
یا حسین ملامتش با مردم،که فقط یه خوب و بد می مونه
آره من یه عمره غم پرورتم،آره من یه نوکر دخترتم
پدر و مادرمم میدم برات،برات دیگه من چیگار کنم نوکرتم
(آقام آقام آقام آقام یا حسین)


منبع: محرم | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
خیمهه ها می سوزنو،مادرا می سوزنو،بچه ها
چادرا می سوزنو،دامنا می سوزنو،معجر
می سوزنو،پا برهنه می دوند رو خار صحرا
می سوزنو،کربلا پر شده از ذکر یا زهرا
یک سو شب تاریک و تار
یک سو پر از دود و غبار
گم شده بودن بچه ها وقت علیکم بالفرار
پای برهنه روی خار،دنبال هر کس یک سوار
اون یکی چادر می بره،این یکی گوش با گوشواره
امان امان(حسین حسین جان)۳
امان از این(شام غریبان)۳
کربلا غوغا شده،نیزه ها بر پا شده
سر سر دعوا شده،صحبت خاک کردن گلهای زهراست
روی دشمن وا شده،نوبت چشم ها شده
عمه جان تنها شده،تو علقمه میلرزه تن عباس
ای وای بخاطر مقام،غارت اموال امام
کاش صحبت طناب نبود،کاش میشد اینجا کار تمام
دیگه بمونه،ازدحام،دیگه بمونه،سنگ بام
شام غریبان مارو کشت،دیگه بمونه بزم شام
امان امان(حسین حسین جان)۳
امان از این(شام غریبان)۳

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
آتش زدن به خیمه زبس ظالمانه بود
صحرای کربلا همه غرق زبانه بود
تاکس میان خیمه نسوزد با اشک وآه
رینب میان خیمه وآتش روانه بود
سیلی امان نداد به طفلان خسته جان
رخسار کودکان همه پرُ از نشانه بود
مقصود خصم کشتن آل رسول بود
سیلی وتازیانه زدن ها بهانه بود
شرمم کُشد که فاش بگویم ولی بپرس
از لاله های گوش چرا خون روانه بود
بُردند از خیام حرم دشمنان دین
گهواره ای که جلوۀ طفلی یگانه بود
وقتی شکست سینۀ مولا زسُم اسب
آوای واحسین به لبها ترانه بود
زینب به یاد توصیه های حسین خود
گرم نماز وذکر دعای شبانه بود
زان پس چراغ عشق وفائی نشد خموش
سرهای روی نیزه چراغ زمانه بود
شاعر : استاد سید هاشم وفایی


منبع: محرم | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
آسمان امشب از چه گریان است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گریان است چونکه امشب شام غریبان است
پر ز نور امشب خانه خولی است در تنور امشب رأس مهمان است
بر حسین امشب آسمان گرید هم زمین امشب هم زمان گرید
جبرئیل اندر لامکان گرید چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
کربلا امشب بیت الاحزان است بی کفن نعش نوجوان است
زینب از این غم زار و گریان است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
جسم شه امشب در بیابان است زیر تیغ و نی چاک و عریان است
پایمال از سم ستوران است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
اهل بیت امشب زار و گریانند بر سر اجساد شهیدانند
کودکان از غم زار و نالانند چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
فاطمه امشب کربلا آید با همه حوران نینوا آید
دل پریشان با صد نوا آید چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
با نوا گوید ای حسین من ای حسین نور دو. عین من
تا ببینند حزن حزین من چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یا علی بازاز سوی طفلانت سوی طفلان زار و عطشانت
بین دمی حال ای یتیمانت چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یا رسول الله کربلا بنگر یکدمی سوی نینوا بنگر
خود نه تنها با انبیا بنگر چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
بین حسینت را اندر این هامون با تنی صد چاک خفته اندر خون
زینب از داغش گشته چون مجنون چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یارسول الله این حسین تست این همان نور دو عین تست
حالیا وقت شور و شین تست چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
هست محزون در نوا امشب نوحه گر بهر شهدا امشب
لطمه بر صورت در عزا امشب چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است


منبع: محرم | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
شمشیر و تیغ و نیزه­ی خود را گذاشتند
خورشید را مُقَطَّعُ الاَعضا گذاشتند
وحشی شدند و موقع تقسیمِ غارتش
بر مُصحَفِ شریفِ تنش پا گذاشتند
چرخی زدند با سرِ بر نیزه رفته اش
داغی عجیب بر دلِ زهرا گذاشتند
دیگر به نعلِ تازه زدن احتیاج بود
جایی برای تاختن آیا گذاشتند؟
از قتله گاه راضی و دستِ پُر آمدند
سهمی برایِ زینب کبری گذاشتند؟
لرزید عرشِ اعظم و بارانِ خون چکید
آتش مگر به گیسوی حورا گذاشتند؟
زینب به گریه گفت عَلیکُنَّ بِالفِرار
با ترس و لرز پای به صحرا گذاشتند
شمشیر، کعبِ نِی و سَنان تازیانه شد
بی داد کینه را به تماشا گذاشتند
حتی فرشته دست به شیون گرفت و سوخت
تا دست رویِ چادر زن ها گذاشتند
از روسری گرفته و تا گوشواره را
در خیمه ها به مَعرضِ یغما گذاشتند
خورجین به دست ها سرِ یک ذره بیشتر
حتی میانِ خود سرِ دعوا گذاشتند
مستِ غرور لشکرِ عشرت عقب کشید
و ما بقیِ ظلم به فردا گذاشتند
شاعر : علیرضا شریف


منبع: محرم | پایگاه اطلاع رسانی هیات رزمندگان اسلام



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,838 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,175 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,340 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,493 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,480 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,163 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,840 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,902 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,447 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,723 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان