آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-16-2021، 12:46 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17166

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
#41
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#31
همه اصحاب بال و پر دادند

همه اصحاب بال و پر دادند

کربلا را ز خون ثمر دادند

بسکه دلداه ات شده بودند

در رهت عاشقانه سر دادند


یک به یک پیش پات افتادند

زخم ها در صدات افتادند


سرشان یک به یک جدا می شد

و خریدارشان خدا می شد

راست قامت شدند بر نیزه

سهمت از کربلا، بلا می شد


به سر نعششان دعا کردی

و اباالفضل را صدا کردی


نه علی مانده نه علمداری

نه حبیبی نه قاسمی داری

بینِ یک مشت جاهل بی دین

تک و تنهایی و گرفتاری


لشگر کفر حمله ور می شد

نیزه هاشان چه تیزتر می شد


مرکبی رد شد از کنار تنت

نیزه ای را نشاند بر دهنت

در همان گیر و دار، نامردی

خنجری را کشید بر بدنت


تکیه دادی به نیزه، واویلا

زینبت ناله کرد، یازهرا


زخم هایت که بیشتر می شد

قدِ زینب شکسته تر می شد

با هجوم و شتاب هر نیزه

دخترت داشت بی پدر می شد


ناگهان روی خاک افتادی

با تن چاک چاک افتادی


هر که آمد تو را چه بد می زد

به تنت تازیانه حد می زد

بی رمق بودی و نفهمیدی

چه کسی بر سرت لگد می زد


پیرمردی رسید روی سرت

با عصایش شکست بال و پرت


نیزه ای بی هوا به رویت خورد

پنجه ای آمد و به مویت خورد

دست و پا می زدی، خدا هم دید

خنجری کُند بر گلویت خورد


در حرم زینب از نفس افتاد

بینِ گودال پیش تو جان داد


سمِ مرکب به پیکرت که نشست

استخوانهای سینه ات که شکست

مادرت شاهد است در آنجا

تار و پود تنت ز هم که گسست


گرد و خاکی عجیب بر پا شد

سرِ پیراهن تو دعوا شد

شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#32
زخمی‌ترین مسافرِ کرببلا شدی

زخمی‌ترین مسافرِ کرببلا شدی

بعد از سه روز بی‌کفنی، بوریا شدی

دیگر کسی شبیه تو پیدا نمی‌شود

ذبحِ عظیم بودی و خون خدا شدی

بسکه تمامِ پیکر تو زخم دیده است

با تیر و نیزه‌ها، چه قَدَر آشنا شدی

رأس تو روی نی، وَ تنت زير آفتاب

ای پاره‌پاره‌تن چه قَدَر نخ‌نما شدی

ای نخ‌نماترین بدن زیر آفتاب

هم‌سطحِ این زمین پُر از نینوا شدی

خولی تو را برای تنور انتخاب کرد

باور نمی‌کنم که تو از من جدا شدی

وقتی صدای ناله‌ی زهرا بلند شد

هم من به غم، وَ هم تو به غم مبتلا شدی

قرآن مخوان برادرم از روی نیزه‌ها

اسباب گریه‌ی حرم کبریا شدی
شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#33
در غروبی میان آتش و دود

در غروبی میان آتش و دود

پسری را به نیزه ها بردند

روز ما شد سیاه، از وقتی

سحری را به نیزه ها بردند

بی تعادل شد آسمان، یعنی

قمری را به نیزه ها بردند

همره شیرخواره ای انگار

مادری را به نیزه ها بردند

چشم زینب اگر که کم سو شد

نظری را به نیزه ها بردند

دختری بینِ خیمه شد تنها

پدری را به نیزه ها بردند

چه بگویم ز ماتم زینب

چه سری را به نیزه ها بردند

اصغری را به نیزه ها بستند

اکبری را به نیزه ها بردند
شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#34
يكي بال و پرش آتش گرفته

يكي بال و پرش آتش گرفته

و چشمان ترش آتش گرفته

ز سوز تشنگي در بين خيمه

تمام پيكرش آتش گرفته

بگوئيد از نجف حيدر بيايد

كه موي دخترش آتش گرفته

ميان خيمه ها اي دادِ بي داد

بميرم معجرش آتش گرفته

يكي در خيمه ها دنبال آب است

گلوي اصغرش آتش گرفته

تمام هستي اش رفته به غارت

كه ياس پرپرش آتش گرفته

از آن تيري كه رأسش را جدا كرد

صداي مادرش آتش گرفته

و در گودال زير دشنه مي ديد

نگاه خواهرش آتش گرفته

همه ديدند، از خيمه چگونه

نفَس در حنجرش آتش گرفته

كنار جسم عريان برادر

يكي بال و پرش آتش گرفته


شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#35
کو یک نفر

کو یک نفر که فکر دل زار ما کند

فکری به حال تشنگیِ بچه ها کند

عباس من کجاست، از این جسم بی کفن

این دشنه های سر به هوا را جدا کند

از گیسُوان دخترک نازدانه ای

این پنجه های مرد عرب را را رها کند

اینگونه که پرید کسی روی سینه ات

دارم یقین که ذبح، تو را از قفا کند

آن بغض ها که از پدرم مانده در دلش

حالا چه خوب می شود آن را ادا کند

با ساربان بگو مَکشد خنجر از نیام

قدری حیا به خاطر خیرالنسا کند

با کعب نی به سمت خرابه روان شدم

باید علی به پیکر تو بوریا کند
شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#36
با لگد می زند به بال و پرش

دل تاریک مثل شب دارد

در کفش دشنه ای دو لب دارد

وای، در چهره اش غضب دارد

بی حیا گوئیا طلب دارد


که چنین نعره می زند به سرش

با لگد می زند به بال و پرش


چه پر و بال بسته ای داری

چه تنِ زار و خسته ای داری

استخوان شکسته ای داری

تار و پودِ گسسته ای داری


مادرت آه، آمده به حرم

می زند ناله آه، ای پسرم


ای گل من چه پرپر افتادی

چه شد اینجا که بی سر افتادی

پیش پاهای مادر افتادی

زیر یک مشت خنجر افتادی


بدنت بین بوریاست، حسین

دست بافِ تنت کجاست، حسین


چند ضربه به پیکرت خورده ؟

چند تایش به حنجرت خورده ؟

سنگهایی که بر سرت خورده

چند تایی به خواهرت خورده


خواهرت هم شکسته بود سرش

آتش افتاده بود بر جگرش

شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#37
ظهر فردا چه کنم

ظهر فردا چه کنم اینکه بد احوال شوی

با لبِ تشنه زمین خورده و بی حال شوی

ظهر فردا چه کنم غیر همین شیون و شین

از کنار حرمت راهیِ گودال شوی

ظهر فردا که زمین گیر شوی می بینی

طعمه دست همین خولی و دجّال شوی

چه کنم تا نروی، گر بروی می میرم

وسط معرکه غرقابه به جنجال شوی

تو مپندار که من طاقت ماندن دارم

بروی در ته گودال، لگدمال شوی

من بد آورده ام و جان برادر رحمی

مپَسندا که به فردا تو بد اقبال شوی

ظهر فردا همه اهل حرم گریانند

زنده باشی و ببینیم که پامال شوی

شبِ فردا که سرت دست سنان می افتد

شاهد غارت گهواره و خلخال شوی
شاعر: رضا باقريان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#38
بگذار امشبی تک و تنها ببینمت


بیش از دمی که در دل صحرا ببینمت

بگذار امشبی تک و تنها ببینمت

از هم گسسته رشته عمر مرا غمت

مگذار بی کفن شبِ فردا ببینمت

گفتی که خواب دیدی و نیزه نشین شدی

آیا سزات این همه بالا ببینمت

داری نگاه جانب گودال میکنی

در قتلگاه تشنه لب آیا ببینمت

از کودکی مصیبت و غم دیده ام، ولی

باید تو را مصیبت عظمی ببینمت

شاعر: رضا باقريا

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#39
آتش زنید تا خیمه ای دیگر نماند
عصر عاشورا
حرف های شمر ملعون به حرمله ملعون:

آتش زنید تا خیمه ای دیگر نماند

بر اهل خیمه،حتی بال و پر نماند

کاری بکن ای حرمله در این نواحی

تا بر نوامیس حسین معجر نماند

شعله به معجرها بزن،سیلی به صورت

کاری بکن مو بر سر دختر نماند

من میروم در قتلگه،با خنجر خود

کاری کنم بر پیکرش حنجر نماند

*****

آن ضربه ای که با ته شمشیر خود زد

منجر شده دل در دل مادر نماند

این قافله با نعل تازه باعثش شد

تا اینکه بر ارباب ما پیکر نماند
یاسین قاسمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#40
برادر بر زمین
من به روی تل،برادر بر زمین

آن گل خونی پرپر بر زمین

کار خود کردند آخر کوفیان

پیکرش زخمی شد آخر بر زمین

کاری از من بر نمی آید دگر

شاه من افتاده دیگر بر زمین

قتلگاهش پر شد از ابزار ذبح

تیغ و تیر و نیزه . . . خنجر بر زمین

انقدر بد می برید ، افتاده بود

تکه ی خونی حنجر بر زمین

سر به روی نیزه در شام بلا

چند فرسخ آن طرف تر بر زمین...

فاطمه افتاده در گودال او

باز هم افتاده مادر بر زمین

ما میان جمع نا مَحرم،حسین

یک طرف من سوی دیگر بر زمین...

دخترت مانده به زیر دست و پا

مو پریشان است و معجر بر زمین

*****

هی دعا کردم نیفتد سر ولی

چند باری خورد این سر بر زمین
یاسین قاسمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,777 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,155 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,320 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,478 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,456 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,128 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,804 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,869 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,437 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,714 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان