اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-18-2021، 03:28 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17225

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
مادر جن ها فرزندانش را به دشت آورده بود

شاعر : مجید سعد آبادی

باد، مادر جن‌ها

فرزندانش را به دشت آورده بود

و از سر بریده بالای نیزه

مدام اجازه جنگ می‌گرفت

باد ، همان پیر زنی که با آدم و حوا به دنیا آمد

تنها کسی بود که در لحظه

هم کنار سرِ بی بدن گریه می‌کرد

هم کنار بدنِ بی‌سر

پیرزن طوری می‌وزید و

موهای بالای نیزه را تکان می‌داد

که انگار نه انگار

روحی از بدن جدا شده است

جن‌ها تا زانو در خون فرو رفته بودند

تا کمر در تاسف

تا گردن در بغض‌های ترکیده مادرشان

فرشته‌ها دسته دسته

از بهشت بیرون آمدند

و دو تا یکی

جن‌ها را از واقعه

بیرون بردند

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر

شاعر : سعید بیابانکی

بگذار که این باغ درش گم شده باشد
گل‌های ترش برگ و برش گم شده باشد

جز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ
گر قاصدک نامه برش گم شده باشد

باغ شب من کاش درش بسته بماند
ای کاش کلید سحرش گم شده باشد

شب تیره و تار است و بلا دیده و خاموش
انگار که قرص قمرش گم شده باشد

چاهی است همه ناله و دشتی است همه گرگ
خواب پدری که پسرش گم شده باشد

آن روز تو را یافتم افتاده و تنها
در هیبت نخلی که سرش گم شده باشد

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر
چون شیشه عطری که درش گم شده باشد

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
خلیل گلستان نشین

شاعر : سید حمیدرضا برقعی

این اشک ها به پای شما آتشم زدند
شکرخدا برای شما آتشم زدند

من جبرییل سوخته بالم ،نگاه کن!
معراج چشم های شما آتشم زدند

سر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم
هر جا که در عزای شما آتشم زدند

از آن طرف مدینه و هیزم،ازاین طرف
با داغ کربلای شما آتشم زدند

بردند روی نیزه دلم را و بعد از آن
یک عمر در هوای شما آتشم زدند

گفتم کجاست خانه خورشید شعله ور
گفتند بوریای شما، آتشم زدند

دیروز عصر تعزیه خوانان شهرمان
همراه خیمه های شما آتشم زدند

امروز نیز نیّر وعمان ومحتشم
با شعر در رثای شما آتشم زدند...

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
غنچه سرخ انار

شاعر : حسن واشقانی فراهانی

کم شد دمی که وسعت گرد و غبارها
دید از رسول در همه سو یادگارها

بر هر طرف که دوخت نگاهی به خاک
دید بی دست و سر تپیده به خون گلعذارها

بر باد رفته دید گل سرخ فاطمه
جاری ز خون کنار تنش جویبارها

عباس خفته بود در اطراف علقمه
با پیکری نشسته به رویش غبارها

یک سو به خون تپیده تن اکبر جوان
قاسم به سوی دیگر و بر خاک و خارها

شش ماهه نیز آن سوی یک خیمه خفته بود
با خنده‌ای چون غنچه سرخ انارها

افتاده بود حر به کنار حبیب و جون
با پیکری به سنگر و تیغش شیارها

امشب به هر طرف پی اطفال می‌دود
فردا روانه است به شهر و دیارها

«سائل» غلام حضرت زینب شدی
بدان! دارد به حق غلامی او افتخارها

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
کربلا و مدینه یکی شدند

شاعر : یاسر حوتی

آرام تر بـرو که توانی نمانده است
تا آخرین نگاه زمانی نمانده است

بگذار تا که سیر نگاهت کنم حسیـن!
یک لحظه بعد از تو نشانی نمانده است

می‌خواستم فدای تو گردم ولی نشد
بعد از شهید علقمه جانی نمانده است

تو می روی ... پس که ؟ عنان گیر من شود
وقتی که هیچ مرد جوانی نمانده است

این گله های گرگ نشستند درکمین
تا با خبر شوند شبانی نمانده است

**

او رفت و بعد ،شیهه اسبی غریب ؛ . . . ماند
شاخه شکست ؛ رایحه عطر سیب ماند

یک تن به جای حضرت یوسف به چاه خفت
اما سری ؛ دریغ . . . به روی صلیب ماند

از آن همه جمال جمیل خدا ؛ فقط
تصویر مات و خاکی شیب الخضیب ماند

دیگر برای بوسه شمشیر جا نبود
حتی لبان دخترکش بی نصیب ماند

درلابلای آن همه فریاد و هلهله
تنها صدای مادری آنجا غریب ماند

**

صحرا میان شعله صدتازیانه سوخت
پروانه های کوچکِ در این میانه سوخت

تنها نه بال نازک پروانه های دشت
گل های سرخ روسری دخترانه سوخت

یکباره کربلا و مدینه یکی شدند
پهلو و دست و بازو و هم شانه س

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
قرآن بخوان

شاعر : سیده فاطمه نوری

خواهم نشست آینه سان در برابرت
تا بنگرم به چشم علی رزم آخرت

ای آفتاب بر سر سرنیزه ها بتاب
قرآن بخوان برای تسلای خواهرت

دشمن که حمله کرد به خیمه به خنده گفت:
زینب کجاست سید و سالار و سرورت؟

اینک به سوی خیمه ما می کنند رو
آن اسب های رد شده از روی پیکرت

با شعله های آتش و با تازیانه ها
تا تسلیت دهند به غمهای دخترت

گویا نشسته مادرم اندر بهشت خلد
آغوش خود گشوده بر آن جسم بی سرت

بابا به اشک بر سر کوثر نشسته است
سیراب کرده حنجر خونین اصغرت

در قتلگاه بر سر دامن گرفته بود
آن جسم زخم خورده و مظلوم، مادرت

می خواستم بیایم و از زیر نیزه ها
پیدا کنم تو را و دهم جان در برت

ناگه سه ساله دخترکی گریه کرد و گفت
عمه بیا که سوخت دلم سوخت دخترت

آتش گرفته بود به دامان بچه ها
آتش به جان ساقه گلهای پرپرت

آبی نبود تا کنم آتش خموش و لیک
با اشک چشم کردم و با یاد کوثرت

دشمن به سویم آمده با تازیانه اش
من می روم به شام به همراهی سرت

ای کاش یابم فرصتی از تازیانه ها
تا بنگرم دوباره به لبخند آخرت

قرآن بخوان که وقت سفر یاریم کنی
جانم فدای صوت خوش و خون حنجرت...



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,788 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,161 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,326 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,485 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,465 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,135 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,818 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,884 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,441 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,716 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان