آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 09-18-2020، 06:10 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 16131

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
#51
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#41
قیام بعد تو
یک تنه زینب کند اینجا قیامی بعد تو

با کسی حتی نگفتم من کلامی بعد تو


تا که تو بی جان شدی بهر غنیمت آمدند

ناگهان در خیمه ها شد ازدحامی بعد تو


تشنه تشنه سر جدا گشت از تنت،سالار من

از گلوم پایین نرفت،آب و طعامی بعد تو


من کجا و این اسیری؟من کجا بازار شام؟

هر چه آمد بر سرم،بوده تمامی بعد تو


هرچه گفتم نا نجیب این معجرم را پس بده...

نه جوابی نه حیا نه احترامی بعد تو


دیده ی نا محرمی رویم ندیده تا کنون

خیره بر رویم شده حالا حرامی بعد تو
یاسین قاسمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#42
خزان

باغ سر سبز تو را خشک و خزانی کردند

نا کسانی که مرا خرد و کمانی کردند


پیکرت روی زمین بود و همه خندیدند

بعد از آن بر بدنت اسب دوانی کردند


بر سر قبر علی اصغر تو جمع شدند

با سر نیزه ولی فاتحه خوانی کردند


این طرف چادر طفلان تو در آتش سوخت

آن طرف با سر تو دست فشانی کردند


آتش و پنجه و لبخند و نگاهی بی شرم

در پی غارت ما خوب تبانی کردند

شاعر: حسن لطفی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#43
لحظه‌های آخر

بیا که گریه کنم لحظه‌های آخر را
بخوان ز چشم ترم حال و روز خواهر را

دلم قرار ندارد بیا که تا دم صبح
بنالم از سر شب روضه‌های مادر را

پریده خواب رباب از خیال حرمله باز
گرفته است به چادر گلوی اصغر را

خدا کند که بمیرم در این شب و فردا
به روی نیزه نبینم سر برادر را

خدا کند که نبیند دو چشم مبهوتم
به زیر بوسه‌ی نیزه، تنی مطهّر را

خدا کند که نبینم به روی تشت طلا
جسارت نوک چوب و لبان پَرپَر را

شاعر: حسن لطفی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#44
روز وداع

نگران بودم از این لحظه وآمد به سرم

زینب و روز وداع تو!؟ امان از دل من

این همه رنج و بلا دیدم و چشمم به تو بود

تازه با رفتنت آغاز شده مشکل من



شوق دیدار، تو را می‌کِشد اینسان، اما

ای همه هستی زینب! کمی آهسته برو

تو قرار است به میدان بروی ... آه ! ولی

جان من آمده بر لب، کمی آهسته برو



خواستی پیرهن کهنه چرا یوسف من؟

گرگ‌های سر راه تو چه دینی دارند؟

این جماعت سرشان گرم کدام اسلام است؟

که از آیینه پیغمبرشان بیزارند



تو که از روز تولد شدی آرامِ دلم

نرو اینگونه شتابان و نکن حیرانم

بوسه‌ای زیر گلویت زده‌ام اما باز

بروی، می‌روم از حال، خودم می‌دانم



با تو آمد دم میدان دل آواره‌ی من

پر زد انگار در این فاصله روح از بدم

من که بی عطرت از اول نکشیدم نفسی

می‌شود از تو مگر جان و دلم! دل بکنم؟



روی تل بودم و دیدم که چه تنها شده‌ای

نیزه دیدم که به دستان غریبت مانده

همه رفتند، همه ... قاسم و عباس و علی

نه برای تو زهیرت، نه حبیبت مانده



سنگ در دست همه آمده‌اند استقبال

مومنانی که به تو نامه نوشتند حسین!

در پی کوثر و جنات، ... پیِ ریختن

خون آقای جوانان بهشتند حسین!



دیدم از نور خدا گفتی و آغوش نبی

ولی آواز تو را هلهله ها نشنیدند

سنگدل‌ها به خیام تو نظر می‌کردند

سنگ‌ها صورت زیبای تو را بوسیدند



زینت دوش نبی را به چه حالی دیدم

خون پیشانی بر صورت او جاری بود

غیر از این صحنه اگر هیچ نمی‌دید دگر

کار زینب همه‌ی عمر عزاداری بود



تو رجز خواندی و دیدم همگی لرزیدند

یا علی گفتی و دیدم که چه غوغایی شد

کاش عباس و علی اکبرت اینجا بودند

صحنه رزم تو لب تشنه! تماشایی شد



هر چه از خیبر و از بدر شنیدم، دیدم

هر کس از خوردن یک تیغ تو بر خاک افتاد

با خدا، عالم و آدم به تماشا بودند

ناگهان ناله‌ای از عرش در افلاک افتاد



مادرت فاطمه بود آه کشید از ته دل

تا تو را دید چنین از سر زین افتادی

من ندیدم که چه شد کارِ تن و آن همه تیر

چشم بستم به خدا! تا به زمین افتادی



ناگهان معرکه‌ی دور و برت ساکت شد

کاش دست از سرت ای دلبر من! بردارند

چیست در دست سیاهی؟ نکند ...! یازهرا !

یعنی این مردم بی‌رحم چه در سر دارند؟



آن سیاهی به تو نزدیک شد و زانو زد

چشمهای من از این صحنه سیاهی رفتند

شاعر: قاسم صرافان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#45
سرم همیشه حسینم
سرم همیشه حسینم به زیر پای شماست

تمام هستی من هـم همه فـدای شماست

امـیـر هسـتـی و عـالـم هـمـه فقـیــر تـوانـد

یقـیـن کـه حاتـم اسیـر یـد عطـای شماست

دلـم بهـانــه کــرب و بــلا گـرفــتـه حـسـیــن

نـظـر نـمــا کـه دلـم زار و مبـتـلای شماست

حسـیــن راه نـجـاتــی بـه مـن نـشــان بــده

مگــر نـه ایـن که گدای تو آشنـای شماست

چه درد سر شـده ایـن عــزم کـربـلا و نـجـف

دوبــاره کــار فـقـط لنگ یک دعـای شماست

هـــزار مـشکــل اگــر سـد راه مــن بــشــود

نمـی روم ز درت در سـرم هــوای شماست

دم از عـــذاب قــیــامـــت دگـــر نـــزن اربــاب

عذاب مـن نـرسـیــدن بـه کربـلای شماست

کــرم بـکـن تــو مــرا کـربــلای خـود بـرسـان

چرا که محسن بیچاره هم گـدای شماست


شاعر : سید محسن حبیب اله پور

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#46
سيل اشك

ناي ِ ني تر شد از فغان افتاد

گوشه اي جام شوكران افتاد



روضه ات را جگر نمي فهمد

رد ِ اشكم به استخوان افتاد



چقدر گرم ِ ذكر و تسبيحی !؟

تشنه لب، نيزه از دهان افتاد



گيسوانت ضريح حاجات است

سرتان دست ِ اين و آن افتاد



ياد انگشتر تو افتادم

تا نگاهم به ساربان افتاد



عاقبت شهر سايه اش را ديد

نام زينب سر ِ زبان افتاد



!روي ني هم قمركنارت بود

پابه پاي تو هم زمان افتاد



لب ِ يحيايي ات،كليم شهيد

سروكارش به خيزران افتاد



سيل اشك آمد و غزل را بُرد

قلم شاعر از توان افتاد

شاعر: وحيد قاسمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#47
كربلاي پر از سوز و آه
آتش گرفت جان و تن خيمه گاه را

دامان هرچه طفل و زن بي پناه را



آتش وزيد از طرف چشم هاي "شمر"

كم كم فرا گرفت تمام سپاه را



بر شانه هاي دشت خشونت سوار بود

بر بغض دشت ريخت غباري سياه را



***

عباس بود و خستگي و خون و اشك و آه

پاشيد بر زلالي دجله نگاه را



بر شانه هاي باد رها بود موي او

لختي نگاه كرد...نگاهي كه ماه را_



آرام در سياهي خود ذوب كرده بود

لختي نگاه كرد شيوع گناه را



باران تير بود كه مي ريخت بر سرش

انداخت از سوار اميد سپاه را

***

عباس بر نخواست كه شايد نمي شنيد

فرياد و ناله هاي هر از گاه گاه را



آتش گرفت بار دگر كل صحنه را

تصوير كربلاي پر از سوز و آه را


شاعر: محمد بهادر مایوان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#48
خدا چرا ؟ ...

بزم شراب و عترت طــاها خدا چرا

ویرانه ها و دخـــــترزهرا خدا چرا

بازار شام و سنگ و سر و محملی عیان

کوچه به کوچه زینب کبری خداچرا

سرکوچه گرد شام و تنش کربلانشین

خورشید روی نیزه ی اعدا خداچرا

باران سنگ جای خوشامد به میهمان

بیش از بقیه بر سرسقــــا خدا چرا

بوسیده بوسه گاه رسول و بتول را

آن خیزران به تشت مطلا خدا چرا

‏‎آن نیمه شب چقدرشبیه به هم شدند

طفل سه ســــاله و سر بابا خدا چرا

آگاه از بلا و قـــــــــــــوانین ابتلا

خون خدا و این همه بلوا خدا چرا

***
جاریست خون سرخ تودرطول عصرها

درسرخـــــــــــنای تنگ شفقها وفجرها
شاعر: صمد عليزاده

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#49
قصد کرده است از وطن برود

قصد کرده است از وطن برود

پنجمین رکن پنج تن برود



این حسین است که غریب شده

کاش می شد که با حسن برود



او به هر حال می شود عریان

چه نیازی ست با کفن برود!



هر چه کردند جان معجر من

نگذاری که پیرهن برود



قسمت می دهم اجازه نده

شمر با پا روی بدن برود



نگذاری که نیزه کندی

جای پهلوش بر دهن برود



نکند بی حسین برگردی

نکند آبروی من برود

علی اکبر لطیفیان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#50
خداحافظی مکن ...

باطن ترین من، نه خداحافظی مکن

هر چند ظاهراً، نه خداحافظی مکن



من نیمه توام جلویت ایستاده ام

با نیمِ خویشتن، نه خدا حافظی مکن



یک اهل بیت را ته گودال می بری

ای خُمس پنج تن، نه خداحافظی مکن



اصلاً بدون من سفری رفته ای بگو

حالا بدون من؟ نه خداحافظی مکن



پس حرف می‌زنی که خداحافظی کنی

این گونه نه نزن، نه خداحافظی مکن



شاید کسی نبرد خدا را چه دیدی

با کهنه پیرهن، نه خداحافظی مکن



این سمت عزیز، محترم، با کفن، ولی

آن سمت بی کفن، نه خداحافظی مکن



بعد از تو چند مرد به دنبال چند زن

بعد از تو چند زن! نه خداحافظی مکن

علی اکبر لطیفیان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,119 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,735 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 2,815 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,248 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,232 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 3,608 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,411 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,284 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,221 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,486 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان