اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-18-2021، 05:09 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17237

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
#61
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#51
راز اشک‌ها

قرار بوده شما راز اشک‌ها باشی بهانه‌ی همه‌ی گریه‌های ما باشی
مقیم چشم پرآب اهالی گریه سوار کشتی غم، مرد ناخدا باشی
همیشه حسن ختام تمام منبرها در اوج خطبه شما ختم قصه ها باشی
کسی بدون شما تا خدا نخواهد رفت قرار بوده شما جاده‌ی خدا باشی
بدون سجده به تربت بناست صدها سال پی قبولی یک رکعت و دعا باشی
قبول! قبر شما سینه‌های ما... اما بناست شب به شب جمعه کربلا باشی
بیا به مجلسمان! دل تو را ندیده ولی به چشم گریه‌کنانت تو آشنا باشی
اگر به صورت ما دست خویش را بکشی امیر چهره سپیدان روسیا باشی

شاعر : سید علی اصغر علوی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#52
سفر کرب و بلا

از خدا آمده ام تا به خدا برگردم

پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم

می روم پشت سرم آب نریز ای مادر

وطن مادری آنجاست چرا برگردم

من به پابوسی آن سرور بی سر بروم

وای اگر از حرمش بی سروپا برگردم

کفن و چادر و انگشتر سوغاتم نیست

بگذارید که با شرم وحیا برگردم

سر پروازبه سوی غم دیگردارم

می روم شام مگربااسرابرگردم

دل بیمار فقط ازتوشفامی خواهد

شب جمعه است دلم کرب و بلا میخواهد...

شاعر : مجید تال

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#53
غارت...!

دشمن مجال پا زدنت را گرفت و برد

یعنی حسین های تنت را گرفت و برد

دزدی ز ره رسید...خدا را نمیشناخت

عمامه و پیرُهنت را گرفت و برد

مردی به شیوه ای وقیحانه آمدو...

ته مانده های بدنت را گرفت و برد

نوبت به ساربان رسید و دم غروب

انگشتریِ یمنت را گرفت و برد

دندان...زبان...لبت...و خلاصه سنان پست

شیرازه های دهنت را گرفت و برد...!

شاعر: سيد صادق موسوي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#54
به عزت و شرف لا اله الا الله

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد

قسم به اشهد ان لا اله الا الله

همین که خورد زمین مادرش رسید از راه

همین که خورد زمین عرش آسمان لرزید

همین که خورد زمین پشت عمه جان لرزید

همین که خورد زمین آمدند به استقبال

همین که خورد زمین بردنش ته گودال

همین که خورد زمین او رسید به گوش از دور

صدای نیزه و شمشیر و دشنه و ساطور

به زور نیزه و شمشیر مثله اش کردند

سپس به زیر سم اسب ها له اش کردند

فقط نه اینکه سرش را به نیزه ها کردند

به روی خاک بیابان تنش رها کردند

فقط نه اینکه به صحرا تنش لگد کردند

به سوی دخترکانش نگاه بد کردند

به عزت و شرف لا اله الا الله

غروب روز دهم مادرش رسید از راه

رسید تا که سرش را ز خاک بردارد

ز مهر مادری او را به خاک بسپارد

شاعر: عليرضا خاكساري

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#55
واویلا

کربلا محشر کبری شده است واویلا

خون جگر حضرت زهرا شده است واویلا

گوش در گوش همه لشگریان میگفتند

پسر فاطمه تنها شده است واویلا

از سر نیزه و شمشیر زمین گیر شدی

تیر ها در بدنت جا شده است واویلا

نه فقط بر دهنت نیزه زدند آقاجان

نیزه ای در کمرت تا شده است واویلا

هنر حرمله هم کار به دستت داده

بند بند بدنت وا شده است واویلا

تبر و کعب نی و نیزه و شمشیر ای وای

دور گودال چه غوغا شده است واویلا

به سر بردن راس تو رقابت دارند

به سر نعش تو بلوا شده است واویلا

لگدی زد بدن پاک تو را برگرداند

نکند شمر مهیا شده است... واویلا

****

میکندخواهر غمدیده تان سجد ه ی شکر

آخر انگشت تو پیدا شده است واویلا

****

به روی چکمه ی امثال سنان بن انس

موی طفلان تو پیدا شده است واویلا

غیرت الله ، قد وبالای نوامیس شما

سر بازار تماشا شده است واویلا

تا که هرکس چه کسی را به کنیزی ببرد

سر ناموس تو دعوا شده است واویلا

شاعر: عليرضا خاكساري

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#56
عمه زينب ...

وجودش مثل دریا بود عمه

دقیقا مثل زهرا بود عمه


اگرچه کربلا جا مانده بودی

حسین دوم ما بود عمه



هجوم یک سپاه تازیانه

ولی افسوس تنها بود عمه


خدا خیرش دهد این خواهرت را

کسی سیلی نخورد تا بود عمه



و بعداز ساقی آب آور ما

علم بر دوش و سقا بود عمه



تمام راه را مشغول ذکر

حسینم وا حسینا بود عمه



در اوج عاطفه چون مرد جنگید

اگر چه قامتش تا بود عمه



سرش بشگست اما دشمنش دید

سرش بالای بالا بود عمه



وبعد از این همه رنج و مصیبت

خدا را شکر بر پا بود عمه



یاسر مسافر

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#57
بگذاريد گریه کنم

بگذارید کناربدنش گریه کنم

بگذارید به بی سرشدنش گریه کنم



تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش

مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم



بگذارید گلم را که فتاده است به خاک

کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم



چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید

بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم



ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت

اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم

شاعر: سید محمد جوادی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#58
چیزی نمانده است ...

چیزی نمانده است ، سبکبال تان کنند

چیزی نمانده است،که بد حال تان کنند

چیزی نمانده است ، بیفتی زمین حسین

چیزی نمانده راهی گودال تان کنند

چیزی نمانده است ، بیایند سوارها

در زیر سم اسب لگدمال تان کنند

چیزی نمانده است ، همین نطفه های حیض

با نعل های مرکب شان چال تان کنند

چیزی نمانده است ، روند جانب خیام

بی حرمتی و.... غارت اموال تان کنند

شاعر: عليرضا خاكساري

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#59
هق هق النگوها

وای من خیمه ها به غارت رفت

گیسویی روی نی پریشان شد

وسط چند خیمه ی سوزان

خواهری دل شکسته حیران شد



وای من چادری به یغما رفت

بانویی معجرش در آتش سوخت

مرد بیماراین حرم تنهاست

نیمه ای از بسترش در آتش سوخت



شعله و دود تا فلک می رفت

کربلا هم سقیفه ای دارد

به لب کُند تیغ خرده نگیر!

هرکه اینجا وظیفه ای دارد





عاقبت هرچه بود، با سختی

سرخورشید را جدا کردند

مرد خورجین به دستی آوردند

صحبت از درهم وطلا کردند



مرد خورجین به دست با سرعت

سمت دارالعماره می تازد

مرد خوش قول ِ کوفه با جیبی

مملو ازگوشواره می تازد



باد تند خزان چه سوزی داشت!

چند برگی ز لاله ای گم شد

در هیاهوی زیور زینب

گوشوارِ سه ساله ای گم شد



وای از هق هق النگوها

آسمان هم به گریه افتاده

درشلوغی ِ عصرعاشورا

حرمله یاد هدیه افتاده



حرف خلخال را دگر نزنید

درد ِسرسازمی شود به خدا

دختران تازه یادشان رفته

زخم ها باز می شود به خدا





سرعباس را به نیزه زدند

تا ببیند چه بر حرم رفته

تا ببیند نگاه یک لشگر

سمت بانویی محترم رفته


شاعر: وحيد قاسمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#60
علت غوغای گودی

علت غوغای گودی نیزه بود

نیزه ای آمد حسینم را ربود

از چه رو بر روی جانان میزنی

جان ندارد از زدن آخر چه سود؟

صورتش پر خون شده بس کن دگر

مثل زهرا صورتش گشته کبود

فرق عباس و عمود آهنین

بین گودال آورند آیا عمود؟

چشم نامردان چه شور است جان من

پر شده گودی پر از چشم حسود

تنگی گودال از کینه پر است

کینه ها را باید از آنجا زدود

از سما با چشم گریان رب، حسین

می فرستد بر ذبیح خود درود

می شنیدم زیر لب آن مرد گفت

می زدم بازم اگر زینب نبود

خواهرت تنها و بی کس مانده و

قامتم از این همه غم ها خمود

شاعر: جواد قدوسي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,789 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,161 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,326 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,485 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,465 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,135 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,819 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,884 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,441 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,716 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان