آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعاری به مناسبت ماه محرم
زمان کنونی: 01-23-2021، 06:41 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 415
بازدید 17341

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ماه به مناسبت محرم اشعاری

اشعاری به مناسبت ماه محرم
نویسنده :yalda73   آفلاین
#71
بابا نبودی بعد تو بال و پرم ریخت

آتش گرفتم سوختم برگ و برم ریخت

بابای خوبم تا تو بودی خیمه هم بود

تا چشم بستی دشمنت سوی حرم ریخت

عمه صدا میزد همه بیرون بیایید

جاماندم و آتش به روی چادرم ریخت

بابا، عمو، داداش، عموزاده، کجایید؟

مشتی حسود بد دهن دور و برم ریخت

چشمم، سرم، دستم، کف پاها و پهلوم ...

بابا سپاهِ درد روی پیکرم ریخت

موهای من بابا یکی هست و یکی نیست

ازبس که دست و سنگ و آتش بر سرم ریخت



هم گوشواره هم النگوی مرا برد

میخواست معجر را برد موی مرابرد



باسر رسیدی پس چرا پیکر نداری؟

تو هم که جای سالمی در سر نداری!

این موی آشفته چرا شانه نخورده؟

بابا بمیرم من مگر دختر نداری؟

مثل خودم خیلی مصیبت ها کشیدی

اما تو مَردی و غم معجر نداری

قرآن نخوان بر روی نیزه، می زنندت

بنشین به زانویم اگر منبر نداری

هربارکه رفتی سفر چیزی خریدی

بابا از آن سوغات ها دیگر نداری؟

شاعر: داود رحيمي

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#61
شبِ آخر

شبِ آخر بگذار اين پَر ِمن باز شود

بيشتر رويِ تو چشم تر ِمن باز شود



حرفِ هجران مزن اينقدر مراعاتم كن

دست بردار ، دلِ مضطر ِ من باز شود



جان زينب برو از كرب و بلا زود برو

مگذاري گره ي معجر من باز شود



آه ، راضي نشو بنشينم و گيسو بكشم

آه ، راضي نشو موي سر من باز شود



پاي دشمن به روي پيكر تو باز شود

روي دشمن به روي معجر من باز شود



جانِ من حرز بينداز به گردن مگذار

جاي اين بوسه ي پيغمبر من باز شود



جان زينب برو مگذار غروب فردا

سمت گودال رهِ مادر من باز شود



حيف از اين زير گلو نيست خرابش بكنند؟!

پس اجازه بده تا حنجر من باز شود



لااقل قول بده زود خودت جان بدهي

بلكه راهِ نفس آخر من باز شود



علی اکبر لطیفیان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#62
آمد محرم و ...

آمد محرم و همه دم گیر هیئتم

با آه و دیده ی پر نم ، گیر هیئتم



تنها نه این کتیبه و این بیرق و علم

با شعر محتشم،منِ کم گیر هیئتم



سرهای قدسیان که بماندبه جای خود

من با سری به زانوی غم ، گیر هیئتم



پیرم نموده این غم عظمای کربلا

چون مادرش به قامت خم،گیر هیئتم



با صاحب الزمان بزنم ناله صبح و شام

با صاحب الزمان دلم ، گیر هیئتم



این آرزو شده که ببینم فقط حسین

وقتی که میرسد عجلم ، گیر هیئتم

جواد دیندار

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#63
غربت غم های زینب

اگر از غربت غم های زینب با خبر باشی

و تو در راه بی پایان اسیر همسفر باشی

اگر باور کنی بی شک کنار خیمه گاهی تو

بسوزی تا ابد شاید که داغ شعله ور باشی

اگر باشی در آن میدان میان نیزه و شمشیر

به خون آغشته باشی تو اگر خونین جگر باشی

تجسم میکنی شاید که همراه اباالفضلی

بیا از جان دل بگذر که تو حر دگر باشی

تو آن حسی که دریا را به هر موجی بلرزانی

بیا برخیز تا یک شب سبک بال سحر باشی

چه می گویی تو ای خسته ببین چشمان عاشق را

که زیبا می چکد اشکی که تو مشک دگر باشی

شاعر: اقبال نوری

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#64
با احتیاط ...

با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن

عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن



با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار



با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای



چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزگان محترمه در پناه تو



باحوریان رفته به زیر نقابها

یک لحظه روبرو نشدند آفتابها



این حوریان عزیز خدایند و بس، همین

این دختران کنیز خدایند و بس، همین



این دختر علی ست که بالش شکستنی است

ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است



از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش

عباس جان مراقب این با حجاب باش



این دختران من که بیابان ندیده اند

در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند



یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو

جان رباب از دم گهواره پا نشو



توهستی و اهالی این خیمه راحتند

در زیر سایه ات همه در استراحتند



توهستی و به روز حرم شب نمی رسد

چشم کسی به قامت زینب نمی رسد



یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند

احساس می کنم همه دلواپس هم اند



احساس می کنم که جوابم نمی دهند

با آب آب گفتنم آبم نمی دهند



اول مرا به نیزه ای از حال می برند

بعدا کشان کشان لب گودال میبرند



اینجا مکان نیزه به پهلو کشیدن است

از خیمه ها دویدن و گیسو کشیدن است





راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست

از سنگها شکستن دندانم آرزوست



من راضیم به پای خدا دست و پا زنم

با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم



باید به روي نی سر ِمن نیز رو شود

تا که مقام خواهر من نیز رو شود



جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا

این جام را الست گرفتیم ما دو تا



می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم

پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم



از آن همه به خواهر من ماتمش رسید

وارد شدن به مجلس نامحرمش رسید



*************



با احتیاط لاله ي ما را سوار کن

زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن



با احتیاط خسته شدند این ستاره ها

این گوش پاره ها سر گوشواره ها



علی اکبر لطیفیان


برگرفته از نود و پنج روز باران

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#65
غروب عاشورا

آتش به دلٍ رنج بدیده مزنید

با هر چه كه دستتان رسیده مزنید

مال خودتان هرچه كه داریم اما

برصورت دختران كشیده مزنید

شاعر: مجتبي درویشی شانی


با سپاس فراوان از برادر عزيز درویشی شانی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#66
لب تشنه

گودال پر از نیزه و تیغ و خون شد

زینب به نظاره و دلش محزون شد

هیچ كس نبود قطره آبی بدهد

لب تشنه حسین كشته ی شمر دون شد

شاعر: مجتبي درویشی شانی



با سپاس فراوان از برادر عزيز درویشی شانی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#67
حيف است

ديگر رسيده قصه به آخر... جدا شدن...

سخت است خواهري ز برادر جدا شدن

با دلهره كنون كه بغل مي كني مرا

يعني فراق ، با دل مضطر جدا شدن

پنجاه سال صبح و شبم با تو سر شده

آهسته رو زمان ز خواهر جدا شدن

تو از مدينه ياد ز يحيي كني چرا ؟

يعني رسيده است دم سر جدا شدن ؟

بگذار تا گلوي تو را بوسه اي زنم

حيف است حنجر تو به خنجر جدا شدن

تو مي روي و غصه ي من مي شود شروع

از دختران فاطمه معجر جدا شدن...

پيش نگاه غمزده ي كودكان تو

يكسر سر شهيد ز پيكر جدا شدن...

از ما زنان بپرس زماني كه تنگ شد

درد آور است النگو و زيور جدا شدن...

رضا رسول زاده

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#68
پیشواز محرم

آماده می شوم که فراهم کنی مرا

خرج عزای ماه محرم کنی مرا



آشفته ام؛به سینه زدن عادتم بده

تا بین این صفوف منظم کنی مرا



فرموده ای که:" اشک شما مرهم من است "

اشک مرا بریز که مرهم کنی مرا



آنقدر در طواف سرت گریه می کنم

تا پای نیزه چشمه زمزم کنی مرا



اصلا بعید نیست که در روضه خودت

همسایه رسول مکرم کنی مرا



روزی که اشک و خون تو در قتلگاه ریخت

می خواستی شهید محرم کنی مرا


شاعر: رحمان نوازني

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#69
بوی کربلا

خیمه...پرچم...سنج...قلاده...قمه...شال عزا

پیرهن مشکی...کتیبه...اشکها...اشعارها

بین روضه بوی سیبی آمد و مداح گفت ؛

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

شاعر: نيما نجاري

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#70
وای از حنجر تو

تو فقط دست به زانو مزن و گریه مکن

گیرم ای شاه کسی نیست...خودم نوکر تو

لحظه ای فکر کنی پیر شدم، مدیونی

در سرم هست همان شوق علی اکبر تو

من خودم یک تنه از کرببلا می برمت

چه کسی گفته که پاشیده شده لشگر تو

تو برایم نگرانی چه می آید سر من

من برایت نگرانم چه می آید سر تو

همه را بدرقه کردی و به میدان بردی

می روی، هیچ کسی نیست به دور و بر تو

بده پیراهن خود را که خودم پاره کنم

نمی ارزد سر این کهنه شده... پیکر تو...

وای از معجر من، معجر من، معجر من

وای از حنجر تو، حنجر تو، حنجر تو

**

سعی ام این است ببینم بدنت را، اما

چه کنم! شمر نشسته جلوی خواهر تو

علی اکبر لطیفیان

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,838 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب یازدهم محرم-شام غریبان اربابم حسین واشعارورودکاروان به کوفه-امان ازدل زینب ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,175 10-12-2016, 06:25 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,340 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,493 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,480 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,163 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74
  اشعارشب هشتم محرم(حضرت شاهزاده علی اکبر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 54 2,840 10-22-2015, 12:26 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب هفتم محرم(حضرت شاهزاده علی اصغر«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 116 3,903 10-21-2015, 02:03 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  دانلود آهنگ ویژه ماه محرم(درخواستی کاربر) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 12 2,447 10-20-2015, 07:18 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب ششم محرم(حضرت قاسم بن الحسن«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 27 1,723 10-20-2015, 02:01 AM
آخرین ارسال: movafagh

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان