Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
زمان کنونی: 11-26-2020، 07:36 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 83
بازدید 3107

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
یامولاتی حضرت فاطمه شهادت اغیثینی اشعار زهرا یا س الزهرا

اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
زهرا اگر نبود


زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت
 
جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت
 
زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت
 
فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت
 
محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت
 
حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت
 
دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت

علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
هجده نفس
از آسمان آمدم من از سمت عرش يگانه

از آن طرفـها كه بامش هرگـز ندارد كرانه


اول بنـا بود چندين و چنـد روزي بمانم

در گوشه اي از مدينه در برهـه اي از زمانه


نزديك هجده نفس بود عمرم در اين خاك خاكي

يك عمر هجده بهاره يك عمر پيغمبرانـه


مي خواستم پر بگيرم برگردم آنجـا كه بـودم

بالم شكست و نشستم دو ماه در كنج لانه


كردند كاري كه هر شب پيش نـگاه مدينه

سر مي زدم كوچه كوچه ، در مي زدم خانه خانه


هم دستم از شانه افتـاد هم شانه از دستم افتـاد

تـا كه پريشان بمانـد اين گيسوي دختـرانه


بالم اگر پربگيرد پـرواز از سر بگيـرد

ديگـر نمي ماند از من حتي نشان ِ نشانه


من مال اينجـا نـبودم تـا كه در اينجـا بمانـم

از آسمان آمدم من پس مي روم سمت خـانه
علی انسانی


تشیع آیینه

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
تشیع آیینه

نیمه شب تابوت را برداشتند
بار غم بر شانه‌ها بگذاشتند


هفت تن، دنبال یک پیکر، روان
وز پی‌ آن هفت تن، هفت آسمان

این طرف، خیل رُسُل دنبال او
آن طرف احمد به استقبال او

ظاهراً تشییع یک پیکر ولی
باطناً تشییع زهرا و علی

امشب ای مَه، مهر ورزو، خوش بتاب
تا ببیند پیش پایش آفتاب

دو عزیز فاطمه همراه‌شان
مشعل سوزان‌شان از آه‌شان

ابرها گریند بر حال علی
می‌رود در خاک آمال علی

چشم، نور از دست داده، پا، رمق
اشک، بر مهتاب رویش، چون شفق

دل، همه فریاد و لب، خاموش داشت
مُرده‌ای تابوت، روی دوش داشت

آه، سرد و بغض، پنهان در گلوی
بود با آن عدّه، گرم گفت و گوی


آه آه ای همرهان، آهسته‌تر
می‌برید اسرار را، سر بسته‌تر

این تنِ آزرده باشد جان من
جان فدایش، او شده قربان من

همرهان، این لیله‌ی قدر من است
من هلال از داغ و این بدر من است

اشک من زین گل، شده گلفام‌تر
هستی‌ام را می‌برید، آرام‌تر

وسعت اشکم به چشم ابر نیست
چاره‌ای غیر از نماز صبر نیست

چشم من از چرخ، پُر کوکب‌ترست
بعد از امشب روزم از شب، شب‌ترست

زین گل من باغ رضوان نفحه داشت
مصحف من بود و هجده صفحه داشت

مرهمی خرج دل چاکم کنید
همرهان، همراه او خاکم کنید

علی انسانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
غسل آیینه
بُرد در شب تا نبیند بی‌نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب


بُرد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب شد ننگ شب


شسته دست از جان، تن جانانه شست
شمع شد، خاکستر پروانه شست

روشنانش را فلک خاموش کرد
ابرها را پنبه‌های گوش کرد


تا نبیند چشم گردون، پیکرش
نشنود تا ضجّه‌های همسرش


هم مدینه سینه‌ای بی‌غم نداشت
هم دلی بی‌اشک و خون، عالم نداشت


نیست در کس طاقت بشنیدنش
با علی یا رب چه شد؟ با دیدنش


درد آن جان جهان، از تن شنید
راز غسل از زیر پیراهن شنید

جان هستی گشته بود از تن جدای
نیستی می‌خواست، هستی از خدای


دست دست حق چو بر بازو رسید
آنچنان خم شد که تا زانو رسید


دست و بازو گفتگوها داشتند
بهر هم، باز آرزوها داشتند


دست، از بازوی بشکسته خجل
بازو از دستی که شد بسته خجل


با زبان زخم، بازو، راز گفت
دست حق، شد گوش و آن نجوا شنفت


سینه و بازو و پهلو از درون
هر سه بر هم گریه می‌کردند خون


گفت بازو، من که رفتم خونفشان
تو، یدالله، فوق ایدیهم، بمان


راز هستی در کفن پیچیده شد
لاله‌ای با یاسمن پوشیده شد

علی انسانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
نماز و رکوع

چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد


چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد


اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود
دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد


به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد


هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد


نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد


مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
نگاه بی رمق

علی که آینه‌ی روشن خدای تو بود
همیشه آینه‌اش روی حق نمای تو بود

حدیث قدسی «لولاک» معتبر سندی است
که هر چه کرد خدا خلق، از برای تو بود 

به خشت خشت سرایت، بهشت بَرد حسد
که توتیای مَلک گَردِ بوریای تو بود 

ملک حضور تو را در نماز عاشق شد
ولیک شیفته‌تر از مَلک خدای تو بود

ز پا نشست علی تا تو راه می‌رفتی
که دید دوش حسین و حسن عصای تو بود

نگاه بی‌ رمقت با علی سخن می‌گفت
زبان درد دلت در نگاه‌های تو بود

به خانه‌ی دل او نور داد و دلگرمی
جواب گرم سلامی که با صدای تو بود

ز گریه‌ات همه هستی به گریه می‌افتاد
همین نه شهر مدینه پر از نوای تو برد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
احرام آیینه


یافتم میقات من پشت دَرَست

حفظ «رب البیت» از حج برترست


رَمی شیطان کردم از امر جلیل

تا بگیرم کعبه از اصحاب فیل


بسته بودم پشت در احرام خود

رهسپر کردم به مسجد گام خود


سعی کردم تا نماند فاصله

از صفا تا مروه کردم هروَله


گفتم او شمع است و من پروانه‌‌ام

بر نگردم بی‌علی در خانه‌ام


حجّ من رخسار حیدر دیدن است

طوف من دور علی گردیدن است


آنقدر ای قبله‌ی بیت‌الحرام

دور تو گشتم که شد حجّم، تمام

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
رهبر مظلوم

نه چون پروانه ام كز سوز غم بال و پرم سوزد

من آن شمعم كه از شب تا سحر پا تا سرم سوزد

همان بهتر نگردد هيچ كس نزديك اين بستر

كه دانم هر كسى آيد كنار بسترم، سوزد

گذارد دست خود بر سينه سوزان من زينب

ولى من بيم آن دارم كه دست دخترم سوزد

مگير اى رهبر مظلوم! زانو در بغل ديگر

كه اين ديدار طاقت سوز، جان و پيكرم سوزد

نه تنها چشم عين اللَّه، سراپاى على گريد

چو از من مى كند پنهان، به نوع ديگرم سوزد

چنان چيدند امّت نارسيده ميوه دل را

كه هرگه مى كنم يادش، ز غم برگ و برم سوزد

علی انسانی

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
 تركيب بند زهرايي

شوق عراق و شور حجاز است در دلم

جامه دران و سوز و گداز است در دلم


پل می زنم به خویش مگو از کدام راه 

راهی که رو به آینه باز است در دلم


قد قامت الصلاه من از جای دیگر است

قد قامت کدام نماز است در دلم


شب را چراغ گم شدن روز کرده ام

ذکرت چراغ راز و نیاز است در دلم


تشبیه نارساست  ، حقیقت کلام توست

ابهام و استعاره ، مجاز است در دلم


مجموعه ی نیاز تویی ای نماز ناب

دیگر چه حاجتی به نیاز است در دلم


یاس کبود پیش تو خار است فاطمه (س)

نامت گل  همیشه بهار است فاطمه( س)

شب را خدا ز شرم نگاه  تو آفرید

خورشید را ز شعله ی آه تو آفرید


شمسی تر از نگاه تو منظومه ای نبود

صد کهکشان ز ابر نگاه تو آفرید


آه ای شهیده ای که شهادت سپاه توست

جان را خدا شهید سپاه تو آفرید


هر جا كه نور بود به گرد تو چرخ زد

ما را چو گرد بر سر راه تو آفرید


اي پشتوانه ي دو جهان ، عشق را خدا

با جلوه وجلالت و جاه تو آفرید


 تقوای محض ، عصمت خالص ، گل خدا!

آخر چگونه شعر کنم قصه ی تو را؟

 تو آمدی و زن به جمال خدا رسید

انسان دردمند به درک دعا رسید


تو آمدی و مهر و وفا آفریده شد

تو آمدی و نوبت عشق و حیا رسید


هاجر  هر آن چه  هروله کرد از پی تو کرد

آخر به حاجت تو به سعی صفا رسید


احمد (ص)اگر به عرش فرا رفت با تو رفت 

مولا اگر رسید به حق با شما رسید


داغ پدر ،سکوت علی (ع)، غربت حسن (ع)

شعري شد و به حنجره ی کربلا رسید


در تل زینبیه غروبت طلوع کرد

با داغ تو قیامت زینب (س) فرا رسید


با محتشم به ساحل عمان رسید اشک

داغ تو بود بار امانت به ما رسید


تسبیح توست رشته ی  تعقیب واجبات 

قد قامت الصلاتي و حي علي الصلات

بی فاطمه (س) قیامت انسان نبود نیز

عهد الست و معني پيمان نبود نیز


چونان تو زن نديد جهان تا كه بود و هست

چونان تو مرد در همه دوران نبود نیز


مولا اگر نبود جهان جلوه اي نداشت

"راز رشید" سوره ی قرآن نبود نیز


گر زنده بود بعد تو پيغمبر خدا

قبر تو مثل مهر تو پنهان نبود نیز


زهرا (س) اگر نبود ، زمين بي بهار بود

در آسمان شکوفه ي  باران نبود نیز


ای برق ذوالفقار علی (ع) –  هیچ خطبه ای

مانند خطبه های تو بران نبود نیز


حيدر اگر نبود ومحمد (ص) اگر نبود

وجد و وجود و جوشش  وجدان نبود نیز


ايمان نبود و عشق نبود و شرف نبود

خورشيد سر بريده ي صحراي طف نبود

نام تو با علي (ع) و محمد (ص) قرينه است

هر جا كه عطر نام تو باشد مدينه است


دستاس كيست چرخ جهان ؟ اين غريب كيست

این دست های کیست که لبریز پینه است؟


آیینه ای که عطر بهشت مدینه بود

نامش هنوز شعله ی سینای سینه است


اي وسعت بهشت ، جهان بی تو دوزخ است

دنيا چقدر مزرعه ي كفر و كينه است


این گونه گنج در صدف هر خزانه نیست

گنجي ست در خزانه اگر اين خزينه است


دريا علي (ع) ست گوهر يكدانه اش تویی

در موج حادثات - حسينت سفينه است


با هر حماسه داغ پدر را سرشته ای

هجده كتاب درد علي (ع) را نوشته اي

زیبایی مدینه به غیر از بتول نيست

بي مهر او نماز دو عالم  قبول نيست


می پرسم از شما که رسولان غیرتید

زهرا (س) مگر خلاصه ي جان رسول نيست ؟


گيرم ولايت علي (ع)  از ياد برده ايد

آيا غدير و دست محمد (ص) قبول نيست ؟


آخر اصول عشق مگر چيست جز ولا ؟

آيا مگر حديث ولا از اصول نيست ؟


مهر علي (ع) ست روزي هر روز  مهر و ماه

وقتي چراغ ، فاطمه (س) باشد ، افول نيست


جبریل را به مرقد مولاي عاشقان

بي رخصتش هر آينه ، اذن دخول نيست


الله اكبر از تو كه الله اكبري

اي مادرپدر كه پدر را تومادري

زهراترین شکوفه ی گلخانه ی رسول

با نام تو مدینه مدینه ست یا بتول


ای  مردمی که زایر راز مدینه اید         

آه اي مجاوران حرم حج تان قبول


اينجا كنار حجره ي پيغمبر خدا

آيينه خانه اي ست پر از تابش اصول


آيينه اي كه ماه در آن مي كشد نفس

آيينه اي كه مهر در آن مي كند حلول


 دربین ماه های خدا چون تو ماه نیست 

ای بین فصل هاي خدا بهترين فصول


اينجا نماز خانه ي مولا و فاطمه (س) ست

اينجاست خانه ي علي (ع) و خانه ي رسول


زهرا شدی که نام علی (ع) را علم کنی

پنهان شدی که هر دو جهان را حرم کنی

يك عمر بود با غم و غربت قرین علي (ع)

آن قصه ي حسين و حسن بود و اين علي (ع)


وقتی ابوتراب شدی خاک پاک شد

 تا زد به خاک بندگی او جبين علي (ع)


درخانقاه نوري و در كعبه چلچراغ

بر خاتم رسول رسولان نگين علي (ع)


آيينه اي برابر انسان و كائنات

آيين عشق و آينه ي راستين علي (ع)


شمشير حق كه چرخ زنان است و خطبه خوان

دست خداست بر شده از آستين علي (ع)


زهرا(س) نداشت بعد پدر جز علي (ع) كسي

احمد(ص) نداشت جز تو کسی همنشين ، علي(ع) !


اندوه بی شمار مرا ديده اي ، بيا

انسان روزگار مرا هم ببین ، علی (ع)!


دنیا چقدر تشنه ی نام  زلال توست

هر ماه ماه آینه هر سال سال توست

شب گريه های غربت مادر تمام شد

زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد


امشب اذان گریه بگويد بگو، بلال

سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد


طفلان تشنه هروله در اشک می کنند

ایام تشنه کامی مادر تمام شد


آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)

چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد


تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد

محراب خون گريست كه منبر تمام شد


زاینده است چشمه ی زهرایی رسول

باور مكن که سوره ی کوثرتمام  شد


باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است

باور مکن حماسه ي حیدر تمام شد؟


زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود

زینب (س) نبود و واقعه ي کربلا نبود

شب آمده ست گريه كنان بر مزار تو         

دریا شکست موج زنان در کنارتو


بعد از تو چله چله علي (ع) خطبه خواند و سوخت

چرخيد ذوالفقار علي (ع) در مدارتو


زينب (س) كجاست ؟ همسفر خطبه های خون

دنيا چه كرد بعد تو با  يادگار تو


باران نيزه ، نعش غريبانه ي حسن (ع)

آن روزگار زينب (س) و اين روزگار تو


گل داد روي نيزه ، سرتشنه ی حسين (ع)

تا شام و كوفه رفت دل داغدار تو


تو سوگوار زينب (س)  و زينب (س)غريب شام    

تو سوگوار زينب (س)  و او سوگوار تو


بعد از تو سهم آينه  درد و دريغ شد

دست نوازشي كه كشيدند تيغ شد

اي ناخداي كشتي درد - اي خداي درد

تنها تويي كه آمده اي پا به پاي درد


زين پيش درد و داغي اگر بود با تو بود

درد آشناي داغي و داغ آشناي درد


زان شب كه غرق خطبه ي چشم تو شد علي (ع)

مانند رعد مي شكند با صداي درد


شعر تو را چگونه بخوانم كه نشكنم؟

آخر بگو كه قصه كنم از كجاي درد ؟


اي قطعه ي بهشت ، غزلگريه ي زمين

با چشم خود سرود تو را هاي هاي درد


مگذار مردگان شب عافیت شویم

ما را ببر به آینه ی کربلای درد


تو آبروي داغي  و تو آبروي اشک

تو ابتداي دردی و تو انتهاي درد


یوسف اگر برای پدر درد آفرید

زهرا (س) شكست و درد پدر را به جان خرید

ای سرپناه عارف و عامی نگاه تو

آتش گرفت خیمه ی گردون ز آه تو


آیا چه بود قسمت تو غير درد و درد  

آیا چه بود غیر محبت گناه تو


ساقي علی (ع) ست - كوثر جوشان حق تويي

ما تشنه ايم تشنه ي لطف نگاه تو


در چشم من  تمام زمین سنگ قبر توست

گردون کجا و مرقد بی بارگاه تو


 در کربلای چند شهید غمت شدیم

سربندهای فاطمه(س) بود و سپاه تو


 از خانه ی تو می گذرد راه مستقیم

 را هي نمانده است به حق - غير راه تو


دنيا اگرغدير تو را خم نكرده است

روح مدینه  رد  تو را گم نكرده است

 

سروده عليرضا قزوه

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
نقل قول:
نقل قول:
اول شهید داده و اول شهیده ام


خون است بهر سرخی رنگ پریده ام

ماهم ولی چو صحنه شب گشته نیلگون

سروم ولی به سان نهالی خمیده ام

سنگینی اش بهم شکند چرخ پیر را

بار غمی که من به جوانی کشیده ام

حتی اجل نکرد عیادت ز حال من

با آنکه دل ز عمر ، ز دنیا بریده ام

از دود و آه من شده گردون سیه ولی

با اشک خود ستاره به کهسار چیده ام

تشییع من دی شب و قبرم نهان ز خلق

از این طریق پردهدشمن دریده ام

نشنیده ماند ناله و فریاد و شکوه ام

من کز رسول ام ابیها شنیده ام

رنجی که از تحمل آن عاجز است کوه

بر جان و تن به حفظ امامم خریده ام

شش ماه ام شهید شدو پهلویم شکست

ز آن صدمه ای که از در و دیوار دیده ام

تاریخ شاهد است که من در ره علی

اول شهید داده و اول شهیده ام

بی دست و پای ((میثمم)) ای خاندان وحی

کر ابتدا ثنای شما بوده ، ایده ام




حاج غلامرضاسازگار

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#20
کابوس یک رویا

کابوس یک رویا، در سرخی گرداب این شب ها

تصویر یک کوچه

تا انتهای غربت دنیا

در امتداد تنگِ آن کوچه

تصویر دست کودکی در دست مادر بود

تنها تر از تنها

وقتی هوا تاریک و روشن بود

چشمان کودک سایه ای را دید

در سینه قلب کوچکش لرزید

وقتی که آن سایه

با چشمهایی بی حیا، نزدیک مادر شد

از آسمان چیزی شبیه یاس می بارید

ناگاه از اعماق دوزخ صیحه ای آمد

دستی شبیه داس بالا رفت

از رعد و برق بی نهیبی

تار می شد تار می شد، چشمان اشک آلود مادر

تنهای تنها

وقتی که آن کودک

با مادرش روی زمین افتاد

از لا به لای درزهای سنگی دیوار

اشکی به رنگ لاله می بارید

رویای خاک آلوده ی خو را

با آسمانی درد تا خانه

در سینه نهان می کرد

تنهای تنها



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,516 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,113 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,368 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,352 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 563 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,034 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 1,754 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 77 3,048 10-25-2015, 08:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 730 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 3,942 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان