آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
زمان کنونی: 11-30-2020، 02:08 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 83
بازدید 3162

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
یامولاتی حضرت فاطمه شهادت اغیثینی اشعار زهرا یا س الزهرا

اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
زهرا اگر نبود


زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت
 
جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت
 
زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت
 
فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت
 
محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت
 
حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت
 
دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت

علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
درد دلی با بقیع
 
نقل قول:
من عاشق و سرگشته ى كوى تو هستم
دلداده ام، ديوانه ى روى تو هستم

يا فاطمه! دايم ثناگوى تو هستم
هر سو روم، بينم كه در سوى تو هستم

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازاین غم
گم كرده ام پيدا نشد

اى عاشقان! من نوگلى گم كرده دارم
چون مرغ بسمل از فراقش بيقرارم

اندر مدينه، جستجو گرديده كارم
يا رب! سحر كى مى شود اين شام تارم؟

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد

گاهى كنم رو جانب قبر پيمبر
گاهى ز غم كوبم به ديوار بقيع سر

سر مى كشم در جستجويش من به هر در
آخر كجا هستى بگو مظلومه مادر؟

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد 

اى جان فداى ديدگان خونفشانت
اى من بميرم بهر قبر بى نشانت

آتش چسان زد غاصب حق آشيانت؟
گويد (فراز) اندر غم و درد نهانت:

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد! گم كرده ام پيدا نشد!


فراز


نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#52
فهرست غم

نقل قول:
دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز ِگل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد
فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست ‏ستم از رخ نيلى نرود
هرگز از ياد على، ضربت‏ سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود
باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز


قاسم نصیر پور


نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#53
گفت و گویى با بقیع

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع

تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع


خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه

در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع


پنج خورشیدِ جهان‎افروز در دامان تست

كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع


مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه

بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع


بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت

تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع


عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست

در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع


گرچه باغ یاس او پُر شد ز گل‎هاى كبود

با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع


سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا

بلبل از كف مى‏دهد تاب و توان را اى بقیع


حامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام

بوسه مى‏زد بارها آن آستان را اى بقیع


اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز

بى امان مى‏سوخت آن دارالأمان را اى بقیع


قهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت

عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع


اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت

سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع


دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت

داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع


با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت

یاد دارى گریه‏هاى باغبان را اى بقیع


لرزه مى‏افتد به جانت، تا كه مى‏آرى

به یاد لرزش آن دست‏هاى مهربان را اى بقیع


جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد

مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع


باز گو با ما، مزار كعبه‎ی دل‎ها كجاست

در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع


قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است

كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع


چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست

چشمه ‎ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع

محمد علی مجاهدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#54
مزار كعبه ى دلها كجاست؟

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقيع!
تا ببينم دوست دارى ميهمان را اى بقيع؟


خاكى، اما برتر از افلاك دارى جايگاه
در تو مى بينم شكوه آسمان را، اى بقيع!


پنج خورشيد جهان افروز در آغوش توست
كرده يى رشگ فلك اين خاكدان را، اى بقيع!


مى رسيم از گرد ره با كوله بار اشك و آه
بار ده اين كاروان خسته جان را اى بقيع!


بيت الاحزان بود و زهرا، هيچكس باور نداشت
تا كنند از او دريغ اين سايبان را اى بقيع!


عاقبت ار جور گلچين شاخه ى اين گل شكست!
در بهاران ديد تاراج خزان را اى بقيع!


گر چه باغ ياس او پر شد زگلهاى كبود!
با على هرگز نگفت اين داستان را اى بقي


سيلى گلچين چو گردد با رخ گل آشنا
بلبل از كف مى دهد تاب و توان را اى بقيع!


پاى آتش را به بيت وحى، دشمن باز كرد!
سوخت همچون برق خرمن سوز، آن را اى بقيع


حامل وحى الهى، گاه البلاغ پيام
بوسه مى زد بارها آن آستان را اى بقيع!


اى دريغا روز روشن، دشمن آتش فروز
بى امان مى سوخت آن دارالامان را اى بقيع!


قهر گلچين آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت
عاقبت آن طاير عرش آشيان را اى بقيع!


اى دريغا درميان شعله، صاحبخانه سوخت!
سوخت اين ناخوانده مهمان، ميزبان را! اى بقيع!


ديگر از آن شب، على از درد، آرامى نداشت
داده بود از دست چون آرام جان را اى بقيع!


با دلى لرزان، زبلبل پيكر گل را گرفت!
يا دارى گريه هاى باغبان را اى بقيع؟!


لرزه مى افتد به جانت، تا كه مى آرى به ياد
لرزش آن دستهاى مهربان را اى بقيع!


جز تو غمهاى على را هيچكس باور نكرد!
مى كشى بر دوش خود بارى گران را، اى بقيع!


بازگو با ما: مزار كعبه ى دلها كجاست؟!
در كجا كردى نهان آن بى نشان را اى بقيع؟!


قطره يى، اما در آغوش تو دريا خفته است!
كرده يى پنهان تو بحرى بيكران را اى بقيع!


چشم تو خون گريد و، (پروانه) مى داند كجاست
چشمه ى جوشان اين اشك روان را، اى بقيع
محمد علی مجاهدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#55
ماجرای تلخ گل

باغ از يك سو در آتش، خرمن گل يك طرف
غنچه ى نشكفته يك سو، دامن گل يك طرف

مى زند آتش به جان بلبل حسر نصيب
غارت گلچين ز يك سو، چيدن گل يك طرف

شعله در باغ ولايت سر كشيها كرد و، سوخت
غنچه ى را پيراهن از يك سو، تن گل يك طرف

اى دريغا در ميان شعله هاى كينه سوخت
غنچه را تن يك طرف، پيراهن گل يك طرف

بلبل پر بسته را از باغ بيرون مى برند
خس ز يك سو، خار يك سو، دشمن گل يك طرف

مى زند اين تازيانه، مى زند آن با غلاف
قنفذ از يك سو، مغيره، دشمن گل، يك طرف


يك طرف، بيشرمى آتش بيار معركه
ماجراى تلخ سيلى خوردن گل، يك طرف

يك طرف، بر روى نازكترز گل سيلي زدن
ديدن بر روي خاك افتادن گل ، يك طرف

يك طرف گستاخى گلچين و ظلم خار و خس
سوختن از بعد پرپر كردن گل، يك طرف

عاقبت دست خدا را اين محن از پا فكند
كشتن گل يك طرف، سوزاندن گل يك طرف

طاقت از دست تماشا برد در آن گيرو دار
شعله از يك سو، به خون غلطيدن گل يك طرف

در ميان دودها و شعله ها پيچيده بود
ناله ى بلبل ز يك سو، شيون گل يك طرف
محمد علی مجاهدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#56
آتش کین

چنان در آتش كين سوخت گلچين، خرمن گل ر ا
كه از بلبل ربود آرام و، از دلها تحمّل را

مدينه! باغبان را گو به باغ گل چه مى آيى
كه مى بندند پيش ديده ى گل، بال بلبل را

در آغوش محبت غنچه ى نشكفته يى دارد
خدا را رحم كن گلچين و، مشكن شاخه ى گل را

مدينه! گو به بلبل آشيان از باغ بيرون بر
كه مى سوزند اينجا در كنار غنچه، سنبل را

مگر بلبل چه فيضى مى برد از صحبت اين گل
كه يكدم برنمى دارد از او چشم توسل را؟

مدينه! غنچه ى پرپر، گل خزان، گلزار در آتش
ببين بيرحمى گلچين و ميزان تطاول را

چرا امشب به سوى باغ گل، بلبل نمى آيد؟
مگر از ياد خود برده ست گلهاى قرنفل را؟

محمد علی مجاهدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#57
ماتم عظمی

خداوندا چرا دل‎ها گرفته
جهان را ماتمى عظمى گرفته

چرا سرها بود بر زانوى غم
سحاب تیره عالم را گرفته

چه غوغایى به یثرب گشته برپا
كه موج فتنه‏ها بالا گرفته

ز جور امت و هجران بابا
دل صدیقه كبرى گرفته

زدند آتش به درب مهبط وحى
كه دودش گنبد خضرا گرفته

امیرمؤمنان سردار اسلام
غم عالم به قلبش جا گرفته

فدك را از كف دخت پیمبر
ریاكاران بى‏پروا گرفته

چه رخ داده مگر از بهر زهرا
كه روى خویش از مولا گرفته

مه برج نبوت منخسف شد
كه قرص صورت زهرا گرفته

سیه كرده است قنفذ بازویش را
به دستورى كه زان رسوا گرفته

گلویش را فشار غصه و غم
ز دست ‏بى‏وفائی‎ها گرفته

امید از زندگى ببریده دیگر
ز دنیاى دنى دل‎ها گرفته

نه تنها سوخت «فولادى‏» از این درد
كه غم بر دهر و مافیها گرفته
حسین فولادی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#58
آرزوی مرگ

نيلى بوَد ز سيلى بيگانه، روى من
داغ پدر، سپيد نموده ست موى من!

شبهاى درد و ناله و غم، تا سپيده دم
با پهلوى شكسته بود گفتگوى من!

تابى به تن نمانده و زينب ز روى مهر
وقت نماز آورَد آب وضوى من!

بيزارم از جفاى نفاق افكنانْ پدر!
جز مرگ در جهان نبوَد آرزوى من!

دخت تو از حريم ولايت دفاع كرد

چون بود آبروى على، آبروى من
رخت از جهان به سوى جنان مى كشيم ما
از كردگار خواهشم اينست: شوى من

تا ننگرد به بازوى آزرده و كبود
از زير پيرهن بدهد شتستشوى من

روز جزا پناه دهم (تائب) حزين
گر آيد از طريق محبت به سوى من

تائب

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#59
روح آفتاب

ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی
بانوی بو تراب چرا پا نمی شوی

پهلوی منهم از خبر رفتنت شکست
رکنم شده خراب چرا پا نمی شوی

با قطره قطره اشک سلامت نموده ام
زهرا بده جواب چرا پا نمی شوی

خورشید لطمه دیده حیدر بلند شو
بر جمع ما بتاب چرا پا نمی شوی

رفتی و روی صورت خود را کشیده ای
ای مادر حجاب چرا پا نمی شوی

بی تو تمام ثانیه ها دق نموده اند
رفته زمان بر آب چرا پا نمی شوی

روی کبود تو به نگاهم اشاره کرد
مردم از این خطاب چرا نمی شوی

می میرد از تنفس دلگیر کوچه ها
ای غنچه های ناب چرا پا نمی شوی

رحمان نوازنی 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#60
 سوختم

منكه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم

صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم


سوختم تا يك سر مويي نسوزد از علي

تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم


بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند

محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم


زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده

از پريشاني او در بين اعدا سوختم


صورت آتش گرفته تا زسيلي شد كبود

شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم


مثل چشم مجتبي مسمار يارب سرخ بود

من نمي گويم چه شد تنهاي تنها سوختم


هركه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود

بسكه نامردي بود در اين تماشا سوختم


سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان

پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم

جواد حيدري



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,568 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,143 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,389 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,371 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 572 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,044 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 1,768 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 77 3,083 10-25-2015, 08:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 740 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 3,970 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان