Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
زمان کنونی: 11-24-2020، 09:34 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 83
بازدید 3080

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
یامولاتی حضرت فاطمه شهادت اغیثینی اشعار زهرا یا س الزهرا

اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#81
زهرا اگر نبود


زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت
 
جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت
 
زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت
 
فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت
 
محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت
 
حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت
 
دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت

علی اکبر لطیفیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#71
مثل قديم

جارو بدست مي شوي و كار مي كني

داري براي خانه غذا بار مي كني

شكر خدا كه پا شده اي راه مي روي

مثل قديم با همه رفتار مي كني

فضه براي تو اينجاست فاطمه

تقسيم كار با تن بيمار مي كني

لبخند مي زني دلم آرام تر شود

يا سقف خانه بر سرم آوار مي كني

وقتي سوال مي كنم امروز بهتري

جارو بدست مي شوي و كار مي كني

حسين رستمي

***

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#72
سرسنگين

غصه ات اي ملك سوخته پر سنگين است

گريه ام روز و شب و شام و سحر سنگين است

كس زمن بعدِ تو بر صبر توقع نكند

بشكند چون كه كمر، درد كمر سنگين است

بانويم، هست يقينم كه ترا چشم زدند

وضع و حال تو بگويد كه نظر سنگين است

با علي حرف بزن تا كه نگويند به هم

با علي مثل همه فاطمه سرسنگين است

رمقي نيست كه حركت بدهي جسمت را

نتواني بزني بال كه پر سنگين است

تك و تنها وسط راه رهايم نكني

راهزن پر شده و بار سفر سنگين است

همه با ديدن روي تو چنين مي گفتند

دست آنكس كه تو را زد چه قدر سنگين است.

غلامرضا حق پرست

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#73
كوثر عشق 
فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت  
            بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت


تـــو خـــداي خويش را آئينه‌اي   

مـصــطفي را مــحــرم ديـرينه‌اي


فاطمه‌ اي شاهــكـار ذوالــجلال       

 كوثر عشقيّ و خـورشيد كمــــال


دست تو اين چرخ گردون را مدار       

 هر دو عالم از تو دارد افـــتــخار


 عــصمت تو در زلال جان ماست        

 كوثر تو زمزم ايـــمـان مـــاست


اي ولاي تو به مـــا آب حــيات      

            مــي‌كند حُبّ تو تضمين نــجات


دل ز تصــويرت حـكايت مي‌كند         

سوي تـو ما را هــدايت مي‌كــند


در ره عــشق تــو اي روح روان         

طاير جان پر زند تا كـــهــكشان


راز گــفتن با تو شوق جـــبرئيل         

تشنة بحر سخايت ســلســــبيل


پاي تا سر عـــصمت و تقوا توئي      

آنــكه زن با او شود معنا تــوئي


بــا ورود تــو پيــمبـر در قـيام           

ني پيمبـر بل رســولان كـــرام


اي كــليد بــاب رضوان دست تو       

هستي عــالــم همه از هست تو


با تو باشد حــقّ و بــا داور توئي      

فــــاطـمه اي روح پيغمبر توئي

ليله القدر علي و احـــــــمدی         
تو بـــهار عشق حيّ سرمـــدي


مـــثل ذاتِ كــبريا تنها تــوئي          

مادر دو مريـــــم و عيسي توئي


زهره الزّهــــرا ســرور سينه‌ای      

تو فــــروغ يـــازده آئــينه‌اي


خاك پايت سرمـة چشم مـــلك      

خم به تعظيمت شده پشت فـلك


ما ز جـام عشق تو مُل مي‌زنيــم   

خار هستيم و دم از گل مـي‌زنيم


روز محشر هست ما را زمـــزمه     

فــاطمه يا فــاطمه يا فــاطمه


[rtl]  سروده ابوالفضل سماوي[/rtl]

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#74
اختیار ناله
اولین مظلوم عالم آه را گم کرده است
رهبر راه خدا همراه را گم کرده است


یک توقف پشت در صد بغض مانده در گلو

تا کنار قبر مخفی چاه را گم کرده است


هیچ فانوسی دگر در کوچه ها روشن نبود

نیمه شب خورشید یثرب ماه را گم کرده است


انتهای شب صدای زخمی اش آید بگوش

اختیار از ناله ی شبگاه را گم کرده است


تا اذان صبح از بس ناله زد خوابش گرفت

خواب دید آن شب حسینش راه را گم کرده است


ابرهای بی صدا از دیده اش دریا گرفت

رعد و برق نعره اش ناگاه را گم کرده است


یاد آن روزی که گفتا مجتبی نجوا کنان

گامهای مادرم درگاه را گم کرده است


درد تنهایی خود را با که گوید مرتضی

با که گوید شیعه ای آگاه را گم کرده است


شهر اشباه الرجال اینجاست ای زهرائیان

امت بی درد اردوگاه را گم کرده است


کاش از این بیشتر پنهان نماند منتقم

عصر عاشورائیان خونخواه را گم کرده است


سروده محمود ژولیده

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#75
زبانحال حضرت زهرا(س)
منكه از عشق علي چون شمع شيدا سوختم
صاحب جنت منم، اما در اينجا سوختم


سوختم تا يك سر مويي نسوزد از علي

تا بماند رهبرم من بي مهابا سوختم


بي گنه بودم ولي در آتشم انداختند

محسنم شد كشته، ناليدم كه بابا سوختم


زينبم مي ديد آتش زائر رويم شده

از پريشاني او در بين اعدا سوختم


صورت آتش گرفته تا زسيلي شد كبود

شكر كردم، بهر حفظ جان مولاسوختم


مثل چشم مجتبي مسمار يارب سرخ بود

من نمي گويم چه شد تنهاي تنها سوختم


هركه نان از سفره ي ما برده بود استاده بود

بسكه نامردي بود در اين تماشا سوختم


سوختم تا شعله ي عشقت بماند جاودان

پاي تا سر يا علي با اين تمنا سوختم


(برگرفته از كتاب بهار سوخته جلد2)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#76
آب و نان

حیدر که هست پس تو چرا کار می کنی

جارو مکش که سرفه امانت نمی دهد


نانی بخور، عزیز دلم آب رفته ای

این کاسه های آب، توانت نمی دهد


دنبال رنگ چهره در آیینه ات مباش

آیینه شرم کرده نشانت نمی دهد


تابوت قوس دار و عجیبی که ساختم

شرحی زحجم جسم کمانت نمی دهد


دستاس!دست فاطمه ام پینه بسته است

از خواهش من است تکانت نمی دهد


سروده وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#77
وصیت مادر

كاش ديگه حرف وصيت نزني

نگي از روضه هاي بي كفني


هم مي گي داغ بابا رو مي بينم

مي گي از اون روزاي بي حسني


غصه ي در و ديوار برام كمه!

چرا داري مي گي از بي وطني


داري مي گي كه حسين و مي كشن

نمي مونه به تنش پيروهني


اين چه روزيه كه قلب و مي شكنه

كه مي گي به جام يه بوسه بزني


كوفه و شام بلا بگو كجان

كه من اونجا ندارم هم سخني


واي من به مجلس حراميان

كه باشه ميونشون همچو مني


مادرم تو رو خدا روضه بسه

كه داري قلبم و از جا مي كني

کمال مؤمنی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#78
همدرد علي

دردم آرام نشد تا كه غمت را ديدم

سوختم تا به سحر از جگرم ناليدم

تو كه بودي يل خيبر شكن هاشميان

بارها بازوي تو زين سببت بوسيدم

سخني گو تو كه شايد دلم آرام شود

تا حياتم دهي و زنده شود اميدم

من اگر ناله كنم درد امانم بُرده

بارها از ستم جور بخود پيچيدم

اين همه سال به تو زهره تابان بودم

به اميدت همه شب بهر تو مي تابيدم

آن زمان خواست عدو آتش كين افروز

من زجان تو و طفلان خودم لرزيدم

دل لرزان تو را زير لگد حس كردم

من خودم هيچ براي دل تو لرزيدم

درد برده رمق و تاب و توان نيست مرا

ورنه مي شد به خدا بهر تو مي خنديدم

اين مصيبات كه آمد به سرم هيچ نبود

فقط از غربت و مظلومي تو رنجيدم

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#79
حسرت زده

اي كاش كه بند دل او پاره نمي شد

حسرت زده ي ديدن گهواره نمي شد

اي كاش نمي گفت نبي ام ابيها

تا شعله ور از كيد ستمكاره نمي شد

گر عشق علي در دل او جاي نمي داشت

هرگز هدف كينه ي قدّاره نمي شد

مي ماند اگر پشت در خانه نمي رفت

دلخون زغم محسن مه پاره نمي شد

انگار كه زود است سخن گفتن از آن روز

در كربوبلا زينش آواره نمي شد

او پشت در خانه و دشمن به تماشا

جز صبر علي جان مگرت چاره نمي شد؟

گربود و نمي رفت زدنيا به غريبي

هر شب علي اش اين همه آواره نمي شد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#80
فخر ملائک

یه روز و یه روزگاری، مادرم خیلی جوون بود

مایه فخر ملائک ، تو زمین و آسمون بود


آسمونی ها همیشه، مادرو نشون می دادن

که درخشش نمازش، تا شعاع کهکشون بود


نیمه شبها تو نمازش، دستشو بالا می آورد

تک تک همسایه هارو، یاد می کرد و یادشون بود


همه منت گدایی، درخونمونو داشتن

خاطر اونو می خواستن، بسکه خوب و مهربون بود


افتخار مادر ما ،تو بهار زندگانیش

پاکی و صفا به پیش، دشمنان بد زبون بود


تا یه روز یه عده نامرد آتیش و هیزم آوردن

خونشو آتیش کشیدن، تا دیدن تو آشیون بود


یه طرف صدای ناله، یه طرف صدای ضجه

خودمونو تا رسوندیم، مادرم غرقه ی خون بود


با تن مجروح و خونی، خودشو سپر قرار داد

تا که دید امام عصرش، با طناب و ریسمون بود


دشمنا امون ندادن، راهشو یک باره بستن

شلاق مغیره ای وای، سد راه تو اون میون بود


اشکای چشمای بابا، گریه هامو در میاره

آخه چشمای پر آبش ،نشون مظلومی مون بود


گلای باغ نبوت ، با دو چشمای پر از اشک

نگاشون تو این میونه، به نگاه باغبون بود



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 5,487 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 3,101 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,363 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,346 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 559 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,028 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 1,746 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 77 3,034 10-25-2015, 08:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 727 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 3,927 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان