اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع)
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:54 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 23
بازدید 2318

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
زین شهادت اشعار سجاد امام العابدین غریب ع بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت ؛سیدالساجدین

اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
بسته راه چاره دید و گریه کرد
طفل بی گهواره دید و گریه کرد
دختر آواره دید و گریه کرد
روسری پاره دید و گریه کرد
 
او چهل سال است کارش گریه است
این چهل سال افتخارش گریه است
 
دست بسته از زنان شرمنده شد
از تمام کاروان شرمنده شد
بیشتر از دختران شرمنده شد
مجلس می، آنچنان شرمنده شد
 
در میان راه تنها مرد بود
بین یک جمعیتی نامرد بود
 
از غم ویرانه رفتن اشک ریخت
پایکوبی کرد دشمن اشک ریخت
لحظه معجر گرفتن اشک ریخت
مرد ها دنبال یک زن...اشک ریخت
 
هم زیارتنامه اش آتش گرفت
هم سر و عمامه اش آتش گرفت
 
باورش میشد که غم پیرش کند؟
خواهرش را زجر زنجیرش کند
زاده مرجانه تکفیرش کند
حرمله اینقدر تحقیرش کند
 
نا نجیب پست با یک مشک آب
پرسه میزد پیش چشمان رباب
 
کوچه های شام خیلی سخت بود
سنگهای بام خیلی سخت بود
طعنه و دشنام خیلی سخت بود
جام و بزم عام خیلی سخت بود
 
حرفهای تند و تیزی می شنید
واژه ای مثل کنیزی می شنید
 
خنده های شمر یادش مانده است
ماجرای شمر یادش مانده است
چکمه های شمر یادش مانده است
جای پای شمر یادش مانده است
 
کندی خنجر عذابش میدهد
ضربه آخر عذابش میدهد
 
آمد و بال و پرش را جمع کرد
دست بی انگشترش را جمع کرد
با حصیری پیکرش را جمع کرد
روی دستش حنجرش را جمع کرد
 
صورت خود را به روی خاک زد
یاد عریانی گریبان چاک زد
 
محمد جواد پرچمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
با سوز قلب پاره پاره گریه می کردی
 با چشم های پر ستاره گریه می کردی
 
 دل های نزدیکانتان که جای خود دارد
 که آب می شد سنگ خاره، گریه می کردی
 
 در وقت تجدید وضو تا آخر عمرت
 تا آب می دیدی دوباره گریه می کردی
 
 با یاد اکبر، تا که می آمد به گوش تو
 بانگ اذان از هر مناره گریه می کردی
 
 در کوچه و بازار می دیدی اگر بین
 آغوش مادر شیرخواره گریه می کردی
 
 در خواب اگر می رفت پیشت طفل سیرابی
 با هر تکان گاهواره گریه می کردی
 
 جایی که ننوشته است اما خوب می دانم
 با دیدن هر گوشواره گریه می کردی
 
محمد رسولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
كوچه هاي مدينه و بوي
زخمهاي تني كه مي آيد
چشم هاي سپيد يعقوب و
بوي پيراهني كه مي آيد
**
مرد سجاده اي كه درك نكرد
هيچ كس آيه ي مقامش را
در هياهوي شهر كوفه نداد
هيچ كس پاسخ سلامش را
**
تا عزاداريش شروع شود
ديدن شيرخواره اي كافيست
تا صدايش به گوش ما برسد
ديدن گوشواره اي كافيست
**
وقت افطار كردنش هر شب
تا كه چشمش به آب مي افتاد
تشنگي ضريح لبهايش
ياد طفل رباب مي افتاد
**
من نميدانم اينكه خاكستر
چه به روز سر امام آورد
زير زنجير پيكر زردش
معجزه بود اگر دوام آورد
**
گيرم از دست كوفه راحت شد
سنگ طفلان شام را چه كند؟
گيرم از دست كوچه سنگ نخورد
مردم پشت بام را چه كند؟
**
تا كه اين مرد قافله زنده ست
حرفي از طفل كاروان نزنيد
پيش اين مرد گريه ، جانِ حسين
حرفي از چوب خيزران نزنيد
 
علي اكبر لطيفيان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
دلسوخته،شبيه دل خيمه ها شده
مانند پاره پيروهني نخ نما شده
 
دارم هنوز بر سرم عمامه اي که سوخت
بغض گلوي سوخته ام بي صدا شده
 
دارم به روي گردن خود دست مي کشم
ديدم که زخم کهنه ي سر بسته وا شده
 
با ياد شام سينه ي من تير مي کشد
اين سينه زخم خورده ي آن کوچه ها شده
 
واي از کمان و حرمله و نيش خند او
واي از رباب و اصغر از ني رها شده
 
ديدم طناب دور گلوي رقيه را
زنجير داغ مرحم يک زخم پا شده
 
مانند خواهرم کمرم درد مي کند
گويي که مهره ي کمرم جابه جا شده
 
مسعود اصلانی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی
زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی
 
هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود
وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی
 
مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا
انگار از وجود خودت سیر می شدی
 
دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی
در چشم خیس قافله تکثیر می شدی
 
حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم
با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی
 
مسعود یوسف پور

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
داغی نشانده بر جگرت ،  یاد کربلا
خون میرود ز چشم ترت ، یاد کربلا
 
زینب ، سکینه ، گریه و طفل رباب و آب
می آورند در نظرت ، یاد کربلا
 
با زخمی از تسلَی ِ زنجیر ِ سلسله
مانده به روی بال و پرت ، یاد کربلا
 
با خطبه های بی بدلت زنده کرده ای
در لحظه لحظـۀ  سفرت ، یاد کربلا
 
از قتل صبر روضه بخوان ای امام صبر
با سوز ِ آه شعله ورت ، یاد کربلا
 
از سجده های لشکر شمشیر و نیزه ها
از خنجر و سر پدرت ، یاد کربلا
 
از لحظه ای که غارت خیمه شروع شد
آتش گرفت دور و برت ، یاد کربلا
 
تا صبح حشر ضامن این دین و پرچم است
یاد محرم و صفرت ، یاد کربلا
 
این جلوه های اشک ِ عزا در صحیفه است
یاد خدا ، شب و سحرت ، یاد کربلا
 
محمد رضا رضائی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند
بند بند من افتاده ز پا را سوزاند
 
آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر
پاره های جگر غرق بلا را سوزاند
 
سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین
یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند
 
من نه در امروز که در کربلا جان دادم
از همان روز که آتش همه جا را سوزاند
 
با همان تیر که در حنجره ای ترد و سفید
تارهای عطش آلود صدا را سوزاند
 
از همان لحظه که می سوختم و می دیدم
تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند
 
خیمه ای شعله ور افتاد زمین ناگاه
چادر دختری از جنس حیا را سوزاند
 
وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم
خیزران هم لب هم طشت طلا را سوزاند
 
دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت
گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند
 
حسن لطفی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
ز فرط گریه گرفته صدای تو بس کن
خدا کند که بمیرم برای تو بس کن
 
تمام ایل و تبارت فدای دین گشتند
تمام ایل و تبارم فدای تو بس کن
 
میان خانه ی خود هم حسینیه داری
گرفته بوی مصیبت بنای تو بس کن
 
چقدر گریه و ضجه؟ چقدر ندبه و آه ؟
چه کرده بادل تو کربلای تو؟؟ بس کن
 
چه آمده به سرت؟ این چه حالتی ست آقا؟
نمور گشته دوباره عبای تو بس کن
 
قتیل روضه و گریه به فکر زینب باش
ببین چه کرده همین روضه های تو بس کن
 
قبول شنیده ای آقا " عَلی عَلَی الدُنیا..."
قبول زاده ی لیلا به جای تو...بس کن
 
قبول دیده ای "اَلشِّمرُ جالِسُ..."آن روز
قبول...قبول...بمیرم برای تو ، بس کن
 
قبول... کرببلا آتشت زده اما...
قبول رفته به غارت ردای تو بس کن
 
قبول هرکسی آمد تورا به سخره گرفت
کسی نداد به دستت عصای تو بس کن
 
نگو که شد سپرت عمه ات میان حرم
نگو که خورد زمین پیش پای تو بس کن
 
قبول حرمله ی نانجیب عذابت داد
گرفته است نفست لای لای تو بس کن
 
بیا بسنده کن آقا به روضه ی کوفه
نگو که شام شده شهر بلای تو بس کن
 
تو را به مادر پهلو شکسته ات زهرا
- زفرط گریه گرفته صدای تو- بس کن
 
علیرضا خاکساری
 
*********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود
آب می دید به یاد جگر سقا بود
چشم هایش همه شب هیأت واویلا داشت
تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود
**
 زهر نوشید وَ تب کرد محیط جگرش
گُر گرفت از عطش و سوخت همه بال و پرش
خشک شد جُلگۀ لبهاش و با خشکی لب
روضه می خواند به یاد لب خشک پدرش
**
آن کسی که خود خورشید به پایش افتاد
ناگهان رعشه بر اندام رسایش افتاد
ضعف شد چیره و زیر بغلش خالی شد
از روی شانۀ افتاده عبایش افتاد
**
 وای از ریش سپیدش كه حنایی شده بود
ناله اش گفتن اسمی سه هجایی شده بود
دم مغرب افق شهر مدینه اما
جهت قبله ی او كرب و بلایی شده بود
**
 این هم از ماهیت نفس نفیس خاك است
سر آقا به روی دامن خیس خاك است
همه اش سجده شده مثل پدر در گودال
خاك سجاده و سجاد انیس خاك است
**
 گاه آهسته فقط وای برادر می خواند
لب تشنه «قتلوا» بود كه از بَر می خواند
اشك می ریخت وَ هر آینه می گفت حسین
تا دم مرگ فقط روضۀ حنجر می خواند
 **
تلخی زهر به كامش عسل و قند آمد
بر لب پر تركش مطلع لبخند آمد
جلوی چشم ترش كرببلا ظاهر شد
یا اَبِ یا اَبِ گفت و نفسش بند آمد
 
سعید توفیقی
 
********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
غمگین تر از پاییزم و ابر بهارم
از من گرفته کربلا دار و ندارم
 
ماندم تک و تنها در این شهر مدینه
رفته است دیگر دلخوشی از روزگارم
 
قلب زمین و آسمان ها تا قیامت
می سوزد از این گریه یعقوب وارم
 
خواب از دو چشم بی قرار من گرفته
نیزه نشینی همه ایل و تبارم
 
بزم شراب و خیزران ، اشک سکینه
سی سال از این غصه ها شب زنده دارم
 
سی سال این پیراهن خونی بابا
برده تمام صبر قلب بی قرارم
 
سوغاتی ویرانه دلگیر شام است
لرزیدن در لحظه های احتضارم
 
تنها به جرم گریه بر سالار زینب
روزی بدون سایبان گردد مزارم
 
محمد حسین رحیمیان

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#20
بسته راه چاره دید و گریه کرد
طفل بی گهواره دید و گریه کرد
دختر آواره دید و گریه کرد
روسری پاره دید و گریه کرد
 
او چهل سال است کارش گریه است
این چهل سال افتخارش گریه است
 
دست بسته از زنان شرمنده شد
از تمام کاروان شرمنده شد
بیشتر از دختران شرمنده شد
مجلس می، آنچنان شرمنده شد
 
در میان راه تنها مرد بود
بین یک جمعیتی نامرد بود
 
از غم ویرانه رفتن اشک ریخت
پایکوبی کرد دشمن اشک ریخت
لحظه معجر گرفتن اشک ریخت
مرد ها دنبال یک زن...اشک ریخت
 
هم زیارتنامه اش آتش گرفت
هم سر و عمامه اش آتش گرفت
 
باورش میشد که غم پیرش کند؟
خواهرش را زجر زنجیرش کند
زاده مرجانه تکفیرش کند
حرمله اینقدر تحقیرش کند
 
نا نجیب پست با یک مشک آب
پرسه میزد پیش چشمان رباب
 
کوچه های شام خیلی سخت بود
سنگهای بام خیلی سخت بود
طعنه و دشنام خیلی سخت بود
جام و بزم عام خیلی سخت بود
 
حرفهای تند و تیزی می شنید
واژه ای مثل کنیزی می شنید
 
خنده های شمر یادش مانده است
ماجرای شمر یادش مانده است
چکمه های شمر یادش مانده است
جای پای شمر یادش مانده است
 
کندی خنجر عذابش میدهد
ضربه آخر عذابش میدهد
 
آمد و بال و پرش را جمع کرد
دست بی انگشترش را جمع کرد
با حصیری پیکرش را جمع کرد
روی دستش حنجرش را جمع کرد
 
صورت خود را به روی خاک زد
یاد عریانی گریبان چاک زد
 
محمد جواد پرچمی



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعارشب سوم محرم(روضه حضرت رقیه(س)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 107 6,810 09-24-2017, 12:59 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روز دهم محرم-عاشورای حسینی(حضرت ارباب سیدالشهدا-اباعبدالله الحسین ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 74 4,012 10-12-2016, 06:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب پنجم محرم(حضرت عبدالله بن الحسن(ع)) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 17 1,863 10-07-2016, 12:27 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب چهارم محرم(روضه طفلان حضرت زینب(س))) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 15 1,832 10-06-2016, 12:14 AM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 738 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  شعری زیبا در مورد حضرت مهدی(عج) zahraj4 0 1,232 03-09-2016, 09:07 AM
آخرین ارسال: zahraj4
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 77 3,920 10-25-2015, 08:29 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  چند خط شعری ازمن حقیر ناقابل؛ پیشکش به ساحت مقدس حضرت ارباب اباعبدالله الحسین( ع ) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 1,020 10-23-2015, 07:06 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعارشب و روزنهم محرم-تاسوعای حسینی(حضرت سقا -علمدارحسین-یل کربلا-ابوالفضل العباس«ع») ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 110 4,797 10-23-2015, 05:09 AM
آخرین ارسال: Nahid74

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان