اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار عرفان نظر اهاری
زمان کنونی: 11-17-2019، 06:41 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Cяαzу вσу
آخرین ارسال: Cяαzу вσу
پاسخ 34
بازدید 2410

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
اشعار اهاری نظر عرفان

اشعار عرفان نظر اهاری
#1
بازی خدا و يک عروسک گلی
واژه ای نبود و هيچ کس
شعری از خدا نخوانده بود
تا که او مرا برای بازی خودش
انتخاب کرد
***
توی گوش من يواش گفت:
تو دعای کوچک منی
بعد هم مرا
مستجاب کرد
***
پرده ها کنار رفت
خود به خود
با شروع بازی خدا
عشق افتتاح شد
***
سالهاست
اسم بازی من و خدا
زندگی ست
هيچ چيز
مثل بازی قشنگ ما
عجيب نيست
بازی يی که ساده است و سخت
مثل بازی بهار با درخت
***
با خدا طرف شدن
کار مشکلی ست
زندگی
بازی خدا و يک عروسک گلی ست.
نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#2
امشب این پلنگ
چشم هایش از سکوت
خط و خالش از غرور
قلب سرخ و وحشی اش
مثل شر و مثل شور
*
توی سینه ام نشسته است
یک پلنگ سر به تو
سرزمین او کجاست؟
کوه و جنگل و درخت ، کو؟
این قفس چقدر کوچک است
جا برای این پلنگ نیست
او که مثل کبک، خانه اش
زیر برف و کنج تخته سنگ نیست
پنجه می کشد به این قفس
رو نمی دهد به هیچ کس
او پر از دویدن است
آرزوی او
رفتن و به بیشه های آسمان رسیدن است
*
آی با توام ، نگاه کن
امشب این پلنگ
از دل شب، این شب سیاه
جست می زند
روی قله سپید ماه!

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#3
میو ه های آرزو، رسیدنی ست
تو چه ساده ای و من ، چه سخت
تو پرنده ای و من ، درخت.
آسمان همیشه مال توست
ابر، زیر بال توست
من ، ولی همیشه گیر کرده ام.
تو به موقع می رسی و من،
سال هاست دیر کرده ام.
***
خوش به حال تو که می پری!
راستی چرا
دوست قدیمی ات _ درخت را _
با خودت نمی بری؟
***
فکر می کنم
توی آسمان
جا برای یک درخت هست.
هیچ کس در بزرگ باغ آفتاب را
روی ما نبست.
یا بیا و تکه ای از آسمان برای من بیار
یا مرا ببر
توی آسمان آبی ات بکار.
***
خواب دیده ام
دست های من
آشیانه تو می شود.
قطره قطره قلب کوچکم
آب و دانه تو می شود.
میوه ام:
سیب سرخ آفتاب.
برگ های تازه ام:
ورق ورق
نور ناب.
***
خواب دیده ام
شب، ستاره ها
از تمام شاخه های من
تاب می خورند.
ریشه های تشنه ام
توی حوض خانه خدا
آب می خورند.
***
من همیشه
خواب دیده ام، ولی ...
راستی ، هیچ فکر کرده ای
یک درخت
توی باغ آسمان
چقدر دیدنی ست!
ریشه های ما اگرچه گیر کرده است
میوه های آرزو، ولی
رسیدنی ست.

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#4
با من تماس بگير‏‏‏‏، خدايا
هر روز
شيطان لعنتي
خط هاي ذهن مرا
اشغال مي كند
هي با شماره هاي غلط ، زنگ مي زند،‏ آن وقت
من اشتباه مي كنم و او
با اشتباه هاي دلم
حال مي كند.
ديروز يك فرشته به من مي گفت:
تو گوشي دل خود را
بد گذاشتي
آن وقت ها كه خدا به تو مي زد زنگ
آخر چرا جواب ندادي
چرا بر نداشتي؟!
يادش به خير
آن روزها
مكالمه با خورشيد
دفترچه هاي ذهن كوچك من را
سرشار خاطره مي كرد
امروز پاره است
آن سيم ها
كه دلم را
تا آسمان مخابره مي كرد.
×××
با من تماس بگير ، خدايا
حتي هزار بار
وقتي كه نيستم
لطفا پيام خودت را
روي پيام گير دلم بگذار.

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#5
اين فرشته راستش خود تويي
اين فرشته ساده است و خط خطي ست
سر به زير و يك كمي خجالتي ست
بوي سيب مي دهد ‏‏، لباس او
دامنش حرير سبز و صورتي ست
گوشواره هايش از ستاره است
تاجش از شهاب سنگ قيمتي ست
سرمه هاي نقطه چين چشم هاش
ريزه هايي از طلاست‏‏‏ ، زينتي ست
تكه اي بهشت توي دستش است
خنده هاي كوچكش قيامتي ست
دشمني هميشه در كمين اوست
دشمنش، بد و حسود و لعنتي ست
هاج و واج مانده روي اين زمين
او فرشته اي غريب و پاپتي ست
*
اين فرشته راستش خود تويي
قصه فرشته ات حكايتي ست

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#6
تا حیات خلوت خدا
می روی سفر ! برو، ولی
زود برنگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده اي كه رو به نور كرد
می روی، ولی به ما بگو
راه این سفر چه جوری است؟
از دم حیاط خانه ات
تا حیاط خلوت خدا
چند سال نوری است؟
راستی چرا مسیر این سفر
روی نقشه نیست؟
شاید اسم این سفر که می روی
زندگی ست!
***
جز دلت که لازم است
هیچ چیز با خودت نمی بری
نبر ولی
از سفر که آمدی
راه با خودت بیار
راه های دور و سخت
***
خسته ایم از این همه
جاده های امن و راه های تخت
***
می روی سفر برو، ولی
زود بر نگرد
مثل آن پرنده باش
آن پرنده ای که عاقبت
قله سپید صبح را
فتح کرد.

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#7
دنیایی از اکلیل و پولک

ما بچه ها اهل زمینیم
اما زمین دنیای ما نیست
این یک وجب دنیای خاکی
تا آخرش هم جای ما نیست
دنیای خالی از گل سرخ
***
دنیای سنگ و سد و دیوار
دنیای آدم های بد جنس
گرگ بد و روباه مکار
***
اینجا " علی بابا" غریبه است
اینجا " عمو نوروز" تنهاست
طفلک " ننه سرمای" قصه
در چشم هایش غصه پیداست
**
انگار یک جادوگر پیر
با یک عصای سحر آمیز
باغ قشنگ قصه ها را
دنیای ما را ، کرده پاییز
***
دنیای ما پر بود از شور
از قصه شنگول و منگول
از بزبز قندی که جنگید
با گرگ ها ، با گله غول
***
مرغی که تخمی از طلا داشت
آن جوجه های پرحنایی
یک قسمت از دنیای ما بود
بزهای زنگوله طلایی
***
دنیای ما جا می شد انگار
در تیله چشم عروسک
کاغذ کشی و گوی رنگی
دنیایی از اکلیل و پولک
***
دنیای ما یک روز گم شد
در کهکشان راه شیری
کاش ای خدا می شد که آن را
تا هیچوقت از ما نگیری

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#8
کوله پشتی ات کجاست؟

کوله پشتی ات کجاست؟
کفش کوه و کیسه خواب
بادگیر و قمقمه
یک کمی غذا و آب
***
راه ، خاک ، خستگی
دره، تنگه ، چشمه، رود
قله، آرزو، امید
سنگ و صخره و صعود
***
بچه ها! در این سفر
کوله را سبک کنید
توشه مهم ماست
مهربانی و امید
***
بچه ها! خدا خودش
سر گروه ما شده
می رویم و راهمان
از زمین جدا شده
***
آخرین پناهگاه
روی قله خداست
راستی فرشته ها!
قله خدا کجاست؟
***
خیمه می زنیم ما
رو به قله های نور
از زمین ولی چقدر
دور دور دور دور
***
مانده روی کهکشان
رد پای بچه ها
رفته رفته ، رفته اند
تا سپیده ، تا خدا

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#9
آن فرشته کو؟

يک فرشــــــــته داشت می دويد
توی کوچــــــــه های آســــــمان
روی سنگـــــفرش کهکـــــــشان
می دويد و هرکجا که می رسيد
با گچ ستاره ها
عکس يک شـــــــهاب می کشيد
***
می دويد و خنــــده هاش نور بود
غصــــــه را بلـــــــــــد نبـــــــود
غصــــــه از بهشـــــت دور بــود
می دويد و بوی رفتنش عجيب بود
رد پايش از شکوفه های سيب بود
***
می دويد و ناگهان
دامنش به ابرها گرفت و ليز خورد
از کــــــنار خانه خدا چکــــــــــــيد
قطــــره قطــــره روی خاک مــرد
هيچکـــــــس ولـــــــــی نگفت
آن فرشته ای که می دويد کــــو!
***
جای او چقدر خالی است
آی ای خدا ؛ تو لا اقل بگو.

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#10
عکس های یادگاری
خانه های تنگ و نقلی
کوچه های مهربانی
پنجره سرشار از گل
بوی خوب شمعدانی
پیرزن با غصه هایش
قل و قل یک سماور
یک گلیم پاره پاره
یک کلون خسته بر در
***
پیر مرد و گیوه دوزی
کنج تاریک مغازه
چشم بی سو، سوزن و نخ
آخ دستش! زخم تازه
***
دختر و قلاب بافی
دختر و دستان کوچک
دربساطش می فروشد
لیف و لبخند و عروسک
***
یک دکان جنس عتیقه
آینه ، سرخاب ، سرمه
دست بند اصل نقره
روسری،منجوق، ترمه
***
یک تنور و مردم ده
بوی نان ، بوی کلوچه
باز زن های محله
آش نذری توی کوچه
***
عکس های یادگاری
خاطرات خوب یک ده
می روم جامانده اما
جنگل و ماسوله و مه
***



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 8,199 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,313 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,456 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,578 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,327 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,582 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 4,800 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 3,958 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,416 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 4,887 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1017 - Can't find file: './koreafan_ZnvhsUg/mybb_threadviews.MYI' (errno: 2 "No such file or directory")
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('10781')