Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مربوط به زمستان در شعر فارسی
زمان کنونی: 07-14-2020، 11:12 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ..::Baharmast::..
آخرین ارسال: E L E N A
پاسخ 119
بازدید 4367

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در مربوط اشعار فارسی به زمستان شعر

اشعار مربوط به زمستان در شعر فارسی
نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
به پیش باد تو ما همچو گردیم

بدان سو که تو گردی چون نگردیم

ز نور نوبهارت سبز و گرمیم

ز تأثیر خزانت سرد و زردیم

ز عکس حلم تو تسلیم باشیم

ز عکس خشم تو اندر نبردیم

عدم را برگماری جمله هیچیم

کرم را برفزایی جمله مردیم

عدم را و کرم را چون شکستی

جهان را و نهان را درنوردیم

چو دیدیم آنچ از عالم فزون است

دو عالم را شکستیم و بخوردیم

به چشم عاشقان جان و جهانیم

به چشم فاسقان مرگیم و دردیم

زمستان و تموز از ما جدا شد

نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم

زمستان و تموز احوال جسم است

نه جسمیم این زمان ما روح فردیم

چو نطع عشق خود ما را نمودی

به مهره مهر تو کاستاد نردیم

چو گفتی بس بود خاموش کردیم

اگر چه بلبل گلزار و وردیم

مولانا محمد جلال الدین رومی

نویسنده :E L E N A   آفلاین
زمستانی را میمانم
که دروغش بهار است
در سرزمینِ کوههای یخی
بی ریشه گی
چنان کرده با من
که قانونِ کوچ
با پرنده ی مهاجر

نویسنده :E L E N A   آفلاین
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی
به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من
یه که گویم که تو باران زمستان منی

نویسنده :E L E N A   آفلاین
مــوی ســرم چـــو برف زمستان سپیــد شــد
نامــد بهــار و قامت مــن خــم چــو بید شد
گفتــم کــه ســر زنم به زمیـن دلـت ولی
ایـن دانــه از جوانــه زدن نـا امیـد شــد
از عمر رفته، در طلب وصل یکشبی
صدهـا هـــزار خاطره ام ناپدید شـد
بار غمی کـه گشت نصیبم به شهر تو
هــر روز از گذشتـــه ای دیگــر مزید شــد
آنکــس کـــه در حــریم تــو سرباز عشق بود
بــا تیغ خشــم و غضبـت امشب شهیـد شــد

نویسنده :E L E N A   آفلاین
نوبهار است به دنیا اما
در تن خسته من
عشق در خواب زمستانی سختی مانده ست
باز کن چشمت را
تا تنم داغ شود
زنده و عاشق و تب دار شود
دل من بارور است
چند جرعه غزل و یک ، دو ،سه ساغر احساس
باز کن چشمت را
تا که نت ، ساز شود
مطلع شعر من از چشم تو آغاز شود
باز کن چشمت را
که جهانی در من
تشنه ذوب شدن در تپش نگاه توست
باز کن چشمت را

نویسنده :E L E N A   آفلاین
هرگز کسی ندید که یخ زد نگاهمان
هرگز کسی نگفت زمستان برای بعد
پرواز این همیشه ترین پیش روی ماست
یک عمر پشت میله ی زندان برای بعد
شاید برای بعد
کسی از تبار من
بهتر بگوید عاطفه انسان برای بعد

نویسنده :E L E N A   آفلاین
فالگیری پیر تو را در فنجانم یافته بود
گفت
اولین برف که ببارد او می رود و دیگر از او خبری نخواهی یافت
اما
برف که آمد رد پاهایت روی دلم جان گرفت
و تو ماندی
نه فقط برای این زمستان
برای زنده ماندنم در همه ی زمستان ها
آن هم بی تو

نویسنده :E L E N A   آفلاین
امروز هم با نوازش انگشتان سردزمستان
از خواب بهارپریدم
امروز هم آسمان ،دلگیر و تیره می بارد
و هنوز سرو ،بار زمستان را به دوش کشیده
وخورشیدبا زمین و زمان قهر است
و من هنوز هم نمیدانم
که چرا دل سرد و غمگینم
با لبان آتشین و خندانم هم نوا نشد
و
امروز هم باز نگشت
قناری زردِسخن
که روزی از شانه هایم پریده بود

نویسنده :E L E N A   آفلاین
برف این آواز ،
ذره ذره می نشیند بر بلند شاخه های پیکرم آرام
شاخساران درخت پیکرم از برف ،
میوه هایش برف ،
چون زمستان های دورِ کودکی ، دنیای من ، رویای من ، پر برف

من نمی دانم چه دستی گاهوارِ عشق ما را می تکاند
و نمی دانم که این ناقوس های مهر را در شب ،
کیست سوی بازوان و دستهایم می نوازد؟
کیست از اعماق تاریکی به سوی صبحگاه نور می آید؟

نویسنده :E L E N A   آفلاین
وقتی زمستان آمد

از گل نشانه ای نیست

بلبل ها را از سرما

بر لب ترانه ای نیست

زمستان‌ آمده باز

کرده پرپر گلها را

برگ زرد درختان

نشان دهد سرما را

ای بچه های گلرو

آمد فصل زمستان

برف و باران دوباره

می بارد از آسمان

ما بچه ها همیشه

با آنکه پرخروشیم

شال و کلاه خود را

فصل سرما می پوشیم

نویسنده :E L E N A   آفلاین
برف این آواز ،
ذره ذره می نشیند بر بلند شاخه های پیکرم آرام
شاخساران درخت پیکرم از برف ،
میوه هایش برف ،
چون زمستان های دورِ کودکی ، دنیای من ، رویای من ، پر برف

من نمی دانم چه دستی گاهوارِ عشق ما را می تکاند
و نمی دانم که این ناقوس های مهر را در شب ،
کیست سوی بازوان و دستهایم می نوازد؟
کیست از اعماق تاریکی به سوی صبحگاه نور می آید؟



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 8,476 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,389 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,570 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,652 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,415 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,651 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 4,880 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 4,062 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,608 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 4,989 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان