Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مرتضی کیوان هاشمی
زمان کنونی: 07-14-2020، 10:34 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: yalda73
پاسخ 4
بازدید 395

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
کیوان اشعار هاشمی مرتضی

اشعار مرتضی کیوان هاشمی
#1
 گزیده اشعار مرتضی کیوان هاشمی
كند موسم سفر باشد
ساربان، خفته بي خبر باشد 
بوي باران تازه مي آيد 
نكند بوي چشم تر باشد 
سخني از وفا شنيده نشد 
نكند گوش خلق، كر باشد 
نكند عشق در برابر عقل 
دست از پا درازتر باشد 
نكند در قلمرو احساس 
كاسه از آش داغتر باشد 
نكند پرده چون فرو افتد 
داستان، داستان زر باشد 
زير اين نيم كاسه هاي قشنگ 
نكند كاسهاي دگر باشد 
دختر گلفروش ما، نكند 
يار لات سر گذر باشد 
نكند قصه ي گل و بلبل 
همه پايين تر از كمر باشد 
نكند آن كه درس دين مي داد 
از خدا، پاك بي خبر باشد...
نكند خطبه هاي قطره ي آب 
در دل سنگ، بي اثر باشد 
نكند گفته هاي آیينه 
از دهانش بزرگتر باشد 
ايستادن چو سرو در اين باغ 
نكند پاسخش تبر باشد 
نكند نان به نرخ روز شود 
چامه، كبريت بي خطر باشد... مرتضی کیوان هاشمی
 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
نویسنده :yalda73   آفلاین
#2
 کاش در روی زمین، ظلم از آغاز نبود !
زندگي، اين همه پيچيده و پر راز نبود
صحبت از بستن و زنجير نمي كرد كسي
كاش در حد قفس، وسعت پرواز نبود!
جوجه ها كاش ز پرواز نمي ترسيدند !
آسمان در قرق قرقي و شهباز نبود
محتسب كار به مستان گذرگاه نداشت
كاش جز ميكده ها جاي دگر باز نبود !
كاش دستي كه سبوهاي خرابات شكست،
غافل از آه جگر سوز سبو ساز نبود !
صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نيست، ولي!
بلبلي با زغني كاش هم آواز نبود !
شعلهاي كاش نمي سوخت پري را، هرگز !
از ازل شمع چنين دلبر و طناز نبود
باغ در چنبره ي خار، گرفتار نبود
كاش در مسلك نيكان، سخن از ناز نبود !
كاش «كيوان» به مدار دگري مي چرخيد !
كاش در چرخه ما غمزه و غماز نبود ! مرتضی کیوان هاشمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#3
 كركس و كفتار دارد باغ ما 
تا بخواهي، مار دارد باغ ما 
بلبلان از باغ ما كوچيده اند 
جاي بلبل، سار دارد باغ ما
باغ پهلویی، ببین! گل کرده است
گل ندارد، خار دارد باغ ما 
بر دلش داغ بهاران مانده است 
حسرت ديدار دارد باغ ما 
برخلاف آنچه مردم گفته اند 
باغبان، بسيار دارد باغ ما 
بوي باروت است جاي بوي گل 
وحشت كشتار دارد باغ ما
در ميان دهكده پيچيده است : 
ديو آدمخوار دارد باغ ما 
باغ، تا باغي شود بار دگر 
صد هزاران كار دارد باغ ما 
وصف باغ ما، به «كيوان» رفته است 
يك جهان اسرار دارد باغ ما مرتضی کیوان هاشمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#4
 كوك كن ساعتِ خويش !
اعتباري به خروسِ سحري نيست دگر
دير خوابيده و برخاسـتنـش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خويش !
كه مـؤذّن ، شبِ پيـش ،
دسته گل داده به آب ...
و در آغوش سحر رفته به خواب!

كوك كن ساعتِ خويش !
رفتگر مُرده و اين كوچه دگر،
خالي از خِش خِشِ جارويِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خويش !
ماكيان ها همه مستِ خوابند
شهر هم،..
خوابِ اينترنتيِ عصرِ اتم مي بيند

كوك كن ساعتِ خويش !
كه در اين شهر ، دگر مستي نيست
كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از ميكده برمي گردد،
از صداي سخن و زمزمه ي زيرِ لبش برخيزي

كوك كن ساعتِ خويش !
اعتباري به خروسِ سحري نيست دگر ،
و در اين شهر سحرخيزي نيست
و سـحر نـزديك است... مرتضی کیوان هاشمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#5
 ملّت از غم رها نشد كه نشد 
دردهـامـان دوا نشد كه نشد
با طلسم و دعا و حيله و زور 
رو به ره ، كارها نشد كه نشد
داستان است هرچه مي گويند 
پارسي ، پارسا نشد كه نشد 
صبر كرديم تا درست شود راستي ! 
پس چرا نشد كه نشد ؟ 
دوغ و دوشاب در گُذارِ زمان 
آخر از هم جدا نشد كه نشد 
هر چه گفتيم و ديگران گفتند 
حق مطلب ادا نشد که نشد 
گرچه يك عمر پادشاهي كرد
پادشه ، اين گدا نشد كه نشد... مرتضی کیوان هاشمی

 

كه چه شوري دارد! 
كه چه حالي دارد! 
خنجر از دست عزيزان خوردن 
اين قدر زود نمي رنجيدي 
و نمي پرسيدي 
خنجر سينه خود را كه بر آن 
نقش دستان عزيزيست، چرا مي بوسم؟! 
كاش مي فهميدي !

در مرام عشاق: 
رنجش از دست عزيزان، كفر است مرتضی کیوان هاشمی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 8,476 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,389 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,570 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,652 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,415 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,651 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 4,880 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 4,062 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,608 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 4,989 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان