Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مسعود اصغر پور
زمان کنونی: 07-12-2020، 06:50 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ..::Baharmast::..
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
پاسخ 20
بازدید 1126

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
پور مسعود اشعار اصغر

اشعار مسعود اصغر پور
#1
طعم خودخواهی

هوای سرد پاییز است و من
از پنجره
در کوچه ی دلواپسی
اشک بر....
غبار پشت پای خاطرات تلخ تو
بیهوده می ریزم.....
نسیم صبح هم چون تو
به رسم بی وفایی
خاک غفلت را
به درگاه دو چشم خیس من
شاباش می ریزد.....
تمام خاطراتم در غبار رد پایت
زود می سوزد
تمام بوسه هایت را
تگرگ اشک می شوید...
درخت نارون
نامردیت را
با به رقص آوردن برگهای زردش
در عزایم
پاس می دارد...
چه نامردی...
چقدر سرما....
من از سرما
من از سردی فصل بی کسی
خود را ...
در آغوش محبت می کشم شاید
بفهمم طعم خودخواهی چه شیرین است....!
نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#2
در این شهر خدا خوابیده است

هیس....!
آهسته قدم بردارید
که در این شهر
خدا خوابیده است
مادربخت مرا.....صد صلوات
فلج و کور و کچل زاییده است
آسمان جای کمی از رحمت
بر سرم بارش غم باریده است
سالها زحمت گل بر ما بود
در گلاب است
هر آن کس چیده است
هر کسی خواست بیاید ببرد
این گلو را که ز غم ترکیده است
هیس....!
بگذار بخوابد خدا
تا نداند گناهم عشق است
تا نداند که دل بیمار است
تا نداند گناه از دیده است.....

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#3
نان اگر نیست نفت هست

در سفره ی ما

نان اگر نیست

نفت هست ....

یک نان کپک زده

که از ما سیر است

ما شاد نشسته ایم بر سفره شام

چشمان مامان

همچو پدر دلگیر است

ماندم که چه رازی است

در سفره ی ما

هر وقت غذا کم است

مادر سیر است...

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#4
نفسی نیست به تو هدیه کنم


کاش می فهمیدی...!

کاش می دانستی...!

نفسی نیست به تو هدیه کنم...!

همه ی میراثم

خانه باغی است

پدرداد به من

باغ کاکتوسی که

بی نهایت زیباست

آه ...!

در باغ ما

عشق با نغمه ی کرکس

چه شور انگیز است

همدم خلوت این باغ کلاغی زیباست

واقعا بوی لجن

برکه ی خوشبختی را

چه معطر دارد

بلبل از این همه شادی

پر خود بشکست

کاش می دانستی...!

کاش می فهمیدی...!

نفسی نیست به تو هدیه کنم...!

اندر این باغ بهشت

آرزوی من تنها

فقط کبریت است....

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#5
آه تخته کلاس

در کلاس

تخته ی سبزوکهنه ی مکتب ما

ضجه می کرد

چو گچ بر بدنش خط می زد

ناله اش داغ مرا تازه نمود شاید گچ

دست رد بر خط آن سینه ی ممتد می زد

گفتمش ضجه ات از چیست

چنین می نالی ؟

گفت : در باغ پر ازعشق درختی بودم

بلبل اندر چمنش

طعنه به بربط می زد

آهم از زخم تبر نیست

که این... روزم گشت

آه زان کودک شوخ است

که از شاخه ی من

تیرکمان ساخت و سنگ

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#6
الهی من برای خود بمیرم

الهی من بمیرم
الهی من برای خود بمیرم
برای این دل ساده
شکست بی خودبه دست آدم بی خود
بمیرم
بمردم زیر سرو کوچه خاکم کن
مگر بعد از وفاتم
سایه ای روی سرم باشد
که شاید شاخ و برگ سبز خاک آلود
به آهنگ نسیم حزن
نوازشگر به خاک پیکرم باشد
وصیت می کنم خاکم
نگردد کوزه ی مردم
کسانی که مرا در تشنگی کشتند
مگر این انتقام
آرامش چشم ترم باشد
وصیت می کنم این خاک
مبادا مهر گرد جا نماز آید
مبادا سجده ی اهل نمایش
بر سرم باشد
مرا گلدان بسازید
چون که عمری آرزو کردم
بمیرم تا وجود من
چنین روزی
خفیف و خوار
خار غنچه ای
چون دلبرم گردم

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#7
سقف سوراخ شده خانه ما

خانه ی ما زیباست


قالی اش


یک نمد پاره ی صد تکه شد و


سقف آن برف زمستانی و


باران بهار.......!


عشق در گوشه ی نمدار اتاق


در حقارت به خود می بالد


سفره ی خالی ما


همچنان روی نمد افتاده است


وای....


آن عکس کباب سفره


چه لذیذ است اگر گرد و غبار قدمت


به نم اشک


فراری گردد


چه کسی گفت


فقیریم


بی خود...!


گر پدر نان ندارد


دندان دارد.....


آب اگر نیست


اشک می نوشیم


شام اگر نیست


عشق را


با ولع می بلعیم......


خانه ی ما زیباست


تازه فهمیدم خداوند کریم


سقف سوراخ به ما هدیه نمود


تا از آن عشق


به بیرون پراکنده شود......

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#8
عایم کن


اذان صبح مسجد

بغض ترکیده است

سحر گردید و

از اشک غم دیشب

وضو کردی

تمام سنگ محراب مصلی را

به مژگان سیه جارو نمودی و

تمام صحن مسجد را

به شبنم های دیده شستشو کردی

میان سجده ی عشقت

ز من غافل مشو یک دم

اگر از خاطرت ردشد

خیال من

دعایم کن

در آن لحظه

که با حق

گفتگو کردی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#9
سکوتم با تو می گوید


سکوتم

با تو می گوید

اگر یک دم

بجای دیدن چشمان خیسم

عشق را از آن نگاه خسته می خواندی

اگر قدر عبور اشک

به روی گونه ی شورم

نه

قدر یک نفس از سینه ی سردت

کنار این دل افسرده

می ماندی

نویسنده :..::Baharmast::..   آفلاین
#10
غض های من


من امشب

بغض هایم را

به دلالی آهی و

به نرخ قطره ای اشک

مفت

به کنج دیده ی غم دیده

بر چوب حراج ناشکیبایی هجران

می فروشم تا

تو یک لحظه

نظر بر گونه ی خیسی کنی

کاین اشک حیران را

به چند ثانیه مهمانی

نمک گیر غبار شور خفته

بر کویر صورت پر شعله می دارد

که شاید گریه نوشیدن

به لبهایم حرام آید

مگر این سینه ی پردرد

از این بیهوده نوشیدن بیاساید



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 8,466 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,385 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,562 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,649 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,410 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,649 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 4,877 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 4,051 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,600 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 4,985 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان