اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
زمان کنونی: 01-29-2023، 12:17 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 77
بازدید 6055

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
المصائب اشعار یاام شام س و یازینب مسیرکوفه مصیبات تا

اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
فهم هرکس که رسیده خاکسار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است
 
چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد
مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است
 
ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است
 
راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است
 
ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است
روی خونین حسین آئینه دار زینب است
 
آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است
 
هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است
 
صورت او شد کبود آبرویش مال ماست
هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است
 
مشکل امر فرج با دست او وا میشود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است
 
جواد حیدری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
از زبان حضرت ام کلثوم(س):
 
وارسی کرد آن حوالی را  
پشت هر تپه سنگ بوته ی خار
 خیمه در خیمه گوشه در گوشه
بچه ها را شمرد چندین بار
**
چشم هایش به دور و بر چرخید
 کاروان را نمود آماده
 ایستاد و کمی تامل کرد 
 هیچ کس از قلم نیفتاده
**
کاروان را شکسته بندی کرد
 روی هر زخم مرهمی پیچید
 گاه گاهی میان این همه سوز 
  سر بر نیزه رفته را می دید
**
شانه ها دائماً تکان می خورد 
 گریه ی بچه ها چه سوزی داشت
 داغ ها را کمی تسلی داد 
خودش اما چه حال و روزی داشت
**
با تمام وجود می زد شور
 رو به رویش سیاهی شب بود
 دور تا دور کاروان می گشت
 نگران غرور زینب بود
**
تند می رفت و تند بر می گشت
 در نظر داشت طول قافله را
 بچه ها را یکی یکی می گفت
 کم کنید کم کنید فاصله را
**
غیرت حیدریش رو شده بود
چادر مادرانه بر سر داشت
هم حواسش به چشم خواهر بود
 هم هوای سر برادر داشت
**
مثل مادر چه غربتی دارد
مثل بابا چقدر مظلوم است
چه کسی گفت آب می خواهم؟
مشک بر دوش ام کلثوم است
 
شهرام شاهرخی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
آب دیدم و به یاد لب تو افتادم
باز هم روضه تو زنده شده در یادم
 
باز هم نام تو و اشک تلاقی دارند
باز هم دل به مصیبات مقاتل دادم
 
بر سر نیزه ای و زمزمه دارم بر لب
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
 
خیزران بر لب تو آه چه بر دل آورد
که کشیده است به وادی غزل فریادم
 
سر تو ، دختر تو ، نیمه شب... میگریم
چه کند با غم تو طبع خراب آبادم
 
همه آرزویم از تو نگاهت بوده است
نکند بشنوم از چشم شما افتادم
 
دیر وقتی است اسیر تو و عشقت هستم
من از آن روز که در بند توام آزادم
 
سید محمد رضا شرافت

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
قافله رفته بود و من بيهوش
 روي شن زارهاي تفتيده
 ماه با هر ستاره اي مي گفت:
 بي صدا باش! تازه خوابيده
**
 قافله رفته بود و در خوابم
عطر شهر مدينه پيچيده
خواب ديدم پدر ز باغ فدك
سيب سرخي براي من چيده
**
قافله رفته بود و من بي جان
 پشت يك بوته خار خشكيده
 بر وجودم سياهي صحرا
 بذر ترس و هراس پاشيده
**
قافله رفته بود و من تنها
مضطرب، ناتوان ز فريادي
 ماه گفت:اي رقيه چيزي نيست
خواب بودي ز ناقه افتادي
**
قافله رفته بود و دلتنگي
 قلب من را دوباره رنجانده
 باد در گوش ماه ديدم گفت:
 طفلكي باز هم كه جامانده
**
قافله رفته بود و تاول ها
مانعي در دويدنم بودند
خستگي،تشنگي،تب بالا
سد راه رسيدنم بودند
**
قافله رفته بود و مي ديدم
 مي رسد يك غريبه از آن دور
 ديدمش-سايه اي هلالي شكل-
 چهره اش محو هاله ای از نور
**
ازنفس هاي تند و بي وقفه
وحشت و اضطراب حاكي بود
ديدم او را زني كه تنها بود
چادرش مثل عمه خاكي بود
**
بغض راه گلوي من را بست
 گفتمش من يتيم و تنهايم
 بغض زن زودتر شكست و گفت:
 دخترم،مادر تو زهرايم
 
وحید قاسمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
به روی نیزه چگونه تو را نظاره کنم 
بخند تا که منم خنده ای دوباره کنم
 
اگر اجازه دهی لا اقل برای تنت
کمی ز چادر خود را کفن قواره کنم
 
رسیده وقت نماز و برای قبله نما
به زلف های رهای تو من اشاره کنم
 
زترس دشمن جانی هراس دارم که
به گوش های زخمی طفل تو گوشواره کنم
 
محسن مهدوی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
دامن زلف تو در دست صبا افتاده
که دل خسته ام اینگونه ز پا افتاده
 
گرچه سر نیزه گرفته است سرت را بر سر
پیکرت روی تن خاک رها افتاده
 
هی دعا می کنم از نیزه نیفتی دیگر
تا به اینجا سرت از نی دو سه جا افتاده
 
سنگ خورده است گمانم به لب و دندانت
که چنین نای تو از شور و نوا افتاده
 
باز هم حرمله افتاده به جان اسرا
گوش کن ولوله بین اسرا افتاده
 
دخترت گم شده انگار همه می پرسند:
از رقیه خبری نیست ... کجا افتاده؟
 
مصطفی متولی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
گوش کن تا دردهایم را بگویم بیشتر
گیسوان غرق خونت را ببویم بیشتر
 
در بیابان بودم و ترسیده بودم بارها
هر قدر از پشت سر ، از روبرویم بیشتر
 
هر قدر از دست تازیانه اش کردم فرار
آن سیاهی باز می آمد ، به سویم بیشتر
 
هر چه کمتر گریه کردم هرچه کمتر گم شدم
هی تبسم کرد و زد سیلی به رویم بیشتر
 
من به خود گفتم می آید بچه ها گفتند نه
ریخت از عباس آنجا آبرویم بیشتر
 
بعد از آن روزی که من از قافله جا ماندم
عمه  دقت میکند هر شب به مویم بیشتر
 
مهدی رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
مسيح
 
كليم بي كفن كربلاي ميقاتي
خليل بت شكن كعبه ي خراباتي
 
چه فرق مي كند آخر به نيزه يا گودال؟
هميشه و همه جا تشنه ي مناجاتي
 
نخوان كه نور كتاب خدا ندارد راه
 به قلب سنگي اين مردم خرافاتي
 
 كنار نيزه ي تو گريه مي كند يحيي
 شنيده معني ذبح العظيم آياتي
 
 نگاه لطف تو يك دير را مسلمان كرد
 مسيح من چقدر صاحب كراماتي!
 
 توان ناقه نشيني به دست و پايم نيست
 خدابه خير كند،واي عجب مكافاتي
 
 شنيده ام كه سفر رفته اي ولي بابا
 براي من نخري گوشواره سوغاتي
 
وحید قاسمی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
صبح امید قافله
 
بر تلّ پايداري خود ايستاده اي
در کربلاي دوم خود پا نهاده اي
 
از اين به بعد بيرق نهضت به دوش توست
دريا دلي به موج بلا، کوه اراده اي!
 
با پرچم سحر به سوي شام مي‌روي
صبح اميد قافله! خورشيد زاده اي
 
نشناخته صلابت زهرايي تو را
هر کس که فکر کرده تو از پا فتاده اي
 
داغ هزار طعنه به جانت خريده اي
در دست باد رشته‌ی معجر نداده اي
 
هر چند خم شده قدت از داغ کربلا
تو در مصاف کوفه و شام ايستاده اي
 
یوسف رحیمی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود
 
گر نمی دانست آیین اسارت را ولی
ناز پرورد اسیران بود ، اما مانده بود
 
هر چه بابا گفت آن شیرین زبان در طول راه
در جواب بی جوابی های بابا مانده بود
 
یک بیابان غربت و یک کودک بی سر پناه
بی عزیزانش – زبانم لال  - تنها مانده بود
 
بر فراز نیزه ها منظومه ای را دیده بود
سِیر چشم مهر جویش سوی بالا مانده بود
 
خیزران و چره گل نسبتی با هم نداشت
چرخ گردون نیز در حل معما مانده بود
 
سینه آم اتش گرفت از این مصیبت یا حسین
ز آن که دلبندی سه ساله روی شنها مانده بود
 
علی آذر شاهی
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#20
نای نی تر شد از فغان افتاد
گوشه ای جام شوکران افتاد
 
روضه ات را جگر نمی فهمد
رد اشکم به استخوان افتاد
 
چه قدر گرم ذکر و تسبیحی
تشنه لب، نیزه از دهان افتاد
 
گیسوانت ضریح حاجات است
سرتان دست این و آن افتاد
 
یاد انگشتر تو افتادم
تا نگاهم به ساربان افتاد
 
عاقبت شهر سایه اش را دید
نام زینب سر زبان افتاد
 
لب یحیایی ات، کلیم شهید
سر و کارش به خیزران افتاد
 
سیل اشک آمد و غزل را برد
قلم شاعر از توان افتاد
 
وحید قاسمی
**



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 1,108 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 6,678 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 3,505 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار و مناجات های ماه رمضان **MAHSA** 13 2,060 09-03-2015, 04:15 AM
آخرین ارسال: Nɪɴɪʟɪɴ
  اشعار ویژه شهادت امام محمد باقر(ع) ..::Baharmast::.. 15 2,467 10-01-2014, 08:33 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار مذهبی yalda73 19 2,793 09-29-2014, 10:26 AM
آخرین ارسال: yalda73
  اشعار سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) ..::Baharmast::.. 19 2,805 09-25-2014, 09:27 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار ویژه شهادت امام جواد(ع) ..::Baharmast::.. 8 1,737 09-25-2014, 01:34 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان