اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
زمان کنونی: 05-15-2021، 09:26 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 77
بازدید 3927

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
المصائب اشعار یاام شام س و یازینب مسیرکوفه مصیبات تا

اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
فهم هرکس که رسیده خاکسار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است
 
چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد
مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است
 
ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است
 
راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است
 
ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است
روی خونین حسین آئینه دار زینب است
 
آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است
 
هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است
 
صورت او شد کبود آبرویش مال ماست
هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است
 
مشکل امر فرج با دست او وا میشود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است
 
جواد حیدری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
قاری مشهور
 
سوره ي مستور روی نیزه ها می بینمت
آیه ی و الطور روی نیزه ها می بینمت
 
منبر و رَحلت چه شد؟ ای زاده ي ختم رسل
قاری مشهور! روی نیزه ها می بینمت
 
چشم کورشام را مبهوت نورت کرده ای
نور رب الـنور روی نیزه ها می بینمت
 
نیزه ازخون گلویت جرعه ای زد، مست شد
خوشه يِ انگور روی نیزه ها می بینمت
 
زینـبم ،مـوسیِ شـبگرد بـیابـان غمت
شمس کوه طور روی نیزه ها می بینمت
 
وحید قاسمی
 
******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#52
وقتی برای عشق انگشتر نمانده
يعنی كه عباس و علی اكبر نمانده
 
حالا تويی بانو نبردت فرق دارد
اين بيشه‌ی خونين كه بی حيدر نمانده
 
با خطبه‌ات از جا بكن اين قلعه را تا
قوم يهودی حس كند خيبر نمانده
 
طوفان شد و پيچيد بانگت بين مردم
آيا كسی با آل پيغمبر نمانده؟
 
جاي تعجب نيست بعد از خطبه‌هايت
دندان برای صورت يك سر نمانده
 
یک سر که روی آبشار گیسوانش
جز لخته های خون وخاکستر نمانده
 
امّا تو دريا باش دردشتی کویری
جز تو برای دين دگر ياور نمانده
 
حتّی اگر در ذهنتان هر روز و هر شب
جز خاطرات آن گل پرپر نمانده
 
هر شب شما در خواب هم ميبينی انگار
 چيزی به وصل حنجر و خنجر نمانده
 
حالا تویی بانو نبردت فرق دارد
حالا که عباس وعلی اکبرنمانده...
 
محسن کاویانی
******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#53
در واژه های شعر تو دیدم وقار را
 حُجب و حیایِ فاطمی این تبار را
 
با تیغ خطبه فاتح صفین كوفه ای
مولا سپرده دست شما ذوالفقار را
 
در اوج بیكران خودت مست می كِشی
 هفتاد و دو ستاره دنباله دار را
 
 درس حجاب می دهد این آستین شرم
معنا كنید روسری وصله دار را
 
با واژه های «هیزم» و «مسمار» و «شعله ها»
 آتش زنید مستمع بی قرار را
 
خانم اگر اشاره به طشت طلا كنید
 خون گریه می كنیم خزان تا بهار را
 
چشمت به غیر چشم حسینت ندیده است
 دیدی كنار طشت، بساط  قمار را
 
زینب كجا و مجلس نامحرمان كجا
 از دست داده ام به خدا اختیار را
 
این بوی سیب چیست؟ دوباره گرفته ای
بر روی دست پیرهن شهریار را
 
اكسیر اشك روضه تان مس طلا كند
وقتش رسیده است بسنجی عیار را
 
وحید قاسمی
 
******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#54
خانه بدوش عشقمُ سربار زینبم
دربه در مجالس سالار زینبم
 
از زخمهای گوشه ابروی من نپرس
مجروح داغ دلبرُ بیمار زینبم
 
این نعره ها و عربده ها بی دلیل نیست
یک گوشه از شلوغی بازار زینبم
 
بزم شرابُ کوچه ی شوم یهودیان
از لطف گریه محرم اسرار زینبم
 
آتش بزن به دار بکش جا نمی زنم
جانم فداش ، میثم تمار زینبم
 
هرکس به بیرقُ علمش چپ نگاه کرد
باخشم من طرف شده مختار زینبم
 
ازمدح غیرآل علی عاجزم ،نخواه
من ازالست شاعردربار زینبم
 
وحید قاسمی
 
******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#55
ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام
تا ياد غربت مي‌کند: الشام الشام
 
منزل به منزل درد و داغ و بي کسي را
يک جا روايت مي‌کند: الشام الشام
 
موي سپيد و چهره اي در هم شکسته
از چه حکايت مي‌کند: الشام الشام
 
هر روز با اندوه و آه و بي شکيبي
ياد اسارت مي‌کند: الشام الشام
 
در اين ديار پُر بلا هر کس به نوعي
عرض ارادت مي‌کند: الشام الشام
 
يک شهر چشم خيره وقت هر عبوري
ابراز غيرت مي‌کند: الشام الشام
 
هر سنگ با پيشاني مجروح خورشيد
تجديد بيعت مي‌کند: الشام الشام
 
قرآن پرپر روي نيزه غربتت را
هر دم تلاوت مي‌کند: الشام الشام
 
قلب تو را يک مرد رومي با نگاهش
بي صبر و طاقت مي‌کند: الشام الشام
 
هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه
خود را فدايت مي‌کند: الشام الشام
 
جان مي دهي وقتي به لبهايي مقدس
چوبي جسارت مي‌کند: الشام الشام
 
کنج تنوري حنجري آتش گرفته
ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام
 
یوسف رحیمی
 
******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#56
الا که مقدم تو مژده ی سعادت داشت
به خاکبوسی راهت فرشته عادت داشت
 
سلام بر تو که ماه جمادی الاول
ز جلوه ی تو به رخ هاله ی مسرّت داشت
 
سلام بر تو که امّ المصائبت خوانند
چرا که غم ز ازل در دلت اقامت داشت
 
سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز
به پاس پیروی ات از حجاب زینت داشت
 
تو از همان شجر پاک عصمت آمده ای
که ریشه در دل قرآن و جان عترت داشت
 
تو دست پرور آن مادر گرانقدری
که قلب پاک پیمبر به او ارادت داشت
 
تو سر بر آینه ی سینه ای گذاشته ای
که بوسه گاه نبی بود و عطر جنت داشت
 
تو زیر سایه ی آن گلبنی بزرگ شدی
که هر چه داشت شکوفایی از نبوت داشت
 
ندیده دیده ی تاریخ چون تو بانویی
که حق به گردن آزادی و عدالت داشت
 
چه بانویی که پس از دختر رسول ا...
به هر زنی که تصور کنی شرافت داشت
 
چه بانویی که ز فیض هدایت معصوم
مقام و منزلتی همتراز عصمت داشت
 
چه بانویی که صبوری نمود چون زهرا
چه بانویی که به قدر علی شهامت داشت
 
چه بانویی که به حد کمال در همه حال
اراده داشت وفا داشت عزم و همت داشت
 
چه بانویی که به هنگامه ی اسارت هم
وقار داشت حیا داشت شرم و عفت داشت
 
چه بانویی که همه عمر در نیایش شب
هزار بار ز خود تا خدای هجرت داشت
 
چه بانویی که به همراه یک مدینه صفا
گلاب گریه و یک کربلا مصیبت داشت
 
چه بانویی که به خورشید خون گرفته ی عشق
به قدر وسعت هفت آسمان محبت داشت
 
دل تو بود پر از التهاب شوق حسین
که لحظه لحظه ی عمرت از این حکایت داشت
 
حسین نیز به شایستگی نثار تو کرد
هر آنچه عاطفه و التفات و رأفت داشت
 
نبود حاجت بوسیدن گلوی حسین
حسین با تو هزاران هزار حجت داشت
 
حسین از تو جدایی نداشت در هر حال
مگر بخاطر انسی که با شهادت داشت
 
چراغ آخرتش باد شاعری که سرود
سه بیت ناب که دنیایی از طراوت داشت
 
«نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت
 
هوا ز جور مخالف چو نیلگون گردید
عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید
 
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
 
ستاره ی سحر تو که روی خاک افتاد
هزار و نهصد و پنجاه و یک جراحت داشت
 
من و مکارم اخلاق زینبی هیهات
کجا برابر خورشید ذره جرأت داشت
 
تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل
بدوش خسته ی خود کوهی از رسالت داشت
 
تو خطبه خواندی و بر هم زدی اساس ستم
ستمگر از سخنت جا به خاک ذلت داشت
 
تو خطبه خواندی و در چهره ات تجسم یافت
علی که در سخنش آیت فصاحت داشت
 
پیام خون و شرف را به شام و کوفه رساند
صدای روح نوازت که رنگ محنت داشت
 
به هر بهانه به تفسیر انقلاب نشست
کلام روح فزایت که رنج غربت داشت
 
هلال یک شبه ات جلوه کرد از سر نی
که با تو سوخته دل اشتیاق صحبت داشت
 
پس از زیارت خون سر تو از محمل
شفق طلوع نمی کرد اگر مروت داشت
 
شفق مشهدی
 
********************
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#57
باورت می شد ببینی خواهرت را یک زمان
دست بسته، مو پریشان، مو کنان، مویه کنان
 
باورت می شد ببینی دختر خورشید را
کوچه کوچه در کنار سایه ی نامحرمان
 
نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی
من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان
 
چه عجب ! طشتی برای این سرت آورده اند
ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان
 
تا همین که چشم تو افتاده بر چشمان ما
چشم ما افتاده بر لبهای زیر خیزران
 
ای تمامی غرور من فدای غیرتت
لطف کن این مرد شامی را از این مجلس بران
 
این قدر قرآن مخوان این چوب ها نامحرمند
شب بیا ویرانه هرچه خواستی قرآن بخوان
 
علی اکبر لطیفیان
 
*******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#58
پایش ز دست آبله آزار می کشد
از احتیاط دست به دیوار می کشد
 
درگوشه ی خرابه کنار فرشته ها
"با ناخنی شکسته ز پا خار می کشد"
 
دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح
بر روی خاک عکس علمدار می کشد
 
او هرچه میکشد به خدای یتیم ها
از چشم های مردم بازار می کشد
 
گیرم برای خانه تان هم کنیز شد
آیا ز پرشکسته کسی کار می کشد؟
 
چشمش مگر خدای نکرده چه دیده است؟
نقشی که میکشد همه را تار می کشد
 
لب های بی تحرک او با چه زحمتی
خود را به سمت کنج لب یار می کشد
 
علی اکبر لطیفیان
 
*******************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#59
دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر
 
دو چشم از گریه هم‌چون ابر خسته
ز دست صبر زینب، صبر خسته
 
صدایش رنگ و بویی آشنا داشت
طنین موج آیات خدا داشت
 
زبانش ذوالفقاری صیقلی بود
صدا، آیینه‌ی صوت علی بود
 
چه گوشی می‌کند باور شنیدن؟
خروشی این چنین مردانه از زن
 
به این پرسش نخواهد داد پاسخ
مگر اندیشه‌ی اهل تناسخ
 
حلول روح او، درجسم زینب
علی دیگری با اسم زینب
 
زنی عاشق، زنی این‌گونه عاشق
زنی، پیغمبر قرآن ناطق
 
زنی، خون خدایی را پیمبر
زن و پیغمبری؟ الله اکبر
 
قیصر امین پور
 
*********************
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#60
با دست بسته هست ولی دست بسته نیست
گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست
 
هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست
 
رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست
 
حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست
 
چشم او در اثر حادثه کم سو شده است
کمرش خم شده و دست به زانو شده است
 
بیت بیت دل او از هم پاشیده شده
صورتش در اثر لطمه خراشیده شده
 
گفت برخیز که من زینب مجروح توام
چند روزیست که محو لب مجروح توام
 
این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت
پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت
 
این رباب است که این گونه دلش ویران است
در پی قبر علی اصغر خود حیران است
 
گر چه من در اثر حادثه کم می بینم
ولی انگار دراین دشت علم می بینم
 
دارد انگار علمدار تو برمی گردد
مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد
 
خوب می شد اگر او چند قدم می آمد
خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد
 
تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین
تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین
 
راستی دختر تو...دختر تو...شرمنده
زجر...سیلی...رخ نیلی...سرتو شرمنده
 
وای از دختر و از یوسف بازار شدن
وای از مردم نا اهل و خریدار شدن
 
سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو
چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو
 
سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی
وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خونی
 
مجید تال
 
********************



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 739 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,996 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,322 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار و مناجات های ماه رمضان **MAHSA** 13 1,322 09-03-2015, 04:15 AM
آخرین ارسال: Nɪɴɪʟɪɴ
  اشعار ویژه شهادت امام محمد باقر(ع) ..::Baharmast::.. 15 1,588 10-01-2014, 08:33 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار مذهبی yalda73 19 1,977 09-29-2014, 10:26 AM
آخرین ارسال: yalda73
  اشعار سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) ..::Baharmast::.. 19 1,749 09-25-2014, 09:27 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار ویژه شهادت امام جواد(ع) ..::Baharmast::.. 8 1,190 09-25-2014, 01:34 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان