اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
زمان کنونی: 05-15-2021، 11:26 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 77
بازدید 3920

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
المصائب اشعار یاام شام س و یازینب مسیرکوفه مصیبات تا

اشعار مسیرکوفه تا شام و مصیبات شام-یاام المصائب یازینب(س)
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#71
فهم هرکس که رسیده خاکسار زینب است
قلب ما گر درد دارد بی قرار زینب است
 
چشم ما از خود ندارد اشک؛ زهرا لطف کرد
مثل چشمه، چشم شیعه اشکبار زینب است
 
ظاهرا کرب و بلا باشد خزان عمر او
در حقیقت روز عاشورا بهار زینب است
 
راه را تا کربلا نه تا خدا هموار کرد
این که ما در راه باشیم انتظار زینب است
 
ما رأیت گفته است الا الحسین کِی دیده است
روی خونین حسین آئینه دار زینب است
 
آمدن در قتلگاه و بوسه بر حنجر زدن
گفتن ذکر تقبّل افتخار زینب است
 
هرکه میگوید ندارد معجری باور نکن
نور هجده سر حجاب باوقار زینب است
 
صورت او شد کبود آبرویش مال ماست
هرچه داریم امنیت از اعتبار زینب است
 
مشکل امر فرج با دست او وا میشود
بر خود مهدی قسم این کار کار زینب است
 
جواد حیدری

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#61
دوباره روضه تلخ اسارت زینب
مرور متن کتاب شرافت زینب
 
وجود معجری از نور- پرده در پرده-
دلیل محکم حکم قداست زینب
 
مسیر دین خدا را نشانمان داده
چراغ روشن برج هدایت زینب
 
رموز جمله ی-من را دعا نما خواهر
نهفته در ثمرات عبادت زینب
 
سکوت محض جرس های لشگر دشمن
نشان ز معجزه ای از رسالت زینب
 
صدای قاری قرآن روی نی نگذاشت
نگاه ها برود سمت ساحت زینب
 
به پیش کعب نی و سنگ راست قامت بود
رقیه درس گرفت از شجاعت زینب
 
نهیب حیدری اش کاخ ظلم را لرزاند
یزید شوکه شده از این شهامت زینب
 
لغات خطبه ی زینب،لغات قرآن بود
ملائکه همه مات بلاغت زینب
 
وحید قاسمی
 
**********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#62
ای اذان پر از نماز حسین
جا نماز همیشه باز حسین
 
نام سبزت ،اقامه ی زهرا
زندگیت ادامه ی زهرا
 
مثل بیت الحرام یا زینب
واجب الاحترام ، یا زینب
 
ذکر ایاک نستعین لبم
آیه های تو همنشین لبم
 
حضرت مریم قبیله ی ما
آیة اللهِ ما عقیله ی ما
 
ما دو آینه ی مقابل هم
جلوه های پر از تکامل هم
 
بال یکدیگریم ،در همه جا
تا خدا می پریم ، در همه جا
 
ای حیاط دوباره ی هستی
زینت گوشواره ی هستی
 
پر من بال من کبوتر من
سایبان همیشه ی سرِ من
 
بیشتر از همه رجز خواندی
بیشتر زیر نیزه ها ماندی
 
تو ابوالفضل در برابرمی
تو حسین دوباره ی حَرَمی
 
عصمت الله ، دختر زهرا
آن زمانی که آمدیم اینجا
 
چشمهایت سپیده ی ما بود
پای تو روی دیده ی ما بود
 
از برایم تو خواهری کردی
خواهری نه که مادری کردی
 
به تو ام الحسین باید گفت
محور عالمین باید گفت
 
ای پریشانی به دنبالم
التماسِ کنار گودالم
 
صبح فردای بعد عاشورا
ده نفر از قبیله هایِ زنا
 
رویِ شن ها تن مرا بستند
نعل تازه به اسبها بستند
 
بدنم را به خاک تن کردند
مثل یک لاله پیرهن کردند
 
یک نفر فیض از حضورم برد
یک نفر نیز در تنورم برد
 
ای ورق پاره هایِ تا خورده
زائر این زمین جا خورده
 
رنگ و روی شما پریده نبود
بالهای شما بریده نبود
 
بعد یک انتظار برگشی
سر ظهرِ قرار برگشتی
 
ماه رفتی و هاله آمده ای
یاس رفتی و لاله آمده ای
 
از چه داری به خویش می پیچی
نکند بی سه ساله آمده ای ؟
 
ای غریب همیشه تنهایم
آفتاب نجیب صحــــــــرایم
 
پیش چشمان خیره ی مردم
صبح دلگیر روز یازدهم
 
دختران مرا کجا بردی ؟
اختران مرا کجا بردی
 
ای مناجات خسته حرف بزن
ای نماز شکسته حرف بزن
 
با من از خارهای جاده بگو
از اسیری ِ خانواده بگو
 
از کبودی دستهای عرب
از تماشای بی حیای عرب
 
راستی از سفر چه آوردی ؟
غیر از این چند سر چه آوردی ؟
 
آن شبی که کنارتان بودم
میهمان بهـــــــــــارتان بودم
 
دخترم در خرابه ای که نخفت
در گوشم چه چیزها که نگفت
 
حال از این نگات می پرسم
از همین چشمهات می پرسم
 
ای وقار شکسته ی عباس
اقتدار شکسته ی عباس
 
سر بازار ازدحام چه بود ؟
ماجرای کنیز و شام چه بود ؟
 
علی اکبر لطیفیان
 
********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#63
جماعتی که به سر نیزه ها نظر دارند
نشسته اند زمین، تا که سنگ بردارند
 
یهودیان زسر بام های خانه ی خویش
چه نقشه های پلیدی درون سر دارند
 
خدا به خیر کند، سنگ های بی احساس
برای کودک مان روی نی خطر دارند
 
بخوان دو آیه نگویند خارجی هستیم
زایل و طایفه مان شامیان خبر دارند!؟
 
درست لعل لبت را نشانه می گیرند
چقدر سنگ زن ماهر و قدر دارند
 
دلم شکست، خدا لعنتت کند ای شهر
نگاه کن همه ی دختران پدر دارند
 
بس است گریه برای جراحت چشمت
نگفته بودم عمو اشک ها ضرر دارد
 
وحید قاسمی
 
********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#64
جهان بدون وجودت خرابۀ عدم است
خرابه با گل رویت وجود دم به دم است
 
به چشم کودک عاقل مرا نگاه مکن
کسی که عشق ندارد به عقل متهم است
 
هزار کعبه نی و دشنه گر قلم گردند
برای گفتن یک ضرب تازیانه کم است
 
میان خندۀ این چشمهای بی پروا
یتیم را به تماشا گذاشتن ستم است
 
بگو برای چه دشنام می دهند مرا؟
رقیه ترجمۀ زخمهای محترم است
 
رضا جعفری
 
********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#65
زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت
اهل عالم را زکار خویش حیران کرد و رفت
 
از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب
هر کجا بنهاد پا ، فتحی نمایان کرد و رفت
 
با لسان مرتضی از ماجرای نینوا
خطبه ای جا نسوزانند در کوفه عنوان کرد و رفت
 
با کلام جانفزا اثبات دین حق نمود
عالمی را دوستدار اهل ایمان کرد و رفت
 
فاش میگویم من آن بانوی عظمای دلیر
از بیان خویش دشمن را هراسان کرد و رفت
 
بر فرازنی چو آن قرآن ناطق را بدید
با عمل آن بی قرین اثبات قرآن کرد و رفت
 
در دیار شام برپا کرد از نو انقلاب
سنگر ستمگران را سست بنیان کرد و رفت
 
خطبة غرا بیان فرمود در کاخ یزید
کاخ استبداد را از ریشه ویران کرد و رفت
 
از کلام حق پسندش شد حقیقت آشکار
اهل حق را شامل الطاف یزدان کرد و رفت
 
شام غرق عیش و عشرت بود در وقت ورود
وقت رفتن شام را شام غریبان کرد و رفت
 
دخت شه را بعد مردن در خرابه جای داد
گنج را در گوشه ی ویرانه پنهان کرد و رفت
 
زآتش دل بر مزار دختر سلطان دین
در وداع آخرین شمعی فروزان کرد و رفت
 
استاد قاسم سرویها

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#66
تو میان طشت جاخوش کرده ای بابا - ولی
من برای دیدنت بالا و پایین می پرم
 
من تقلا کردن ام بی فایده ست پاشو ببین
حال دیگر گشته ام مانند زهرا مادرم
 
یاد داری آمدم من پابه پای نیزه ات
یاد داری تو کبودی های روی پیکرم
 
هرچه من اصرار کردم تازیانه می زدند
ناگزیر از چادر عمه گرفتم بر  سرم
 
در میان کوچه و بازار شهر شام بود
بر سرش میکرد طفلی شاد و خندان معجرم
 
هرچه بوده مطرب و رقاصه اینجا آمده
شادمانی میکنند در پیش چشمان ترم
 
در میان بزم عیش و نوش جای تو نبود
خیزران- دندان تو - هرگز نمیشد باورم
 
بی حیایی داد میزد با اجازه یا امیر
باخودم آن دختر شیرین زبان را می برم
 
علیرضا خاکساری
 
*********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#67
خیال کن سر نی آفتاب هم باشد
نگاه زینب تو بی نقاب هم باشد
 
خیال که رقیه چه میکشد بی تو
سوال هاش اگر بی جواب هم باشد
 
به قول طشت طلا؛ باز هم چو خورشید است
سر حسین اگر در حباب هم باشد
 
جنون آتش و آب است و در دل زینب
کباب هیچ اگر که شراب هم باشد
 
کباب هیچ، شراب به جام ها هم هیچ
خیال کن که به مجلس رباب هم باشد
 
شراب، پشت کباب و طناب دست رباب
و آخر همه توزیع آب هم باشد
 
مهدی رحیمی
 
***********************
 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#68
افسوس مي خورم كه نسيم غروب شام
بر روي نيزه شانه به زلفت كشيده است
مهمان كشي به رسم مسلماني كجاست؟
قرآن بخوان كه وقت رسالت رسيده است
**
اينها شنيده اند اذان گفتن تو را
بايد نماز مغرب خود را قضا كنند
حتي اگر امام جماعت نداشتند
مثل خودم به نيزه ي تو اقتدا كنند
**
رسمش نبوده گوشه نگاهي نمي كني؟
اينگونه شاهِ بر نوكِ ني سائل اينچنين
زينب فداي چشم ورم كرده ات حسين
پلكت نبوده قبل چهل منزل اينچنين
**
بهتر همان كه زير لگدها نديده اي
اين دختران كه مايه ي فخر عشيره اند
روزي ميان پرده اي از حرمت و حجاب
حالا اسير حمله ي چشمان خيره اند
**
بيچاره دخترت چه قدَر بين نيزه ها
دنبالت آمد و هدف تازيانه شد
بعدش براي خنده و تفريح لشگري
دندان تو به ضربه ي سنگي نشانه شد
**
تا پاي نيزه ات تن خود را كشيده ام
از اضطراب حمله ي نامحرمان مست
از روي بامِ خانه ي آن پير لعنتي
سنگم زدند و گوشه ي پيشاني ام شكست
**
از بعد ماجراي بيابان و زجر پست
بايد براي دختر تو مادري كنم
اصلا من آمدم به سفر با اجازه ات
در امتداد راه تو پيغمبري كنم
 
عبدالحسين مخلص آبادي
 
**********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#69
رحمی کن آتشی به سراپای ما مریز
یا لا اقل به صورت مینای ما مریز
 
آتش بیار معرکه بس کن دوباره باز
خاری به پای کوچک زهرای ما مریز
 
با کعب نی و یا ته نیزه و یا غلاف
برگ و بر صنوبر رعنای ما مریز
 
از روی بام خانه ی خود سنگ پشت سنگ
برچشم زخم خورده ی سقای ما مریز
 
وقت عبور قافله خاکستر تنور
روی سر پیمبر عظمای ما مریز
 
با سوت و رقص شادی و با هلهله ، نمک
بر روی زخم  عمه ی تنهای ما مریز
 
ته مانده ی شراب خودت را حیا کن و
روی سر بریده ی بابای ما مریز
 
علیرضا خاکساری
 
***********************

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#70
نمكِ طعنه به زخم جگرم نگذارید
به زمین خوردم اگر، پا به پرم نگذارید
 
چقدر سنگ به لب های كبودش زده اید
گریه ام را به حساب پدرم نگذارید
 
یادتان رفته مگر تشنه بریدید سرش
كاسه ی آب دگر دور و برم نگذارید
 
نان خشك صدقه پیشكش سفره يتان
آنقدر یك سره منت به سرم نگذارید
 
عمر این عمه ي دل خسته به مویی بند است
به تماشا سر كوی و گذرم نگذارید
 
ازدحام سرِ بازار برایش كافی ست
كوچه ها، سر به سر همسفرم نگذارید
 
وحيد قاسمي
 
**********************



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
Wink اشعار طنز خلیل جوادی !!Maryam!! 3 738 08-11-2016, 11:05 PM
آخرین ارسال: !!Maryam!!
  اشعار شهادت حضرت زهرا (س) -یامولاتی یا فاطمه الزهرا اغیثینی ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 83 3,989 03-07-2016, 09:22 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار شهادت غریب بقیع؛یادگارکربلا؛حضرت زین العابدین ؛سیدالساجدین امام سجاد(ع) ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 23 2,317 10-26-2015, 08:15 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  اشعار و مناجات های ماه رمضان **MAHSA** 13 1,322 09-03-2015, 04:15 AM
آخرین ارسال: Nɪɴɪʟɪɴ
  اشعار ویژه شهادت امام محمد باقر(ع) ..::Baharmast::.. 15 1,586 10-01-2014, 08:33 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار مذهبی yalda73 19 1,977 09-29-2014, 10:26 AM
آخرین ارسال: yalda73
  اشعار سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) ..::Baharmast::.. 19 1,747 09-25-2014, 09:27 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  اشعار ویژه شهادت امام جواد(ع) ..::Baharmast::.. 8 1,188 09-25-2014, 01:34 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان