آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اشعار کامبیز صدیقی کسمایی
زمان کنونی: 12-09-2019، 08:12 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
پاسخ 18
بازدید 1474

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
کامبیز اشعار صدیقی کسمایی

اشعار کامبیز صدیقی کسمایی
#1
خورشید

منم و فکر هر چه باداباد.
در سراشیب تپه ای بر اسب
خیره بر دور دست صحرایم.
برق شمشیر و نعل ها از دور
خبر از آفتاب می آرند.

تا به چنگت نیاورم، خورشید!
خواب در دیدگان:
حرامم باد.

آرزومندان فراوانند.

آرزو دارد ببیند کوه،
دسته دسته قهرمانان را که می خواهند
پای را بر قله بگذارند.
آرزو دارد ببیند دشت،
دسته دسته پهلوانان را که می خواهند
پای در میدان جانبازی، بدون وقفه بگذارند.

در تمام روز و شب، من نیز
آرزو دارم شود آخر برآورده؛
آرزوی دلکش هر کوه، یا هر دشت
نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#2
رگبار؛
پروانه های باغ مرا، بر خاک
می افکند.
هستند لاله ها همه بر خاک، داغدار.


من و صبح بهار، می دانیم
روی دامان هر گلی در باغ
تا چه اندازه، پاک، شبنم هست.

پاک باشیم
ما مگر کمتریم از شبنم.








یک مشت پولک است
بر دامن زمین.
پس
چنگال گربه، طعمهٔ خود را، گرفته است،
از آب حوض


ناگاه، مرگ
در آن بلند جای
بر کاغذ سفید پر و بال کفتری
با خون نوشت:
بارانِ ساچمه.








.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#3
مستیم.
تا ماه را
در بازوان خود، بفشاریم؛
خود را
از قله های رفیع
مانند یک پلنگ گرسنه
به سوی ماه
پرتاب می کنیم



ظهر است و آفتاب
مطبوع کرده است؛
از جویبارِ روشنِ آبادی
نوشیدن دوبارهٔ یک مشت آب را.

ای همسفر ... به پیش.









تک درختی هستیم،
دور افتاده، به تنگ آمده، از تنهایی.

همتی کو که در این بادیه جنگل گردیم؟

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#4
شلیک یک گلوله و آنگاه
از پای ابر
یک قطره خون
به چهرهٔ گل ها
فرو چکید.


من نشسته، در کنارِ تودهٔ خاکستری، اما تو گویی لال، گویی کر
«آتشی بودم زمانی»
گفت با من باز
خاکستر.

در بیابان، شب چه سرد است...آه!


خوب است
هر چیز تازه
خوب تر از هر چیز اما
شرابِ کهنه و یارِ قدیمی است.



من که از نسل هزاران هستم
رفقایی دارم.
به زمین و به زمان سوگند
رفقایم همه
گل هستند.



زد به سرخی پهلو
یک شقایق، ناگاه
تا بگوید که:
«سوار پر زیبای هزاران»
از راه،
نو بهار، آمده است.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#5
ما که مشتاقانه با هم چشم در راهیم
در افق ناگاه
چلچله ها را که با خورشید می آیند
می بینیم.
ناگهان فریاد ما در دشت می پیچد که:
«ای خورشید!»
«ای خورشید!»

در دل این دشت
می دَوَد مانند یک دیوانه رودی، آنچنان ما نیز.
می خروشد رود و می پیچد به خود
آن گاه،
پرت خود را می کند بر پای خورشیدی که در آن دور
بوسه از پای افق، آرام می گیرد.

چشم هم چشمی نگر،
ما نیز
پا به پای رود، در این دشت
در دویدن های مجنونانه ای هستیم.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#6
آواز می خوانند.
دریا دلان را، وحشتی از خشمِ طوفان نیست.
بی واهمه از کف به لب آوردن گرداب ها
بر آب
پاروزنان، آواز می خوانند.

دریادلان، چون شیر می مانند
در قلب آنان وحشتی از ظلمت و باران و بوران
نیست
پاروزنان، آواز می خوانند.
امواج، در دریا
چون بردگان، در کشتی دزدان دریایی
به هم
زنجیر می گردند.
از شدت درد جگر سوزی، تو گویی باد
هر لحظه در فریاد می آید.
شاید که در فریاد می آیند
ارواحِ سرگردانِ آنانی که در اعماق دریا، دفن گردیدند.
اعماق دریا، مدفن دریانوردانی است
که نام پرآوازهٔ آنان، هنوز ای دوست!
در قلب ناپاک دزدان دریایی،
وحشت می اندازد.

بی واهمه از کوسه ماهی ها که در تعقیب شان هستند
دریادلان، با خنده ای شیرین به لب ها
همچنان با هم،
پاروزنان، آواز می خوانند.

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#7
در گلستان، گل فراوان است.
این که پرپر می شود، آن سو ترک، آن یک
آن که پرپر می شود، این سو ترک، این یک
می شکوفد
می فشاند عطر خود را
در گلستان باز.

می شود پرپر اگر ده یا اگر صد گل
وحشتی از لشکر طوفان نباید داشت
دهشتی از انقراضِ نسل گل ها نیز.
ریشه هاشان، در زمین، باقی است.
این که پرپر می شود، آن سو ترک، آن یک...
آن که پرپر می شود، این سو ترک، این یک...

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#8
شاخه ها، وقتی که
دیوار قفس گردند
بَد سراپا می شوند،
اما
شاخه ها خوبند، در هر باغ.
این حقیقت را به من، امروز
بلبلی شوریده
پشت میله های یک قفس
می گفت.



در سکوت جنگل بزرگ
پای آب
ناگهان، رفیق نازنین من، دوباره گفت:
برکه، مثل اینکه مرده است.
مثل اینکه آرزوی موج را، به گور برده است.

من به جای پاسخ به او
سنگریزه ای، به سوی برکه، پرت می کنم.








.شب
اکنون به روی بستر گل ها
کنار رود
چون مار می خزد.

در انتهای تابش شب تاب؛
در آب،
گل می کند ستارهٔ سرخ سحر.
نسیم
آرام می وزد

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#9
با اولین ستاره، شب آغاز می شود
با آخرین ستاره
سحرگاه.

از اولین
تا آخرین ستاره، هزاران چشم
در آرزوی دیدن خورشید است.



از پی «گاگارین» آمدم.
از سفینه ای
با تمام مردم زمین کهنه
حرف می زنم.

در تعجبم که در تمام سطح ماه
یک پناهگاه بمب نیست.
در تعجبم که خاک این ستاره هیچ،
بوی نفت و خون نمی دهد.
حالیا نگاه کن که با چه افتخار
کولبار سنگ و خاک را
از برای مردم گرسنه زمین، به رسم تحفه می برم

نویسنده :ƓὄὄƉ ǤIRĿ   غایب
#10
خسته، غمگین، تبدار
چنگ انداخته بر میلهٔ سرد
شاهد فاجعه ای است
یک پرنده که میان قفسی می نالد.

در حیات خاموش
در میان دو قراول
یک گل
می رود تا بشکوفد بر دار.





شب
بر بال شب پره
وقتی نشست و رفت،
در کوچه ها، شلنگ می اندازیم.

در کوچه ها، شلنگ می اندازیم
وقتی که ناگهان
چشم تمام پنجره های شهر
از هم گشوده می شود و آفتاب را
نظاره می کند.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار استاد شهریار iNSANE 188 8,199 05-19-2017, 04:43 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
Star اشعار احمد شاملو iNSANE 13 4,313 11-09-2016, 06:32 PM
آخرین ارسال: Xiaoyan
  اشعار امید صباغ نو iNSANE 23 4,456 11-09-2016, 10:00 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار مریم حیدرزاده iNSANE 6 2,578 11-09-2016, 09:20 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار هوشنگ ابتهاج iNSANE 13 4,327 11-08-2016, 02:44 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار اخوان ثالث iNSANE 10 3,582 11-08-2016, 02:30 PM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار عبدالصابر کاکایی iNSANE 21 4,800 11-08-2016, 02:08 PM
آخرین ارسال: iNSANE
Star اشعار زنده یاد سید احمد حسینی iNSANE 12 3,958 11-08-2016, 11:18 AM
آخرین ارسال: iNSANE
Heart اشعار کوتاه شمس لنگرودی iNSANE 55 6,416 11-08-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: iNSANE
  اشعار علی صالحی yalda73 24 4,887 06-22-2016, 03:32 PM
آخرین ارسال: ..::QueeN::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1017 - Can't find file: './koreafan_ZnvhsUg/mybb_threadviews.MYI' (errno: 2 "No such file or directory")
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('10430')