اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



اعتماد به نفس کودکان را تقویت کنیم
زمان کنونی: 04-11-2021، 11:27 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: E L E N A
آخرین ارسال: E L E N A
پاسخ 24
بازدید 1620

امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
را اعتماد به تقویت نفس کنیم کودکان

اعتماد به نفس کودکان را تقویت کنیم
#1
تشویق نکردن، بزرگ کردن نقاط ضعف و کمبودها، برشمردن شکست های کودک، عدم واگذاری مسئولیت و ناتوان معرفی کردن او در انجام کارها، تحقیر کردن کودک به جهت بلندی و یا کوتاهی قد و معایب دیگر جسمی و… تهدیدی جدی برای از دست دادن اعتماد به نفس کودکان است.هر یک از ما در زندگی روزمره به انسان هایی برخورد می کنیم که در جمع قادر به صحبت کردن نیستند و یا اراده کافی برای ابراز وجود ندارند، بعضاً به هنگام صحبت مسخ شده و زبانشان به لکنت می افتد. طبق تعریف کارشناسان اعتماد به نفس، اعتماد به خود است. افرادی که خویشتن را با دید مثبت نگاه می کنند در زندگی موفقیت های زیادی به دست می آورند. خانواده مهمترین عامل در به دست آوردن اعتماد به نفس در کودکان است. تشویق نکردن، بزرگ کردن نقاط ضعف و کمبودها، بر شمردن شکست های کودک، عدم واگذاری مسئولیت به کودک و ناتوان معرفی کردن او در انجام کارها، تحقیر کردن کودک به جهت بلندی و یا کوتاهی قد و معایب دیگر جسمی و… تهدیدی جدی برای از دست دادن اعتماد به نفس نزد کودکان است.
کارل راجز روانشناس انسانگرا در مورد تقویت اعتماد به نفس در کودکان بر این عقیده است که وقتی کودک از سوی والدین و معلمین خود مورد توجه و پذیرش قرار می گیرد این توجه مثبت بدون هیچ گونه قید و شرطی باعث می شود که کودک در درون احساس ارزش و اطمینان کند. به این ترتیب خود را با تمامی کاستی ها و توانایی هایش می پذیرد و دیگران را نیز می پذیرد در آن صورت او مشکلی در برقراری ارتباط با دیگران نخواهد داشت و در نتیجه با پدیده دلهره انگیز عدم اعتماد به نفس مواجه نخ واهد شد.افراط در تشویق خصوصاً تشویقی که رنگ رشوه به خود بگیرد نه تنها زیانبار است بلکه اثرات سوء نیز دارد که موجب یاس و دلسردی نزد کودکان می شود. روح کودک تشنه تقدیر، تحسین و تشویق بوده و نیازمند است که بداند و یا به این مهم دست یابد که اعمالش مورد تایید والدین بوده است در آن صورت از تکرار مجددش لذت می برد. والدین می بایستی توجه کودکان را نسبت به نکات مثبت رفتاری و شخصیتی که دارند جلب کنند و توانایی های آنان را در انجام کارها بیان کنند و در مواردی که ضعفی مشاهده می کنند آن را با بزرگ جلوه دادن نقطه قوت دیگر برطرف کنند. از تحقیر کودک و سرزنش او به خاطر نمرات درسی کمتر از بیست پرهیز و به او برای جبران ضعف هایش فرصت داده و او را در این مورد یاری کنند. احساس ارزشمندی را به او بیاموزید و از او به عنوان عضو موثری در خانواده سود برده و او را در امور منزل سهیم سازید.در وظیفه ای از وظایف اعضای خانواده که به کودک محول می کنید، دقت نظر داشته باشید و پیشرفتش را در انجام آن وظیفه پیگیر باشید و از تشویق او خودداری نکنید که یکی از فاکتورهای مثبت داشتن اعتماد به نفس کودکان و تشویق های به موقع در زمان کودکی است.جهت ایجاد اعتماد به نفس در کودکان به آنان امکان دهید که عواطفشان را بروز دهند و حتی گاهی بتوانند از والدین خود نیز انتقاد کنند و در مقابل انتقاد آنان عکس العمل تند نشان نداده و جبهه گیری نکنید و هرگز بین کودکان خود تبعیض قائل نشوید، زیرا تبعیض عاملی است که در درازمدت در کودک احساس حقارت ایجاد می کند و او را به انزوا و گوشه گیری می کشاند. به یاد داشته باشید کودکی که اجازه می یابد احساسات، عواطف و نظریات خود را به راحتی بیان کند شانس بیشتری برای سازگاری مناسب در دوره نوجوانی دارد. والدین باید سعی داشته باشند که هیچ عاملی اعم از زیبایی و یا زشتی، بلندی و یا کوتاهی قد، تیزهوشی و یا کم هوشی و… تهدیدی برای از دست دادن اعتماد به نفس کودک نباشد.زیرا وقتی از زیبایی یا قامت بلند و تیزهوشی کودک ستایش شده و به آن اهمیت داده می شود که کودکی که زیبا نیست، قامت بلندی ندارد و تیزهوش نیست احساس حقارت کرده و دچار کمبودهای عاطفی می شود. نکته بسیار مهم آموزش اعتماد به نفس است که این آموزش در رابطه والدین با یکدیگر به کودک آموزش داده می شود، تشکر و قدردانی والدین از یکدیگر در حضور کودکان احترام متقابل به یکدیگر، عدم انتقاد از یکدیگر در حضور کودکان و ارزش نهادن به زحمات یکدیگر، معرفی و شناساندن قابلیت های مثبت اجتماعی یکدیگر به فرزندان و تشویق و تحسین در مورد انجام امور می تواند ضمن افزایش انگیزه و امید به زندگی در بافت خانوادگی در کودکان تاثیر مثبتی داشته باشد. چون یکی دیگر از عوامل بسیار مهم در ایجاد اعتماد به نفس نزد کودکان داشتن خانواده ای توام با تفاهم و یکدلی است. در این گونه خانواده ها والدین نسبت به هم اعتماد داشته و از یکدیگر به نیکی یاد می کنند و مرتباً در مقابل فرزندان خود به تحسین و تشویق یکدیگر با واژه های محبت آمیز می پردازند. اصلاح رفتار کودکان در روزهای نخست زندگی نباید با تشویق و تحسین های بی مورد انجام پذیرد همان گونه که ذکر آن رفت افراط و تفریط نه تنها سازنده نیست بلکه اثرات تخریبی آن بسیار زیاد است.
برگرفته از
rangaranggroup.com
نویسنده :E L E N A   آفلاین
#2
حس اعتماد به نفس را از کودکان نگیریم !

همه ما تا به درستی کاری اطمینان نداشته باشیم، به سراغ آن نمی رویم و انجامش نمی دهیم و وقتی که به دنبال آن کار رفتیم با اعتماد به نفس خاصی که حاصلش انجام آن عمل است، به جلو می رویم. حالا اگر ما از خود مطمئن باشیم ولی دیگران این اعتماد و اطمینان را به ما نداشته باشند و این حس را به ما منتقل کنند مانمی توانیم و قادر به انجام آن کار نیستیم. آن وقت است که مردد می مانیم که آن کار را انجام بدهیم یا نه. یا اینکه اصلاً می توانیم آن را به انجام برسانیم یا اینکه توانایی انجام آن کار را نداریم و باعث خراب تر شدن کارها می شویم.
در رابطه با بحث کودکان اگر پدر و مادری و یا یک بزرگتر با کودک خود به گونه ای رفتار کند که کودک دچار عدم اعتمادبه نفس شود و خود را ناتوان از انجام هر کاری بداند و به او القا شود که قادر به انجام هیچ عملی نیست. نتیجه اش از دست رفتن کامل اعتماد به نفس کودک است. فرض کنید مرتب به شما بگویند نمی توانی، فکر نمی کنم از پس آن برآیی، تو قادر به انجام آن کار نیستی و آن را خراب تر می کنی. چه حسی به شما دست می دهد و چه فکری پیش خود می کنید؟
در مورد کودکان هم همینطور است. فرض کنیم پدر و مادری به کودک خود می گوید تو نمی توانی مدادهایت را بتراشی یا اینکه تو دست کندی داری فکر نمی کنم بتوانی از پس تکالیفت برآیی، یا مثلاً مادر بگوید تو قادر به جمع کردن ظرفها نیستی لطفاً به آنها دست نزن چون همه آنها را می شکنی یا پدر بگوید من می دانم تو آخرش نمی توانی این مسأله را حل کنی. یا مثلاً بگویند معلوم است که تو امسال در امتحانهایت موفق نمی شوی و معدل پایینی می آوری.
آیامی دانید که با این حرفها و برخوردها چقدر پرسشهای مختلف در ذهن کودکتان به وجود می آورید و از همه مهمتر اساسی ترین چیز که اعتماد به نفس در زندگی می باشد را از او می گیرید و از او فردی عاجز و ناتوان و بی محصول می سازید.
در این وضعیت کودک پیش خود می گوید آنها راست می گویند من نمی توانم، من به چیزی دست نمی زنم، من قادر به انجام هیچ کای نیستم، من کارها را خراب تر می کنم، می دانم خیلی بی عرضه هستم. در حالی که می توانید با کمی اطمینان دادن و کمک و راهنمایی باعث شوید که کارکرد فرزندتان بهتر شود و از پس کارها خوب برآید.
شما می توانید به جای جملات قبلی این جملات را به کار ببرید. بگویید من مطمئن هستم با قدری دقت می توانی مدادهایت را بتراشی، یا اینکه بگویید معلوم است که با قدری تلاش می توانی تندتر بنویسی و تکالیفت را انجام دهی. یا مثلاً مادر بگوید اگر ظرفها را محکم بگیری و حواست را جمع کنی مسلماً ظرفها سالم می مانند یا اینکه پدر بگوید من اطمینان دارم که با کمی فکر کردن می توانی این مسأله را حل کنی. یا به او بگویند ما می دانیم که تو با قدری همت و مطالعه بهتر می توانی در امتحاناتت موفق شوی و معدل خوب و بالایی بیاوری.
با این جملات و این برخوردها اگر هم فرزندتان آن کار را نمی توانست و یا اینکه به خوبی آن را انجام نمی داد بتواند از پس آن برآید با این اعتماد به نفس و اطمینان خاطری که شما به او می دهید تلاش و انگیزه را در اوقوی می سازید و باعث می شوید که کارکرد فرزندتان بیشتر و بهتر شود.

برگرفته از
rangaranggroup.com

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#3
کودکان و سکل گیری اعتماد به نفس

منشاء بسیاری از مشکلات رفتاری انسان نداشتن اعتماد به نفس است. امروزه جوامع تاوان سنگینی را به علت نداشتن اعتماد به نفس افراد خود، متحمل می شود.

بزهکاری های اجتماعی و انحرافات دختران و پسران و ناراحتیهای روحی و روانی، همه و همه با اعتماد به نفس مرتبط هستند و در همه این افراد نوعی احساس بی ارزشی و عدم پذیرش خود که از مشخصات نداشتن اعتماد به نفس است موج می زند و اغلب آنها احساس می کنند که دوست داشتنی نیستند.
تحقیقات نشان می دهد که اغلب افراد از دوران کودکی مشکلاتی در رابطه با اعتماد به نفس خود دارند. لذا وقتی افراد بزرگ می شود و به خود شناسی می رسند سعی در جبران کمبود ها بر می آیند و کوشش می کنند اعتماد به نفس را در خود بوجود بیاورند. اما واقعیت این است که اگر این افراد قادر باشند که واقعا در خود اعتماد به نفس بوجود بیاوند مثل آن افرادی نخواهند بود که از دوران کودکی با اعتماد به نفس تربیت شده اند.
اگر بطور ساده بخواهیم اعتماد به نفس را تعریف کنیم باید بگوئیم که اعتماد به نفس زمانی در کودک شکل می گیرد که وی احساس دوست داشتنی بودن و احساس کفایت و شایستگی کند. و این هم در درجه اول از طریق کیفیت رابطه ما با فرزندان نضج می گیرد.
والدین در ابتدای زندگی کودکان، برای آنها حکم خدا را دارند. آنچه والدین در باره کودکان می گویند وحی منزل است و کودک باور می کند. به عنوان مثال انواع بر چسب هایی که به بچه ها زده می شود، برای کودک این باور را به همراه دارد که آنها نه تنها آن بر چسب ها را دارا می باشند بلکه کم کم احساس ارزشمندی خود را از دست داده و تصور منفی از خود پیدا خواهند کرد. اینکه فرزندان ما چه افرادی هستند مهم نیست آنچه مهم است این است که آنها چه تصوری از خود دارند. لذا برای داشتن اعتماد به نفس در کودکان قبل از هر چیز باید انتقاد لفظی و بر چسب های مختلف راکنار بگذاریم.
برای شکل گیری اعتماد به نفس بالا چهار عامل زیر ضروری است:
1- احساس تعلق داشتن: احساس تعلق برای کودکان امنیت و آرامش را به دنبال دارد. تعلق داشتن به خانواده و دوستان و عضو گروهی شدن و در باشگاهها عضو بودن و داشتن تاریخچه و گذشته، همه اینها برای کودک احساس تعلق داشتن را به همراه دارد. در همین رابطه است که کودکان از شنیدن خاطرات گذشته خود توسط والدین احساس لذت و غرور می کنند چون فکر می کنند ریشه دار و دارای پیوستگی هستند. وظیفه ما والدین این است که احساس تعلق را در فرزندانمان بوجود بیاوریم و آن را تقویت کنیم.
2- منحصر به فرد بودن: بچه ها کم کم که بزرگ می شوند به طور ذاتی پی می برند که با دیگران متفاوت هستند. وظیفه ماست که این تفاوت را در آنها انکار نکنیم بلکه آن را تقویت کنیم، اینکه او با دیگران فرق می کند و یک موجود بی همتا و بی نظیر است و نباید سعی کند، مثل دیگران باشد. او باید مثل خودش باشد و به آن افتخار کند.
3- قدرت: بچه ها همانطور که رشد می کنند محیط را دست کاری می کنند و بزودی می فهمند که قدرت کنترل بسیاری از رویداد ها را دارند و می توانند به قدرت و استقلال شخصی برسند. والدین هم باید به این فرایند کمک کرده و به آنها این موقعیت را فراهم آورند. ما در این رابطه می توانیم به آنها مسئولیت دهیم تا احساس شایستگی کنند. بچه ها در صورت احساس موفقیت در کارها بیشتر احساس قدرت خواهند کرد.
4- آزادی بیان: کودکان باید بتوانندخواست های خود را بیان کرده و نیاز های خود را طلب کنند و در این راه نباید احساس تهدید و تمسخر نمایند. همچنین بچه ها باید قادر باشند که احساسات خود را به راحتی بیان کنند و این احساسات نباید مورد انکار والدین قرار گیرد چون احساس هیچ بچه ای اشتباه نیست.
نقص در هر کدام از موارد بالا نه تنها موجب شکسته شدن اعتماد به نفس می شود بلکه یکپارچگی درونی بچه ها را از بین برده و کودک برای جبران آن از طریق هدایت ضمیر ناخودآگاه و بطور خودکار دست به هر اقدامی می زند. عدم سازش با دوستان، بهانه گیری، تمسخر دیگران، آزار و اذیت والدین، کارشکنی، عزلت و گوشه گیری، اقدامات پست برای جلب توجه دیگران و غیره نمونه هایی از این اعمال هستند.

برگرفته از
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#4
به كودك اعتماد به نفس بدهيد
________________________________________

بگذاريد كودك به خودش و به شما اعتقاد داشته باشد. به خود متكي بودن و اعتماد به نفس يكي از عوامل مهم رشد ذهني و روحي و عاطفي كودك است و اين امر نقش مهمي در زندگي و آينده او دارد. بگذاريد فرزندتان باور كند كه مي‌تواند روي پاي خود بايستد. اگر خواست چيز سنگيني را از جا بلند كند، سرش داد نكشيد و نگوييد نمي‌تواني. مثلا اگر خواست ظرف غذا را سر سفره بياورد، فرياد نزنيد. ظرف كوچك‌تري به او بدهيد تا سر سفره بگذارد. او مي‌خواهد خودش را نشان بدهد و ابراز وجود كند. هرگز او را سرزنش نكنيد و نزنيد. به‌خصوص اگر مهمان داريد جلو آن‌ها كودك را كوچك نكنيد و اگر غذا را ريخت و چيزي را شكست او را «بي‌عرضه و بي‌ دست و پا» خطاب نكنيد. غذايي كه ريخت يا چيزي كه شكست ارزش آن را ندارد كه با زندگي و شخصيت كودك بازي كنيد؛ آسمان كه به هم نخورده است. با لبخند به او بگوييد وقتي كمي بزرگ‌تر بشوي ديگر غذا را نمي‌ريزي. حالا آن قاشق‌ها را ببر يا ...
از وقتي كودك مي‌تواند بگذاريد خودش غذا بخورد؛ آزادانه و با لذت. يك زيرانداز برايش بيندازيد تا او راحت غذا بخورد.
گاهي مي‌خواهيد چيزي را از كودك خردسال بگيريد و او نمي‌دهد؛ با اين كار مالكيت خود را اثبات مي‌كند و ابراز شخصيت مي‌كند. اسباب‌بازي خود را به كسي نمي‌دهد و از لوازم خانه مراقبت مي‌كند و نمي‌گذارد كسي به آن دست بزند. اين كارها حس استقلال‌طلبي و شخصيت‌سازي او را تقويت مي‌كند و با او به خشونت رفتار نكنيد و غرور او را نشكنيد.
بعضي از مادرها تا هنگام مدرسه رفتن فرزندشان لقمه را در دهان او مي‌گذارند. او را حمام مي‌كنند! بند كفش او را مي‌بندند و لباس به او مي‌پوشانند. اين كارها دوستي نيست بلكه دشمني است! با اين كارها كودك به مادر وابسته شده و هميشه مي‌خواهد مادر در كنارش باشد و كارهايش را انجام بدهد. اين‌گونه كودكان حتي در موقع درس خواندن و امتحان و شايد تا دوران دانشگاه اعتماد كافي به خود نداشته و هميشه منتظر كمك ديگران باشند. هم‌چنين در زندگي اعتماد به نفس كافي نخواهند داشت و از عهده مشكلات زندگي بر نخواهند آمد و اين زمينه بسياري از مشكلات و اختلافات زندگي زناشويي است.
برگرفته از
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#5
اعتماد به نفس کودکان را تقویت کنیم!
عدم اعتماد به نفس یکی از دلایل تقلب در دانش آموزان است
بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از دانش آموزان صرفاً به دلیل ضعف درسی اقدام به کار هایی نظیر تقلب نمی کنند بلکه به دلیل عدم اعتماد به نفس و نیاز به همراهی با دیگران دست به چنین کاری می زنند.

تقلب در واقع به معنی ارائه چیزی بیش از میزان واقعی آن است و به منظور گرفتن نمره بیشتر از سعی یا توان انجام می شود . در واقع شخص از خود و قابلیتهایش راضی نیست.
به گزارش خبرنگار مهر به نقل از تیچرز پرو یکی از عواملی که موجب تقلب می شود، عدم اعتماد به نفس است. دانش آموز خود را نپذیرفته یا باور ندارد و در شرایطی حاضر است پاسخی که می نویسد با دوستش یکی باشد. حتی اگر مطمئن نباشد که دوستش هم پاسخ صحیح را بداند. فقط نیاز به همراهی و هماهنگی با فرد دیگری دارد.
این احساس را می توان به نوعی احساس عدم امنیت نیز تعبیر کرد. از دیگر عوامل این ناامنی و تقلب برای دانش آموزان، ترس از نمره کم به دلیل ترس از سرزنش والدین است.
برخی از والدین به جای دانش فرزندشان صرفاً به نمرات وی تکیه کرده و چنانچه نمره ممتاز یا قابل قبولی نگیرد، مرتب او را با دیگر دانش آموزان مقایسه و سرزنش می کنند.
از آنجایی که همه انسانها نیاز دارند پذیرفته شوند، دانش آموز به منظور فرار از سرزنش تمام سعی خود را به جای درس خواندن معطوف شیوه های گوناگون تقلب می کند تا به هر قیمتی که شده نمره بالاتری کسب کند.
به عبارت دیگر برای او مهم نیست که این نمره در واقع متعلق به او نیست بلکه قصد دارد که به والدین و اطرافیان نشان دهد قابلیتهای قابل تحسین و تمجیدی دارد

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#6
دکتر فوژان زيني و الهه يوسفيان :
در پي فشارها و نا بساماني هاي اقتصادي که امروزه گريبانگير افراد جوامع شده است , چنانچه افراد از اعتماد به نفس و حرمت نفس بالايي برخوردار نباشند ؛ ميتوانند زير سنگيني اين فشارها دچار آزار و اذيت هاي روحي فراواني بشوند . هميشه در مقابل مشکلات چنانچه انسان از حرمت و اعتماد به نفس بالايي برخوردار نباشد , نگاه او به طور اتوماتيک به چاه سياهي برميخورد که هيچ طنابي براي بالا آمدن از آن ونجات خود نمييابد . بسيار طبيعي است که ما هميشه تحت تاثير شرايط بيروني قرار ميگيريم . حال اين شرايط بيروني ميتواند در رابطه با اوضاع اقتصادي باشد ,آنچه اطرافيان به ما ميگويند و در مورد ما انجام ميدهند , تربيتي که ما از پدر مادر خود آموخته ايم و خيلي شرايط ويژه ديگر که همه ما آنها را ميشناسيم و تحت تاثير آنها قرار ميگيريم

به هرجهت تمامي انسانها به نوعي نگران اوضاع بيروني هستند که اختياري براي تغيير آن ندارند . به طورنمونه ما در رابطه با اوضاع جوي , اقتصادي ويا عملي که ديگران انجام ميدهند هيچ گونه نفوذي نداريم . و بهتر بگوييم نفوذ ما تنها درحد امکانات دروني ما است که چگونه با پديده هاي مختلف برخورد کنيم

نوع برخورد ما با مسائل بستگي به دو عامل دروني ما دارد:

ــ اعتماد به نفس

ــ اطمينان خاطر از حرمت نفس اين دو عامل دروني امکانات دروني هستند که نحوه برخورد و نگاه ما را به مشکلات تعيين ميکنند . بر اساس اين دو فاکتور است که ميتوانيم فرمانده اوضاع و شرايط خود شويم و بتوانيم براي معضلات راه حل هاي مناسب جويا شويم

حتي بعضي از انسانها قابليتها بالايي دارند که ميتوانند از اوضاع و شرايط موجود به نفع خود استفاده کنند . کساني هستند که حتي در اوضاع بد اقتصادي ميدانند که چگونه پول بيشتري بسازند تا در يک شرايط معمول اقتصادي

با داشتن اعتماد به نفس بالا ميتوانيم اعمالي انجام دهيم تا تاثير اوضاع بيروني را به طور مثبت در زندگي خود بوجود بياوريم. آمار و تحقيقات نشان ميدهد موفقيتهاي اشخاص رابطه مستفيم با درصد اعتماد به نفس و حرمت نفس آنها دارد . وقتي اعتماد به نفس را باز ميکنيم ميبنيم که زير بناي واقعي آن برميگردد به حرمت نفس . بدون داشتن حرمت نفس نمتوان از اعتماد به نفس بالا برخوردار بود

اعتماد به نفس زماني به وجود ميايد که فرد يک سري از کارها راانجام داده و جرات انجام کارهاي بعدي را نيز پيدا ميکند . يعني اين اعتماد را به خود پيدا ميکند که از پس به انجام رساندن کارها و تصميماتش بر ميايد ؛ حتي در مواردي که مسئله ايي بطور ناگهاني برسرراه اش قرار ميگيرد قدرت مقابله کردن با آن را در خود ميبيند

حرمت نفس برميگردد به ارزش گذاشتن به خود و کلا اينکه من قابليت انجام دادن , بدست آوردن و نيتيجه گرفتن را دارم . زماني که حرمت نفس و اعتماد به نفس بالا دست به دست هم ميدهند شخص را در زندگي موفقتر ميسازند . البته بايد توجه داشت که گاه اعتماد به نفس ظاهري دراشخاص توخالي با بروز بيش از حد بيروني ارائه ميشود ؛ شخص به دليل نداشتن آن تنها ميخواهد به ديگران جلوه دهد که داراي چنين قابليتي است . معمولا چنين افرادي داراي غرور و تکبر زيادي هستند و يک حالت نمايشي و خودنمايي به خود ميگيرند . در صورتي که اگر اعتماد به نفس واقعي در کسي وجود داشته باشد داراي چنان قدرت دروني ميشود که نيازي به خودنمايي در او بوجود نميايد

عدم وجود اعتماد به نفس را در سه گروه ميتوان مشاهده کرد:
ــ زماني که افراد به اين باور هستند که ميبايست انجام کارها صددرصد کامل صورت بگيرد ؛ يعني افراد کمال گرا . که اين اعتقاد در آنها باعث ميشود هر چقدر هم خود را کامل و توانا تصور کنند باز هم نگران بي نقص بودن انجام کارها و تصميماتشان باشند .بنابراين اين کمال گرايي سدي براي حرکت آنها ميشود

ــ افرادي که خود را کوچک و حقير و ناتوان فرض ميکنند ؛ حتي بدون تفکر از انجام هر کاري صرف نظر ميکنند و خود را بسيار نالايق مي پندارند
ــ افرادي که بدون تائير ديگران حاضر به انجام هيچگونه تصميم گيري و اقدامي نيستند . با کوچترين انتقادي از عمل خود مايوس ميشوند ومرتب قبل از انجام هرگونه عملي درپي تائيده از ديگران هستند

علت کمبود اعتماد بنفس استانداردها و تربيتي است که ما از طريق خانواده و جامعه کسب کرده ايم. داشتن اعتقادات و باورهايي که ما از اين طريق گرفته ايم گاه آن طور با ما اجين ميشود ؛ که در پروسه هاي روان درماني ابتدا ميبايست زمان طولاني صرف خارج کردن اين باورها از ذهن شخص و جايگزين کردن باورهاي سازنده شود

بزرگترين تاثيرگزاران در اين زمينه پدر و مادرها هستند که گاه با رفتار تحقير آميزشان در دوران کودکي عدم اعتماد به نفس را در کودکان بوجود مياورند . گاهي اوقات والدين ناخواسته با انجام مقايسه هاي مختلف بر روي کودک حس داشتن اعتماد به نفس را از آنها ميگيرند . اين مقايسه هاي ميتواند به اشکال مختلف بروز کند مثلا مقايسه او با کودکي ديگر ؛ حال از خود خانواده يا افراد فاميل ويا دوست وهمسايه . حتي اين مقايسه ها ميتواند با زمانها مختلف خود کودک هم صورت بگيرد

يکي ديگر از روشها غير سازنده پدر و مادرها چنين است که در صورت عصبانيت , اضطراب و غمگيني ؛ عکس العمل هاي احساسي خود را بر سر کودکشان خالي ميکنند .و درست در اين حالت است که کودک احساس بي ارزشي نسبت به خود پيدا ميکند و اتوماتيک وار داراي اين تصور ميشود که مطمئنا داراي عيب وايرادي است که پدر يا مادر چنين رفتاري با او انجام ميدهند

باورها و جهان هستي کودک تا هشت سالگي بسته ميشود و روابط حاکم بر خانواده تاثير مستقيم برروي اين شکل گيري دارد . اما آنچه سيستم باوري کودکان را پس از اين دوران تحت شعاع قرار ميدهد محيط مدرسه و کلا محيط خارج از خانه است . البته اگر پدر و مادر قادر نباشند با دنياي بيروني رابطه متعادلي داشته باشد زماني که در دنياي بيروني به دنبال جايگاه خود ميگردند دچار يک نوع دو گانگي ميشوند .بطور مثال اگر در خانه مهماني برگزار ميشود و والدين در اين زمان توجه خود را از فرزندشان دريغ بکنند , اين تصور براي کودک به وجود ميايد که او درمقايسه با ديگران از ارزش پايين تري برخوردار است وبايد هميشه خود را فداي ديگران بکند . اينجا است که اين امکان بوجود ميايد که کودک در آينده نتواند به آن تعادلي که حريم خود وديگران را در رابطه بشناسد ؛نرسد . اين نکته بسيار حائز اهميت است که انسانها بياموزند که درهر رابطه اي ؛ هم خودشان مهم هستند و هم ديگري .
برگرفته از foojan.com

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#7
اعتماد به نفس کدام کودک پایین است؟

عزت نفس کودک به خودی خود کم ویا زیاد نیست و شبیه ابر لایه لایه ای است که روزانه تغییر شکل و شدت می دهد و با خلق و خوی هر کودک و میزان آگاهی وی نسبت به محیط زندگی اش و نیز طرز فکر مردم اطراف او فرق می کند.
زندگی های روزمره کودکان پر از موفقیت و شکست است .زمانی که در امتحان دیکته موفق می شوند بی نظیرند،اما اگر فراموش کردند تکلیف علوم خود را بنویسند ،سرزنش می شوند و صدها نمونه دیگر چون کودکان به ندرت بین مسائل جزئی و مهم به ندرت می توانند فرق قائل شوند و موفقیت های بزرگتر نمی توانند شکسته ای کم اهمیتشان را جبران کنند.
عزت نفس شامل احساسات ،باورهای و ارزوهای پیچیده کودک براساس مهارت های در حال تغییر وی در تاثیر متقابل و نفوذ به دنیای اطرافش است.
چون عزت نفس بسیار پیچیده و ارزیابی آن بسیار پردردسر و دشوار است،در زیر فهرستی در مورد علائم امکان پایین بودن عزت نفس در کودکان ارائه شده است.این علائم به والدین می آموزد که اگر کودکی عزت نفس اندک داشته باشد،چگونه رفتار می کندوچه طرز فکری خواهد داشت.کودکی که عزت نفس اندکی دارد در خانه چنین رفتارهایی از خود بروز می دهد:
1- آرزو دارد کس دیگری باشد .کودکی که دائم دوست دارد شخص دیگری باشد،معمولا بیش از حد خیال پرداز است و آرزو دارد که کوچک تر شده و از مسئولیت های بزرگسالی خلاصی یابد.
2-احساس بی ارزش بودن می کند.
این احساس زمانی به وجود می آید که کودک نسبت به جلب توجه دیگران امید کمی به خود دارد،در نتیجه به ندرت در جستجوی توجه دیگران است.
3-اغلب به هنگام برخورد با وظایف مشکل یا جدید گریه می کند.
بعضی از کودکان هنگام روبرو شدن با وظایف مشکل صبور نیستید و دائم مضطرب اند که چگونه آنها را انجام دهند و به همین دلیل به شدت اشک می ریزند .
4- از خود به طور منفی یاد می کند .
کودکان در هنگام صحبت در مورد تواناییهایشان غلمو می کنند و اکثر والدین به شنیدن این حرف عادت دارند اما کودکی که عرت نفس اندکی دارد ممکن است بگوید که از خودش بیزار است یا ای کاش مرده بود.
5- از خود فعالیتی نشان نمی دهد .
بیشتر کودکان آنقدر از نظر انرزی اشباع شده اند .که به نظر می آید در حال انفجارند .اما کودکی که احساس درماندگی می کند،نشانه ای از تلاش در او دیده نمی شود .
6-ابهام را نمی تواند تحمل کند .
وقتی که کودکی به قود تشخیص خود اعتمادی ندارد می خواهد که هر چیزی را برایش چندین و چندبار توضیح دهند.اگر موضوعی به اندازه کافی واضح نباشد ،باور نمی کند که بتواند آن را درک کند و نگران پیامدهای سوء تعبیر خود می شود .
7- خود ویرانگر است .
بعضی از کودکان از خود بیزارند و حتی ممکن است که به خودشان آسیب برسانند و این کار را معمولا با گاز گرفتن یا خراشیدن خود شروع می کنند.
8-از نظر ظاهر ،سرووضع مرتبی ندارند.البته این مسئله در مورد کودکانی که مسائل زیادی برای فکر کردن دارند رایج است،اما میتواد علامتی باشد نسبت به اینکه کودک از فکر کردن و توجه به لذتی نمی برد .
9-تصمیم گیری برایش مشکل است .
این علامت دیگری است که نشان می دهد کودک به قوه تشخیص خود ایمان ندارد و نگران پیامد انتخابی است و در تصمیم گیری مشکل پیدا می کند .
10-نسبت به آینده اش بدبین است .
وقتی که کودکتان با بیحوصلگی و ناامیدی از آینده اش سخن می گوید باید نگران شوید .بعضی از کودکان چون آینده شان را چندان پربار نمی بینند ،اهمیتی نمی دهند که بعدها چه اتفاقی بیفتد.
کودکی که اعتماد به نفس اندکی دارد در بین کودکان دیگر بعضی از رفتارهای زیر را از خود نشان می دهد :
11-به کودکان کوچکتر وضعیفتر از خود زور می گوید.
کودکی که احساس ضعف می کند و به سبب عدم اعتماد به نفس ناامید است سعی می کند با ترساندن بچه های دیگر ،مخصوصا آنهایی که ترسو هستند ،احساس قدرت کرده یا لااقل بدین ترتیب شخص دیگری را در ترس خود شریک کند.
12-ستیزه جواست.
معمولا بعضی از دوستان هم سن وسال گاهی نسبت به یکدیگر پرخاشگرند،اما اگر کودکی به طور دائمی پرخاشگر داشت،نگران کننده است ،چون او بدین طریق نشان می دهد که از هم سن وسالهایش به طور کلی بیزار است .کودکی که به طور کلی دیگر کودک را از خود می راند احتمالا می ترسد که دیگران او را نپذیرند .
13-در برخورد با بزرگسالان قوی تر یا همسن و سال های تازه وارد،اعتماد به نفس ندارند .کم رویی در کودکان رایج است و به طبیعتی که با آنان متولد می شوند ارتباط دارد ،ولی اگر کودکی با دیدن هر شخص غریبه یخ می زند ،نشان دهنده این است که می ترسد اشخاص تازه وارد او را بد یا نالایق تصور کنند .
14-درک دیدگاههای دیگران برایش مشکل است.روی هم رفته کودکان ،تفکرات و احساسات دیگران را سریع درک می کنند ،اما اگر کودکی معتقد باشد که نمی تواند دیگران را بفهمد یا در این زمینه تلاش کمی کند ،توانایی درک سریع او تحلیل می رود و اگر عزت نفس کودک اندک باشد دیگر برای درک احساسات دیگران تلاش نمی کند.
15-بیش از حد به عقاید افراد مقتدر یا هم سن و سالهای با اقتدار تکیه می کند .کودکی که به خود اعتمادی ندارد با قادر به ابتکار نیست پیرو عقاید اشخاصی است که با اعتماد به نفس اند:
16-معلومات عمومی کمی دارند
کودکی که عزت نفس اندکی دارد،فکر می کنند که نسبت به دیگران از جذابیت کمتری برخوردار است و به این سبب ، افکار خود را ابراز نمی کند و بر این باور است که عقاید و احساساتش برای دیگران اهمیتی ندارد و کسی علاقمند به شنیدن آنها نیست .
17-نقش رهبری را نمی پذیرند.
کودکانی که عزت نفس اندکی دارند،اغلب معتقدند که در سازمان دهی دیگران ویا تصمیم گیری ناتوان اند.
18-به ندرت داوطلب می شوند .
کودکی احساس می کند بعید است کاری را کامل یا رضایت بخش انجام دهد در هیچ کاری شرکت نمی کند .
19-اغلب از اجتماع دوری می کند.
کودکی که عزت نفس اندکی دارد ،نمی داند که چگونه توجه دیگران را به خود جلب کند و حفظ کند.به این علت از کودکان دیگر دوری می کند و رمانی هم که تلاش می کند وارد گروهی شود ،بسیار ناشیانه عمل کرده و تلاش شان بی فایده می ماند .
20-هم سالانش به ندرت او را انتخاب می کنند .
کودکی که به ندرت داوطلب می شود و از تفکرات و احساساتش کمتر سخن می گوید و عقایدش را ابراز نمی کند ،در بازی و کارهای مشارکتی به ندرت انتخاب می شود .او از بودن با دیگران هرگز لذتی نمی برد و به ندرت می تواند بر فکر گروه تاثیر بگذارد و بدین ترتیب عدم اعتماد به نفسش شدت می یابد.
21-دم دمی مزاج است.
وقتی کودکی به قوه تشخیص خود اعتماد ندارد ، کف نفس مناسب را از دست داده و رفتارمتناقضی از خود نشان می دهد ،مثلا در زمین بازی خیلی ساکت است اما وقتی در کلاس است با سرو صدا کردن توجه معلم را به خود جلب می کند چرا که می داند می تواند این کار را انجام دهد.
22-مطیع است.
هنگامی که کودکی نسبت به ارزش خود بی اطلاع است و به راحتی تسلیم هوس ها و دستورات دیگران می شود.
23-توجه ها را به سمت خود جلب می کند .
از آن جا که عزت نفس اندک انواع بسیار متفاوتی دارد،مسما به طور متناقضی نیزبروز می کند .بعضی از کودکان فکر می کنند بی ارزشند و از خود چیزی ندارند که اظهار نمایند ،آن گاه در تلاش اند که با پز دادن توجه دیگران را به خود جلب کنند.
24-به ندرت می خندند یا لبخند می زنند.
25-از هم سن و سال های خودش با اهانت یاد می کند .
کودکی که نمی تواند تایید دیگران را به دست آورد برای اینکه رنج خود را کاهش دهد ،دیگران را سرزنش می کند.مثلا می گوید«فلان کودک بی ادب و کثیف است ،یا نق می زند با احمق واقعی یا کودن است»
26-تابع امیال آنی خود است .کودکی که به خود ا عتماد ندارد ،بی اندازه نگران است که نتواند کاری را به خوبی انجام دهد و اغلب بدون فکر عمل می کند.
27-حواسش زود پرت می شود و زمان قدرت تمرکزش کوتاه است.
این ویزگی از آنجا ناشی می شود که کودک فکر می کند که نمی تواند کار دشواری را انجام دهد و به محض اینکه به قسمت دشوار کار می رسد توجه ئ تمرکز او از بین می رود .اگر مطلبی را که زود می خواند زود درک نکند یا به سرعت نتواند مسئله ریاضی را حل کند دچار حواس پرتی می شود.
28-در محیط های جدید و ناآشنا دچار اضطراب شدیدی می شود .
بعضی از کودکان که از عزت نفس اندکی برخوردارند ،در محیط های آشنا خوب عمل می کنند،چون احساس می کنند کسی از آنها کاری خارج از توانشان نمی خواهد ،اما وقتی که محیط تغییر می کند بی اندازه نگران می شود و می ترسند که انجام دادن کارهای متفاوتی را از آنها بخواهند .
29-انگیزه تلاش را از دست می دهد.
وقتی کودکی فکر می کند که هرگز موفق نمی شود ،دلیلی برای تلاش کردن نمی یابد و تصور می کند که باز در نهایت بی چاره و در مانده است .
30-به طور کلی پشتکارش را از دست می دهد .هر کس که فکر که شانس نسبتا خوبی دارد ،می تواند کاری را تا آخر ادامه دهد اما کسانی که عزت نفس اندکی دارند این احتمال را می دهند که در کارشان شکست خواهند خورد .
31-از الگوهای فکری ثابتی پیروی میکند.
کودکی که به خود اعتماد ندارد فکر می کند که نمی تواند واکنش های دیگران را درک کند ،بنابراین گرفتار یکسری الگوهای فکری ثابت می شود از قبیل :من باید خوب وآرام باشم و مثلا حتی اگر معلم در تلاش باشد که بچه ها را تشویق کند نمایشی بازی کنند او واکنشی از خود بروز نمی دهد .
32-توانایهایش را بی اندازه دست کم می گیرد یا درباره شان غلو می کند.
بعضی مواقع کودکی که دارای عزت نفس اندکی است درباره توانایی هایش غلو می کند که این عمل حالت تدافعی رایجی است .او قادر به روبه رو شدن با توانایی های واقعی اش نیست پس به دنیایی تخیل قدم می گذارد و بدین ترتیب احساس بی کفایتی اش را جبران می کند .
33-موفقیت را در نتیجه تاثیر چیزی خارج از وجود خود می داند .مثلا اگر امتحانی را خوب دهد یا در مسابقه ای برنده شود ،دلیل موفقیتش را آسان بودن امتحان یا خوش شانسی می داند .
34-شکست را در نتیجه تاثیر عمل شخص خود می داند .
کودکی که اعتماد به نفس اندکی دارد ،شکست را نتیجه مستقیم بی استعدادی و بی ذکاوتی خود می داند و معتقد است درس نمی فهمد یا احمق است.
35-هر نوع شکست حتی جزئی را مهم تلقی می کند .
36-مستقل کارکردن برایش دشوار است.
کودک با عزت نفس اندک چون ابتکار عمل ندارد به هم سن و سال های مستبد یا کودکان توانی بزرگ تر از خود متکی می شود و دوست دارد که دیگران به او بگویند چه کاری انجام دهد.
37-کم سئوال می کند.
با این که در جستجوی دیگران است احتمال دارد در بعضی مواقع بسیار کم سئوال کند،چون می ترسد دیگران به حماقتش پی ببرند .
هدف از تنظیم این فهرست به صدا در آوردن زنگ خطر به گونه ای نیست که والدین را نگران کند بلکه مقصود هوشیار کردن آنها نسبت به رفتار کودکان شان است.

****
منبع : مقاله "اعتماد به نفس کدام کودک پایین است "-نویسنده: تری ابتر ، ترجمه:نادیا زکالوند

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#8
مثالی بر رابطه ی اضطراب و وابستگی با کمبود اعتماد به نفس کودکان

بازگشايي مدارس و کلاس اولي هاي مضطرب!
اعتماد به نفس کم و وابستگي به والدين از علل اضطراب نخستين روز مدرسه است


رئيس بخش روانپزشکي کودکان و نوجوانان بيمارستان رازي، با بيان اين که بروز اضطراب در کلاس اولي ها و يا دانش آموزان مقاطع جديد به يک باره ايجاد نمي شود، گفت: اعتماد به نفس کم، وابستگي بيش از حد به والدين و آشنا نبودن با محيط جديد از مهم ترين علل بروز اضطراب براي کلاس اولي ها و دانش آموزان مقاطع جديد است. دکتر نسرين اميري در گفت وگو با ايسنا، با بيان اين که اين دانش آموزان غالبا خواب شبانه راحتي ندارند و از نگراني هاي شديد درباره دزديده شدن هنگام جدايي از والدين رنج مي برند، اظهارکرد: بايد ضمن توانمندکردن اين دانش آموزان، زمينه را براي عدم وابستگي به والدين براي آنان فراهم کرد. وي با بيان اينکه برخي از خانواده ها هر تجربه جديد و نويي را با نوعي اضطراب و نگراني براي فرزندانشان مطرح مي کنند، گفت: اين امر باعث تشديد اضطراب براي دانش آموزان مي شود حال آن که مي توان با خوشايند جلوه دادن هر تجربه جديد مانع از بروز اضطراب در دانش آموزان شد. رئيس بخش روانپزشکي کودکان و نوجوانان بيمارستان رازي، با بيان اينکه در فرهنگ شرقي وابستگي شديد فرزندان به والدين وجود دارد، افزود: بايد کودکان را به استقلال در زمينه انجام وظايف شخصي چون پوشيدن لباس و کفش و حفظ اعتماد به نفس تشويق و ترغيب کرد. اميري با تاکيد بر ايجاد جو دوستانه به جاي جو رقابتي در بين فرزندان گفت: اعتماد به نفس کودکان مضطرب به شدت کم است و از خود کم بيني رنج مي برند; از اين رو بايد با توانمند کردن فرزندان روحيه استقلال طلبي را در آنان تقويت کرد. وي، ادامه داد: بايد به کودکان آموزش داد که مدرسه محيط امني است و براي رفع اضطراب از روش مدلينگ بهره گرفت. به عنوان مثال چنين عمل کرد که فردي که تشنه مي شود در مدرسه چه کار مي کند تا بدين ترتيب ميزان اضطراب را در وي کاهش داد. رئيس بخش روانپزشکي کودکان و نوجوانان بيمارستان رازي، مهدهاي کودک را عامل موثري در رفع کاهش اضطراب در دانش آموزان کلاس اولي برشمرد و يادآورشد: از اين رو توصيه مي شود حتي والدين خانه دار فرزندان خود را از سه سالگي به مهد کودک ببرند.
گروه اینترنتی رنگارنگ

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#9
نمی خواهم به مدرسه بروم !!

والدین ، هیچ گاه اطمینان ندارند که آیا به اجبار کودک را به مدرسه فرستادن کار درستی است یا نه؟ آنها به طور دقیق نمی دانند که آیا کودک ، واقعا احساس ضعف و بیماری کرده یا مثل بسیاری از کودکان که گاهی دلشان نمی خواهد به مدرسه بروند بهانه گیری می کند.

در خانه هایی که مدرسه رفتن کودکشان به صورت مشکل در آمده صبحهای زود، مالامال از اشک و دعوا و سر و صداست. بعضی از کودکان صبح که از خواب بیدار می شوند، می گویند که به مدرسه نمی رویم و تعداد دیگرشان تمارض به دل درد و سردرد می کنند، یا با آه و ناله اعلام می کنند که حالشان خوب نیست.

مهم نیست فرزندتان چگونه حالت اضطراب و نارضایتی خود را نشان می دهد، بلکه آنچه اهمیت دارد این است که شما با دلداری دادن ، اعتماد به نفس او را تقویت کنید؛ اما گاهی اوقات باید علایم فیزیکی را که باعث نشانه های بیماری فرزندتان می شود نادیده بگیرید و بهترین راه اصرار به اصل موضوع است که او باید به مدرسه برود.

به نظر یکی از کارشناسان در این مواقع بهتر است بگویید: «عزیزم تو یک درجه هم تب نداری و چشمانت سرحال و شاداب است. مامان و بابا امروز کارهای مهمی دارند که باید انجام دهند.

پس بهتر است به مدرسه بروی تا ما هم به کارهایمان برسیم.» با وجود این ، اگر به فرزندتان به دلیل این که واقعا بیمار است ، اجازه مدرسه رفتن را ندادید، او را مطمئن سازید که روز خوبی در خانه نخواهد داشت. او را در رختخوابش بخوابانید و در ساعات بعدی روز هم ، حتی اگر گفت حالش بهتر است ، اجازه بازی ندهید.

دلایل اضطراب کودکان هنگام رفتن به مدرسه
دلایل متعددی وجود دارد که چرا کودکان 6-5 ساله از رفتن به مدرسه می گریزند، مهمترین و معمول ترین نارضایتی آنها عبارتند از: «من می خواهم فقط در خانه بمانم!» بعضی کودکان در این سن به زمان بیشتری برای سازگارکردن خود با قوانین و محیطهای جدید نیاز دارند. بازگشایی مدارس پس از تعطیلات تابستانی ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، بیماری و یا مرگ یکی از اقوام می تواند باعث اضطراب و دلشوره کودک شود، حتی بچه ای که قبلا این طور نبوده ، ممکن است دچار این اضطراب ها شود.

راه حل: با فرزندتان درباره آنچه که در روزهای مدرسه انجام می داده صحبت کرده و روی نکات مثبت و جالب توجه تاکید بیشتری کنید. ساعات روز او را طوری برنامه ریزی کنید تا احساس رضایت بیشتری کند. استفاده از وسایل کوچک و جالبی که به طور چشمگیری باعث کاهش اضطراب و تقویت اعتماد به نفسش می شود بسیار موثر است. از قبیل گذاشتن یادداشت هایی در ظرف غذایش ، حیوان کوچک عروسکی یا یک سری عکسهای خودش.

از مدرسه می ترسم!بعضی کودکان 6 ساله به طور عجیبی از مدرسه می ترسند و به مادرشان می گویند: «من به مدرسه نمی روم و در خانه می مانم» ترس این کودکان ممکن است دلایل متعددی داشته باشد از جمله ترس از سوار شدن سرویس ، دعوا کردن با دوستش ، توبیخ شدن توسط معلم ، قادر نبودن به بستن بندهای کتانی (کفش) یا مسخره کردن او به خاطر عینکش.

راه حل:
با معلم او صحبت کنید و شیوه جدیدی را برای حل مشکل کودکتان پیدا کنید. به عنوان مثال اگر او را مسخره می کنند، به معلمش بگویید تا با بچه های دیگر صحبت کند. اگر از سرویس مدرسه می ترسد با راننده سرویس تماس بگیرید و از او بخواهید که فرزندتان را با اسم صدا کرده و به او خوشامد گوید و اجازه دهد که ردیف جلو بنشیند.

من مثل کودکان دیگر باهوش نیستمهنگامی که کودکان برای سلامت جسمانی و عقلانی به مراکز سنجش سلامت مراجعه می کنند، اضطراب آنها به طور فزاینده ای زیاد می شود.

در این مراکز کودکان 5-6 ساله ای هستند که احساس بدی درباره موفقیتشان در مقایسه با دیگر همکلاسی هایشان دارند. راه حل: اگر فکر می کنید که فرزندتان به کمک بیشتری نیاز دارد، به معلمش بگویید به او توجه و کمک بیشتری کند یا یک معلم خصوصی برایش بگیرید.

به جای این که سعی کنید خودتان معلم کودکتان شوید همانند یک راهنمای خوب عمل کرده و به آن کاری که فرزندتان خوب انجام می دهد، تکیه کنید. او را مطمئن سازید که در صورت اشتباه انجام دادن کاری هیچ مساله ای پیش نمی آید و تنها انتظاری که از او دارید این است که سعی کند بهترین باشد.

علت نرفتن به مدرسه را دریابید
کشف کنید چه عاملی در مدرسه آنقدر کودکتان را آزار می دهد که از رفتن به آنجا خودداری می کند. با کودک صحبت و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می شوند او به مدرسه نرود برای شما بگوید، این روش را هم بیازمایید. از کودک بخواهید فهرستی از آنچه در مدرسه مورد علاقه اش است و آنچه را که دوست ندارد با ذکر دلیل برای شما بگوید.

ببینید آیا نشانه هایی از این که کودک از مدرسه رفتن نمی ترسد ولی از ترک خانه واهمه دارد می بینید یا خیر؟ ممکن است شما نتوانید به حل و رفع مشکل بپردازید، ولی می توانید به کودک کمک کنید با احساساتش کنار بیاید. با نشان دادن علاقه تان و درک مسائلش به او اطمینان خاطر بدهید.

با دوستان و برادر و خواهرهای کودک صحبت کنید. شما اغلب می توانید با پرسش ، از احساساتش آگاه شوید. گاهی برادر یا خواهر بزرگتر می تواند اطلاعات مفیدی به شما بدهد یا شما را در حل و رفع مساله یاری کند. با معلم کودکتان صحبت کنید. مشکل را با او در میان بگذارید. سرآغاز این رفتار چه آموزشی و چه احساسی باشد، معلم باید از قضیه اطلاع داشته باشد و حتی ممکن است بتواند در حل و رفع آن مشکل کمک بزرگی برای شما باشد.

کودک را به مدرسه و محیط آن علاقه مند کنید
این راهها را برای تشویق کودک به منظور به مدرسه رفتن بیازمایید. با نظری مساعد درباره مدرسه صحبت کنید. روزهایی را که قرار است اتفاق خاصی در مدرسه بیفتد یا برنامه خاصی در مدرسه وجود دارد در تقویم علامت بگذارید، مثلا به کودک بگویید: «این هفته قرار است تمام بچه های کلاستان را برای بازدید از یک ایستگاه آتش نشانی ببرند. فکر می کنی چه چیزهای تازه ای ببینی؟ یادت باشد همه چیز را برای من تعریف کنی». با دقت کافی وارد عمل شوید

اگر دلیل خاصی برای دوست نداشتن یا احساس ناراحتی فرزندتان نسبت به مدرسه وجود ندارد لازم است که شما کمی هوشیارتر و تیزبین تر باشید. درباره هر کدام از روزهای مدرسه اش با او صحبت کنید و عکس العملش را ببینید. اگر در کشف (یافتن) آنچه که باعث نارضایتی اش می شود به شما کمک کرد، شما نیز در حل این مشکل به او یاری دهید تا به اختیار خود بتواند به خودش کمک کند. همچنین با معلمش درباره روشهایی که ممکن است نظر او را نسبت به مدرسه عوض کند، صحبت کنید.

در حقیقت با کار گروهی می توان ، نگرانی کودکان را درباره مدرسه کم کرد از جمله تشویق های معلم ، داوطلب شدن دانش آموزان ، زنگ تفریح برای استراحت و حتی اختصاص دادن ساعتی در هر هفته برای صحبت کردن مدیر مدرسه با شاگردان. بنابراین با استفاده از این روشها کودکان 5 6ساله دیگر احساس نگرانی و اضطراب برای مدرسه رفتن ندارند و روز به روز احساس راحتی و رضایت بیشتری خواهند کرد.

برگرفته از ایران ناز

نویسنده :E L E N A   آفلاین
#10
اعتماد به نفس او را افزایش دهید
زمانی‌که از کودکان پرسیده می‌شود برای حل یک مشکل چه اقدامی انجام می‌دهند، با پاسخ‌هایشان نشان می‌دهند که می‌توانند راه حل‌های جالبی برای کنترل استرس شان پیدا کنند.
بعضی از آنان تاکید دارند که باید بتوانند در مورد آن موضوع با یک بزرگتر صحبت کنند. برخی دیگر از اجتناب و دوری صحبت می‌کنند یعنی با سرگرم شدن به کاری و یا فکر کردن به موضوعی دیگر حواسشان را پرت می‌کنند. بعضی دیگر جز گریه و زاری و یا غصه خوردن کار دیگری از دستشان بر نمی‌آید. بعضی‌ها هم فکر می‌کنند باید ببینند چه باید کرد و یا آنکه ناراحتی شان را بر سر دیگران و روی‌اشیاء خالی می‌کنند.
تمام راهکارهای کودکان بد نیستند. با این وجود، بعضی از این راهکارها هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و خود بچه‌ها حاضر نیستند آن را بپذیرند. بنابر این، آموزش راهکارهای غلبه بر ترس به کودکان مفید خواهد بود. مهم‌ است که به این‌نوآموزان به طور صحیحی کمک شود.
تحقیقات در این زمینه نشان می‌دهند که راهکارهای مفید برای کنترل استرس کودکان در دوران بزرگسالی نیز کارایی دارد. روشی که مؤثر واقع شود، اثراتش تا بزرگسالی باقی می‌ماند. بنابراین در اولین قدم باید راهکارهای بد را شناسایی کرده و آنها را به روش‌های مناسب و قابل‌قبول جامعه تبدیل کنیم، برای این کار موارد زیر پیشنهاد می‌شود.
‌خودتان را کنترل کنید. برای کمک به کودکی که دچار استرس شده، ابتدا باید اضطراب خود را کنترل کنید. بچه‌ها گیرنده‌های بسیار قوی دارند و اضطراب به سهولت به آنها انتقال داده می‌شود.
به حرف‌هایش گوش دهید. برای کنترل استرس فرزندتان، حمایت خانواده، منبع اصلی کمک به شمار می‌آید. ابتدا باید به او کمک کرد تا علائمی را که در اثر استرس در او ظاهر شده و حاکی از آن است که استرسش دیگر قابل کنترل نیست (بی خوابی، تغییر ناگهانی خلق و خو، گرسنگی مفرط، تیک‌های عصبی و سردرد )را بشناسد. صحبت کردن، فشار ناشی از استرس را کاهش می‌دهد. با صحبت کردن می‌توان به او نشان داد که او تنها نیست و اینکه شما نیز مثل او در زندگی گاه تحت فشار استرس‌هایی مشابه قرار می‌گیرید.
به او کمک کنید تا نگرانی‌هایش را ابراز کند و آنها را در دلش نگه ندارد. با او در مورد مدرسه، یادگیری و دوستانش صحبت کنید. زمانی‌که به حرف‌های او با علاقه و جدیت گوش دهید، این عمل رابطه بین پدر و مادر و فرزندان را استحکام می‌بخشد. از مدرسه‌اش دیدار کنید و با معلمان و والدین دیگر بچه‌ها ملاقات کنید. این عمل این امکان را به شما می‌دهد تا از نزدیک با چشمان او مشکل را ببینید و از این طریق، فرزندتان احساس خواهد کرد که شما حقیقتا به امور او رسیدگی می‌کنید.
‌مشکل او را کوچک نشمارید. بزرگتر‌ها مایلند مشکلات فرزندشان را کوچک جلوه دهند. نکته مهم، علائمی نیست که او از خودش بروز می‌دهد بلکه رنج و عذاب واقعی اوست. حتی اگر مشکلاتش از نظر شما بی‌اهمیت جلوه کند اما از نظر او بسیار واقعی و حائز اهمیت هستند. هرگز نباید به او بخندید، او را مسخره کنید و یا نسبت به ترس‌هایش بی‌تفاوت باشید. البته این بدان معنا نیست که خود را تمام و کمال در محاصره مشکلات او قرار دهید بلکه همیشه آماده کمک و در دسترس باشید. نه آن‌را نادیده بگیرید و نه بیش از حد حمایت کنید.
عادات روزانه او را تغییر دهید. گاهی اوقات برای آنکه فرزندتان بتواند احساس آرامش کرده و در فعالیت‌های فرح بخشی شرکت داشته باشد، بهتر است تغییراتی در عادات او ایجاد کنید.
‌او را به خوبی آماده کنید. زمانی‌که فرزندتان را برای سال تحصیلی جدید ویا شرایط جدید دیگر به خوبی آماده می‌کنید، این عمل اضطراب او را کاهش می‌دهد. شرایط و محیط‌ آشنا اضطراب کمتری به همراه دارد.
‌زمانی را برای رفع خستگی و آرامش او در نظر بگیرید. لحظاتی را برای بازی و استراحت او اختصاص دهید(عادات صحیح خواب). او را هفته‌ای دو یا سه بار در فعالیت‌های بدنی چون شنا، دوچرخه سواری، بسکتبال و غیره که موجب کاهش فشار و استرس می‌شوند، همراهی و تشویق کنید. با اینحال، بهتر است که برخی از بچه‌ها در فعالیت‌های ورزشی و هنری خارج از مدرسه شرکت نکنند زیرا این فعالیت‌ها اغلب از روی فعالیت‌های مدرسه الگو برداری شده‌اند.
‌اعتماد به نفس او را افزایش دهید. به فرزندتان اجازه دهید تا در حل مشکل شرکت داشته باشد. به او پیشنهاد دهید، او را راهنمایی کنید اما به او اجازه تصمیم گیری دهید. به خاطر داشته باشید که مشکل، تنها خود استرس نیست بلکه این است که چگونه فرزندتان با آن روبه‌رو شود. اگر در او اعتماد به نفس ایجاد کنید مهم‌تر از آن است که علت‌های استرس را از میان بردارید.
همراه با او کتاب‌های مفید در مورد استرس را بخوانید، کتاب‌هایی که بنا به سن و سال او نوشته شده‌اند. اینگونه کتاب‌ها سبب می‌شوند تا او شرایطش را بهتر درک کرده و روش‌هایی که برای او کارایی دارند را بشناسد.
‌آرامش و آسودن را فرا گیرید. برخی از تکنیک‌های که موجب آرامش می‌شوند را یاد گرفته، تمرین کنید و به او آموزش دهید. با تغییر خود، نمونه این عمل را به او نشان دهید.
درخواست کمک کنید. چنانچه قادر نیستید مشکل را شناسایی کرده و یا چاره‌ای برای آن بیندیشید، اگر نمی‌توانید فرزندتان را حمایت کرده و یا او را تسکین دهید، بی‌درنگ از یک متخصص و یا فرد کاردان کمک بگیرید.
کنترل استرس و تکنیک‌هایی که برای حل مشکل به کار برده می‌شوند، مهارت‌هایی یادگرفتنی هستند. چیزی که امروزه بچه‌ها در رابطه با استرس و ناکامی‌ها فرا می‌گیرند، به آنها نشان می‌دهد تا در زندگی آینده شان در برخورد با مسائل چه روشی را به کار گیرند.

برگرفته از دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  کودکان مضطرب امروز، بیماران دیابتی فردا Ay Sona 0 532 10-09-2015, 12:06 AM
آخرین ارسال: Ay Sona
  چگونه یک فرزند باهوش تربیت کنیم؟ Autumn Lady 0 720 08-12-2015, 07:42 PM
آخرین ارسال: Autumn Lady
  کودکان چگونه می آموزند ؟ ƓὄὄƉ ǤIRĿ 4 759 08-12-2015, 12:00 AM
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
  مهارت های زندگی * سه عامل مهمی که در تصمیم گیری باید به آن ها توجه کنیم. ^✿๓ѳ๓ѳʏɑ✿^ 0 804 02-02-2015, 05:57 PM
آخرین ارسال: ^✿๓ѳ๓ѳʏɑ✿^
  چرا اعتماد کردن به آدما اینقدر سخته؟! ..::Baharmast::.. 0 557 11-14-2014, 12:20 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  عادت های بد را چگونه ترک کنیم؟ songilgook joon 0 540 11-09-2014, 03:19 PM
آخرین ارسال: songilgook joon
  24 نکته برای بالا بردن اعتماد به‌ نفس songilgook joon 0 528 11-09-2014, 10:43 AM
آخرین ارسال: songilgook joon
  از آنها تست لي‌لي بگيريد! ( کودکان) yalda73 0 545 11-08-2014, 11:44 AM
آخرین ارسال: yalda73
  ۴ روش برای اینکه بفهمید بعد از خیانت دوباره اعتماد کنید یا خیر yalda73 0 654 10-14-2014, 01:38 PM
آخرین ارسال: yalda73
  چه وقتی به ازدواج فکر کنیم؟ yalda73 0 510 10-14-2014, 12:05 PM
آخرین ارسال: yalda73

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان