Agent3-01 محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



باران در شعر فارسی
زمان کنونی: 07-14-2020، 11:09 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: yalda73
آخرین ارسال: ƓὄὄƉ ǤIRĿ
پاسخ 97
بازدید 5490

امتیاز موضوع:
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در فارسی شعر باران

باران در شعر فارسی
#1
 باران در شعر فارسی - جلال قیامی میرحسینی
سکوت ثانیه بشکست در شب باران
روم به باغ غزل، مست در شب باران
شمیم خیس چمن با ستاره ها آمیخت
خطوط فاصله پیوست در شب باران
غرال پاک غزلنوش با اشاره یاد
ز حجم خاطره ها، رست در شب باران
حضور آینه و آب و نقره گل اشک
چه باشکوه و جلال است در شب باران
نسیم شوق به دامان برگها آویخت
زخاک،برق نگه جست در شب باران  جلال قیامی میرحسینی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
نویسنده :yalda73   آفلاین
#2
 باران در شعر فارسی - سید علی صالحی
حالا که آمدی
حرفِ ما بسيار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!
به خدا وقت صحبت از رفتنِ دوباره و
دوری از ديدگانِ دريا نيست!
سربه‌سرم می‌گذاری ... ها؟
می‌دانم که می‌مانی
پس لااقل باران را بهانه کُن
دارد باران می‌آيد. سیدعلی صالحی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#3
 باران در شعـر فـارسی-محمد صالح علاء
در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...
هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...
کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عازم توام ...
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست
زندگی همین حالاست...
زندگی همین حالاست... محمد صالح علاء

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#4
 باران در شعر فارسی - جلیل صفربیگی
در زد کسی انگار که مهمان داریم
در سفره گرسنگی فراوان داریم
امروز پدر ابر زیادی آورد
مانند همیشه شام باران داریم
 
 باران در شعر فارسی-فریدون مشیری
من نمیگویم درین عالم
گرم پو، تابنده، هستی بخش
چون خورشید باش
تا توانی
پاک، روشن
مثل باران
مثل مروارید باش فریدون مشیری

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#5
 باران در شعر فارسی - کارو
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟
نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمی‌فهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمی‌دانم
نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمی‌فهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
می‌دویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد
فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود
نمی‌دانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد... کارو
 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#6
 باران در شعر فارسی - سهراب سپهری
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید برد
عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید با زن خوابید
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است
رخت ها را بکنیم
آب در یک قدمی است ... سهراب سپهری
 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#7
 باران در شعر فارسی - شفیعی کدکنی
آخرین برگ سفرنامه ی باران
این است
که زمین چرکین است شفیعی کدکنی



باران در شعر فارسی - سیدعلی صالحی
در اين دنيای دَرَندَشت
هر چيزی به نحوی بالاخره زندگی می‌کند.
باران که بيايد
بيد هم دشمنی‌های خود را با اَرّه
فراموش خواهد کرد. سیدعلی صالحی

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :yalda73   آفلاین
#8
 باران در شعر فارسی-مجتبي كاشاني
زير باران بيا قدم بزنيم
حرف نشنيده اي به هم بزنيم
نو بگوييم و نو بينديشيم
عادت كهنه را به هم بزنيم
و زباران كمي بياموزيم
كه بباريم و حرف كم بزنيم
كم بباريم اگر، ولي همه جا
عالمي را به چهره نم بزنيم
چتر را تا كنيم و خيس شويم
لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
سخن از عشق خود بخود زيباست
سخن عاشقانه اي به هم بزنيم
قلم زندگي به دست دل است
زندگي را بيا رقم بزنيم
«سالكم» قطره ها در انتظار تواند
زير باران بيا قدم بزنيم مجتبي كاشاني

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#9
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم

در آستانه پر نیلوفر،

که به آسمان بارانی می اندیشید


و آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم

در آستانه پر نیلوفر باران،

که پیرهنش دستخوش بادی شوخ بود


و آنگاه بانوی پر غرور باران را

در آستانه نیلوفرها،

که از سفر دشوار آسمان باز می آمد.


احمد شاملو

نویسنده :Cяαzу вσу   غایب
#10
تمام شب باران می بارید

ولی پنجره ها هنوز کثیفند

نشستم

و به زندگیم لم دادم

تاریکی را بغل کردم

و لبانش را بوسیدم


صدای وزوزی آمد

همه جا روشن شد

مگسی از روی دماغم پرید

ناگهان زندگیم فرو ریخت
دعا کن ببارد باران !

کویر شوره زار قلبم طاقت دوری از باران را ندارد!

به آسمان بگو ببارد همچون چشمان من!

صدایی به گوش می رسد که ما را فرا می خواند به سوی دوست!

صدای آمدن قدم هایش را می شنوی...؟

یک لحظه سکوت کن... !

یادت باشد چشمانت را ببندی... !

خودت را آزاد کن از بتد دنیا...!

گوش کن چه آرام قدم بر می دارد ... !

چه با وقار و متین ... !

تو می دانی از که می گویم؟

از کسی می گویم که ماه هاست بی صبرانه منتظر آمدنش هستم!

از ماهی مهربان می گویم!

از او که ما را به میهمانی خدا می برد...

روزهایش زیباترین روزها...

شبهایش همراه می شود با عاشقانه های ما با خدا...

از او می گویم که سال یش وقتی می رفت

دلم را با خود می برد

اما وعده آمدن دوباره اش دلم را گرم کرد...

خدایا!

بگو ببارد باران!

خدایا!باران لطف و مهربانی خود را در این ماه زیبا نازل کن...!

صدای آمدنش نزدیک و نزدیکتر می شود...!

تو چه کردی؟

دلت را آماده کرده ای؟



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  آزادی در شعر فارسی Cяαzу вσу 4 1,048 11-14-2014, 06:43 PM
آخرین ارسال: Cяαzу вσу
  چشم و ابرو در اشعار فارسی Cяαzу вσу 19 3,230 11-14-2014, 02:45 PM
آخرین ارسال: Cяαzу вσу
  دل در شعر فارسی yalda73 93 7,813 11-10-2014, 03:02 PM
آخرین ارسال: Cяαzу вσу
  زلف در اشعار فارسی E L E N A 37 5,839 09-26-2014, 08:21 PM
آخرین ارسال: E L E N A
  گل در شعر فارسی yalda73 2 896 09-07-2014, 10:06 AM
آخرین ارسال: yalda73
  فراق در شعر فارسی yalda73 2 605 09-07-2014, 09:56 AM
آخرین ارسال: yalda73
  اشعار مربوط به زمستان در شعر فارسی ..::Baharmast::.. 119 4,366 09-04-2014, 07:30 PM
آخرین ارسال: E L E N A
  اشعار مربوط به تابستان در شعر فارسی ..::Baharmast::.. 9 2,314 08-29-2014, 11:28 PM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
  مادر در شعر فارسی yalda73 14 2,100 08-27-2014, 01:28 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..
Big Grin اشعار طنز فارسی ..::Baharmast::.. 19 3,526 08-27-2014, 01:16 AM
آخرین ارسال: ..::Baharmast::..

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان