اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



بخون**تماشاکن**حسابی بخند
زمان کنونی: 05-15-2021، 12:48 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: غمزه
پاسخ 351
بازدید 13782

امتیاز موضوع:
  • 6 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
حسابی بخون تماشاکن بخند

بخون**تماشاکن**حسابی بخند
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
مورد داشتیم دختره رفته شیرینی فروشی گفته 1 جعبه شیرینی میخوام یارو گفته چند کیلویی؟
 دختره گفته 55 کیلو ام ولی رژیم گرفتم لاغر شم!!!
 .
 .
 .
 .
 .
 .


ب همین توافق اخیر قسم
 میگن شیرینی فروشه رفته تو یخچال نشسته میگه من کیک تولدم.

نویسنده :raha_R   آفلاین
آخرین باری که نظر من برای کسی مهم بود به سالها پیش برمیگرده...


.
.
.

ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺍﺯﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺟﺎﺕُ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﯾﺎ ﺍﻭﻧﺠﺎ ؟!


ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮔﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺍﻭﻧﺠﺎ


.....................................................................

امروز انقدر هوا سرده که دلم میخواد
یک لیوان قهوه ی تلخ با کمی شیر برای خودم بریزم وکنار شومینه
روی صندلی قدیمی مادربزرگ بشینم و به آینده فکر کنم...






اما چون هیچکدوم رو نداریم میشینم کنار بخاری تا شلغما بپزه.چه بویی هم داره به به


.....................................................................

یه عده ای هم هستن که منتظرن یکى مریض بشه

هی بهش بگن: تقصیر خودته !

تقصیر خودته!
.
.


.
.
.
.
.

.
.
.


اینارو باید بندازی توی گونی از سقف آویزون کنی

با دسته بیل بزنیشون مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :raha_R   آفلاین
مورد داشتیم دختره رفته حموم دیده آب داغ میاد ولی آب سرد نمیاد، داد زده بابا انقد پول آب رو ندادید تا یه طرفش کردن!!!
.
.
.
.

.
.
.
.
میگن باباش رفته تو زیرزمین بهشم نزدیک میشی گاز میگیره...


........................................................................

حیف که ثروت ندارم…




وگرنه مشتمو میکوبیدم به دیوار و میگفتم:



حاضرم همه ثروتم رو بدم فقط یه لحظه آرامش داشته باشم.



خیلی باکلاسه


.......................................................................

‏الان من اگه به جای مسی 5 تا توپ طلا میبردم





باز مامانم بهم میگفت توپ طلا بخوره تو سرت!
همسن و سالای تو الان 2 تا بچه دارن!!


........................................................................
مدرسه ها سوسولی شده که این بچه ها انقدر پر رو شدن !...
سوم دبستان یه روز دیر رفتم کلاس،
معلممون یجوری کتکم زد که شبش
هیتلر،چنگیز و ضحاک به خوابم اومدن و بغلم کردن و بهم دلداری دادن!

نویسنده :raha_R   آفلاین
خر نامرد
روزی ملانصرالدین از راهی می گذشت. درختی پیدا کرد و زیر سایه آن کمی خوابید.
ناغافل دزدی آمد و خرش را دزدید. ملا وقتی از خواب بیدار شد و دید خرش نیست، خورجینش را برداشت و به راه خودش ادامه داد تا اینکه چشمش به خر دیگری افتاد که بدون صاحب بود.
آن را گرفت و کوله بارش را روی آن گذاشت و به راه خود ادامه داد و با خودش گفت: خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.
چند روز بعد صاحب خر پیدا شد و گفت: این خر مال من است.
ملانصرالدین هم زیر بار نمی رفت و می گفت مال من است.
صاحب خر پرسید: خر تو نر بود یا ماده؟ ملا گفت: نر.
صاحب خر گفت: این خر ماده است. ملانصرالدین هم جواب داد: اما خر من، خر نامردی بود!.


.........................................................................

ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﺷﺪ ...
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﺮﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ،ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺲ !!!
ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻩ ﺳﻮﮊﻩ ﮐﻠﯽ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ ...
ﺗﺎ ﺭﻓﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﻬﺶ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ) "ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺑﻪ ("
ﺍﻭﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﯿﺲ ﺑﻪ ﺟﺰ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ،
ﺑﻪ ﺟﺰ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﺜﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺟﺒﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺍﻭﻧﯽ ...
ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﺝ ﻧﺪﺍﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ: ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺭﺩ،ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺸﮑﻼﺕ،ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯽ ﭘﻮﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﯽ،
ﭼﻘﺪﻩ ﺑﻬﺖ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﺪﯼ ﮐﺎﺷﮑﯽ،ﺣﺎﻻ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺟﺎﯼ ﭘﯿﺰﻭﺭﯾﺎﺵ ﻧﯿﺲ ...
ﺑﺎﺑﺎﻡ: ﺯﺭ ﻧﺰﻥ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺷﻮﺧﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،ﻣﻦ ﻭ ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ؟؟؟
ﻣﻦ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﺑﻌﺪ :ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻫﺎ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﭘﺲ ﮔﺮﺩﻧﯽ،
ﺩﯾﮓ ﻭﻗﺖ ﻗﻬﺮ ﻭ ﻧﺎﺯ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﯿﺲ،
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯿﻢ ﮐﺘﮏ ﺑﻌﻀﯽ ﻣﺎﻣﺎﻧﺎ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺗﺮﻩ ﺍﺯ ﺑﺴﺘﻨﯽ ...
ﺑﺎﺑﺎﻡ:ﺑﺮﻭ ﭘﯿﺶ ﺩﮐﺘﺮ،ﺗﻮ ﺑــﯿـــﻤـﺎﺭﯼ ﺑــﻪ ﺧﺪﺍ،ﺑــــﯿـــــ ﻣــــﺎﺭ !!!
ﻣﻦ: ﻣﻦ ﺑﺎ ﯾﻪ ﻣﻮﺝ ﺑــﯿـﻤــﺎﺭ،ﺗﮑﯿﻪ ﺑﻪ ﮐﻨﺞ ﺩﯾﻮﺍﺭ،
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﻨﺎﺭﻩ ﻣﺮﻏﻪ ﻣﯿﻨﺎﺵ !!!
ﺑﺎﺑﺎﻡ:ﺍﯼ ﺯﻫﺮ ﻣﺎﺭ،ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﯼ ﺁﺧﻪ ﺑﭽﻪ !!! ﻧﺮﻭ ﺭﻭ ﺍﻋﺼﺎﺑﻢ،ﻣﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰ ﺍﯾﻨﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﭘﺎﻣﻮ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻡ،ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ!!!
ﻣﻦ: ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﺎﺑﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺑﯽ ﻟﻄﻔﯽ ﺧﺪﺍﻓﻈﯽ ﮐﺮﺩﻥ،
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﺯﻥ ﺫﻟﯿﻠﻬﺎ،ﺳﻼﻣﺘﯽ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﻫﺎ،
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺭﺿﺎ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﻫﺎ،ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﻧﻨﻪ ﻫﺎ!!!
ﺑﺎﺑﺎﻡ:ﺍﯼ ﻧﻤﯿﺮﯼ ﺗﻮ ﺗﺮﮐﯿﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﺼﺎﻓﻂ،ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﻫﻢ ﺁﺩﻡ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﻭﻧﯽ توله خر ,ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ ... ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺎ ﻧﻤﮑﯿﻢ ﻣﻦ!!! ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺣﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ دوستی به این ﺑﺎﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﯾﻦ ﺧﻮﺷﺒﺤﺎﻝ ﻫﻤﺘﻮﻥ مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيدمهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيدمهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :raha_R   آفلاین
ﻣﺮﺩ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻧﻖ ﻧﻘﻮ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭼﯿﺰﯼ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺗﻨﻬﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﻣﺮﺩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻗﺎﻃﺮﭘﯿﺮﺵ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺷﺨﻢ ﻣﯿﺰﺩ.
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻗﺎﻃﺮ ﭘﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﮐﺮﺩ.
ﺑﻼ‌ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﻧﻖ ﻧﻘﻮ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩ.
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻗﺎﻃﺮ ﭘﯿﺮ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﻋﻘﺒﯽ ﻟﮕﺪﯼ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺯﻥ ﺯﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺩﻡ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﺪ. ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺗﺸﯿﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، ﮐﺸﯿﺶ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺷﺪ.
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﮔﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﺪ، ﻣﺮﺩ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ ﻭ ﺑﻨﺸﺎﻧﻪ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ‌ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﯿﺸﺪ، ﺍﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻨﺸﺎﻧﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺗﺪﻓﯿﻦ، ﮐﺸﯿﺶ ﺍﺯ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻗﻀﯿﻪ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ.
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﮔﻔﺖ: ﺧﻮﺏ، ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ، ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ، ﯾﺎ ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﯾﺎ ﺧﻮﺵ ﻟﺒﺎﺱ ﺑﻮﺩ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ.
ﮐﺸﯿﺶ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﭘﺲ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ؟
ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﮔﻔﺖ:
ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﯾﺎ ﻗﺎﻃﺮ ﺭﺍ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﻔﺮﻭﺷﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ...!!!


..........................................................................
ﻣﺮﺑﯽ ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮎ : ﮐﺴﺮﯼ ﺟﺎﻥ ﺷﻤﺮﺩﻥ ﺑﻠﺪﯼ ؟
ﮐﺴﺮﯼ : ﺁﺭﻩ ! ﺩﺍﯾﯽ ﺁﺭﻣﯿﻦﻡ ﻳﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﻩ !
ﻣﺮﺑﻲ : ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﭘﺴﺮ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﻭ ﺩﺍﻳﻲ ﺁﺭﻣﯿﻦﺕ !
... ... ...
ﺧﻮﺏ ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﻴﻨﻢ، ﺑﻌﺪ ﭘﻨﺞ ﭼﻴﻪ؟
ﮐﺴﺮﯼ : ﺷﻴﺶ !
ﻣﺮﺑﻲ : ﺁﻓﺮﻳﻦ ﻋﺰﻳﺰﻡ، ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﻌﺪ ﻫﻔﺖ ﭼﻴﻪ؟
ﮐﺴﺮﯼ : ﻫﺸﺖ !
ﻣﺮﺑﻲ : ﺁﺍﺍﻓﺮﻳﻦ! ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﻌﺪ ﺩﻩ ﭼﻴﻪ؟
ﮐﺴﺮﯼ : ﺳﺮﺑﺎﺯ !!!
ﻣﺮﺑﯽ : ﺑﻌﺪﺵ ؟
ﮐﺴﺮﯼ : ﺑﯽ ﺑﯽ !!!
ﻣﺮﺑﯽ : ﺑﻌﺪﺵ
ﮐﺴﺮﯼ : ﺷﺎﻩ !!
استاد : >-O
کسری : مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :raha_R   آفلاین
سه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میگذارن که اعتصاب کنن و دیگه کارهای خونه رو انجام ندهند تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کار رو به هم اعلام کنن.
زن فرانسوی گفت:
به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شده ام، بنابر این نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه… خلاصه از این جور کارها دیگه بریده ام. خودت یه فکری بکن، من که دیگه نیستم!
روز اول خبری نشد، روز بعدش هم همین طور. روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد در رختخواب. من هم هنوز خواب بودم، وقتی بیدار شدم رفته بود.
زن انگلیسی گفت:
من هم مثل زن فرانسوی همون ها را گفتم و رفتم کنار. روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید رو کاملا تهیه کرده بود، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم؟ منو بوسید و رفت.
زن ایرانی گفت:
من هم مثل شما همون حرف ها رو به شوهرم گفتم. روز اول چیزی ندیدم، روز دوم هم چیزی ندیدم. روز سوم هم چیزی ندیدم... شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم!


......................................................................

...ببین
هـــــم خونه ما تو تهــرانه هم خونه شـــما.فقط ما منطقه ۱۸ میشـــــینیم شما منطقه یک !هم بابای تو کارمــــــنده هم بابای من .فقط بابای من ماهــــــی ۶۰۰ تومان حقوق میگیره بابای تو ماهـــــــــی ۶ میلیون تومان !هم تو مــــوبایل داری هم من .فقط تو iphone 5 داری مــــن نوکیا 1100 !هم ما آپارتمان نشیــــــنیم هم شما ،فقط ما طبقه ســـومیم شما طبقه ســــی و سوم !هم شما ماشــــــین دارین هم ما ،فقط ماشــــین ما پرایــــده ماشین شما پرادو !هم ما تابســـــــتونا­ مسافرت میریم همشما ،فقط ما میریم شمال شما میرین قطب شمــــال !!پس دیگه واسه چی هی میگی ما دوتا به درد هم نمیخـــــــــوریم؟


................................................................................
=))چن سال پیش که بچه بودم از این گودزیلاهایی که میگید خیلی شیطون تر بودم:))
با پسرخالم تو روضه با خودمون گلاب و بتادین برده بودیم وختی که گفتن چراغارو خاموش کنید ما هم تو یه کاسه بزرگ آب و بتادین و گلاب و قاطی کردیم و بردیم جلو ملت، اونا هم دست میکردن توش و میمالیدن به صورتشون چون فکر میکردن گلابهD:
وختی چراغا روشن شد همه داشتن قالیارو از خنده چنگ میزدنD:
هیچی دیگه قسمت بدش برا من این بود که فهمیدن کار من و پسرخالمه و یه کتکی خوردیم که تو تاریخ نوشتن:))))

نویسنده :raha_R   آفلاین

يعضي گروها مثل کوچه های سال 1357 عه

خلوت
ساکت
آروم
.
.
.
.
.

یه دفعه یکی میاد کلی شعار و عکس و فیلم و پخش میکنه در میره...

بابا ساواک که دنبالت نیست پنج دقیقه وایسا...


..............................................................................
تو این فیلم خارجیا که مادر و پدره دعواشون می شه یه دفعه بچه می گه : بس کنید من خستم . . . انقدر دعوا نکنید ، بعد پدر و مادره شرمنده می شن و دیگه دعوا نمی کنن !



اینا همش دروغه . من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هر دوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار سلام می دادم !


.........................................................................

چندتا سوال:


کسی از برادرای کیمیا خبری داره؟

سوال دوم:
چطور بچه یه زن وشوهرسیاه آبادانی یه دختر زاغ وبور اروپایی میشه؟

سوال سوم:
مگه مهتاب و مشفق تقریبا هم سن هم نبودن.پس چرا بعد از 20 سال مهتاب یه پیرزن دیگه شده و مشفق همون مونده و فقط دوتا موهاش سفید شده؟

سوال چهارم:
داداش کوچیکه چی شد؟ خیلی نگرانشم

سوال پنجم:
رها و شهریار جفتشون خارج بزرگ شدن
چرا شهریار لهجه خارجی نداره پ؟؟??

یه سوال دیگه22=1-23و22منهای 9ماه میشه21سال و3ماه نتیجه میگریم پسر کیمیا 21سالشه در این سن عایا میشه پزشک بود؟لدفن کمکم کنید????
تاززززه زنم داره


..........................................................................

یعنی مزخرف ترین لحظه ی توی زندگی اون وقتیه که... با پسر دایی یا دختر داییت دعوات میشه... و نمیتونی بهش فحش عمه بدی

نویسنده :raha_R   آفلاین
ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ ﻣﺎﻝِ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎﺳﺖ . . .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﯾﻪ ﻋﻘﺎﺏ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﺳــــــــــت..
ﺁﺭﻩ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﺎﺳﺖ!


. ﺍﻟﮑﯽ ﻣﺜﻼ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﻣﯿﺪﻡ . . .??


.............................................................................


صحبت کردن خانوما وقتى پیش دوستاشونن و شوهرشون تماس میگیره :

_سلام عشق همیشگیه من
خوبى عزیزم؟
جونم دلم؟؟
بله… بله اختیار دارین

شما هر کارى صلاح میدونین انجام بدین

ممنون که به منم خبر دادین
بوس بوس
باى فدات شم

بعدش پیامک یواشکی میفرستن : هیچ غلطى نمیکنیا…وگرنه من میدونم با تو!!! فهمیدی؟؟؟



..............................................................................

دختر است دیگر…
پسوورد فیس بوکش شماره تلفن خونشون بوده
الان هر چی میزنه باز نمیشه
میگم چی میزنی مگه؟
میگه مگه ۳نیومده جلو شماره ها؟
گناه داشت;
گذاشتم تو فاز خودش بمونه.



.

نویسنده :raha_R   آفلاین
یه مهندس یک گدایی رو با دخترش دید که گدایی میکردن دختره بسیار زیبا بود مهندس رفت به پدرش گفت که من میخوام با دخترت ازدواج کنم پدرش گفت که یه شرط داره و اون اینکه سه روز با ما گدایی کنی که در آینده به دختر من نگی گدا بودی باهات ازدواج کردم اولش مهندس مردد بود وبعد قبول کرد تا دو روز کار گدایی رو انجام داد وبعد نشست و شروع کرد به گریه کردن
گفت واسه چی گریه میکنی همش یه روز دیگه داری و دیگه تموم
مهندس گفت من واسه گدا بودنم گریه نمیکنم واسه سالهای عمرم که در سازمان نظام مهندسی هدر رفت گریه میکنم
: :(


................................................................................

همونطور که مستحضرید الان قیمت بشکه از خود نفت گرونتره
.

.
رو این حساب قراره از این به بعد تو ظرف یکبار مصرف نفت رو صادر کنیم
.

.
اگه همینطور پیش بره کشورهای خواهان نفت باید با خودشون قابلمه بیارن!


.............................................................................

مورد داشتیم دختره قبل از خواب ب جای ستاره ها دوس پسراشو میشمرده



پسره هم دوس دختراشو....











منم گوسفندارو :


نویسنده :raha_R   آفلاین
همشهری میره کتابخونه داد میزنه:یه ساندویچ بدین با سس اضافه آقاهه بهش میگه آقا اینجا کتابخونه هست حیف نون میگه ببخشید بعد یواش در گوش آقاهه میگه یه ساندویچ بدین با سس اضافه

.................................................................................

قابل توجه برادران متاهل گرامی


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد!
‏عيد مي آيد و اجناس، گران خواهد شد!
همسرت چند ورق ليست، به تو خواهد داد!
‏کل اعضای وجودت، نگران خواهدشد!
ميزنی ساز مخالف، دو سه روزى، اما!
عاقبت هرچه که او گفت، همان خواهد شد!
‏پول را، با علف خرس، يکى ميدانند!
فکر کرديد که منطق، سرشان خواهد شد؟!
‏کل عيدى وحقوقت، به شبى خواهد رفت!
‏بر سر جيب بغل، فاتحه خوان بايد شد!


..................................................................................

ﺷﺠﺮﯾﺎﻥ ﺁﻫﻨﮕﺎﺵ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻪ ﮐﻪ ﺁﻫﻨﮕﺴﺎﺯﺍﺵ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺁﻗﺎ؟







ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻦ ﺳﺮ ﻫﻤﺘﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﺎﻡ!!
ﻣﯿﮕﻦ:؛ ﺍﻭﮐﯽ..!
پس ﻣﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩﯾﻢبه ﺯﺩﻥ... ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺮﺳﻮﻥ ﺯﻭﺩﺗﺮ.


...........................................................................

ﻓﺮﻫﻨﮕﺴﺘﺎﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ:








ﺯﯾﻦ ﭘﺲ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻣﻨﺤﻮﺱ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ “ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ” ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ “ﭼﺴﺒﻮﻧﮏ ﺑﯽﺣﯿﺎ” ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ


................................................................................

ده دقیقه مونده بود امتحان زبان شروع بشه

دختره میخواست به دوستش زبان انگلیسی یاد بده
.
.
.
.
گفت : همیشه یادت باشه پسرا هیزن پس واسه افراد مذکر his به کار میبریم
من @_@
پسرای هیز o_O

عاموضش ذَبانِ نُسرَط -_-

نویسنده :raha_R   آفلاین
 دارم پولامو جمع میکنم تا واسه خودم تولدم کادو بگیرم







چیه تنها ندیدی??؟؟

بدبخت ندیدی؟
فقط نمی دونم چی بگیرم خوشم بیاد...


...............................................................................

 صبح که داشتم از خونه میرفتم بیرون از ته دل گفتم:
الهی به امید تو







ندا اومد:
تو نه،شما :/


..................................................................................

از بس دوست پسرنداشتم طرز استفادش یادم رفته!؟؟








اول تیغش میزنن، بعد میگن دوست دارم
یا میگن دوست دارم، بعد تیغش میزنن؟؟؟
:))



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان