آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



بشارت به پیامبر اسلام (ص)ار زبان انجیل و کتاب مقدس
زمان کنونی: 11-27-2020، 06:16 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 13
بازدید 1495

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
بشارت اسلام مقدس زبان انجیل پیامبر به ص و کتاب ار

بشارت به پیامبر اسلام (ص)ار زبان انجیل و کتاب مقدس
#1
چکیده
از آنجایی که یکی از طرق مهم  معتبر برای شناخت پیامبر بعدی بشارت پیامبر قبلی است که  در کتب مقدس ثبت شده
لذا خوب است که این بشارت ها در کتب مقدس بررسی شود بخصوص که امام رضا علیه السلام در بحث با مسیحیان استدلال به ایاتی از کتاب مقدس کرد دال بر  اثبات پیامبر اسلام که البته در قرآن هم به آن آشاره شده است
1- ادبیات بشارت های کتاب مقدس
 باید به این امر نیز توجه داشت که ادبیات پیشگوییها همیشه مجمل است و از بشارت نبایدانتظار داشته باشیم که جزئیات را بگوید:
  • مثلا در همين انجيل يو حنا آمده است كه يحيي نيز در ابتدای امر عيسي را به عنوان مسيح نشناخت و به واسطة علامتي كه خداوند به او فرموده بود توانست مسيح را بشناسد. و این در حالی است که در عهد عتیق اشاره های متعددی به حضرت در كتاب مقدس اختلافات فاحشی  در نسخه ها و ترجمه هاي مختلف كتاب  مقدس وجود داردو چه بسا استناد بشارتي به پيامبر اسلام در متن اصلي واضح باشد اما در ترجمه ها تحريف صورت گرفته باشد و ما در اين تحقيق با استناد به متون اصلي و حتي عبري بشارت ها را مورد بررسي قرار داديم
 
  • 2-در انجیل   یوحنا دو بار سخن از نبی موعودی رفته که بایستی پس از مسیح بیاید
  •  اين است شهادت يحيي در وقتی که یهودیان اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سوال کنند تو کیستی که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم  آنگاه از او سؤال كردند پس چه آيا تو الياس هستي گفت نيستم آيا تو (آن نبيّ وعده داده شده هستی) جواب داد كه ني
  • انجیل یوحنا 1: 19 21
  • سه سوال بزرگان یهود عبارت بود از:
  • آیا تو ایلیا هستی؟
  • آیا تو مسیح هستی ؟
  • آیا تو آن نبی وعده داده شده هستی ؟
  • جواب یحیی هم به هر سه سوال عبارت بود از نه نه نه
  • آنچه از انجیل یوحنا میتوان فهمید این است که به غیر از ایلیا  دو نفر دیگر نیز باید بیایند یکی مسیح و دیگری آن نبی. مسلمانان به اتفاق مسیحیان معتقدند که مسیحی که یهود به انتظارش نشسته بود آمد ولی آن نبی که انجیل یوحنا میگوید باید بیاید و تا زمان مسیح نیامده بود و خود مسیح هم نمیتوانست باشد کجاست؟
  • پاسخ: مسیحیان در این زمینه پاسخ میدهند : که آن نبی و مسیح هر دو یک نفر هستند
  • جواب:
  •  (یوحنا 1:7)در حالی که متن انجیل بر دو فرد جدا گانه بودن تاکید میکند و وقتی که مطمئن میشوند یحیی مسیح نیست سوال میکنند اگر تو مسیح نیستی آیا آن نبی هستی ؟
  • (یوحنا 7: 40) همچنین یک عده اختلاف میکنند که او مسیح است و دیگران مخالفت میکنند که نه او مسیح نیست بلکه آن نبی هست
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
[متن ارائه شده مناظره جالبی است بین یک مسیحی و یک مسلمان. ما در سایت Maseeh.ir مطالبی را جهت تبیین و توضیح بیشتر اضافه کرده ایم، ان شاءالله این مناظره را در قسمتهای پی درپی عرضه می داریم.]
 
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَکَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
بگو چه می اندیشید؟ اگر (این خبر) از جانب خداوند باشد و شما به آن کافر شدید در حالیکه گواهی می دهد شاهدی از بنی اسرائیل به مثلش، پس او ایمان آورد و شما تکبر ورزیدید، همانا خداوند ظالمان را هدایت نمی کند. (سوره احقاف، آیه 10)
 
موضوع صحبت امروز(1) "آنچه عهدین (کتاب مقدس) درباره محمد صلی الله علیه[و آله] می گوید" بی شک برای بسیاری از شما جای تعجب است، چرا که گوینده یک مسلمان است. چگونه است که یک مسلمان پیشگویی های کتب یهودی و مسیحی را بیان و تفسیر می کند؟ 30 سال پیش از این در جوانی ام در یک سری از کلاسهای یک روحانی مسیحی به نام پدر هایتن در رویال تئاتر واقع در شهر دُربن افریقای جنوبی، حاضر می شدم.
این پدر روحانی محترم در حال تفسیر پیشگویی های عهدین بود. او در این میان ثابت کرد کتب مسیحیان شکل گیری جماهیر شوروی و آخرالزمان را پیشگویی کرده اند.حتی تا این حد پیش رفت که، کتبشان از پیشگویی درباره پاپ هم فرو گذار نکرده اند. او با با هیجان سخن را طولانی کرد تا ثابت کند که "جانورBeast 666" ذکر شده در آخرین کتاب عهد جدید "مکاشفات یوحنا"، پاپ[که کاتولیکها معتقدند جانشین عیسی علیه السلام روی زمین است] می باشد. شایستۀ ما مسلمانان نیست که در این مجادله بین پروتستانها و کاتولیکها مداخله کنیم. ضمناً آخرین تفسیر مسیحیان از همان"جانور 666" در انجیل،دکتر هنری کیسینجرDr.Kissinger می باشد.(2) دانشمندان مسیحی در تلاش برای اثبات مورد خویش،زیرک و خستگی ناپذیرند.
سخنرانی پدر هایتن موجب شد که بپرسم، اگر عهدین بسیاری از چیزها را پیشگویی کرده- حتی پاپ و اسرائیل را از قلم نیانداخته است- پس قطعاً باید درباره بزرگترین خیرخواه بشریت، پیامبر اکرم محمد صلی الله علیه [و آله] هم مطلبی گفته باشد.(3)
جوانی بودم که در جستجوی پاسخ این سؤال، راهی شدم. سراغ کشیشی پس از کشیش دیگر می رفتم، در سخنرانی ها حاضر می شدم و هر مطلبی درباره پیشگویی های عهدین که دستم به آن می رسید، می خواندم.امشب می خواهم برایتان یکی از این مصاحبه هایم را با کشیشی از "کلیسای اصلاح شدۀ هلند" نقل کنم...
 
ادامه دارد…
پاورقی
-----------------------------
 
*[" مجموعۀ عهدین یا Bible (اهل کتاب این واژه را در فارسی "کتاب مقدس" ترجمه کرده اند)کتابی است که مسیحیان به تمام آن و یهودیان به قسمتی از آن معتقدند. این کتاب شامل عهد قدیم و عهد جدید است.عهد قدیم از 39 کتاب تشکیل شده که 5 کتاب اول آن را به عنوان تورات می شناسند و باقی کتب، در مورد وقایع تا قبل از حضرت عیسی می باشد. مجموعه عهد جدید شامل 4 انجیل متفاوت،کتب و رساله های دیگر می باشد.(برای گزارشی تاریخی دربارۀ تحریفات این مجموعه ها به مقاله "دیروز تا فردا" در این سایت رجوع شود)]
 
1.این متن سخنرانی ای است که توسط نویسنده در اوایل دهه 1970 ارائه شده است.
 
2.مفسران مسیحی به الفبای انگلیسی ارزش عددی تصاعدی بر مبنای 6، داده اند و اعداد را جمع می کنند تا به 666 برسند یعنی D= 24 C=18 B=12 A=6 و... تصاعد بر مبنای 6،زیرا عدد "جانور" در عهدین 666 است. این را برای Dr.kissinger امتحان کنید. [لازم است که مسیحیان را یادآور شویم که حضرت عیسی(ع) و حواریون ایشان انگلیسی زبان نبودند، در واقع کتب مسیحیان و یهودیان قرنها بعد به زبان انگلیسی ترجمه شد؛چگونه چنین تحلیلی در مورد الفبای زبان انگلیسی با پیشگویی های کهن (مکاشفات یوحنا 13:18) مطابقت می کند؟ این سوالی است که آنها می بایست جواب دهند. این برهان دیگری است که از طریق ترجمه های متعدد و تفاسیر غیر مجاز، تحریفاتی وارد عهدین شده است.برخلاف تورات و انجیل تحریف شده کنونی، قرآن وحی مستقیم خداوند به پیامبر به زبان عربی بود و همان قرآن نخستین، بدون کوچترین تغییری بالغ بر 1400 سال است که در دست مسلمانان می باشد. همۀ مسلمانان از یک قران واحد استفاده میکنند؛اما اختلافهای ایشان از تفاسیر متعدد سرچشمه میگیرد. لذا اهمیت غدیر اینجا آشکار می گردد که خداوند،جانشینان پیامبر، آنان که علم قرآن در سینه شان محفوظ است را معرفی کرد تا تنها تفسیر مجاز قرآن یعنی تفسیر اهل بیت علیهم السلام موجب اتحاد و هدایت مسلمانان شود، در نتیجه اهل بیت علیهم السلام محور تحریف ناپذیری ظاهر و باطن قرآن می باشند.]
 
3.نویسنده، سخنرانی دیگر در شهرداری شهر بن با موضوع "محمد صلی الله علیه [و آله] برترین انسان" در 10 دسامبر 1975 ارائه کرده است.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
خوش یمن
من برای ارائه سخنرانی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم به ترنزوال(1) دعوت شده بودم. با دانستن اینکه در آن استان، زبان افریقایی به گستردگی تکلّم می شد،احساس کردم باید دانشی مختصر درباره این زبان پیدا کنم تا با مردم صمیمی شوم.
کتاب راهنمای تلفن را باز کردم و شروع به زنگ زدن به کلیساهای افریقایی زبان نمودم.به آنان گفتم که مقصود من گفتگو با ایشان بود. همه آنها مرا با عذر هایی باورنکردنی رد کردند. شماره 13 شماره شانس من بود. سیزدهمین تماس باعث خرسندی من شد.پدر وَن هیردن موافقت کرد تا مرا در بعداز ظهر شنبه ای که قرار بود به ترنزوال بروم در منزلش ملاقات کند. او با یک خوش آمد گویی دوستانه مرا در ایوان منزلش پذیرفت و به من گفت اگر مسئله ای نیست پدرزنش(مردی 70 ساله) به بحث ما بپیوندد.برای من مسئله ای نبود. هر سه نفر در کتابخانه پدر روحانی نشستیم.
 
چرا هیچ چیز؟!
 
سؤالم را مطرح کردم: "عهدین درباره محمد صلی الله علیه و آلهچه گفته است؟" بی درنگ گفت: "هیچ چیز!" پرسیدم:"چرا هیچ چیز؟ طبق توضیح و تفسیر شما عهدین نکاتی درباره پیدایش جماهیر شوروی و درباره آخرالزمان و حتی درباره پاپ کاتولیکها بیان کرده است."او گفت: "بله اما چیزی درباره محمد در آن نیست." دوباره پرسیدم:" چرا هیچ چیز؟ قطعاً این کتاب – عهدین(کتاب مقدس)- می باید درباره این مرد، راهبر بزرگ انسانها محمد صلی الله علیه و آله چیزی گفته باشد؛ مردی که از عیسی و مادرش مریم علیهما السلام به نیکویی یاد کرده است و مجموعه ای جهانی شامل میلیونها باورمند را پدید آورده است که به تبعیت از او معتقد به موارد زیر می باشند:
  1. تولد معجزه آسای عیسی علیه السلام

  2. اینکه عیسی علیه السلام؛مسیح موعود بوده (2)

  3. او به اذن خداوند به مرده جان می بخشید و کور مادرزاد و جذامی را به اذن خدا شفا می داد.

پیرمرد پاسخ داد:"پسرم من 50 سال است که عهدین را می خوانم و اگر اشاره ای به او داشت من از آن باخبر بودم."
 
پاورقی
--------------------------------------------------
  1. یکی از استانهای افریقای جنوبی

  2. کلمه مسیح از کلمه عربی و عبری مَسَحَ آمده به معنای مسح کردن و مالیدن .معنای مذهبی آن کسی ست که تدهین شده(روغن یا مایع دیگری بر او مالیده شده)

[واژه "messiha" در ترجمه های انگلیسیِ عهدین ذکر شده است. messiah (مسیح) بنابر فرهنگهای لغات و دائرة المعارفهای انگلیسی،اساساً به معنای رهبر،رهایی بخش و منجی می باشد(شاید به این دلیل که رهبران در گذشته تدهین می شدند)؛آنان که خود را "مسیحی" خوانده اند، این واژه را به "Christ" ترجمه کرده اند(به نظر می رسد واژهchrist یک ترجمه یونانی برای واژه مسیح می باشد)، آنان که خود را "یهودی" خوانده اند هنوز در انتظار "messiah" هستند! در پیشگویی های مجموعه کنونی "عهد عتیق"-علارغم تمام تحریفات- اشاره های متعددی به بشارت دو پیامبر بعد از حضرت موسی علیهما السلام وجود دارد،و همچنین مجموعه کنونی"عهد جدید" در میان همه تحریفات، بشارت پیامبر موعود پس از حضرت عیسی علیه السلام را می دهد. با ما در این سایت همراه باشید تا وعده های عهدین به رجعت ثانی امام مهدی و حضرت عیسی علیهما السّلام را بررسی کنیم.
علاوه بر این، متون باستانیِ یهودی و مسیحی به ظاهر کمتر تحریف شده ای هم در دسترس است به نام های "طومار های بحرالمیت" و "کتب نجع حمادی"که در آنها messiahs (دو مسیح ،یعنی دو منجی موعود) به وضوح پیشگویی شده اند. در مقالات بعدی در این باره بیش تر صحبت خواهیم کرد. ]
ادامه دارد....

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
[در پاورقی که ما در maseeh.ir به قسمت دوم از سری مقالات احمد دیدت اضافه کردیم، بحثی را با موضوع "وعده های عهدین به رجعت ثانی امام مهدی و حضرت عیسی علیهما السّلام "آغاز کردیم که اینک به ادامۀ آن می پردازیم.


بیایید ابتدائاً حقایقی را در مورد "طومارهای بحرالمیت" مرور کنیم. در نظر داشته باشید که این طومارها، هر چند سالها پیش از کتب عهدین کنونی نگاشته شده بودند،اما هنوز کلام تحریف نشدۀ پیامبران نیستند،و تنها می توانیم آنها را به عنوان منابع کمتر تحریف شده در نظر داشته باشیم. بیایید فرصت را غنیمت بشماریم و از خداوند درخواست کنیم تا ظهور آخرین وصی آخرین پیامبر-امام مهدی علیه السلام-را تعجیل کند؛او که تورات و انجیل تحریف نشده را آشکار خواهد کرد.
در سال 1947 میلادی(درست یکسال پیش از تأسیس کشور اسرائیل در سال 1948 میلادی!)، گروهی از کودکان در غاری در ساحل بحرالمیت به اولین دسته از طومارها دست یافتند. این طومارها سریعاً به عنوان اثر یک فرقه یهودی معتقد که سالها قبل از میلاد حضرت عیسی وجود داشتند شناسایی شد.
هرشل شنکسHershel Shanks در کتابش "درک طومارهای بحرالمیت" understanding the dead sea scrolls اینچنین می نویسد:"اینگونه بود کشف طومارهای بحرالمیت، مکتوباتی هزار سال قدیمی تر از قدیمی ترین متون عبری عهدین ، کتبی که بسیاری از آنها صد سال قبل از میلاد عیسی نوشته شده بود،حداقل یکی از آنها ممکن است تقریباً 300 سال پیش از سفر مریم و یوسف به بیت الحم نگاشته شده باشد."(کتاب درک طومارهای بحرالمیت ص7و8) پس از آن جهت کشف احتمالی طومارهای باستانی دیگر، سریعاً جستجویی دیوانه وار در باقی غارها در آن محل آغاز شد.(لازم به تذکر است که در این طومارها علاوه بر متون عبری قدیمی، نقشه هایی از گنج هایی نهفته وجود داشت که ارزشی غیر قابل شمارش داشتند!)در این میان به گروهی از دانشمندان بین المللی در اسرائیل دسترسی انحصاری به طومارها داده شد در حالی که باقی جهانیان حتی از دیدن آن متون محروم شدند. پروفسور آیزنمن Eisenman می گوید یکی از اصلی ترین موانع برای نشر طومارها این بود که"در وهله اول تیم پژوهشی به هیچ وجه بین المللی نبودند." پروفسور رابرت آیزنمن یکی از نقش های کلیدی در این داستان بود که بالاخره منجر به برملا شدن طومارها شد.
در "طومارهای کشف شده بحرالمیت" Dead sea scrolls uncovered می خوانیم:
 
پروفسور آیزنمن در بهار 1986، در پایان اقامتش در اورشلیم به همراه فیلیپ دیویز، دانشمند انگلیسی دانشگاه شفیلد، به دیدن یکی از مقامات اسرائیلی مسئول این پروژه که واسطه ای از طرف بخش عتیقه جات موزه و تیم بین المللی و نگهبان طومارها در موزه اسرائیل بود رفت. ولی به آنان بدون هیچ تأملی تأکید شد که "طومارها را تا زنده هستند نخواهند دید". این جمله نیشی بود که آنان را به حرکت واداشت و در نتیجۀ این حرف، تلاشی عظیم آغاز شد که 5 سال بعد در میان یک طوفان رسانه ای دسترسی به کپی طومارها را امکان پذیر کرد.[البته ممکن است این سوأل پیش آید که آیا همه کپی های طومارها به صورت تحریف ناشده در دسترس قرار داده شده بودند یا نه! فراموش نکنیم که کپی طومارها بعد از40 سال مخفی بودن در دست اسرائیلی ها، بالاخره با فشار افکار عمومی افشاء شد.]
 
پروفسور آیزنمن نهایتاً 1800 عکس از طومارهای پنهان شده را دریافت کرد. این کتاب توضیح می دهد که چگونه آیزنمن کپی این طومارها را برای چاپ آماده کرد.
برنامه این بود که این کتاب در بهار بعدی به وسیله "ای جی بریل" در لیدن هلند منتشر شود. اما 10 روز قبل از موعد مقرر در آوریل 1991، بعد از فشار گروه بین المللی، ناشر بدون ارائه توضیحی، از این پروژه کناره گرفت، و نویسنده ی"بررسی باستان شناسی عهدین" ، هرشل شنکس، و جامعۀ باستان شناسی عهدین جای خالی او را پر کردند. بالاخره در سپتامبر 1991 آرشیوها رسماً در معرض نمایش قرار داده شد و دو ماه بعد کتابی 2 جلدی از کپی ها منتشر شد.
اینک با هم آنچه را در مورد "دو مسیح" نوشته شده است می خوانیم. در کتاب طومارهای کشف شده بحرالمیت نوشته آیزنمن و مایکل وایز می خوانیم:
 
طومارهای نخستین از دو مسیح می گفتند،اما جوامع یهودیان بعدها دو مسیح را تبدیل به یک مسیح کردند. همانگونه که ما قبلاً متذکر شدیم، بر ضد تئوری مشهور "دو مسیح" که در طومارهای قُمران بوده، اشاره ها به مسیح هارون و اسرائیل در سند دمشقی، مفرد می باشد نه جمع...یک توضیح برای این مفرد بودن آن است که یک مسیح، با هر دو صفت راهبگی و پادشاهی را خلق کردند، شبیه همان کاری که در نسخۀ عبری انجام شد.(ص162)
 
بنابر عقیده غالب در متون فرقه ای قُمران(طومارها) پیش بینی شده بود که دو مسیح در آخرالزمان، جماعت را رهبری خواهند کرد که یکی از آنها راهب خواهد بود و دیگری از میان مردم. (کتاب احیای طومارهای بحر المیت Reclaiming the dead sea scrolls ص321،322)
 
در نتیجه می بینیم که متون قدیمی اهل کتاب برای آخرالزمان، دو رهبر متفاوت که یکی از آنها راهب و کشیش است و دیگری پادشاهی که از میان مردم برمی خیزد، پیش بینی کرده بود. اگرچه تأکید اصلی ما بر واژه دو "مسیح" نیست، بلکه بر دو "موعود" در آخر الزمان است، اما در عین حال در فرهنگ های لغت عربی مانند لسان العرب ریشۀ دیگری برای واژه مسیح معرفی شده است. لسان العرب می گوید که واژه مسیح می تواند از ریشۀ "سیح" باشد، یعنی کسی که سیّاحی می کند- آنکه روزها در روی زمین سیر می کند و شبها به هر کجا می رسد به عبادت می پردازد-؛ مسیح علیه السّلام چنین بود. در حدیثی، امام صادق علیه السّلام می فرماید که در مهدی موعود علیه السّلام سنتی از عیسی (ع) وجود دارد و آن سیّاح بودن اوست.(روزگار رهایی، الزام الناصب)یعنی مهدی علیه السّلام در زمان غیبتشان در روی زمین سیر و عبادت می کند و کسی که این ویژگی را دارد بنا بر لسان العرب مسیح خوانده می شود.
با ما همراه باشید تا بیشتر در این باره صحبت کنیم]
ادامه دارد...

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
من پرسیدم:" آیا بنا بر گفتۀ شما ، در عهد عتیق صدها پیش گویی در مورد آمدن عیسی وجود ندارد؟"
کشیش بی درنگ در میان سخنم گفت:"نه صدها، بلکه هزاران"


گفتم:"من نمی خواهم درباره هزار و یک پیشگویی در عهد قدیم درمورد آمدن عیسی مسیح مجادله کنم. برای اینکه کل جهان اسلام بدون گواهی هیچیک از پیشگویی های عهدین، او را پذیرفته اند.
ما مسلمانان این واقیعت در مورد حضرت عیسی را تنها بر مبنای تأیید حضرت محمّد [صلی الله علیه و آله]پذیرفته ایم. امروزه در دنیا بیش از900000000 (1) از پیروان محمّد [صلی الله علیه و آله]هستند که این پیامبر بزرگ الهی عیسی مسیح [علیه السّلام]را دوست دارند، محترم و مقدّس می شمارند، بدون نیاز به اینکه مسیحیان آنها را با منطق اناجیلشان متقاعد کنند. از میان هزاران پیشگویی در ابن مورد آیا می توانید فقط یک پیشگویی را نام ببرید که نام عیسی [علیه السّلام]برده شده باشد؟ اصطلاح مسیح که به Christ ترجمه شده است، یک نام نیست بلکه یک لقب است، آیا حتی یک پیشگویی وجود دارد که بگوید نام مسیح، عیسی خواهد بود و اینکه نام مادرش مریم خواهد بود؟ و اینکه پدر مفروض او، یوسف نجار [به گفته مسیحیان پدر خوانده حضرت عیسی علیه السّلام] خواهد بود و اینکه او در قلمرو پادشاهی هیرودس به دنیا خواهد آمد و غیره و غیره؟ نه چنین جزئیاتی وجود ندارد. پس چطور می توانید نتیجه گیری کنید که آن هزاران پیشگویی، راجع به عیسی [علیه السّلام]است؟"
 
پیشگویی چیست؟
 
پدر روحانی پاسخ داد: "پیشگویی، چیزی را به وسیله واژه ها به تصویر کشیدن است؛ وقتی آن چیز به وقوع می پیوندد، آنگاه ما به آشکارا آنچه را در پیشگویی های گذشته پیش بینی شده بود می بینیم"
گفتم: "پس آنچه شما در واقع انجام می دهید آن است که استدلال می کنید، دلیل می آورید و اطلاعات را کنار هم می چینید."
او گفت: "بله"
گفتم: " اگر این، آن کاری است که با هزار پیشگویی انجام می دهید، تا صحت ادعای خود را درباره اصالت عیسی [علیه السّلام]توجیه کنید، چطور ما نباید همین روش را درباره حضرت محمّد [صلی الله علیه و آله]اقتباس کنیم؟"( 2)
پدر روحانی موافقت کرد که برای مواجهه با این مسئله، این پیشنهادی عادلانه و راهی منطقی ست. از او خواستم تا سفْر تثنیه را باز کند فصل 18 عبارت 18.
او چنین کرد و من عبارت را از حفظ به آفریقایی خواندم زیرا هدف من از تمرین کردن زبان نژاد حاکم بر آفریقا، همین بود.
 
'N PROFEET SAL EK VIR HULLE VERWEK UIT DIE MIDDE VAN HULLE BROERS, SOOS JY IS, EN EK SAL MY WOORDE IN SY MOND LE, EN HY SY SAL AAN HULLE SE ALLE WAT EK HOM BEVEEL. Deut.18: 18.

"I will raise them up a Prophet from among their brethren, like unto thee, and I will put my words in his mouth; and he shall speak unto them all that I shall command him."

[به زبان فارسی اینگونه ترجمه می گردد:
"من پیامبری را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هرآنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت."]

پاورقی
----------------------------------
1. ابتداً این نوشته در سال 1976 نگاشته شد.[جمعیت مسلمانان در آن زمان 900000000 نفر بوده است.]
2. محمّد [صلی الله علیه و آله]به نام، در غزل های حضرت سلیمان از مجموعه عهد عتیق، غزل 5 ،عبارت 16 آمده است. لغت عبری ذکر شده در آن غزل muhammadimمی باشد. "im" واژه را جمع می کند که نشانه احترام، عظمت و شکوه است. با حذف "im" از آن نام، محمّدmuhammadخواهد ماند که به "دوست داشتنی" ،"محبوب" یا "ستوده" و "آنکه شایسته ستایش است" (یعنی محمّد ) در ترجمه ها برگردانده شده است. [محمّد لغتی ست عربی از ریشۀ حَمَدَ، به معنای ستوده و ستایش شده]
ادامه دارد...

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
پیامبری شبیه موسی
از آنجاییکه عبارت را به آفریقایی قرائت کرده بودم، از تلفظ نامطمئنم عذرخواهی کردم؛ پدر روحانی به من اطمینان داد که خوب میخوانم.
پرسیدم: "این پیشگویی به چه کسی بر می گردد؟" بی درنگ پاسخ داد: "عیسی!" پرسیدم: "چرا عیسی؟ به نام او که در اینجا اشاره نشده است."
پدر روحانی پاسخ داد: "از آنجاییکه پیشگویی ها، تصاویری می باشند در قالب واژه ها در مورد آنچه که در آینده به وقوع خواهد پیوست، دریافته ایم که واژه های این عبارت به اندازه کافی عیسی را توصیف کرده است؛ دقت کنید که مهمترین واژه های این پیشگویی 'SOOS JY IS' ("مانند تو") یعنی مانند موسی می باشد، و عیسی مانند موسی است.
پرسیدم: "در چه مواردی عیسی به موسی شبیه است؟"
جواب چنین بود: "اولا موسی یهودی بود و عیسی هم یهودی بود. دوما موسی پیامبر بود و عیسی هم پیامبر بود. بنابراین عیسی شبیه موسی بود و این دقیقاً آن چیزی است که خداوند پیشاپیش به موسی گفته بود"
گفتم: "آیا شباهت دیگری بین موسی و عیسی به ذهن شما میرسد؟"
چیز دیگری به ذهنش نرسید.
ادامه دادم: "اگر این دو، تنها معیارهای کشف عیسی به عنوان شخص اشاره شده در این پیشگویی در سفر تثنیه 18:18 باشد، پس در این صورت معیارها می تواند با هر یک از شخصیت های برجسته عهدین بعد از موسی– مانند سلیمان، اشعیاء، حزقیل، دانیال، هوشع، یوئیل، ملاکی، یحیی معروف به تعمید دهنده و ...- مطابقت کند زیرا که همگی آنها علاوه بر اینکه یهودی بودند، پیامبر نیز بودند. چرا نباید ما این پیشگویی را درباره هر کدام از این پیامبران به کار بندیم، و چرا فقط برای عیسی ؟ چرا باید این تفاوت را قائل شویم؟
پدر روحانی پاسخی نداشت.
ادامه دادم: "توجه فرمایید نتیجۀ من این چنین است که عیسی کمترین شباهت را به موسی دارد. اگر اشتباه می کنم اصلاحم کنید."
سه تفاوت
بر مبنای این گفتار برای او استدلال کردم: در وهله اول عیسی به موسی شبیه نیست زیرا براساس گفته های شما عیسی خدا است، اما موسی خدا نیست. آیا درست است؟
او گفت: بله.
گفتم: بنابراین عیسی شبیه موسی نیست. دوم اینکه طبق گفته های شما، «عیسی برای گناهان جهانیان مرد» اما موسی به خاطر گناهان جهانیان نمرده است. آیا درست است؟
او دوباره گفت: بله.
گفتم: "بنابر این عیسی شبیه موسی نیست." سوم اینکه طبق گفته های شما «عیسی به مدت سه روز به جهنم رفت اما موسی نرفت» آیا درست است؟
او با شرمندگی پاسخ داد: بـلـه!!
من نتیجه گرفتم که: "بنابر این عیسی شبیه موسی نیست. و ادامه دادم: اما پدر روحانی! چنین استنباط هایی حقایق قابل اطمینان و محکمی نیستند بلکه صرفاً باورهایی هستند که کوچکترها می توانند بر مبنای آن ها بلغزند و بیفتند. اجازه دهید درباره مطلب بسیار ساده ای بحث کنیم که اگر کوچکتران شما فرا خوانده شوند تا این بحث را بشنوند، هیچ مشکلی در پیگیری آن نخواهند داشت، موافقید؟"
پدر روحانی از این پیشنهاد بسیار خرسند شد.
هشت استدلال انکارناپذیر
پدر و مادر :
1) موسی پدر و مادر داشت. محمّد نیز پدر و مادر داشت اما عیسی تنها مادر داشت و پدر زمینی نداشت. آیا این درست است؟
او گفت: بله
گفتم: "MOSES! "DAAROM IS JESUS NIE SOOS MOSES NIE, MAAR MUHUMMED IS SOOS
به معنای
"بنابراین عیسی شبیه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است!"
(از اینجا خواننده درمی یابد که من زبان افریقایی را فقط برای تمرین استفاده کردم، از این به بعد در نقل قسمت های بعدی از آن استفاده نخواهم کرد.)
 [از آنجاییکه مسیحیان خدا را پدر آسمانی حضرت عیسی علیه السّلام می دانند، شایان تذکر است که بنا بر قرآن، سورۀ آل عمران، آیه 59 و احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، حضرت عیسی علیه السّلام درست مانند حضرت آدم علیه السّلام پدری نداشت، نه زمینی و نه آسمانی.]
 تولد اعجاز آمیز:
2) موسی و محمّد به صورتی طبیعی به دنیا آمدند (یعنیارتباط جسمانی مرد و زن). اما عیسی از طریق معجزه ی خاصی بوجود آمد؛ همانگونه که به خاطر دارید در انجیل متی، باب 1، عبارت 18 گفته شده "...قبل از آنکه آنها با هم نزدیک شوند(مریم و یوسف نجار) او به وسیله ی روح پاک، حامل فرزند شد" و انجیل لوقا می گوید که هنگامی که مژده تولد پسری مقدّس به او داده شد، مریم استدلال کرد:"چگونه ممکن است اینگونه شود درحالیکه من مردی را نمی شناسم و فرشته جواب داد و به او گفت،روح پاک به تو خواهد آمد و قدرت بالاترین، بر تو سایه خواهد افکند...(انجیل لوقا، باب 1، عبارت 35 )
 قرآن مجید میلاد معجزه آسای حضرت عیسی را با جملاتی اصیل تر و متعالی تر تأیید می کند. در پاسخ سوأل منطقی مریم که: گفت ای پروردگار من! چگونه برای من فرزندی باشد، درحالیکه بشری مرا لمس نکرده است، گفت: اینگونه خدا خلق می کند هر آنچه که بخواهد، آن هنگام که قضای الهی بر امری قرار گیرد، او تنها به آن می گوید باش، پس آن موجود می شود.
 قَالَتْ رَبّ‏ِ أَنىَ‏ يَكُونُ لىِ وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنىِ بَشَرٌ قَالَ كَذَالِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضىَ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ(سوره آل عمران(3)، آیه 47) 1
 خداوند احتیاجی ندارد که تخمی درون انسان و حیوان گذارد، او تنها اراده می کند؛ آنگاه می شود. اینگونه است برداشت قرآنی مسلمانان از میلاد عیسی(وقتی که من در برابر رئیس جامعه انجیلی بزرگترین شهر افریقای جنوبی،توضیح قرآنی و انجیلی میلاد عیسی را مقایسه کردم، و وقتی از او پرسیدم کدامیک از این دو را ترجیح می دهید تا برای دخترتان نقل کنید، او سرش را به زیر انداخت و گفت: توضیح قرآنی را!)
 به طور خلاصه به پدر روحانی گفتم:"آیا درست است که عیسی به صورت معجزه آسا برخلاف میلاد طبیعی محمّد و موسی به دنیا آمد؟
 او با افتخار پاسخ داد: "آری"
 من گفتم: "بنابراین عیسی شبیه موسی نیست و محمّد شبیه موسی است. و در کتاب تثنیه تورات 18:18خداوند به موسی گفت: "شبیه تو" یعنی شبیه موسی، و محمّد شبیه موسی است.
 پیوند زناشویی:
3) "محمّد و موسی ازدواج کردند و دارای فرزند بودند اما عیسی تمام عمرش مجرد بود آیا این درست است؟"
 پدر روحانی پاسخ داد: "آری".
 گفتم: "پس عیسی شبیه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است.
 "عیسی(ع) به وسیله ی قومش پذیرفته نشد":
4) موسی و محمّد در طول زندگیشان توسط مردم به عنوان پیامبر پذیرفته شدند. بی شک یهودیان مشکلات بسیاری را برای موسی بوجود آوردند و آنها در بیابان مرتب شکایت می کردند، اما به عنوان یک امت، تصدیق کردند که موسی پیامبری از جانب خدا بود که به سوی آنها فرستاده شده بود. اعراب نیز زندگی محمّد را غیر ممکن کرده بودند. او به وسیله ی آنها بسیار رنج کشید. بعد از 13 سال موعظه و تبلیغ در مکه، او مجبور شد از زادگاهش مهاجرت کند. اما قبل از وفاتش کل امت عرب او را به عنوان فرستاده ی خدا پذیرفته بودند. اما طبق عهدین: "او (عیسی) بر قوم خودش آمد اما قومش او را نپذیرفتند. (انجیل یوحنا، باب اول، عبارت 11) و حتی امروز بعد از 2000 سال، قوم عیسی، یهودیان[بنی اسرائیل]، در کل او را نپذیرفتند.
 "آیا این درست است؟" "پدر روحانی گفت: بله"
 گفتم: "بنابراین عیسی شیبه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است.
 پادشاهی دنیای دیگر:
5) موسی و محمّد همانگونه که پیامبر بودند، پادشاه نیز بودند. پیامبر به معنای کسی است که وحی الهی را برای هدایت انسانها دریافت می کند و این هدایت را بدون هیچ کم و زیادی همانگونه که دریافت کرده است، به بندگان خدا منتقل می کند. پادشاه شخصی است که مرگ و زندگی مردمانش در حیطه قدرت اوست؛ این مهم نیست که فرد تاج بر سر می گذارد یا نه؛ یا شاه و سلطان خوانده شود یا نه؛ اگر کسی امتیاز تعیین کیفر مجازات مرگ را داشته باشد، او یک پادشاه است. موسی چنین قدرتی را در دست داشت.
 آیا به یاد می آورید آن شخص اسرائیلی که در روز شنبه چوب برای آتش جمع می کرد و موسی فرمان سنگ ساری او تا مرگ را صادر کرد (سفر اعداد تورات، باب 15، عبارت 13) در عهدین جنایات دیگری نیز یاد شده است که مجازات مرگ به دستور موسی برای یهودیان تعیین شده بود. محمد نیز امتیاز صدور حکم مجازات مرگ بر مردم را داشت.
 در عهدین اشخاصی معرفی شده اند که به آنان موهبت نبوت عطا شده بود اما در جایگاه اجرای دستورات نبودند. برخی از این مردان خدا که در برابر لجاجت مردم در پذیرش پیغامشان ناتوان بودند، عبارتند از: لوت، یونس، دانیال، عزیر و یوحنای تعمید دهنده. آنها فقط می توانستند پیغام را برسانند اما نمی توانستند قوانین را اجرا کنند. حضرت عیسی علیه السّلام نیز به این گروه تعلق دارد. انجیل مسیحیان به وضوح این مسئله را تأیید می کند: وقتی عیسی را به اتهام شورش بر ضد حکومت، به زور نزد حاکم رومیان (پیلاطس) کشاندند، عیسی در دفاع از خودش نکته ای متقاعد کننده جهت رفع اتهام دروغین، بیان کرد .
 عیسی پاسخ داد: "من یک پادشاه دنیوی نیستم. اگر بودم، پیروانم می جنگیدند تا در چنگ سران قوم یهود گرفتار نشوم، نه، پادشاهی من در این دنیا نیست."(انجیل یوحنا، باب 18، عبارت 36) این [دفاعیه عیسی علیه السّلام]، پیلاطس مشرک را متقاعد کرد که هر چند[به نظر او ] عیسی تعادل روحی نداشت، اما خطری برای حکومتش نبود؛ عیسی تنها ادعای حکم فرمایی روحانی [2] کرد. به عبارت دیگر او فقط ادعا کرد که یک پیامبر است.
 "آیا این درست است؟" پدر روحانی پاسخ داد: "بله"
 من گفتم: "در نتیجه عیسی شبیه موسی نیست و محمّد شبیه موسی است."
 ادامه دارد...

پاورقی:
  1. به قرآن سوره سوم آیه 42 و سوره 19 آیه16 در مورد میلاد عیسی رجوع کنید. در نظر داشته باشید که عیسی و مادرش جایگاه رفیعی در اسلام دارند.

  2. به صورت مشروح در قسمت بعدی مقاله توضیح داده خواهد شد


نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
آنچه تورات و انجیل [Bible]درباره محمّد صلی الله علیه و آله می گوید (قسمت ششم)

پاورقی 2
[ همانطور که در قسمت پیشین وعده داده بودیم، در این قسمت به بررسی حکومت جهانی آخر الزمان می پردازیم:
 "طومارهای بحرالمیت" را که در پاورقی های قبلی اشاره کردیم به یاد آوریم؛ در آنها دو مسیح (دو منجی موعود) وعده داده شده بود که یکی از آنها راهب و دیگری پادشاه خواهد بود. حضرت عیسی علیه السّلام حکومت دنیایی بر پا نکرد، در حالیکه حضرت محمّد صلی الله علیه و آله این کار را کردند، اما نه آنگونه که وعده داده شده بود که منجی آخر الزمان بر سراسر جهان حکمفرمایی خواهد کرد. در آخرالزمان، آخرین وصی خاتم انبیا،حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف بر دشمنان غلبه خواهد کرد و حکومت جهانی ی را که تمامی انبیا به آن وعده داده بودند بر مبنای قوانین الهی بر پا خواهد کرد.
 مسیحیان معتقدند که "مرد سوار بر اسب سفید" که در فصل 19 مکاشفات یوحنا -که به گمان آنها پیشگویی های آخرالزمان است- از مجموعه عهد جدید ذکر شده است، حضرت عیسی علیه السّلام نخواهد بود. زیرا آنها می گویند که عیسی علیه السّلام بر مبنای عبارات همین کتاب،در میان ریش سفیدان خواهد نشست و "مرد سوار بر اسب سفید" کنار آنها خواهد بود و نامهای "پادشاه پادشاهان" و "سرور سروران" بر او نوشته خواهد بود.
 همانگونه که می بینیم، عهد جدید به غیر از حضرت عیسی علیه السّلام،مرد دیگری را که "سوار بر اسب سفید" است معرفی می کند، که او غلبه خواهد کرد و "پادشاه پادشاهان" خواهد بود. شیعه معتقد به ظهور مجدد حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف و همچنین رجعت ثانی حضرت عیسی علیه السّلام می باشد. احادیث اسلامی نقل شده از معصومین علیهم السّلام تأیید می کند که حضرت مهدی علیه السّلام لشکر هایی به همه نقاط جهان خواهد فرستاد؛یک خصوصیت خاص آن حضرت این است که هیچیک از لشکرهای او طعم شکست را نخواهند چشید؛ اکثر مردم در مواجهه با حجت و روحانیت آن حضرت، تسلیم خواهند شد اما البته مقاومت هایی نیز از طرف ظالمان لجوج وجود خواهد داشت؛ پس از یک دوره کوتاه هشت ماهه شرق و غرب عالم تحت سیطره حضرتش خواهد بود. در این جنگ ها و پیروزی ها، همانگونه که اعوان و انصار حضرت روز به روز بیشتر می شوند، ملائک نیز از آسمان برای یاری او نازل می گردند و همچنین قدرت های طبیعت نیز به امر خداوند، حضرتش را حمایت خواهند کرد...(بحار الانوار ج52)
 علاوه بر این در کتاب مکاشفات از مجموعه عهد جدید(فصل 6، عبارت 2) آمده است: " نگاه کردم (یوحنا در مکاشفاتش درباره آخرالزمان چنین دید) و جلوی خود یک اسب سفید دیدم. کسی را دیدم سوار بر اسب، که یک کمان در دست داشت و یک تاج بر سر، و به جلو می راند تا در نبردهای زیاد پیروز شود و غلبه کند."
 علاوه بر این در کتاب مکاشفات (فصل 2، عبارات 26 و 27) حضرت عیسی علیه السّلام گفت: "به آنکس که غالب شود و...،با عصای آهنین بر آنها سلطنت خواهد کرد و..."،یعنی "مرد سوار بر اسب سفید" با حضرت عیسی علیه السّلام خواهد بود و با عصای آهنین بر آنها حکومت خواهد کرد.
 به علاوه واژه "نور" که عیسی علیه السّلام بارها تکرار کرد، می تواند اشاره ای به محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین باشد؛ زیرا که "نور" آنها اولین چیزی بود که خداوند در عوالم "ذر" (قبل از این جهان) خلق کرد؛ حضرت محمّد صلی الله علیه و آله خطاب به جابر بن عبد الله انصاری فرمود که: "اول چیزی که خداوند خلق کرد، نور پیامبرت بود."و نور پیامبران دیگر از نور محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین خلق شد (بحار الانوار،کافی،...)
 حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف که حکومت و هدایت الهی اش در آخر الزمان از ابتدا وعده داده شده بود به وضوح در قرآن یاد شده است:
 هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله...
او [خداوند] است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آنرا بر همه ادیان برتری دهد ...(قرآن کریم سوره توبه (9)، آیه 33؛ سوره صف(61)، 9؛ و سوره فتح (48)، آیه 28)
 همچنین در سوره نور قرآن آیه 35 که به آیه نور مشهور است گفته شده است خداوند با نورش هدایت می کند؛ احادیث تأکید می کنند که آخرین نور مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود.
 در تورات و مجموعه عهد عتیق "فاران" محلی است که حضرت ابراهیم علیه السّلام ، هاجر و اسماعیل علیه السّلام را به آنجا برد.(تورات سفر تکوین؛ فصل 21 ، عبارات 17 تا 21)
 این معجزه ی خداوند است که در میان تاریکی های تحریفات هنوز حجت اش را تمام می کند و نور حق را برای آنان که قلبی بصیر دارند می تاباند.
 در سفر تثنیه از همین تورات هر چند تحریف شده فصل33 عبارات 1-3 چنین می خوانیم : "این برکتی است که حضرت موسی پیش از مرگش به وسیله ی آن بنی اسرائیل را برکت داد، و او گفت که خداوند از سینا آمد و از ساعیر بر آنان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و ...به درستیکه قوم خود را دوست می دارد. "
 یعنی حضرت موسی علیه السّلام در زمان فوتش از سه تجلی خداوند صحبت کرد (امام صادق علیه السّلام می فرمایند: خداوند در کلماتش تجلی می کند):1) طور سینا که مربوط به خود حضرت موسی علیه السّلام بود، 2) تجلی ساعیر که بر حضرت عیسی علیه السّلام بود و 3) ظهور محمّد صلی الله علیه و آله در جبل فاران. سومین تجلی، درخششی است به همراه هزاران مقدسین، که عظمت و شکوه را جلوه می دهد. چه زیباست دعای سمات امیرالمومنین علیه السّلام، که در ساعات آخر روز جمعه، می خوانیم؛ حضرت چنین می فرماید:
 و به مجد تو که در طور سینا ظاهر شد و به وسیله ی آن با بنده و رسولت موسی بن عمران سخن گفتی،و به طلوعت در ساعیر و به ظهورت در جبل فاران به ربوات مقدسین و به جنود ملائک به صف کشیده و...(بحار الانوار)
 اینک جملات دیگری از عهد عتیق، کتاب حبقوق نبی -پیامبری از بنی اسرائیل که سالها بعد از حضرت موسی علیه السّلام بود-را می خوانیم؛ فصل سوم جملات 3-6:
 "خدا از تیمان آمد و قدوس از جبل فاران،سیلاه، جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملو گردید پرتو او مثل نور بود و از دست وی شعاع ساطع گردید و ...طریق های او جاودانی است."
 از آنجاییکه حضرت حبقوق علیه السّلام پس از حضرت موسی علیه السّلام بود، او پیشگویی دو پیامبر اولو العزم پس از خود را بیان کرد، اولی حضرت عیسی علیه السّلام در صحرای تیمان که همان محل ساعیر است و دومی "قدوس" از جبل فاران یعنی حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم. جالب است واژه سیلاه که یک واژه عبری است در تمام ترجمه ها با تلفظ عبری وارد شده است و ترجمه آن "طریق های او جاودانی است"می باشد.
 در نتیجه بنابر عهدین، آخرین پیامبر "قدوس" است از "جبل فاران". او که "جلالش آسمانها را خواهد پوشانید" و "زمین از تسبیح او مملو خواهد بود" و "قوم خود را دوست خواهد داشت" و ...؛ "پیامبری که رحمت است برای عالمیان" (قرآن کریم؛ سوره انبیاء (21)، آیه 107 ) و "به مومنان رئوف است" (قرآن کریم؛ سوره توبه(9)، آیه 128 ) و "نور هدایت است"( قرآن کریم؛ سوره نور(24) آیه 35) و "خداوند دینش را بر همه ادیان چیره خواهد کرد"...(قرآن کریم؛ سوره توبه (‏9 )، آیه 33 ؛و سوره فتح، آیه 28؛ و سوره صف، آیه 9) یعنی قدوس فارانی با تمام این خصوصیات،طریقش جاودانی خواهد بود، به عبارت دیگر، شریعت محمّد صلی الله علیه و آله، آخرین شریعت خواهد بود و به دست حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف در جهان گسترده و جاودان خواهد شد. همانگونه که قرآن می فرماید:
 الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبىِ‏ الْأُمِّىَّ الَّذِى يجدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فىِ التَّوْرَئةِ وَ الْانجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنهْئهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُحلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَ يحرّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَئثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتىِ كاَنَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
 آنانکه تبعیت می کنند از رسول، نبی ای از ام القری (مکه، فاران) کسی که او را نزد خویش در تورات و انجیل، مکتوب می یابند، او آنان را به معروف امر می کند و از منکر نهی، پاکیزه ها را حلال می کند و خبائث را حرام و رنج ها و مشقاتی که بر گردنشان است از آنان برمی دارد پس آنان که به او ایمان می آورند و او را با عزت می شمارند و یاریش می کنند و از نوری که به همراه او نازل شده است پیروی می کنند؛ آنان رستگارند. (سوره اعراف،آیه 157)
 همچنین آیه 105 از سوره انبیا در قرآن می فرماید در زبور حضرت داوود علیه السّلام بشارت حکومت صالحان در آخرالزمان داده شده بود. در مجموعه عهد عتیق، کتاب زبور، مزامیر داوود، مزمور 37 عبارات 8 و 9 – 17 و 18-21 و 22 همین بشارات یافت می شود.
 علاوه بر این، در مجموعه عهدین ده ها بار به "پسر انسان" اشاره شده است، که مسیحیان او را نیز در برخی موارد حضرت عیسی علیه السّلام می پندارند، در حالیکه متأسفانه خودشان معمولا عبارت "پسر خدا" را برای عیسی علیه السّلام استفاده کرده اند؛ در اینجا نمونه ای از این جملات را بیان می کنیم که به وضوح ثابت می کند در برخی از این اشارات، "پسر انسان" یقیناً نمی تواند اشاره به حضرت عیسی علیه السّلام باشد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#8
در ادامه بحث گذشته پیرامون بررسی حکومت جهانی آخر الزمان به اشارات عهد جدید به پسر انسان می پردازیم. همانطور که پیشتر اشاره کردیم مسیحیان « پسر انسان»را نیز در برخی موارد حضرت عیسی علیه السّلام می پندارند، در حالیکه متأسفانه خودشان معمولاً عبارت« پسر خدا»را برای عیسی علیه السّلام استفاده کرده اند؛ در اینجا نمونه ای از این جملات را بیان می کنیم که به وضوح ثابت می کند در برخی از این اشارات، « پسر انسان» یقیناً نمی تواند اشاره به حضرت عیسی علیه السّلام باشد:
 
حضرت عیسی علیه السّلام در حالیکه میان امتش بر روی زمین بود گفت:"و هیچ کس به آسمان بالا نرفت مگر او که از آسمان پایین آمد، حتی پسر انسان که اینک در آسمان است. (انجیل یوحنا، فصل 3 عبارت 13 در نسخه King James) یعنی در حالیکه عیسی علیه السّلام بر روی زمین بود از پسر انسان که در آسمان بود سخن می گفت و نوید می داد که خودش به آسمان عروج خواهد کرد، اما پسر انسان بر روی زمین در میان مردم می ماند، همانگونه که حضرت مهدی علیه السّلام در طول غیبتش در میان مردم بر روی زمین زندگی می کند.
بسیاری از جملات عهدین از بازگشت پسر انسان خبر می دهد،برای مثال، یکی از این جملات را با هم می خوانیم:
"زمان ظهور پسر انسان درست مانند روزگار نوح خواهد بود. در روزهای قبل از طوفان یعنی تا روزی که نوح به داخل کشتی رفت مردم (در غفلت) می خوردند و می نوشیدند و ازدواج می کردند و چیزی نمی فهمیدند تا آنکه سیل آمد و همه را از بین برد! ظهور پسر انسان نیز همین طور خواهد بود."(انجیل متی فصل24 ، جملات 37 تا 39)
از اینگونه مثالها، حتی در این تورات و انجیل تحریف شده بسیار است؛ تورات و انجیلی که دانشمندان مسیحی من جمله دن بارکر دربارۀ آن چنین می گویند: "دانشمندان اخیر مسیحی به این عقیده اند که کتب عهد جدید 35-90 سال پس از وقایع نوشته شده اند و نامهای مرقس، متی، لوقا، یوحنا بعدها به وسیله ی کلیسا به این کتابها چسبانده شده.اما روحانیون مسیحی این حقیقت را فاش نمی کنند و پیروانشان را به این باور تشویق می کنند که اناجیل متی- مرقس- لوقا و یوحنا در واقع به وسیله ی همانها نوشته شده بود، اما این ادعا حقیقت ندارد."
خداوند در قرآن فرموده است که همیشه می خواهند نور خدا را خاموش کنند اما خداوند اجازه نمی دهد(سوره توبه آیه32 / سوره صف آیه 8)؛ چنین است که بارقه هایی نور خدا هنوز در میان تحریفات عهدین می درخشد.
علاوه بر طومارهای بحرالمیت (که کتبی یهودی بودند که اینک در عهد عتیق موجود نمی باشند) مجموعه ی دیگری نیز در کاوش های باستان شناسی در غاری نزدیک شهر نجع حمادی در مصر در سال 1945 میلادی کشف شده است. این مجموعه، اناجیل متعدد دیگری است که نه در عهد جدید کنونی و نه ظاهراً در بالغ بر 100 انجیل موجود دیگر، وجود داشتند. این اناجیل به سالهای 120تا 400 میلادی باز می گردد (کتاب "اناجیل عرفانی"Gnostic Gospels نوشته الین پچلزElaine Pagels) برای نمونه یک جمله از این اناجیل را نقل می کنیم که شاهد دیگری است بر تحریفات فاحش در مکتوبات یهودی و مسیحی:"مسیح عادت داشت که لبهای آن "زن بدکاره" را ببوسد،باقی حواریون ناراحت می شدند و از مسیح می پرسیدند که چرا آن زن را بیشتر از ما دوست می داری!!!؟؟؟"(انجیل فیلیپ)
اینگونه مکتوبات یهودی و مسیحی به "آپاکریفا"(آپوکریفا) مشهورند، این واژه به معنای "اشیاء پنهان شده" است. قرآن ظالمترین انسان را کسی معرفی می کند که به خدا دروغ ببندد و کلام خدا را تحریف کند (قرآن سوره انعام (6)، آیه 21)؛ هر چند که آن اشخاص دارای ظاهری آراسته و صاحب قدرت و منصب دنیوی باشند. اینگونه تحریفات از آنجا سرچشمه می گیرد که پیامبران و اوصیای آنها اطاعت نشدند و در نتیجه انسانهای بدخواه و نادان نوشتند و به خدا نسبت دادند، در حالیکه شیعه معتقد به قرآن- کلام دست نخورده ی خداوند- و احادیث معصومین علیهم السّلام- مفسران بدون خطای قرآن- می باشد. خداوند را شاکریم برای قرآن که همیشه یکی بوده است و همچنان باقی است و منتظر ظهور آخرین حجت خدا لحظه ها را می شماریم.]

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#9
شریعت جدید
6) موسی علیه السّلام و محمّد صلی الله علیه [و آله] قوانین و شریعت جدیدی برای امتشان آوردند. موسی نه تنها 10 فرمان را به اسرائیلیان داد، بلکه، آداب و رسوم فراگیری نیز برای هدایت امتش آورد.
 محمّد صلی الله علیه [و آله] بر مردمانی که متأثر از بربریت و جاهلیت بودند، آمد. آنان با مادرخوانده هایشان ازدواج می کردند، دخترانشان را زنده به گور می کردند؛ شرابخواری، زنا،بت پرستی و قمار بازی برنامه روزانه آنها بود.
 گیبونGibbon ، اعراب قبل از اسلام را در کتابش "انحطاط و زوال امپراطوری روم"Decline and Fall of the Roman Empire اینگونه شرح می دهد: " انسان هایی حیوان صفت، تقریباً بی شعور، که به طور ناچیزی از سایر حیوانات قابل تشخیص بودند؛ در آن زمان تقریباً هیچ تمایزی بین انسان و حیوان نبود، آنها حیواناتی به صورت انسان بودند."
 به گفته ی توماس کارلایل Thomas Carlisle ، "محمّد آنها را از این وحشی گری ذلت بار به مقام مشعل داران نور و هدایت ارتقا داد" . "برای امت عرب، ظهور محمّد به منزله ی تولدی از تاریکی به نور بود. دنیای اعراب به وسیله ی او زنده شد. یک ملت فقیر چوپان که از ابتدای خلقت در بیابانهای سرزمین عرب سرگردان و ناشناخته بودند، در جهان شناخته و بزرگ شدند.به فاصله ی یک قرن پس از او سرزمین اعراب از اسپانیا تا هندوستان گسترش یافت و سرزمین اعراب در نور نبوغ، عظمت و شجاعت بر قسمت اعظمی از دنیا درخشید." واقیعت آن است که محمّد برای مردمانش قوانین و احکامی آورد که هرگز پیش از این نداشتند.
 در مورد عیسی هنگامی که یهودیان نسبت به او بد گمان شدند و پنداشتند که او شیادی بود تا تعلیمات آنها را با نقشه هایی منحرف کند، عیسی کوشید تا آنها را مطمئن سازد که او شریعت جدیدی نیاورده است - نه قوانین جدید و نه احکام جدید- من کلام خود عیسی را نقل می کنم:
 فکر نکنید که من آمده ام تا تورات و نوشته های پیامبران را منسوخ نمایم. نیامده ام تا منسوخ کنم بلکه آمده ام تا محقق سازم؛ یقین بدانید که تا آسمان و زمین بر جا هستند هیچ حرف و نقطه ای از تورات از بین نخواهد رفت تا همه آن تحقق یابد(متی باب 5: 17 و 18)
 به عبارت دیگر، او با قوانین و احکام جدید نیامده بود، او تنها برای به انجام رساندن قانون قدیم آمده بود.
 این آنچیزی بود که عیسی به یهودیان عرضه کرد تا بفهمند -مگر اینکه او داشت به یهودیان بلوف می زد تا او را به عنوان مرد خدا بپذیرند و با طفره رفتن سعی داشت تا مذهب جدیدی را با زور به آنان القا کند-؛ نه! این پیامبر خدا هرگز متوسل به چنین ابزار نامردانه ای نمی شد، تا باعث نابودی دین خدا شود. او خودش قوانین را اجرا می کرد. او دستورات موسی علیه السّلام را عمل می کرد و به روز شنبه احترام می گذاشت، هرگز هیچ یهودی ای به عیسی خطاب نکرد که "چرا روزه نیستی؟" یا "چرا دستانت را قبل از خوردن طعام نشستی"؛ اتهام هایی که همیشه به حواریون می زدند، اما هرگز به عیسی علیه السّلام نبستند. این به این خاطر بود که عیسی به عنوان یک یهودی خوب، به قوانین پیامبرانی که پیش از او آمده بودند، احترام می گذاشت.
 به طور خلاصه او هیچ دین جدیدی را بوجود نیاورده و قانون جدیدی مانند موسی و محمّد نیاورده است. از پدر روحانی پرسیدم: آیا این درست است؟ و او پاسخ داد: بله گفتم: بنابراین عیسی علیه السّلام شبیه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است.
چگونگی از دنیا رفتن
7) موسی و محمّد هر دو به طور عادی از دنیا رفتند اما طبق عقیده ی مسیحیان عیسی به طور فجیعی مصلوب و کشته شد.[1]
آیا این درست است؟ پدر روحانی گفت:بله
من تصدیق کردم بنابراین عیسی شبیه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است. 1
 1 [البته همانگونه که سوره نساء، آیات 157 و 158 در قرآن کریم تأیید می کند حضرت عیسی علیه السّلام نه کشته شد و نه به صلیب کشیده شد، بلکه عروج پیدا کرد: "و گفتند مسیح، عیسی فرزند مریم رسول خدا را کشتیم در صورتیکه او را نه کشتند و نه به صلیب کشیدند بلکه امر بر آنها مشتبه شد؛ و همانا آنانکه درباره او عقاید مختلف اظهار داشتند از روی شک و تردید سخنی گفتند و عالم به او نبودند جز آنکه از پی گمان خود می رفتند و به طور یقین بدانید که مسیح را نکشتند. بلکه او را بالا برد به سوی خود و پیوسته خدا شکست ناپذیر و کارش همه از روی حکمت است."
 احادیث معصومین علیهم السّلام در تبیین آیات قرآن می فرمایند که حضرت عیسی علیه السّلام به صلیب کشیده نشد بلکه به دلایلی، شخص دیگری که شبیه آن حضرت شده بود، به جای او به صلیب کشیده شد و خداوند حضرت عیسی علیه السّلام را بالا برد.(تفسیر جامع و بحار الانوار،...) علاوه بر قرآن و احادیث معتبر شیعه برخی مستندات کمتر تحریف شده ی مسیحی من جمله انجیل بارنابا در فصل 217، تأیید می کنند که شخص به صلیب کشیده شده، حضرت عیسی علیه السّلام نبود. در نتیجه حضرت عیسی علیه السّلام هم اینک در آسمان زنده است. با در نظر گرفتن این نکته نیز، حضرت موسی و محمّد علیهما السّلام هر دو درگشتند در حالیکه حضرت عیسی علیه السّلام در انتظار ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشّریف) است تا به اذن خدا فرود آید و حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشّریف) را یاری کند.]
  مسکن آسمانی
8) موسی و محمّد هر دو در زمین به خاک سپرده شدند اما به عقیده ی شما عیسی در آسمان است.
آیا این درست است؟
پدر روحانی موافق بود.
گفتم: بنابراین عیسی شبیه موسی نیست اما محمّد شبیه موسی است. [2]
 2 [علاوه بر شباهت های فوق حضرت موسی علیه السّلام و حضرت محمّد صلی الله علیه و آله شباهتهای دیگری نیز دارند، من جمله در مورد وزرا و اوصیای برگزیده آنان. در موارد متعددی مانند غزوه تبوک، آن هنگام که پیامبر مدینه را ترک فرمود از حضرت علی علیه السّلام درخواست نمود تا در مدینه به عنوان جانشین و خلیفه پیامبر باقی بماند؛ پیامبر به علی علیهما السّلام فرمود: "منزلت تو به من، منزلت هارون است به موسی..."
 هارون علیه السّلام برادر و وصی موسی علیه السّلام بود(قرآن کریم؛سوره طه، آیات 29، 30).
 حضرت محمّد صلی الله علیه و آله در بسیاری موارد من جمله در یوم الدار، در زمان دعوت خانوادۀ خویش، حضرت علی علیه السّلام را برادر، وصی و خلیفۀ بعد از خود معرفی فرمودند(از اسناد سنی: تاریخ طبری)؛ یعنی حضرت علی علیه السّلام علاوه بر آنکه وصی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از ایشان بودند، برادر و وزیر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز حتی در زمان حیات ایشان محسوب می شدند.
 هنگامیکه اولین پسر حضرت علی علیه السّلام ، امام حسن علیه السّلام، به دنیا آمد، ...آنگاه جبرئیل نازل شد و به پیامبر فرمود:ای محمّد،خداوند علی اعلی به تو سلام می رساند و می فرماید که علی به تو به منزلت هارون است به موسی و بعد از تو نبی ای نخواهد بود. نام این پسرت را نام پسر هارون بگذار. پیامبر فرمود: نام پسر هارون چه بود؟ جبرئیل فرمود: شبّر
پیامبر فرمود: زبان من عربی است، جبرئیل فرمود: نام او را حسن[ترجمه شُبَر به عربی] بگذار... (بحار الانوار ج43 ص239)
 در حدیثی دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:همانا خداوند عزوجل به موسی علیه السّلام وحی کرد، که مسجدی پاک بنا کن که در آن کسی به جز موسی و هارون و دو پسر هارون شبر و شبیر نباشند؛ و همانا خداوند تعالی به من امر کرد تا مسجدی طاهر بنا کنم که کسی جز من و برادرم علی و دو پسرم حسن و حسین علیهم السّلام، در آن نباشند. (مستدرک الوسائل ج1 ص 461)
 هارون علیه السّلام از دنیا رفت در حالیکه حضرت موسی علیه السّلام هنوز در قید حیات بود. در نتیجه خداوند یوشع بن نون را به عنوان وصی حضرت موسی علیه السّلام برگزید. صحنه ای که در تورات از اعلان رسمی وصایت یوشع بن نون به وسیله ی موسی علیه السّلام ترسیم شده است، از بسیاری جهات شبیه غدیر می باشد. بزودی در مقاله ای تحت عنوان "غدیر از خلقت تا ابدیت" در مورد این موضوع نکات بیشتری را ارائه خواهیم داد.
 ابن عباس از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده است که فرمود،خداوند برای همه پیامبران اوصیا برگزید تا کلام خدا را حفظ و خلق خدا را به سعادت، هدایت کنند؛ اما اکثر مردمان عهد وصایت را شکستند. پیامبر فرمود که -به امر خدا و به سنت تمامی انبیا- با مردم در مورد وصایت و امامت علی بن ابیطالب عهد می بندد. آنگاه پیامبر فرمود، اکثر مردم به این عهد وفادار نخواهند ماند. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله آیه 10 سوره فتح را تلاوت فرمود:
 "...و من نکث فانّما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیوتیه اجراً عظیماً" ...و هرآنکس که پیمان بشکند جز این نیست که به زیان خود پیمان شکسته و هر آنکس وفادار به آنچه که خداوند به آن عهد بسته بماند، پس به زودی اجری عظیم به او عطا می کنیم.
(تفسیر نور الثقلین و معانی الاخبار)
 غدیر، نام برکه ای است که پیامبر، آن مهربانترین مرد تاریخ و مطیعترین بنده خدا، در مکان دست علی بن ابیطالب علیهما السّلام را بالا برد و از مردم برای او و یازده فرزندش از صلب او -به عنوان اوصیای خود تا انتهای تاریخ- بیعت گرفت؛ درحالیکه این صحنه شباهتهایی با صحنه پیمان گرفتن موسی علیه السّلام برای یوشع داشت، از عظمت و شکوه منحصر به فردی برخوردار بود. پس از خطبه ی غدیر مردی خوشبو و خوش چهره مشاهده شد که می گفت هرگز روزی چون آن روز را ندیده بود، که پیامبری آنچنان محکم پیمان وصایت با مردم ببندد؛ او همچنین گفت: تنها کافر به خدا و پیامبر می تواند این عهد را بشکند.نفرین، بر آنها که عهد بشکنند! عمربن خطاب نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و از او پرسید که آیا سخنان آن مرد را شنیدی؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آیا او را شناختی؟ عمر گفت: نه. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: او روح الامین بود. (در نظر داشته باشیم که روح الامین شاهد تمام صحنه های اعلان وصایت انبیای گذشته بوده و در روز غدیر نیز به صورت مردی خوش رو حاضر شده بود.) پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب به عمر فرمود: مراقب باش که عهد را نشکنی زیرا اگر عهد را بشکنی خداوند، پیامبر و ملائک و مؤمنان تو را لعن خواهند کرد. (ج37 بحار الانوار)
 شباهت دیگر بین اوصیای حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و حضرت موسی علیه السّلام یعنی حضرت علی علیه السّلام و یوشع آن است که هر دو بعد از پیامبران با مخالفت بسیار روبرو شدند من جمله از سوی یکی از همسران هر دو پیامبر؛ وشباهت دیگر اینکه هر دو وصی 30 سال بعد از پیامبران عمر کردند. (تفسیر برهان)
 مدارک سنی مانند تاریخ طبری و مستدرک الصحیحین تصریح می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله به عایشه فرمود، مبادا تو آن کسی باشی که مانند همسر موسی عمل می کند. اما عایشه برخلاف امر پیامبر صلی الله علیه و آله، علیه امیرالمومنین علیه السّلام قیام کرد.
 حتی معجزه های حضرت علی علیه السّلام و حضرت یوشع علیه السّلام نیز شبیه هم بودند. تورات ، سفر یوشع معجزه رد الشمس را برای او ثبت کرده است و احادیث و ادعیه اسلامی نیز من جمله دعای مشلول این موضوع را تأیید می کنند. این پدیده یعنی ردالشمس بارها برای امیرالمومنین علیه السّلام نیز رخ داد. (حدیقه الشیعه)
 از اینگونه شباهتها بسیارند و ما به این نمونه ها اکتفا می کنیم.]
  پاورقی
------------------------------------------------
 1. برای شرح کامل موضوع به کتاب "مصلوب شدن یا افسانه" مراجعه شود.
 ادامه دارد...

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#10
از آنجایی که پدر روحانی عاجزانه تمام نکات مرا تصدیق می کرد. گفتم: ای پدر روحانی آنچه تا به حال انجام دادم فقط اثبات یک نکته از کل پیشگویی بوده و آن اثبات عبارت "مانند تو"، "مانند موسی" بود.پیشگویی فراتر از این عبارت است که می گوید: "من پیامبری برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد..." تأکید روی کلمات از میان برادرانشان می باشد.موسی و مردمانش -یهودیان- در اینجا به عنوان یک موجودیت نژادی معرفی شده اند و بدون شک، برادران ایشان عربها هستند. به این نکته توجه کنید که تورات از ابراهیم به عنوان "دوست خداوند" سخن می گوید. ابراهیم دو همسر داشت -سارا و هاجر- هاجر اولین پسر ابراهیم را به دنیا آورد.
"...و هاجر از ابرام (1) پسری زایید و ابرام پسر خود را که هاجر زایید اسماعیل نام نهاد"(سفر پیدایش باب 16 ، عبارت 15) و ابرام پسرش اسماعیل را گرفت...(سفر پیدایش باب 17 عبارت 23)"و پسرش 13 ساله بود هنگامی که گوشت قلفه اش مختون شد."(سفر پیدایش باب 17 عبارت 25) تا سن 13 سالگی هنگامیکه پیمان میان خداوند و ابراهیم بسته شد، اسماعیل تنها پسر و نسل از ابراهیم بود.خدا به ابراهیم پسر دیگری از سارا عطا فرمود، به نام اسحاق، کسی که یقیناً برادر کوچکتر اسماعیل بود.
 اعراب و یهودیان
اگر اسماعیل و اسحاق پسران یک پدر بودند، پس آنها برادرند و بنابراین فرزندان یکی برادران فرزندان دیگری می شوند. فرزندان اسحاق یهودیان هستند و فرزندان اسماعیل عربها می باشند؛ لذا با یکدیگر برادرند"پیش روی همه برادران خود ساکن خواهد بود."(سفر پیدایش باب 16 ، عبارت 12) "اسماعیل در حضور برادرانش از دنیا رفت."(سفر پیدایش باب 25 عبارت 18)
فرزندان اسحاق برادران اسماعیلی ها هستند.به همین نحو، محمّد صلی الله علیه [و آله] از میان برادران اسرائیلی ها است برای اینکه او از نسل اسماعیل پسر ابراهیم بود.این دقیقاً مانند پیشگوییِ گفته شده است:" از میان برادرانش" (سفر تثنیه 18:18) در آنجا، پیشگویی مشخصاً اشاره دارد، پیامبر موعود که شبیه موسی می باشد، نباید از فرزندان اسرائیل یا از میان خودشان مبعوث شود بلکه از میان برادران ایشان باشد. بنابراین محمّد صلی الله علیه [و آله] از میان برادران ایشان بود.[1]
[1.در حالیکه تورات و انجیل کنونی پر از تحریفات هستند و عباراتی چون مست کردن و عریان شدن حضرت نوح علیه السّلام!!(سفر پیدایش، باب نهم، شماره های 20الی 22)، همبستری حضرت لوط علیه السّلام با دختران خود و زاده شدن پیامبران از نسل آن دو همبستری!! (سفر پیدایش، باب نوزدهم شماره های 30الی 38)، کشتی گرفتن خدا با مخلوقش و شکست خوردن خداوند!! (سفر پیدایش؛ باب سی و دوم؛ عبارات 24الی 31) و... در این کتب وجود دارد، بارقه هایی از نور در این تاریکی ها همچنان می تابد؛ همانگونه که خداوند وعده داده است که ، همیشه به دنبال خاموش کردن نور خدایند اما خدا ابا دارد که چنین شود(قرآن کریم؛ سوره توبه(9)، آیه 32 و سوره صف(61)، آیه 8). در مورد اسماعیل و اسحاق علیهما السّلام نیز تحریفات بسیاری در تورات موجود است. همانگونه که گفته شد اسماعیل علیه السّلام اولین پسر ابراهیم علیه السّلام بود و سفر پیدایش باب 21 عبارت 5 می گوید که اسحاق علیه السّلام وقتی ابراهیم علیه السّلام 100 ساله شد به دنیا آمد در حالیکه همین سفر پیدایش در فصل17 می گوید: وقتی ابراهیم 99ساله بود اسماعیل 13 سال داشت. حال در همین کتاب،فصل 22 جمله دوم نوشته شده،" گفت: اکنون پسر خود را که تنها فرزند توست و او را دوست می داری یعنی اسحاق را بردار و به زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوههایی که به تو نشان می دهم برای قربانی سوختنی بگذران". تناقض در اینجا بسیار واضح است؛ توراتی که خودش اسماعیل علیه السّلام را فرزند اول ابراهیم علیه السّلام معرفی کرده در جمله فوق می گوید که اسحاق علیه السّلام تنها فرزند ابراهیم علیه السّلام بود و خداوند فرمان قربانی شدن او را داد!!! درحالیکه اسماعیل علیه السّلام بنابر تورات برای 13 سال تنها فرزند ابراهیم علیه السّلام بود.همانگونه که قرآن می گوید اسماعیل علیه السّلام کسی است که ابراهیم علیه السّلام برای قربانی برد و روایات تصریح می کنند که خداوند به کارد اذن بریدن گلوی اسماعیل علیه السّلام را نداد زیرا محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین -آن خاندان موعود که تمام انبیا از ابتدای خلقت وعده آنان را داده بودند- از نسل اسماعیل علیه السّلام بودند. یهود برای آنکه آن پیامبر موعود را به خود نسبت دهند جای اسحاق و اسماعیل علیهما السّلام را با هم عوض کردند.فویل للّذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عند الله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویلٌ لهم ممّا کتبت ایدیهم و ویلٌ لهم ممّا یکسبون
پس وای بر آنان که کتاب را به دست خود می نویسند آنگاه می گویند این از نزد خداست برای اینکه آن را به بهای اندک بفروشند؛ پس وای بر آنان از آنچه دستانشان نوشت و وای بر آنان از آنچه که بدست آورند.(قرآن کریم؛ سورۀ بقره(2)، آِیه 79)]
 پیشگویی ادامه می دهد:"... و من کلام خود را در دهانش خواهم گذاشت... " اینکه می گوید؛ من کلماتم را در دهان تو می گذارم، یعنی چه؟
وقتی که از شما (پدر روحانی) خواستم تا سفر تثنیه فصل 18 عبارت 18 را بیاورید، اگر می خواستم که آنرا بخوانید و شما می خواندید، آیا من کلماتم را در دهان شما گذاشته بودم؟
پدر روحانی پاسخ داد: نه!
ادامه دادم: اما اگر من به شما زبانی مثل عربی که شما هیچ دانشی نسبت به آن ندارید، می آموختم، یا اگر از شما خواسته بودم تا بعد از من بخوانید و تکرار کنید. مانند:
قل هو الله احد.  الله صمد . لم یلد و لم یولد . و لم یکن له کفواً احد
آیا من این کلمات ناشنیده از زبانی خارجی که شما تکرار کردید، در دهانتان قرار ندادم؟ پدر روحانی موافق بود که حقیقتاً چنین بوده.
عیناً به همین نحو، خداوند کلام قرآن کریم را از طریق وحی به محمّد آشکار کرد. تاریخ نقل می کند که محمّد در 40 سالگی در 27 امین شب ماه مبارک رمضان در غاری در 3 مایلی شمال مکه بود. داخل غار فرشته ی مقرب، جبرئیل، به زبان مادری به او فرمان داد اقراء! یعنی بخوان! یا قرائت کن محمّد وحشت زده بود و با بهت زدگی پاسخ داد "ما انا بقاریء" خواندن نمی دانم!
فرشته برای دومین بار به او فرمان داد که نتیجه مشابهی داشت؛ برای سومین بار فرشته ادامه داد:
اقرا باسم ربک الذی خلق
اینجا محمّد فهمید، منظور آن است که او تکرار کند؛ و او تکرار کرد، همانگونه که کلمات در دهانش قرار داده شد.
اقرا باسم ربک الذی خلق.خلق الانسان من علق. اقرا و ربک الاکرم. الذی علّم بالقلم. علّم الانسان ما لم یعلم
این ها 5 آیه اولی هستند که به محمّد صلی الله علیه [و آله] وحی شد و اینک در ابتدای سوره 96 ام قرآن جای دارد.[2]
[2. در توضیح این پیشگویی که "من(خدا) کلام خود را در دهانش خواهم گذاشت..." در بالا آقای دیدت می گوید که اگر از شخصی درخواست شود تا از روی نوشتاری بخواند، آنگاه آن کلام در دهان او قرار نگرفته است،امّا اگر از آن شخص درخواست می شد تا کلامی ناآشنا به زبان خارجی را تکرار کند، آن هنگام کلام در دهان او قرار داده شده است، این توضیح، توضیح درستی است اما در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به هیچ وجه اینگونه نبود؛ در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله ، در آن 27 رجب فراموش نشدنی، در غار مبارک حراء، اولاً جبرائیل با پیامبر صلی الله علیه و آله به زبان مادری حضرت سخن گفت و نه با زبانی نا شناخته؛ همانگونه که قرآن می فرماید:و کذلک اوحینا الیک قرآناً عربیاً لتنذر ام القری ومن حولها...
و اینگونه ما قرآن عربی را بر تو وحی کردیم تا ام القری (اهالی مکه) و اطراف آن را انذار کنی...(قرآن کریم؛ سوره شوری(42)، آیه 7)
یعنی قرآن که به معنای "خواندنی" است، به عربی -که زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و مردمی که در میان آنان زندگی می کردند- نازل شد، و در نتیجه کلام الهی وحی شده به پیامبر صلی الله علیه و آله، نامفهوم نبود.
 دوماً، از پیامبر صلی الله علیه و آله درخواست نشده بود که از روی نوشتاری بخواند بلکه به پیامبر صلی الله علیه و آله گفته شد، "اقراء" یعنی قرائت کند هر آنچه که بر او وحی می شد؛یعنی دانش خواندن از روی نوشتار در زمان نزول وحی -چه این وحی و چه وحی های بعدی- عامل تعیین کننده در دریافت وحی نبود. وقتی که فرشته به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: "اقراء" حضرت فرمودند:"ما اقراء؟" یعنی "چه قرائت کنم"؟ آنگاه جبرئیل به پیامبر فرمود که چه بخواند و آن آیات نخستین سوره علق بود. (تفسیر نورالثقلین...)
 آنچه که آقای دیدت نوشته اند، گفتاری است نقل شده از عایشه و نه از هیچ کس دیگر؛ شایان ذکر است عایشه هرگز نگفت که اطلاعاتش را از کجا گرفته است در حالیکه او در زمان نزول وحی در غار حراء، هنوز به دنیا نیامده بود!!! و اگر کسی بگوید که پیامبر بعدها به عایشه گفته بود پس چرا هیچیک از کسانی که در زمان وحی مذکور زنده بودند و به پیامبر نزدیک، چنین اخباری را نقل نکرده اند؟! گفتار دیگری از عایشه که آقای دیدت آنها را نقل نکرده اند بیان می کند که پیامبر قصد داشت خود را از کوه پایین بیاندازد و بکشد!!!
 توجه داشته باشیم که هرگز در قرآن چنین عکس العمل های تندی نظیر خودکشی کردن در هنگام دریافت وحی از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و یا حتی پیامبران پیشین نقل نشده، و نه حتی از سوی آنان که پیامبر نبوده اند مانند مادر موسی علیه السّلام که خداوند به او الهام کرد تا فرزندش را در آب بیاندازد(وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏... (سوره قصص(28)، آیه7))!!! علمای مشهوری چون علامه شرف الدین در کتاب النص و الاجتهاد(اجتهاد در مقابل نص) این موضوع و تناقضات باورنکردنی دیگری که در اسناد سنی آمده است را بررسی کردند؛ متأسفانه برخی از این تناقضات وارد اسناد شیعی نیز شده اند که علما با ریشه یابی تاریخی و استدلالات عقلی و نقلی، سعی می کنند تا حق را از باطل جدا کنند. ان شاء الله با ظهور حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) حق آشکار خواهد شد. در مقاله دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
به طور خلاصه منشاء این تناقضات ارائه شده است.
 حضرت علی علیه السّلام تمام لحظات زندگی شان را با پیامبر صلی الله علیه و آله سپری کردند چه زمانی که در گهواره بودند و چه زمانی که به گفته ی خودشان مانند بچه شتری به دنبال مادرش، لحظه به لحظه با پیامبر صلی الله علیه و آله همراه بودند، تا لحظات آخر که پیامبر صلی الله علیه و آله را به خاک سپردند، همان لحظاتی که ابوبکر و عمر در سقیفه بنی ساعده مشغول شکستن پیمان غدیر و ... بودند!!! در حالیکه پیکر پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز به خاک سپرده نشده بود، آن منافقین برخلاف امر خدا و پیامبر، خلیفه ای گماشتند!!! در ساعات آخر زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت هزار باب علم را برای علی علیه السّلام گشودند که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده می شد، به گفته ی خود پیامبر صلی الله علیه و آله ، علمی نزد او نبود مگر آنکه آنرا به علی علیه السّلام آموختند.(نهج البلاغه، خطبه غدیر ...)
 به گواهی تاریخ حق علی علیه السّلام به دست غاصبانی که از علم و ...بهره ای نبرده بودند، غصب شد و در نتیجه مفسران و قصه گویان یهود و نصاری به دعوت غاصبان به مساجد راه پیدا کردند؛ این یکی از راههایی بود که تحریفات و اسرائیلیات وارد احادیث اسلامی شد و یکی از اولین کارهای امیرالمؤمنین علیه السّلام در زمان خلافتشان -بعد از آنکه مردم از شدت ظلم خلفای نخستین از حضرت علی علیه السّلام خواستند تا حکومت را به دست بگیرد- بیرون انداختن این قصه گویان بود.
 و امّا اینکه خداوند کلامش را بر زبان پیامبر جاری کرد، یعنی پیامبر وحی الهی را بدون کوچکترین تغییر و تبدیلی -همانگونه که فرشته ی وحی قرائت کرد- ، تلاوت فرمود.
 این ویژگی خاص قرآن است. قرآن وحی خداوند است به پیامبرش و نه حتی کلام خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، چه رسد به تفسیر و مشاهدات دیگران، آنگونه که تورات و انجیل می باشند. یعنی برای مثال، اناجیل کنونی گزارشات و تفاسیر نویسندگان از زندگی عیسی علیه السّلام است - نویسندگانی که حتی حضرت عیسی علیه السّلام را ندیده بودند!- و نه وحی الهی!!! لیکن قرآن بدون هیچ تغییری به زبان اولیه خود، در طول اعصار، باقی مانده است. برخلاف تورات و انجیل که بارها به دست افراد متعددی نوشته و ترجمه و تفسیر شده اند.
 خداوند در قرآن من جمله سوره حجر آیه 9 وعده می دهد که قرآن تحریف ناپذیر است و همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است که علی بن ابیطالب و یازده فرزند پیغمبر از صلب علی علیه السّلام قرآن را از تحریفات گمراهان و غالیان، توطئه ها و اضافات بدخواهان و باطل طلبان، تفسیر و تأویل جاهلان و گمراه کنندگان حفظ خواهند کرد، و آخرین آنان نهمین فرزند حسین علیه السّلام است که ظاهر و باطن آنان با او خواهد بود.( اسناد شیعی: وسائل الشیعه، مکیال المکارم، ...اسنادسنی: صواعق المحرقه ..)]
 ادامه دارد...

پاورقی آقای دیدت
(1) طبق تورات نام ابراهیم،ابرام بوده و توسط خدا به ابراهیم تغییر یافته است



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پرسمان دانشجوانه درمورد دین زرتشت و کتاب آن ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 618 07-18-2015, 04:13 PM
آخرین ارسال: puchai
  بشارت ظهور حضرت مهدي در زبور داوود ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 633 07-09-2015, 07:32 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  زبور کتاب داوود علیه السلام ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 3 772 07-09-2015, 07:31 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  آیا متن انجیل مانند قرآن از طرف خدا نازل شده؟ ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 548 07-09-2015, 07:11 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان