آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



بشارت به پیامبر اسلام (ص)ار زبان انجیل و کتاب مقدس
زمان کنونی: 11-24-2020، 04:40 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 13
بازدید 1482

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
بشارت اسلام مقدس زبان انجیل پیامبر به ص و کتاب ار

بشارت به پیامبر اسلام (ص)ار زبان انجیل و کتاب مقدس
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
چکیده
از آنجایی که یکی از طرق مهم  معتبر برای شناخت پیامبر بعدی بشارت پیامبر قبلی است که  در کتب مقدس ثبت شده
لذا خوب است که این بشارت ها در کتب مقدس بررسی شود بخصوص که امام رضا علیه السلام در بحث با مسیحیان استدلال به ایاتی از کتاب مقدس کرد دال بر  اثبات پیامبر اسلام که البته در قرآن هم به آن آشاره شده است
1- ادبیات بشارت های کتاب مقدس
 باید به این امر نیز توجه داشت که ادبیات پیشگوییها همیشه مجمل است و از بشارت نبایدانتظار داشته باشیم که جزئیات را بگوید:
  • مثلا در همين انجيل يو حنا آمده است كه يحيي نيز در ابتدای امر عيسي را به عنوان مسيح نشناخت و به واسطة علامتي كه خداوند به او فرموده بود توانست مسيح را بشناسد. و این در حالی است که در عهد عتیق اشاره های متعددی به حضرت در كتاب مقدس اختلافات فاحشی  در نسخه ها و ترجمه هاي مختلف كتاب  مقدس وجود داردو چه بسا استناد بشارتي به پيامبر اسلام در متن اصلي واضح باشد اما در ترجمه ها تحريف صورت گرفته باشد و ما در اين تحقيق با استناد به متون اصلي و حتي عبري بشارت ها را مورد بررسي قرار داديم
 
  • 2-در انجیل   یوحنا دو بار سخن از نبی موعودی رفته که بایستی پس از مسیح بیاید
  •  اين است شهادت يحيي در وقتی که یهودیان اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سوال کنند تو کیستی که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم  آنگاه از او سؤال كردند پس چه آيا تو الياس هستي گفت نيستم آيا تو (آن نبيّ وعده داده شده هستی) جواب داد كه ني
  • انجیل یوحنا 1: 19 21
  • سه سوال بزرگان یهود عبارت بود از:
  • آیا تو ایلیا هستی؟
  • آیا تو مسیح هستی ؟
  • آیا تو آن نبی وعده داده شده هستی ؟
  • جواب یحیی هم به هر سه سوال عبارت بود از نه نه نه
  • آنچه از انجیل یوحنا میتوان فهمید این است که به غیر از ایلیا  دو نفر دیگر نیز باید بیایند یکی مسیح و دیگری آن نبی. مسلمانان به اتفاق مسیحیان معتقدند که مسیحی که یهود به انتظارش نشسته بود آمد ولی آن نبی که انجیل یوحنا میگوید باید بیاید و تا زمان مسیح نیامده بود و خود مسیح هم نمیتوانست باشد کجاست؟
  • پاسخ: مسیحیان در این زمینه پاسخ میدهند : که آن نبی و مسیح هر دو یک نفر هستند
  • جواب:
  •  (یوحنا 1:7)در حالی که متن انجیل بر دو فرد جدا گانه بودن تاکید میکند و وقتی که مطمئن میشوند یحیی مسیح نیست سوال میکنند اگر تو مسیح نیستی آیا آن نبی هستی ؟
  • (یوحنا 7: 40) همچنین یک عده اختلاف میکنند که او مسیح است و دیگران مخالفت میکنند که نه او مسیح نیست بلکه آن نبی هست

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
"شاهد وفادار"

[یاد آور می شویم که طبق روال گذشته آنچه که در اینجا بیان شده است، نظر نویسنده، آقای احمد دیدت، است که نظر غالب سنی ها می باشد؛ و آنچه که در کروشه با رنگ آبی عرضه شده است دیدگاه شیعه با تبعیت از حضرت محمد صلی الله علیه و آله و اوصیای برگزیده آن حضرت علیهم السلام می باشد.]



بلافاصله فرشته رفت، محمد درحالیکه ترسیده بود و غرق عرق شده بود سراسیمه به خانه رفت و از همسر عزیزش خدیجه خواست تا او را بپوشاند، او بر زمین دراز کشید و خدیجه مراقب او بود. هنگامی که آرامش خود را بدست آورد برای خدیجه آنچه دیده و شنیده بود توضیح داد. خدیجه به او اطمینان داد که به او ایمان دارد و خداوند اجازه نمی دهد اتفاق وحشتناکی برای او پیش آید. آیا اینها اعترافات یک فرد شیّاد است؟ آیا شیّادان اعتراف می کنند که هنگامیکه فرشته ای از سوی خداوند پیامی الهی برای ایشان می آورد، آنها ترسیده خیس عرق و لرزان شده، و به سوی همسرانشان می شتابند؟ [1] هر منتقدی درمی یابد که عکس العمل ها و اعترافات او، اعترافات یک انسان مخلص، صادق، امین، راستگو و درستکار می باشد. در طول نبوت 23ساله، کلام در دهان او قرار داده می شد و او تکرار می کرد و این کلام اثری ماندگار در قلب و ذهن حضرت حک می کرد. و همانگونه که حجم متون آسمانی قرآن کریم زیاد می شد، آنها بر لیف خرما، پوست یا بر کتف حیوانات نوشته می شد و بر قلوب پیروان مخلص حفظ می شد؛ قبل از رحلت پیامبر طبق دستور ایشان کلام الهی به ترتیبی که امروز در قرآن موجود است چیده شد. کلام وحی حقیقتاً به زبان او جاری شد، دقیقاً همانطور که پیشگویی گفته:" و من کلامم را به زبان او جاری می کنم" تورات سفر تثنیه (18:18)

‍‍[1. در عین حالیکه حضرت خدیجه سلام الله علیها جایگاه بسیار والایی دارند و به فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، یکی از چهار والا مقام ترین بانوان عالم خلقت می باشند، امّا هرگز برتری حضرت محمد صلی الله علیه و آله بر دیگر پیامبران و سایر مخلوقات را فراموش نکنیم؛ آیا هیچ قلب پاکی باور می کند که اشرف مخلوقات خداوند، آن هنگام که فرشته ی خداوند با او ارتباط برقرار می کند، از ترس به آغوش همسرش بشتابد، و همسرش که مقام نبوت نداشت، به او اطمینان دهد که "خداوند اجازه نمی دهد که اتفاق وحشتناکی برای او بیفتد"؟!!! حضرت محمد صلی الله علیه و آله سالها در غار حرا خداوند را پرستش می کرد؛ خداوندی که قبل ازحضور پیامبر در این دنیا او را برگزیده بود و آن روز در غار، تنها دستور آغاز نبوتش روی زمین را داده بود. هنگامی که وحی الهی بر پیامبر نازل می شد – چه در دریافت این وحی، و چه دریافت های دیگر- به علت شکوه و عظمت درجات اعلی علم الهی که بر ایشان آشکار می شد، حالت دریافت وحی بر پیامبر عارض می گردید، و از عظمت وحی چشمانشان بسته می شد و عرق بر بدن مبارکشان می نشست، به گونه ای که همگان در اطراف ایشان درمی یافتند که ایشان صلی الله علیه و آله و سلم در "حالت دریافت وحی" بودند؛ یعنی عرق و... از ترس نبود بلکه از شکوه و عظمت ارتباط الهی بود. پیامبر صلی الله علیه و آله خودشان توضیح داده اند که صدایی بی وقفه مانند صدای زنگ می شنیدند و آنگاه علم در سینه ی ایشان قرار داده می شد و سپس پیامبر با نوای آسمانی خود، آیات قرآن را تلاوت می فرمودند و آنان که نزدیکشان ایستاده بودند، به وضوح آیاتی را که پیامبر به امر خدا مامور به تبلیغش بود، می شنیدند امّا علمی که در سینه ی پیامبر قرار می گرفت، فراتر از واژه های قرآن بود. برای مثال وقتی که فرشته ی وحی حروف مقطعه (حروفی که در ابتدای بعضی سوره ها وجود دارد مانند الم) را بر پیامبر نازل می کرد خطاب به فرشته می فرمودند که معنایش را درک کردم درحالیکه هنگام کتابت قرآن، پیامبر تنها خود حروف را بیان می فرمودند، نه علم نهفته ی آن را. (بحار الانوار)

علمی که پیامبر دریافت می کرد، قلب و اسرار قرآن بود، برخی از این معانی نهفته یعنی گوشه ای از معنا و تفسیر صحیح قرآن از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و اوصیای برگزیده شان یعنی اهل بیت علیهم السلام بیان شده است. مجدداً متذکر می شویم که آنچه که آقای دیدت بیان کردند از عایشه سرچشمه می گیرد که معقولیت و اصالت اینگونه منقولات از طرف دانشمندان معتبر زیر سوال قرار گرفته است.

آنچه که حقیقتاً به وقوع پیوست این بود که آن هنگام که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله از غار حراء به خانه آمدند حضرت خدیجه سلام الله علیها شاهد نشانه های عظمت دریافت وحی در آن حضرت بودند و به عنوان اولین بانو به خاتم الانبیاء بودن پیامبر اقرار کردند و صادقانه تا نفس آخر یاور وفادار آن حضرت بودند.]


پیامبر امّی

تجربه محمد در غار حراء که بعد ها به جبل النور شناخته شد، و پاسخ پیامبر به اولین وحی، دقیقاً پیش گویی ای دیگر از عهدین است. در کتاب اشعیا فصل 29 عبارت 12 می خوانیم" و کتاب (القران، خواندنی، قرائت شدنی ) به او که درس ناخوانده است داده" (قرآن اشاره به "پیامبر امّی"دارد. اعراف:158) و عبارات عهدین چنین ادامه پیدا می کند:"و گفته می شود قَسَمت می دهم این را بخوان" (عبارت قسمت می دهم در نسخه عبری در مقایسه با نسخه ی کاتولیک رومی و نسخه های تجدید نظر یافته استاندارد شده وجود ندارد. ) "و او می گوید که من درس خوانده نیستم" (من درس خوانده نیستم که عبارت دقیق عربی آن "ما انا بقاری" می باشد) و محمد آن هنگام که به او فرمان داده شده بود، بخوان! این عبارت را، 2بار به روح القدس، فرشته ی مقرب- جبرئیل- تکرار کرد. اجازه دهید من جمله کامل را بدون فاصله همانطور که در نسخه ی King James یافتم؛نقل کنم، زیرا آن مشهورتر است. "و کتاب به او که درس ناخوانده است داده شد. و گفته می شود، قسَمت می دهم این را بخوان و او می گوید من درس خوانده نیستم" (اشعیا فصل 29، عبارت 12 )

(خوب است گفته شود که در قرن ششم میلادی هنگامیکه محمد می زیست و موعظه می نمود، هیچگونه انجیل و تورات عربی وجود نداشت! همچنین او کاملاً بی سواد و درس ناخوانده بود. هیچ بشری هرگز به او کلمه ای درس نداده بود، معلّم او خالقش بود بدون هیچ فراگیری بشری، حکمت دانش آموختگان را خجالت زده کرده بود.
امروزه تورات و انجیل عربی به 14 متن و گویش مختلف فقط برای عربها وجود دارد.)

‍[علم تمام پیامبران، در رأس آنان پیامبران اولوالعزم – نوح، ابراهیم، موسی، عیسی علیهم السلام و محمد صلی الله علیه و آله- و سرور ایشان حضرت محمد صلی الله علیه و آله از خداوند است. یعنی معلمهای بشری نداشتند و مستقیماً از خداوند آموختند. برای مثال در قرآن می خوانیم که حضرت عیسی علیه السّلام در نوزادی اعلان کرد که پیامبر خداست و کتاب به او عطا شده است. (قرآن، سوره مریم(19)، آیه30)
علم الهی حضرت محمد صلی الله علیه و آله شامل "علم غیب" می باشد:

عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً –الاّ من ارتضی من رسولٍ فانّه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصداً- لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربّهم و احاط بما لدیهم و احصی کلّ شیئٍ عدداً

(خداوند) داننده ی غیب است و هیچکس بر غیب او آگاهی ندارد؛ مگر آنکس از رسولان برگزیده و مورد رضا، پس همانا او محافظانی از پیش رو و پشت سر می فرستد تا بداند که رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده اند؛ و خداوند به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و خدا از شماره هر آنچه در عالم است، آگاه است.
(سوره جن(72)، آیات 26 الی 28)

همانگونه که قرآن تایید می کند خداوند علم غیبش را در اختیار برگزیدگانش قرار می دهد و آنان را با فرشتگانی، از پیشرو و پشت سر، محافظت می کند؛ یعنی برگزیدگان الهی به حفاظت خداوند، "معصوم" می باشند. به امر خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله همانگونه که در خطبه ی غدیر و مناسبت های دیگر تصریح فرمودند، علمشان را به حضرت علی علیه السّلام آموختند و سپس هر امام معصومی به امام پس از خود می آموخت. یعنی این علم به اهل بیت علیهم السلام رسیده است. "و خداوند به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و خدا از شماره هر آنچه در عالم است، آگاه است"

چنین دانش الهی محاط بر کل دانش بشری است. همانگونه که امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند: نه تنها پیامبر خواندن و نوشتن می دانستند، بلکه احاطه ی کامل به بیش از 70 زبان داشتند، و پیامبر به این خاطر امّی خوانده شدند که "اهل ام القری"(مکّه) بود. (علل الشرایع)

امام علیه السّلام فرموند: پیامبر نه تنها می خواندند و می نوشتند، بلکه آنچه که نوشته نشده بود نیز می خواندند. (بصائر الدرجات)

یعنی علم پیغمبر صلی الله علیه و آله به این گستردگی بود؛ همان علمی که به اهل بیت علیهم السّلام انتقال داده شده است.



ادامه دارد... 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
هشدار خطرناک
به پدر روحانی گفتم توجه کنید! این پیشگویی ها آنچنان دقیق به محمد صلی الله علیه [و آله] اشاره می کند که برای تحقق آن درباره محمد احتیاج به هیچگونه توجیهی نیست. پدر روحانی گفت: تمام تفاسیر شما در جای خود، اما هیچ پیامدی برای ما ندارد، به خاطر آنکه ما مسیحیان، عیسی مسیح را خدا در صورت انسان می دانیم که ما را از بردگی گناه رها کرده است. [یعنی مسیحیان معتقدند که برای هیچ گناهی مؤاخذه نمی شوند!!!]


پرسیدم: آیا اهمیتی ندارد؟ خدا اینطور فکر نکرده بود؛ او بسیار کوشید تا هشدارها ثبت شود. خداوند می دانست که انسانهایی مانند شما سبک سرانه و بی ملاحظه سخنان او را سبک می شمارند بنابراین خداوند سفر تثنیه 18:19 را با اخطار بیم دهنده ای ادامه داد:
"و هر کسی که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من از او مطالبه خواهم کرد" (در نسخه ی کاتولیک به جای، من از او مطالبه خواهم کرد، "من منتقم خواهم بود" ؛"من از او انتقام خواهم گرفت" می باشد.)
این شما را نمی ترساند؟ خداوند متعال به انتقام گرفتن تهدید می کند!! اگر یک انسان، شما را تهدید کند، از وحشت می لرزید! اما هیچ ترسی از هشدار خداوند ندارید؟

معجزه ی شگفت انگیز!
در عبارت 19 سفر تثنیه فصل 18ام،مجدداً وقوع پیشگویی دیگری را درباره محمد صلی الله علیه [ و آله] داریم؛ که در مورد کلمات "...سخنان مرا که او به اسم من گوید..." تذکر میدهد. محمد با اسم چه کسی سخن می گفت؟ من آخرین سوره قرآن ترجمه یوسف علی را باز کردم، سوره 114ام، سوره ناس، قاعده ی شروع کردن سوره را به او نشان دادم:
بسم الله الرّحمن الرّحیم 
به اسم خداوند رحمن رحیم
سوره های پیشین نیز 112،111،110و ... از همین قاعده پیروی می کنند و [لفظاً] معنای یکسانی دارند. این پیشگویی چه چیزی را می خواهد بگوید؟ "...سخنان مرا که او به اسم من گوید" و محمد با اسم چه کسی سخن می گفت؟ به اسم خداوند رحمن رحیم.
این پیشگویی در مورد محمد صلی الله علیه [و آله] محقق شده است، عیناً هر سوره از قرآن کریم به جز نهمین سوره با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می شود. مسلمانان، همه ی اعمال مشروع خود را با این عبارت مقدس، آغاز می کنند. امّا مسیحیان با عبارت: "به نام پدر، پسر و روح القدس(1) آغاز می کنند. در مورد فصل 18 سفر تثنیه من بیش از 15 دلیل ارائه دادم که چگونه پیشگویی به محمد صلی الله علیه [و آله] برمی گردد، نه عیسی علیه السلام.

عهد جدید هم تأیید می کند
تعمید دهنده عیسی را نقض می کند
در عصر عهد جدید می یابیم که یهودیان هنوز منتظر به تحقق پیوستن پیشگویی "یک نفر شبیه موسی" بودند(یوحنا، باب اول، عبارات 19 الی 25). زمانی که عیسی ادعا کرد که مسیح یهود است، یهودیان آغاز به تحقیق در خصوص اینکه الیاس [ایلیا] کجاست کردند. یهود پیشگویی دیگری به موازات پیشگویی راجع به آمدن حضرت عیسی داشتند مبنی بر اینکه پیش از آمدن مسیح، اول می بایست الیاس [ایلیا] در رجعت ثانی خود بیاید. مسیح نیز این اعتقاد یهود را تأیید می کند:
" او در جواب گفت: البته الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهدنمود. لیکن به شما می‌گویم که الحال الیاس آمده است و او را نشناختند ... آنگاه شاگردان دریافتند که درباره یحیی تعمیددهنده بدیشان سخن می‌گفت. " (متی، باب 17، عبارات 11 الی 13)
طبق عهد جدید، یهود کسانی نبودند که به آسانی ادعای هر مدعی مسیح بودن را بپذیرند و در جستجویشان متحمل مشکلات شدیدی شدند تا مسیح حقیقی شان را بیابند. و این امر را انجیل یوحنا تصدیق می کند:
" و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم، کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سوال کنند که تو کیستی، که معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم."
( این طبیعی بود به سبب آنکه دو مسیح در یک زمان امکان وجود نداشت. [بر اساس "طومارهای بحر المیت" و "تلمود" و حتی "کتاب مقدس"، حقیقتا به نظر می رسد که پیروان متون کتاب مقدس انتظار "دو مسیح" را می کشیدند اما البته نه در یک زمان؛ در هر صورت یهود حضرت عیسی علیه السلام را به عنوان مسیح ابن مریم نپذیرفته بودند و هنوز هم نپذیرفته اند. برای تجزیه و تحلیل دقیق تر مفهوم "دو مسیح" شما را صمیمانه به مطالعه تمام ده قسمت مقالۀ دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در این سایتmaseeh.ir دعوت می کنیم.]
اگر عیسی، مسیح بود پس یحیی نمی توانست مسیح باشد!) " آنگاه از او سوال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت: نیستم." (یوحنا، باب 1، 19 الی 21 ) (در اینجا یحیی تعمید دهنده عیسی را نقض می کند! عیسی می گوید یحیی همان الیاس [ایلیا] ست و یحیی انکار می کند که او همان است که عیسی او را به آن نسبت می دهد! قطعاً یکی از این دو (عیسی یا یحیی)- پناه بر خدا!- حقیقت را نمی گوید. طبق گواهی خود عیسی، یحیی تعمید دهنده بزرگترین پیامبر اسرائیلی بود: " هرآینه به شما می‌گویم که از اولاد زنان، بزرگتری از یحیی تعمید‌دهنده برنخاست… " (متی، باب 11، عبارت 11)
ما مسلمانان تعمیددهنده را با عنوان حضرت یحیی علیه السلام می شناسیم. ما به او به عنوان پیامبری حقیقی از جانب الله احترام می گذاریم. Jesus را ما مسلمانان با عنوان حضرت عیسی علیه السلام می شناسیم و ایشان را به عنوان یکی از بزرگترین پیامبران خداوند قادر مطلق محترم می شماریم. ما مسلمانان چگونه می توانیم نسبت دروغ به آنها بدهیم؟ ما این مشکل بین عیسی و یحیی را به مسیحیان وامی گذاریم تا آن را حل کنند، چرا که "کتاب مقدس" اختلافات زیادی دارد که به عنوان "گفته های تاریک عیسی" شهرت یافته است(2)
برای ما مسلمانان آخرین پرسشی که توسط بزرگان یهود از یحیی تعمید دهنده می شود حقیقتا مورد توجه است.
"آیا تو آن نبی هستی؟ او جواب داد: نه" (یوحنا، باب اول، عبارت 21) [بسیار جالب است که برخی از ترجمه های فارسی انجیل، این عبارت را کامل حذف کرده اند! در صورتی که تمام نسخه های عبری و انگلیسی و ...آن را دارا می باشند!!!]

سه پرسش
لطفاً توجه کنید که سه پرسش متفاوت و متمایز از یحیی تعمید دهنده می شود و او سه پاسخ مؤکد "نه" به آنها می دهد:
1)آیا تو مسیح هستی؟
2)آیا تو الیاس [ایلیا] هستی؟
3)آیا تو آن پیامبر هستی؟
اما دانشمندان جهان مسیحیت به گونه ای فقط دو پرسش را در اینجا مطرح می بینند. برای بیشتر روشن کردن اینکه یهود زمانی که از یحیی تعمید دهنده پرسش می کردند قطعا سه پیشگویی مجزا در ذهن داشتند، اجازه دهید نکوهش یهود در عبارات زیر را بخوانیم:
"پس از او سوال کرده، گفتند: اگر تو
مسیح
و الیاس
و آن نبی
نیستی، پس برای چه تعمید می‌دهی؟" (یوحنا، باب اول، عبارت 25)
یهود در انتظار تحقق سه پیشگویی متمایز بودند: یک: آمدن مسیح. دو : آمدن الیاس و سه آمدن آن پیامبر.

آن پیامبر
اگر هر کتاب مقدسی را که دارای کشف اللغات یا فهرست تطبیقی است، نگاه کنیم؛ می یابیم در یادداشتهای حاشیه ای انجیل یوحنا 1:25 جایی که وا‍ژه های "پیامبر" یا " آن پیامبر" آمده، به پیشگویی سفر تثنیه 18 و 18:15 رجوع داده می شود؛ که ما قبلاً به طور مبسوط با دلایلی محکم و انکار ناپذیر ثابت کردیم "آن پیامبر" –پیامبری مانند موسی- حضرت محمد است، نه حضرت عیسی!
ما مسلمانان انکار نمی کنیم که حضرت عیسی، مسیح [پسر مریم] - که به Christ ترجمه شده است- بوده است (3) [واژه مسیح در انگلیسی به Christ تعبیر می شود] و با هزار و یک پیشگویی که مسیحیان ادعا می کنند به وفور در عهد عتیق به آمدن مسیح [پسر مریم] اشاره می کند مقابله نمی کنیم. آنچه می گوییم این است که پیشگویی در سفرتثنیه 18:18 [و بسیاری پیشگویی های دیگر عهدین] راجع به عیسی مسیح نیست بلکه پیشگویی آشکاری درباره ی حضرت محمد می باشد [به منظور مطالعه بیشتر پیشگویی های تورات و انجیل درباره پیامبر موعود و اثبات بیشتر تحریفات، صمیمانه شما را دعوت می کنیم به خواندن کلیه قسمتهای دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
و انتظار برای مقاله دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در همین سایت.]

پدر روحانی بسیار مودبانه با گفتن "بحث جالبی بود!" از من جدا شد، او گفت خوب است تا روزی من به کلیسای او بروم و درباره این موضوع با جماعت صحبت کنم. ...ده سال و نیم گذشته است، و من هنوز منتظر آن دعوت به کلیسا هستم !!! معتقدم پدر روحانی خالصانه پیشنهاد کرد اما تعصب دیر از بین می رود، و هیچکس دوست ندارد منافعش به خطر افتد!

----------------------------------------------------
پی نوشت آقای دیدت:
1)مسیحیان حتی از نام خدا غافل اند به خاطر آنکه، پدر وGOD از اسامی خداوند نیستند.
2) رجوع کنید به مجله تایمز 30 دسامبر 1974، مقاله "کتاب مقدس چقدر درست است"و نیز رجوع کنید به "50000 اشتباه در کتاب مقدس" تجدید چاپ از مجله مسیحی اَویک AWAKE، 8 سپتامبر 1957 [ و همچنین رجوع کنید به مقاله " دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
Destruction of the Bible" به آدرس زیر ]

3)چگونه واژه مسیح به کرایست Christ تغییر شکل داد؟ ببینید "کرایست در اسلام"
ادامه دارد...

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
محک
چرا همان محکی که عیسی خودش به شما گفته بود به مدعیان نبوت بزنید، همان محک را به محمد نزنیم؟ چنانچه عیسی گفت: "از روی ثمراتش شما آنها را خواهید شناخت ".
"ایشان را از میوه های ایشان خواهید شناخت.آیا انگور را از خار و انجیر را از خس می چینند؟ همچنین هر درخت نیکو، میوه نیکو می آورد، و درخت بد میوه ی بد آورد..." (متی، فصل 7 ، عبارات 16تا 20)


از میوه های ایشان، ایشان را خواهید شناخت. پس چرا از اینکه این آزمایش را بر آموزه های حضرت محمد به کار بندید، می ترسید؟
در آخرین کلام آسمانی خداوند – قرآن کریم- تحقق تعالیم موسی و عیسی یعنی گسترش صلح و آرامش را که جهان بسیار محتاج آن است خواهیم دید.
"اگر شخصی چون محمد حاکمیت دنیای مدرن را به عهده می گرفت، او در حل مشکلات دنیا موفق می شد و صلح و آرامشی را که دنیا به آن محتاج است، برقرار می کرد." (جرج برنارد شاو)

بزرگترین
هفته نامه ی خبریTIMES در تاریخ 10 جولای 1974 منتخبی از نظریات مورخان مختلف، نویسندگان، نظامیان، تجار و سایرین را درباره ی موضوع "چه کسانی بزرگترین رهبران تاریخ بوده اند؟" نقل کرده است.
برخی گفتند هیتلر بوده، سایرین گفتند: گاندی، بودا، لینکولن و امثال او ... اما جولس مسرمن Jules Masserman روانکاو امریکایی با ارائه معیاری صحیح برای قضاوت، استانداردی تبیین کرد. او گفت: رهبران باید 3 عملکرد را تحقق بخشند:
1. برقراری رفاه رعیت
2. ایجاد نظم اجتماعی که مردم در آن احساس امنیت نسبی کنند.
3. ایجاد یک مجموعه واحد اعتقادی برای مردم.
او با این 3 معیار در تاریخ درباره هیتلر، پاستور، قیصر، موسی، کنفوسیوس و بسیاری دیگر به تحقیق و تحلیل پرداخت و نهایتاً نتیجه می گرفت:
" افرادی چون پاستور و سالک رهبرانی اند که عملکرد نوع اول را تحقق دادند. افرادی چون گاندی و کنفوسیوس از یک طرف قیصر و هیتلر از طرف دیگر رهبران نوع دوم یا شاید سوم باشند.عیسی و بودا متعلق به گروه سوم اند. احتمالاً بزرگترین رهبر همه دورانها محمّد بوده است که هر سه عملکرد را با هم تحقق بخشید و در درجه پایین تر موسی چنین کرد."
طبق استانداردهای علمی که توسط پروفسور دانشگاه شیکاگو تنظیم شده - که به نظر من یهودی ست- عیسی و بودا نیز به عنوان رهبرانی بزرگ شناخته شده اند لیکن جالب است که موسی و محمد در یک طبقه بندی قرار گرفته اند که این یافته تاییدی فراتر بر بحث ما می باشد که عیسی شبیه موسی نیست بلکه محمّد شبیه موسی است(تثنیه 18:18).
کشیش جیمز ال دو James L. Dow در لغت نامه Collins عهدین، شواهد بیشتری ارائه می دهد که عیسی شبیه موسی نیست بلکه محمّد شبیه موسی است:
موسی به عنوان زمامدار و قانونگذار، پدید آورنده یهودیان بود؛ او امت از هم گسسته سامی را یافت و ...

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
تنها مرد تاریخ که می تواند با او مقایسه شود، محمّد است.
*دایره المعارف مذهبی، موسی را در آیین های مختلف بررسی کرده است. ذیل موسی در اسلام می خوانیم: موسی در اسلام با احترام زیادی به عنوان پیامبری بزرگ که آمدن محمد را به عنوان جانشین آینده خود پیشگویی کرده بود، یاد می شود. در زندگانی محمد بسیاری از چیزها به طور ضمنی یادآور آیین موسی می باشد.(دائره المعارف دین THE ENCYCLOPAEDIA OF RELIGION ، Mircea Eliade، ص121)
[اینکه که همه انبیاء علیهم السلام همیشه جانشینان خود را معرفی کرده بودند یک سنت پیامبرانه می باشد و حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز چنین کردند. در انتظار مقاله "غدیر، از خلقت تا ابدیت"در این سایت maseeh.ir باشید.]
در خاتمه این مطلب را با عبارتی از یک کشیش مسیحی و به دنبال آن عبارتی از مولای او به پایان می رسانم.
"معیار غایی شناخت یک پیامبر حقیقی، جایگاه اخلاقی تعالیم وی می باشد." (پروفسور دوملو Dummelow )
"از روی ثمراتشان شما آنها را خواهید شناخت " (عیسی مسیح)

بیایید با هم استدلال کنیم
قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ کَلِمَةٍ سَوَاءِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکمُ‏ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لَا نُشرکَ بِهِ شَیً وَ لَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُون‏
بگو: «اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که میان ما و شما یکسان است که جز الله را نپرستیم و چیزى را شریک او قرار ندهیم و بعضى از ما، بعضى دیگر را ارباب از سوی غیر خدا نگیریم.» هر گاه (از این دعوت،) سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!» (قرآن کریم، سوره آل عمران(3)، آیه 64)
اهل کتاب لقب محترمانه ای است که در قرآن به یهودیان و مسیحیان داده شده است. در این آیه مسلمانان امر شده اند تا اهل کتاب را اینگونه دعوت کنند "ای اهل کتاب" – ای مردمان دانا ، ای کسانی که ادعا میکنید دریافت کنندگان وحی در متون متن مقدس هستید؛ بیایید باهم در یک موضع واحد جمع شویم که " که جز الله را نپرستیم" چرا که هیچکس جز الله شایسته پرستش نیست و نه به خاطر اینکه خدا گفته است:" زیرامن که یهوه، خدای تو می‌باشم، خدای غیور [حسود] هستم، که انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارندمی گیرم. "(سفر خروج فصل 20 عبارت 5)
[همانطور که ملاحظه می فرمائید در ترجمه های جدید فارسی به جای حسود، غیور آورده شده است، لیکن در متون انگلیسی واژه Jelouse دیده می باشد:
"...FOR I THE LORD THY GOD AM A JEALOUS GOD VISITING THE INIQUITY OF THE FATHERS UPON THE CHILDREN UNTO THE THIRD AND FOURTH GENERATION OF THEM THAT HATE ME." (Exodus 20:5)

 

یعنی کتاب مقدس خداوند را حسودی معرفی می کند که از فرزندان به خاطر گناهان پدران انتقام می گیرد!!!]
بلکه زیرا او پروردگار ماست، او که ما را دوست دارد، روزی دهنده ی ما و پرورش دهنده ما می باشد. او که تمامی حمد و سپاس شایسته اوست.
در تئوری، یهودیان و مسیحیان هر سه پیشنهاد در آیه قرآن را می پذیرند، اما در عمل بدان عامل نمی باشند. علاوه بر تفاوتهای اعتقادی در توحید خداوند عزوجل، اشکال تقدس رهبریت (که در یهودیت موروثی می باشد) نیز وجود دارد. درست مانند اینکه کاهنان، پاپ، کشیش یا برهمن در کنار علم و تقوایشان می توانند ادعای افضلیت [الوهیت] کنند یا میان خدا و بندگان بایستند.
[خداوند یکتا در قرآن کریم سوره مائده آیه 35 می فرماید:
یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُواْ فىِ سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏
اى کسانى که ایمان آورده‏اید! تقوای الهی پیشه کنید! و براى تقرب به سوی او "وسیله" را بجوئید! و در راه او جهاد و کوشش کنید، باشد که رستگار شوید!
خداوند در این آیه به بندگانی که به او ایمان آورده اند فرمان می دهد که متقی باشند و امر او را بپذیرند؛ خداوند امر می کند که انسانها برای تقرب جستن به سوی او متوسل به "وسیله " شوند؛ این وسیله ها کسانی هستند که خداوند خودش آنها را برگزیده است و اجازه شفاعت به آنان داده است، و نه آنان که انسان بدون اجازه خداوند خود انتخاب می کند. در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارند که شفیعان و صاحبان امری که خداوند به آنها اذن داده است معرفی می کنند، آنان برگزیده خداوندند و به اذن خداوند وظایفی که به آنها محول شده است، انجام می دهند.در اینجا تنها دو نمونه از این آیات را ذکر می کنیم و در آینده به بررسی دقیق آن خواهیم پرداخت.
...مَن ذَا الَّذِى یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ...
..چه کسی ست که در نزد او شفاعت کند مگر به اذن او ... (قرآن کریم، سوره بقره(2)، آیه 255)
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُون
سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند. (قرآن کریم، سوره مائده(5)، آیه 55) ]
ادامه دارد...

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
در اینجا اعتقاد اسلام به طور خلاصه بیان شده است: قُولُواْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَ مَا أُنزِلَ إِلىَ إِبْرَاهِمَ وَ إِسماعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ مَا أُوتى مُوسىَ‏ وَ عِیسىَ‏ وَ مَا أُوتى النَّبِیُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَین أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَ نحنُ لَهُ مُسْلِمُون‏
بگویید: ما به خدا ایمان آورده‏ایم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران از فرزندان او نازل گردید، و آنچه به موسى و عیسى و پیامبران از طرف پروردگار داده شده است، و بین آنها تفرق و جدائی قائل نمى‏شویم، و ما برای خداوند مسلمان هستیم. (قرآن کریم، سوره بقره(2)، آیه 136)


جایگاه اعتقادی مسلمانان بسیار روشن است؛ مسلمانان ادعا نمی کنند دینی خاص خود دارند. اسلام یک مذهب فرقه ای و ن‍ژادی نمی باشد. در دیدگاه اسلام فقط یک دین وجود دارد [و آن اسلام است] زیرا که حقیقت فقط یکی است.
شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَ مَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِیسىَ أَنْ أَقِیمُواْ الدِّینَ وَ لَا تَتَفَرَّقُواْ فِیهِ کَبر عَلىَ الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یجتبىِ إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَ یهدى إِلَیْهِ مَن یُنِیب‏ 
از دین آنچه را که برای شما تشریع کرد، آنست که به نوح توصیه کرده بود و آنچه که به تو وحى کردیم و آنچه که به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردیم ؛ که دین را برپا دارید و متفرق نشوید* و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت مى کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمى‏گزیند، و کسى را که به سوى او بازگردد هدایت مى‏کند. (قرآن کریم، سوره شوری(42)، آیه 13)
[* اهمیت خطبه غدیر در راستای همین امر الهی می باشد که خداوند بواسطه نصب اوصیای معصوم پس از پیامبران علیهم السّلام راه چگونه متفرق نشدن را در پیش روی انسان ها قرار داده است؛ اینک این ما و این دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
، آخرین خطبه آخرین پیامبر!]
[اسلام] همان دینی است که همه پیامبران آنرا تبلیغ کردند. حقیقتی است که تمام کتب آسمانی [پیش از تحریفات و اضافات] تعلیم دادند. اساساً آن [اسلام] وجدان کردن و پذیرش خواست خداوند و تسلیم شدن رضایتمندانه در برابر آن اراده می باشد.
اگر شخصی دینی غیر از آن [اسلام] را بخواهد به هم فطرت خود و هم به اراده و تقدیر خداوند خیانت کرده است.
[تنها دین پذیرفته توسط الله اسلام حقیقی است. إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْاسْلَامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیَا بَیْنَهُمْ وَ مَن یَکْفُرْ بِایَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الحسَاب‏
همانا دین در نزد خداوند، اسلام است. و کسانى که کتاب آسمانى به آنان داده شد اختلاف نورزیدند مگر بعد از آنکه علم و آگاهى بر آنها نازل شد، به خاطر تجاوز از حد در میان خودشان، و هر کس به آیات خدا کفر ورزد خداوند سریع الحساب است. (قرآن کریم، سوره آل عمران(3)، آیه 19)
وَ مَن یَبْتَغِ غَیر الْاسْلَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فىِ الاخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین‏
و هر کس جز اسلام دینی اختیار کند، پس هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.
(قرآن کریم، سوره آل عمران(3)، آیه 85)]
چنین شخصی نمی تواند هدایت شود، زیرا که به اراده خود هدایت را رد کرده است.
[همانگونه که پیروان تمامی کتب مقدس تایید می کنند،‌ بالاخره منجی بشریت خواهد آمد و همگان را بر مبنای پرسش و اطاعت خداوند متحد خواهد ساخت . تمام کتب آسمانی خاصاً قرآن تاکید کردند که این سیطره حق بر باطل بعد از آخرین پیامبر رخ خواهد داد.
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى‏ وَ دِینِ الْحَقّ‏ِ لِیُظْهِرَهُ عَلىَ الدِّینِ کُلِّهِ...
او کسى است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد، تا آن را بر همه دین‏ها غالب گرداند... ( قرآن کریم، سوره توبه(9) آیه 33 – سوره فتح(48) آیه 28 – سوره صف(61)،آیه 9)
همچنین روایات شیعه و سنی تایید می کنند که به گفته ی پیغمبر صلی الله علیه و آله سلطه ی این حق بر باطل در زمان ظهور مهدی علیه السلام خواهد بود؛‌ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر از عمر دنیا فقط یک روز باقی بماند،‌ خداوند آن روز را به درازا می کشاند تا مردی از ذریّه ی مرا برانگیزد، او هم نام و هم کنیه ی من است تا جهان را از عدل و داد پر کند همانطور که از ظلم و جور پر شده است. اسناد شیعه: کمال الدین – بحار الانوار و...اسناد سنی: سنن ابن داوود- سنن ترمذی و...
علاوه بر این بسیاری از احادیث تایید می کنند، اهل بیت و در راس ایشان حضرت محمد صلی الله علیه و آله خبر داده اند که مهدی علیه السلام سنت و رفتار ایشان را پیروی می کنند و هرگز از آن پیشی نمی گیرند.
" اگر شخصی چون محمد حاکمیت دنیای مدرن را به عهده می گرفت، او در حل مشکلات دنیا موفق می شد و صلح و آرامشی را که دنیا به آن محتاج است، برقرار می کرد. " (جرج برنارد شاو)
آری بالاخره یقیناً مردی چون محمد صلی الله علیه و آله چنین خواهد کرد.
بیایید از خداوند متعال عاجزانه ظهور موفور السرور آخرین یادگار محمد صلی الله علیه و آله را بخواهیم ، او که نام و کنیه اش نام و کنیه او ست و لقبش مهدی علیه السلام می باشد. او آخرین گنج مخفی شده ی اهل بیت است... ]

پایان



موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پرسمان دانشجوانه درمورد دین زرتشت و کتاب آن ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 1 607 07-18-2015, 04:13 PM
آخرین ارسال: puchai
  بشارت ظهور حضرت مهدي در زبور داوود ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 624 07-09-2015, 07:32 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  زبور کتاب داوود علیه السلام ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 3 768 07-09-2015, 07:31 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
  آیا متن انجیل مانند قرآن از طرف خدا نازل شده؟ ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 0 541 07-09-2015, 07:11 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان