اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



**بن بست**
زمان کنونی: 09-26-2020، 09:52 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 75
بازدید 3852

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
بن بست

**بن بست**
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#51
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

« سیگارِ گوشه یِ لبش رو روشن کرد و گفت :

- میدونی کِی میفهمی
واقعا تنها شدی ؟
سرمو تکون دادم که نمیدونم .
- وقتی یه شب تا صبح گوشه یِ اتاقت جون کندی و
 هیچکی نفهمید
که به دادت برسه ٬
 تازه میفهمی کجایِ کاری !
لبخندش :))))
حتی از اسپرسویِ نیم خورده یِ رویِ میز هم تلخ‌تر بود . »


نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#41
میگن آدم دوبار میمیره؛
یه بار وقتی که روح از بدنش جدا میشه
و یه بار وقتی کسی که دوسش داره
برای آخرین بار اسمشو صدا می زنه.



دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نویسنده :nnnnnnn   آفلاین
#42
آمدی ؟ انتظاریست تو را جانم به قربانت بگویم؟
آمدی ؟ جانم زدی آتش ، به قربانت بگویم؟
زدم آتش دلم را نینداخت نگاهی

بردم از یاد نگاهش ، نینداخت نگاهی
عمرم گذر داد و گذر کرد از این راه
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيدرفت و آمد تا به کی؟ جستم از این چاه
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيدمهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد" />

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#43
اگه فرق بين دوست داشتن با عادت كردن رو ميفهميديم،
 خيلى راحت تر ميشد براى رابطه هامون تصميم بگيريم.




مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#44
دنیا از وقتی مهربونا، احمق فرض شدن، دیگه جای زندگی کردن نبود.




مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#45
وقتی این همه
اشتباهات جدید
 وجود دارد که می‌توان
مرتکب شد،
 چرا باید همان قدیمی‌ها را
 تکرار کرد....




مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#46
راستش را بخواهی الان كه خوب فكر می كنم، می بينم من آنقدرها هم كه فكر می كردم عاشقت نبودم!
اگر واقعا عاشقت بودم...
آن شبی كه مادرم در موردت پرسيد، دست به سرش نمی كردم، تا مبادا خيال كند دخترش از راه به در شده است!
يا همان روزی كه هم كلاسی ام قضيه ی دختر فاميلشان را گفت و تاكيد می كرد اينطور عشق ها پايان خوشی ندارد، ته دل من خالی نمی شد!
هی فكر نمی كردم من چقدر به او شبيهم و خودم را مجبور نمی كردم كه به تو فكر نكنم!
اگر آنقدرها كه ادعايش را داشتم عاشقت بودم، آن روز تعطيل كه دختر لوس و نچسب همسايه من را به حرف گرفته بود و از عشقش به تو می گفت، دو دستی تو را به او نمی بخشيدم!
و نمی گفتم به به چه انتخاب خوب و درستی و چقدر بهم می آييد...!
راستش بعضی وقت ها از خودم بدم می آيد...
از اين كه چرا هميشه نصفه نيمه كار انجام می دهم!
حتی عاشق شدنم هم آزار دهندست...
يكی نبود كه بگويد حالا كه پاهايت سُر خورده، خُب مثل آدم تمام و كمال عاشق باش...!
خودت می بينی كه راست می گويم!
من آنقدر ها كه ادعايش را داشتم دوستت نداشتم...
وگرنه حالا به جای در رفتن از زير ارتباطات جا افتاده،
داشتم پيراهن چهارخانه ی قرمزت را اتو می كردم...!

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#47
اسم خودش را بگوئید
بدون میم مالکیت
اسم خودش را سِیو کنید
بی دلبر و جانان و قلب
از همان اول وقتی صدایتان زد بگوئید بله
جانم نگوئید ،
که دل را بعد از مدتها جانم گفتنتان با بله هایتان خرد نکنید
که با یک اسکرین شات از صفحه چتتان که برایش میفرستید ،وقتی چشمش به اسم جدیدش افتاد دلش یخ ببندد از این اسم بی درو پیکرش
که نشیند لذت میم مالکیت اسمش را شعر کند ... !!
حسرتش را شعر کند...
لطفا از همان اول ساده بمانید اگر ماندنی نیستید...

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد


نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#48
در عصرِ ما
همه همیشه دیر می رسند !
یکی به اتوبوس ،
یکی به قطار ،
یکی
به یکی ...



مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#49
یروزی سرت را بلند میکنی و میبینی یکی روبه رویت نشسته است و دارد چای میریزد
و از ته دل بهت میخندد ..
خیره نگاهش میکنی ، گیج میشوی
 با خودت میگویی این که همیشگی ام نیست..
خنده های او می آید جلوی چشمانت!
چشم هایش
دست هایش
عطرش
موهایش
عشقش
خاطرات_مثل برق از جلوی چشمانت میگذرد_
ناگهان با صدای " عزیزم چایت یخ کرد " به خودت می آیی..
تازه به یاد می آوری چند سالی ست که او رفته است!
 تو مانده ای و کسی که نگاهش را نمیفهمی و نمیفهمد نگاهت را اما دوستت دارد و تو....
اما نه..
شاید تو هم چند سالی ست با او رفته ای.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد



نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#50
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد


گاهی اوقات یه اتفاقی تو زندگیت میفته ،
که زندگیت رو دو قسمت میکنه
قبل از اون اتفاق و بعد از اون اتفاق ..



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان