آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



!!تایپیک ایکسX!!
زمان کنونی: 08-24-2019، 06:59 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 49
بازدید 3123

امتیاز موضوع:
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
ایکسx تایپیک

!!تایپیک ایکسX!!
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#31
- میدونی چرا زندگیمون اینقدر کج و کوله است ؟!
+چون اونجاهایی که باید عذرخواهی کنی، داد میزنی !


مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

كجا دستتاتو  گم_كردم ؟

كه پايان من اينجا شد...!

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#22
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

توي تاريكي اتاق يه پك به سيگارش زد ، تمام پنجره ها رو باز گذاشته بود و باد توي كل اتاق زوزه مي كشيد ، گفتم : خوبي؟
گفت : بعد از اين كه رفت همه بهم گفتن توي خونه نمونم كه فكر و خيال كنم برم بيرون ، گشت و گذار با دوست و اشنا ، ولي بدتر بود هرچي تعداد ادم هاي اطرافم بيشتر مي شد بيشتر حسش ميكردم ، از همه ي جمع ها فرار كردم ، دلم ميخاست فضاي اطرافمو تا مي تونم تنگ تر كنم كه جا نشه كنارم .
سيگارشو توي  ليوان روي ميز خاموش كرد ، رفت كنار پنجره
گفتم : نخواستي برگردونيش؟
يه دستشو به لبه ي پنجره تكيه داد باد تي شرت مشكيش رو از پشت تكون مي داد ، گفت : اين اواخر دلم مي خواست از ترس جاي خاليش توي كمد خودمو قايم كنم كه جا نشه كنارم يا حداقل انقدر زياد نباشه انگار توي ذهنم جاي خاليش توي خيابون بزرگ تر از كوچه بود ، توي خونه بزرگ تر از توي اتاق ، تا يه روز خودش بهم زنگ زد ، مي خواست كه برگرديم ، اومد پيشم همين جا كه تو نشستي نشسته بود ، شالشو از سرش برداشت يه لبخند زد مثل همون موقع ها با لحن خاص خودش شروع كرد به تعريف كردن كه اين چند وقت كه با هم نبوديم چه اتفاق هايي افتاده ، موقع خداحافظي وقتي داشت ميرفت مطمئن شدم ديگه خودشم نمي تونه ، حتي خودشم نتونست جاي خاليش رو پُر كنه ، ديگه بعد از اون روز جوابش رو ندادم، با رفتنش يه دري توي سينه ام باز شده بود كه ديگه خودشم نتونست ببنده، همه اولش فكر مي كنن جاي خاليه كسيه كه تركشون كرده ، اما بعدا مطمئن ميشن رفتن هركسي باعث ميشه اون ها فقط با خودشون تنها بمونن ،  براي همين عذاب آور ميشه يه انفراديه كه توي خونه ، توي خيابون ، توي كافه ، وقت خواب هميشه همراهته .
و ديگه هيچ وقت ، هيچ كسي نمي تونه از اين انفرادي آزادت كنه ، فقط گاهي شايد با يه آدمي ، با يه حس جديد حواست از انفراديه توي قلبت پرت بشه ، و دوباره برگردي توش.
پنجره ها رو دونه دونه بست ، و بهم لبخند زد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#23
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

هر کسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده!
یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن.
مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن، اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#24
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

پیری به سن و سال نیست ... یه پروسه مدت داره... هر وقت به یکی از دغدغه هات یا آرزوهات خندیدی بدون نسبت به اون موقع پیر شدی

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#25
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

و شايد دلتنگىِ غروبِ جمعه
نفرينِ مادرى باشد،
كه گوشه ى آسايشگاه
يك هفته انتظار كشيد و
كسى سراغش را نگرفت!
"خدا صداى مادران را اول از همه ميشنود..."

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#26
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد


يه سري ادما تو زندگيم هسن كه بخاطر ادمي_كه_الان_شدم  نميبخشمشون

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#27
یه چای می‌ریزه می‌ذاره جلومون، می‌گه: حالا دلبر هیچی، شبا رُ چی می‌گی؟ مگه تو خودت عاشق شبا نیستی؟ پاییز همه‌ش شبه دیگه. نصف روز غروبه. می‌گم: آقا ما دو سّاعت شب بسّ‌مونه، زیادم هست. می‌خوایم زودتر بیدار شیم تموم شه. یه چراغی می‌ذاریم اون گوشه تاریک‌روشن می‌شینیم ستاره می‌شمریم تا سحر چه زاید باز. می‌گه چایی از دهن افتاد.
جمشید اگه پاییز این‌قدی که تو می‌گی خوبه، چرا ما هر سال روز اول پاییز دل‌مون خالی می‌شه؟ همه به این زردی و نارنجی نگاه می‌کنن حال‌شون جا می‌آد، چرا ما بلد نیستیم؟ چرا همه رفته بودناشون رُ می‌ذارن برا پاییز؟ چرا پاییز هیشکی برنمی‌گرده؟

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#28
_شما مرتکب قتل عمد شدید، چه دفاعی دارید؟

+نه آقای قاضی قتل عمد نبوده.

_اما دوربین اون کافه کاملا نشون میده که به طرف اون آقا و خانوم حمله کردید و با ضربه ی چاقو دخلشونو آواردید

+نه آقای قاضی به همین سادگی هم نبوده، من فقط از خودم دفاع کردم!
داشت با اون یارو اونم جلوی اون کافه دل میداد قلوه میگرفت .همش به جهنم...
بارونم میومد اقای قاضی...میفهمی؟!
داشت موهای بارون خوردشو بو میکرد.
بعد شما میگی قتل عمد؟

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#29
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

وقتی بچه هستی برای این‌ که پیرو جمع نباشی با این جمله به تو حمله می‌کنند؛ «اگه همه از بالای پل بپرند پایین، تو هم باید بپری؟»
ولی وقتی بزرگ می‌شوی ناگهان متفاوت بودن با دیگران جرم به حساب می‌آید و مردم می‌گویند: «هی، همه دارن از روی پل می‌پرن پایین، تو چرا نمی‌پری؟»

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#30
اگر گفت باید برم جلوشو نگیر !
وقتی بخاد بره ، میره ! ولی همون فرصتی رو که تو آخرین لحظه داری مهربون باش، بخند و دست از خاطره ساختن برندار ، بزن زیر دماغش بگو احمق جون نری بگی بد بود، گریه نکن، بخند و بازوش رو نیشگون بگیر بهش نگو دوس ندارم حرفایی که به من زدی به یکی دیگه بزنی! نگو اگر زدی پای حرفات وایسی.نصیحت نکن، نفرین نکن، فقط لحظه آخر بازم از ته قلبت دوسش داشته باش انگاری قراره بمیره!
وقتی رفت ... بزن زیر گریه یه هفته، یه ماه ، یه سال ، همچین که خالی شدی یه شب یه جایی یه زمین خوش آب و هوا گیر بیار یه چاله بکن و خاطره هاتو بریز داخلش و روش خاک بریز، یه شاخه گل بذار سر قبرش و بشین یه فاتحه ام بخون برای روزای خوبتون.
آخرین تصویر تو ازش میشه یه خاکسپاری مجلل و روزی که مُرد؛ ولی آخرین تصویر اون از تو میشه یه آدم مهربونِ تکرار نشدنی!
اون هربار که یادِ تو میوفته میمیره...
فکر کنم این انتقام منصفانه باشه!



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1017 - Can't find file: './koreafan_ZnvhsUg/mybb_threadviews.MYI' (errno: 2 "No such file or directory")
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('18646')