اوپــا جـونـگ ڪـی محبوب ترین کاربر انجمن
تنها کسی انتخاب میشود که برترین ارسال کننده روز ، هفته و ماه باشد .

آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



تبارشناسی بهائیت
زمان کنونی: 04-16-2021، 05:26 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 28
بازدید 2151

امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
تبارشناسی بهائیت

تبارشناسی بهائیت
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#30
جای پای روس وانگلیس
فتنه باب وبها ازتوطئه های مهمی است که ازاواسط دوره قاجاریه باهدف اسیب رساندن به اسلام وخصوصاّ تشیع از سوی کانونهای استعماری طراحی شدودرمسیرتداوم حیات سیاه وتباهش همواره درکنار دشمنان اسلام ، درصددضربه زدن به این دین مبین وازبین بردن خصلتهای ضداستکباری وظلم ستیز ان بودودریک کلام هدف طراحان این فتنه، تلاش برای شکستن کیان واقتدارملی ایرانیان که اززمان صفویان حول محور تشیع پدیدامده ومنافع قدرتهای استکباری واستعماری راتهدید می کرد،بود.
نخستین گروههای خارجی وعناصری که باهدفهای استعماری پابه سرزمین ایران گذاشتتند، جامعه ایران راجامعه ای محکم ویکدست درسایه اتحادعقیدتی وباورهای اسلامی یافتندوپس از دهها سال امدورفت ومطالعه ورایزنی به این نتیجه رسیدندکه برای نفوذدراین جامعه وکشاندن ایران به جاده استعمارواستثمار،چاره ای جزایجاداختلاف در عقایددینی مردم وتقسیم این رودخانه درخشان به جویبارهای کوچک وکم رمق وبی اهمیت ندارند. به همین سبب تلاش درراه تضعیف بنیانهای اعتقادی مردم ایران وایجاداختلاف درمیان انان رادردستورکارخوقراردادند. براساس همین درک واحساس نیاز بودکه مشاهده می کنیم دولت انگلستان به عنوان قدرت طرازاول ومسلط استعماری ان روزگار، برای نفوذدرسرزمینهای اسلامی بویژه ایران،طرح وبرنامه ای مفصل تدارک میبیندوبرای ایجادشکافت دربافت اعتقادی مردم مسلمان وشیعه مذهب ایران بوجه هنگفتی درنظر می گیردونایب السلطنه وفرمانروای هندوستان اعلام می کند که غازی حیدرالدین پادشاه"صوبه اود" وفرمانفرمای "لکنهو" تمام مایملک ودارایی خودراوقف مراکز دینی شیعیان جهان کرده است تادرامد حاصله از ان درهرسال صرف امورمعیشتی وتحصیل علوم دینی طلاب شیعه مذهب شود.
(1)ازهمین زمان شعبه ویژه اموردینی واوقاف درکنسولگری های انگلیس درشهرهای ایران ، بویژه شهرهای مذهبی نظیر مشهدوقم وشیرازونیزدرشهرهای عراق وبین النهرین مانند شهرهای کربلا و نجف وسامره اغازبکارکرد.دراین شعبه های نوبنیادکه زیرنظرسفارت بریتانیای کبیر درتهران اداره می شدند، چندین کارشناس اموردینی عضووزارت مستعمرات انگلستان (که به زبانهای فارسی وعربی تسلط کامل داشتند) مشغول به کارگردیدند.دیپلماتهایی که دراین شعبه ها فعالیت می کردند،ظاهراً صاحب عنوان "دبیر" بودند.اینان اطلاعات فراوانی پیرامون ادیان ومذاهب داشتندودر هرشهر،عوامل وجاسوسان مخصوصی با این "دبیران ادیان" درارتباط بودندوبابودجه مخصوصی که دولت انگلستان به نام "موقوفه صوبه اود" دراختیارانان گذاشته بود،درفعالیتهای مذهبی واسلامی مردم اخلال می کردند.سرارتورهاردینگ دیپلمات معروف وسفیروقت دولت انگلستان درایران،این بودجه رابه یک اهرم قدرتمندتشبیه می نمایدومی نویسد:"اختیار تقسیم وجوه موقوفه صوبه اوددردستهای من ماننداهرمی بودکه باان می توانستم همه چیزرادرایران ودربین النهرین بلندکنم وهر مشکلی راحل وتصفیه نمایم..."(2) سیاستمداران ودولتمردان انگلیسی که دران ایام افتاب درمستعمراتشان غروب نمی کرد،کینه ای اشتی ناپذیربااسلام ومسلمانان داشتندوانهاراسدراه تسلط خودبرملل وسرزمینهای مشرق زمین می دانستند،تاجایی که لردگلادستون نخست وزیرانگلستان دریکی ازجلسات پارلمان این کشوربه پشت تریبون رفت ودرحالیکه قران کریم رابرسردست بلندکرده بودخطاب به نمایندگان گفت:"تااین کتاب دردست مسلمین است کاری ازانگلستان درباره انان برنمی ایدومانمی توانیم برانان حکومت کنیم ."
به همین دلیل بود که اساس سیاست انگلستان درکشورهاوسرزمینهای اسلامی برپایه ایجادتفرقه واختلاف دربین مردم وفرقه هاومذاهب قرارگرفت و"شعبه امورادیان"درسفارتخانه های بریتانیادرکشورهاوشهرهای اسلامی بوجودامدودولتمردان انگلیسی مبارزه بااسلام وایجاداختلاف بین مسلمانان وپیروان مذاهب محتلف اسلامی رادردستورکارخودقراردادندودراین میان بیش ازهمه برای ایجاداختلاف دربین شیعیان برنامه ریزی کردند.انگلیسیها که ازهمان ابتدای ورود به ایران درزمان صفوبه،شیعه راسد راه وصول به اهداف استعمارگرایانه خودیافته بودند،دراندیشه تضعیف باورهای اسلامی واعتقادات ضد سلطه بیگانه مردم شیعه مذهب ایران بودندوبا هدف تضعیف قدرت نظامی واقتصادی شیعیان،همواره سلاطین عثمانی را به جنگ باایران ودرگیری ونبردخونین باپادشاهان شیعه مذهب صفوی تشویق می کردند.براین اساس یکی از محورهای عمده تلاشهای کارگزاران استعماری وماموران ودبیرهای شعبه ادیان وزارت مستعمرات ونیمه مستعمرات ومستملکات دولت انگلستان،پیداکردن،تشویق وپشتیبانی وحمایت از مدعیان مهدویت(به عنوان یکی از اصول اعتقادی شیعه)باهدف ایجادتشتت وپریشانی وچنددستگی درمیان مسلمین بود.این حرکت درایران که در همسایگی 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#21
 

بر اساس چارت تشكيلاتي «بيت العدل» اسرائيل درارتباط كامل با اياديان امرالله است و داراي مشاورين و معاونين قاره اي است. محفل ملي ايران در هر استان يك محفل استاني داشت كه پس از آن محفل شهرستان و محفل ده قرار مي گيرد. هريك از محافل داراي حداكثر 9 نفر عضو و لجنه هايي با عناوين زير بودند:
مطبوعات، سمعي و بصري، نشر نفحات الله، ورقا وتزييد، معلومات، معارف آهنگ بديع، اخبار امري، حيات، امأالرحمن، خيانات نوزده روزه، گلستان موسيقي، نشر آثار امري و غيره. هر «لجنه» داراي چند «هيئت» و هر هيئت داراي چند «كميسيون» است.
پس از كنفرانس لندن و انتخاب «بيت العدل حيفا» گروهي از بهائيان، اين كنفرانس و بيت العدل حيفا به رياست «روحيه ماكسول» را بي اعتبار دانستند و يك امريكايي به نام چارلز ميسن ريمي را به عنوان جانشين شوقي افندي و رهبر بهائيان معرفي كردند و تحت عنوان ريمي ها از بهائيان جدا شدند.
چارلز ميسن ريمي فرزند يك كشيش كليساي اسقفي بود كه در سال 1874 ميلادي در يكي از شهرهاي حاشيه رودخانه «مي سي سي پي» امريكا به دنيا آمد. او كه تحت تعليمات كليساي اسقفي امريكا پرورش يافته بود، از دوستان بسيارنزديك شوقي افندي به حساب مي آمد. وي كه پس از آشنايي با «شوقي افندي» به فرقه ضاله بهائيت پيوسته بود، كم كم صاحب موقعيتي در ميان بهائيان شد. دوستي اين امريكايي با شوقي رباني به حدي بود كه شوقي رباني وي را نماينده خود مي خواند و در مراسم و جلساتي كه نمي توانست در آنها حضور يابد، «ميسن ريمي» را به جاي خود مي فرستاد. او دوبار به نمايندگي ازسوي شوقي افندي (رباني) به سراسر دنيا و مراكز تجمع و نفوذ بهائيان سفر كرده بود. طرفداران چارلز ميسن ريمي او را پنجمين پيشوا و رهبر بهائيان جهان مي دانند و به وي لقب عزيزالله و ولي امر ثاني داده بودند.
در همين ايام ودرميانه كشمكش طرفداران خانم روحيه ماكسول و هواداران چارلز ميسن ريمي برسررهبري فرقه بهائيت، يكي از بهائيان خراسان - كه در كشوراندونزي اقامت داشت- ادعاي مهدويت كرد و خود را موعود كتاب اقدس - كتاب مقدس بهائيان - دانست. اين شخص كه
جمشيد معاني نام داشت، برخود لقب سمأالله گذاشت و فرقه جديدي به نام سمائي ها را به وجود آورد كه گروهي از بهائيان بويژه بهايي هاي هند و پاكستان به او گرويده اند.
نورالدين چهاردهي يكي از محققين در ملل و نحل درباره جمشيد معاني مي نويسد:
«
جمشيد معاني مانند ميس ريمي كه در آمريكا مدعي شد، وي در اندونزي دانشگاهي تشكيل داده و ورود بهائيان را در آن كشور مانع شده و گفته است در آخر ژانويه سنه 1966 م به معراج رفته است و ريشه درخت بهأ و ثمره آن معاني است». (104)بهائيت در عصر مشروطيت
از زمان شيخ احمد احسايي تا انقلاب مشروطيت، يعني حدود 90 سال، شاهد بروز و ظهور فرقه هاي متعددي بوديم كه نامدارترين آنها عبارتند از شيخيگري، بابيگري، ازليگري و بهائيگري. در سالهايي كه زمزمه قانون و مشروطه برزبانها جاري شد، اين فرقه ها انشعابات متعددي را پشت سرگذاشته و تنها شيخيگري و بهائيگري، آن هم به سبب حمايت كانونهاي استعماري، محلي از اعراب داشتند و برسرپا مانده بودند.
بسياري از پژوهشگران و نويسندگان تاريخ كه با نگرشي اسلامي به انقلاب مشروطيت نگاه مي كنند، بابيگري و بهائيگري را يكي از عمده ترين عوامل انحراف آن مي دانند. در اين دوران شاه در رأس دولت و روحانيت راهبر و پيشاهنگ ملت بودند. در اين ايام، دولت به خاطر مديريت نادرست و سوءاستفاده دولتمردان در اوج فساد و از لحاظ مالي بسيار ضعيف بود. مطالبات آزاديخواهانه مردم رو به تزايد داشت و روي هم رفته دو خط فكري خاص اين خواست و نهضت را تغذيه مي كردند. يكي علما و روحانيون كه اصلاحات اجتماعي - مذهبي را خواستار بودند و تشويق مي كردند و ديگري روشنفكران و تحصيلكردگان فرنگ رفته و به طوركلي غرب زده كه الگوهاي دموكراسي اروپايي را براي ايران مي خواستند.
اما تفكر غالب، تفكر اسلامي بود. مورخان و كارشناسان غربي همچون خانم پروفسور آن لمبتون جاسوس انگليسي در ايران براين اعتقادند كه در آن ايام مردم، ايران را «
كشور اسلام» و شاه را هم «پادشاه اسلام» مي خواندند. و پيش از انقلاب مشروطيت يك حركت آزاديخواهانه و نوگرايانه توسط ميرزاملكم خان ناظم الدوله و سيدجمال الدين اسدآبادي در ايران شروع شده بود و اين جنبش كه عليه فساد و استبداد داخلي و نفوذ خارجي بود به جنبشي ملي و اسلامي تبديل شد.
البته دور از انتظار نيست كه خانم «
آن لمبتون» كه پيوند و ارتباطاتش با آژانسهاي جاسوسي انگلستان اثبات شده است، مي كوشد تا حركت ميرزا ملكم خان نظام الدوله كه از سوي «گراند لژ اسكاتلند»، يعني سرزمين مرجع فراماسونري جهان، هدايت مي شود و اهدافي جز برنامه هاي استعماري ندارد، را حركتي آزاديخواهانه قلمداد نمايد.
پس از ترور ناصرالدين شاه و آغاز سلطنت مظفرالدين شاه خواست و مطالبات مردم شدت بيشتري به خود گرفت. به استناد مدارك تاريخي، مردم از آغاز حركت بيدارگرانه كه منجر به مشروطيت شد، خواستار «
عدالتخانه» بودند. يعني به وجه اسلامي ماجرا بيشتر اهميت مي دادند و مي خواستند تا اين عدالتخانه ها بر مبناي معيارهاي اسلامي اداره شود.
اگر به جريان مبارزه و طرح مطالبات مردم در آن ايام به دقت نگاه كنيم، مي بينيم كه عبارت مشروطيت درست بعد از بست نشيني در سفارت انگليس برلب هاي مردم نشست و مبلّغان و كوشندگان اين راه هم همانگونه كه گفته شد، روشنفكران و تحصيلكردگان غرب رفته يا روشنفكران سكولار يا بابي مسلك بودند.
يكي از مهم ترين فعالان در اين عرصه
ميرزاملكم خان ارمني - پدر فراماسونري ايران(105) - است و از ديگر افرادي كه در اين زمينه تلاش و فعاليت بسيار داشتند و با مقالات و نوشته هاي خود سعي در تبليغ مشروطيت و دموكراسي از نوع غربي آن مي كردند، بايد از افرادي چون ميرزاآقاخان كرماني و شيخ احمد روحي نام ببريم كه به اتهام دخالت درترور نافرجام «ناصرالدين شاه» به دستور محمدعلي ميرزاي وليعهد در تبريز كشته شدند. نكته جالب و در خور توجه پيرامون ميرزاآقاخان كرماني و شيخ احمد روحي اين است كه هردو پيرو فرقه ضاله «باب» و داماد ميرزا يحيي صبح ازل - سركرده فرقه «بابي هاي ازلي» و برادر بهاءالله - بودند. براين گروه بايد نام ميرزا يحيي دولت آبادي را هم افزود. او هم از گروه بابيان مشروطه خواه و فعالان نهضت مشروطه خواهي در ايران بود. ميرزا يحيي دولت آبادي در خانواده اي بابي به دنيا آمد و پدرش مأمور و نماينده امور حسبيه ميرزا يحيي صبح ازل در ايران بود و هرساله وجوهات به اصطلاح شرعيه «بابي ها» راجمع آوري مي كرد و براي «ميرزا يحيي صبح ازل» به قبرس مي فرستاد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
104 -نورالدين چهاردهي، چگونه بهائيت پديد آمد، ص .131
105- عبداله شهبازي طي مقاله اي درفصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 27، ص 13، چنين نوشته است: مانكجي هاتريا بنيادگذار واقعي اولين سازمان فراماسونري ايران (فراموشخانه) است كه به دليل فقدان تحقيقات بنيادين در اين زمينه تأسيس آن به غلط به ميرزا ملكم خان نسبت داده شده است.





نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#22
 

آنچه به عنوان نتيجه اين بحث عايد مي گردد اين است كه در حقيقت انقلاب مشروطيت را روحانيون مسلمان به ثمر رساندند اما اين انقلاب در نيمه راه توسط عده اي از روشنفكران سكولار بابي و بهايي از مسيراصلي خود خارج شد و سرانجام آن به ديكتاتوري رضاخان رسيد.
به طوركلي در انقلاب مشروطيت تغييرساختار دولت و تبديل ديكتاتوري به شكلي از حكومت عادلانه هدف مردم بود. تا آن زمان نظريه مدوني در مورد حكومت اسلامي وجود نداشت ولي روش دموكراسي غربي طرحي آماده و آزمايش شده در كشورهاي اروپايي بود. به همين سبب با فشار روشنفكران غرب زده بويژه پيروان بابيگري و بهاييگري، مشروطه جايگزين تفكر عدالتخواهانه اسلامي شد.
تروريسم ؛ مشخصه بهائيان
تروريسم سياسي در تاريخ معاصر ايران از اواسط دهه 840 م/1260 ق، با بابيگري آغاز شد و چنان با بابيگري پيوند خورد كه در دوران متأخر قاجار نام «
بابي» و «تروريست» مترادف بود. بابي ها ترور اميركبير را طراحي كردند و در شوال 1268 ق، به ترور نافرجام ناصرالدين شاه دست زدند. از آن پس اين شيوه در ايران تداوم يافت و بويژه در دوران انقلاب مشروطه و پس از آن اوج گرفت. بهائيان در عتبات نيز بيكار نبودند و سيداسدالله مازندراني در عتبات به جرم سوءقصد به آيت الله خراساني گرفتار شد. (106)
فعاليت هاي تروريستي دوران مشروطه و پس از آن با نام سردار محيي، احسان اله خان دوستدار، اسداله خان ابوالفتح زاده، ابراهيم خان منشي زاده و محمدنظرخان مشكات الممالك در پيوند است.
فعاليت هاي مخفي اسداله خان ابوالفتح زاده (سرتيپ فرج قزاق) و ابراهيم خان منشي زاده (سرتيپ فرج قزاق) و محمدنظر خان مشكات الممالك از سال 1323 ق. و با عضويت در انجمن مخفي معروف به «
بين الطلوعين» آغاز شد كه جلسات آن در خانه ابراهيم حكيمي (حكيم الملك)، نخست وزير بعدي دوران پهلوي، برگزار مي شد و بسياري از اعضاي آن بابي ازلي و چند تن نيز بهائي بودند.
عضويت در اين انجمن و فعاليت هاي بعدي ابوالفتح زاده و منشي زاده و مشكات الممالك (بهائي) و ازليهاي عضو انجمن فوق را بايد بخشي از عملكرد شبكه توطئه گر وابسته به اردشير ريپورتر ارزيابي كرد. اعضاي اين انجمن، اعم از ازلي و بهائي، پس از تأسيس
سازمان ماسوني لژ بيداري ايران (1325 ق. / 1907 م) در پيرامون آن مجتمع شدند و مشكات الممالك صندوق دار لژ بيداري ايران بود.
از ذيقعده 1323 ق. اين فعاليت با عضويت اسداله خان ابوالفتح زاده و برادرش سيف اله خان و ابراهيم خان منشي زاده در «انجمن مخفي دوم» تداوم يافت. در اين انجمن سيدمحمدصادق طباطبايي (پسر آيت الله سيدمحمد طباطبايي)، ناظم الاسلام كرماني (نويسنده كتاب «تاري بيداري ايرانيان» و آقا سيدقريش (از اعضاي بيت سيدمحمد طباطبايي) و شيخ مهدي(107) (پسر آيت الله شيخ فضل الله نوري) عضويت داشتند. در همين زمان گرايش هاي تروريستي برخي اعضاي اين انجمن كاملاً مشهود بود. براي مثال، در يكي از جلسات انجمن مسئله قتل آيت الله سيد عبدالله بهبهاني مطرح شد كه با مخالفت سيدمحمد صادق طباطبايي مواجه گرديد. اندكي بعد، ارباب جمشيد جمشيديان (دوست صميمي و محرم اردشير ريپورتر) به عضويت اين انجمن درآمد.
گروه تروريستي فوق، سرانجام، شكل نهايي خود را يافت و به عمليات آشوبگرانه و تفرقه افكنانه اي چون ترور نافرجام شي فضل الله نوري (16 ذيحجه 1326 ق. ) دست زد.
عامل اين ترور كريم دواتگر بود كه به همراه افراد ديگري از جمله ميرزا محمد نجات خراساني - عضو فرقه بهائي و مرتبط با سفارت انگليس كه مشهور به فساد بود - دستگير شد. «
نجات» نيز عضو كميته «بين الطلوعين» بود. به گفته سيدحسن تقي زاده، «اسمارت»، نماينده سفارت انگليس، در جلسات بازجويي از محمد نجات شركت مي كرد و مواظب بود كه «نتوانند به ميرزا محمد زور بگويند». طبق گزارش سر جرج باركلي به سر ادوارد گري، وزير خارجه انگليس، در جريان اين بازجويي كريم دواتگر تلويحاً حسينقلي خان نواب، برادر عباسقلي خان كارمند سفارت انگليس، را به ترور مربوط كرد. حسينقلي خان نواب نيز از نزديكان و محارم اردشير ريپورتر، رئيس شبكه اطلاعاتي حكومت هند بريتانيا در ايران، بود.
پس از آن ابوالفتح زاده و برادرانش و ساير اعضاي گروه تروريستي و آشوبگر فوق، از جمله كريم دواتگر، در روستاي قلهك، كه در آن زمان در ملكيت سفارت انگليس بود و دولت ايران بر آن نظارت نداشت، مستقر شدند. در اول جمادي الثاني 1327 ق. ابوالفتح زاده و منشي زاده، همراه با زين العابدين خان مستعان الملك، گروه تروريستي جديدي تشكيل دادند موسوم به كميته جهانگير. ابوالفتح زاده و مستعان الملك و ميرزا محمدنجات از جمله اعضاي «
محكمه انقلابي» بودند كه حكم اعدام مجاهد نستوه شهيد شيخ فضل الله نوري را صادر كردند. دادستان اين محكمه شيخ ابراهيم زنجاني بود كه تحت تأثير ميرزا مهدي خان غفاري كاشي (وزير همايون)، عضو فرقه بهائي، قرار داشت.
در رجب 1328 ق. حادثه قتل سيد عبدالله بهبهاني رخ داد كه عاملان آن وابسته به شبكه تروريستي ابوالفتح زاده و منشي زاده بودند. يكي از ضاربان بهبهاني فردي به نام حسين لله بود كه بعدها با ابوالفتح زاده و منشي زاده و مشكات الممالك در كميته مجازات همكاري كرد. پس از اين واقعه، ابوالفتح زاده به اروپا گريخت، مدتي بعد به ايران بازگشت و به عنوان متصدي گردآوري ماليات منطقه ساوجبلاغ و شهريار منصوب و اندكي بعد معزول شد كه ابوالحسن علوي اين عزل را نتيجه تبليغات بهائيگري ابوالفتح زاده مي داند.
در ذيقعده 1334، ابوالفتح زاده و منشي زاده و مشكات الممالك عمليات خود را در قالب گروه جديدي به نام كميته مجازات آغاز كردند و به چند فقره قتل، همراه با انتشار اعلاميه هايي دست زدند كه بازتاب اجتماعي و سياسي فراوان داشت.
(108)
«كميته مجازات» پايگاه بهائيان
يكي از مهم ترين پديده هاي دوران انقلاب مشروطيت ترورهاي مرموز و به هم پيوسته اي است كه با محوريت «كميته مجازات» صورت مي گرفت. تا چندي قبل عده اي اعتقاد داشتند كه اين تروريست ها در شمار افراد انقلابي سرخورده ازعدم تحقق آرمان هاي مشروطه بودند كه از روي ناچاري و يأس فكري - ايدئولوژيك به سمت آشوبگري و آنارشيسم و ترور كشيده شده اند. اگر به رويدادهاي تاريخي با دقت نگاه كنيم، متوجه مي شويم اين تحليل كه در سريال «هزاردستان» - ساخته علي حاتمي - نيز به مخاطب القأ شده درست نيست و اقدامات تروريستي اين گروه از همان ابتداي مشروطه خواهي آغاز شد. مانند ترور نافرجام شيخ فضل الله نوري توسط يكي از سركردگان كميته مجازات به نام كريم دواتگروپس از آن ترور افرادي چون سيدعبدالله بهبهاني. به عبارت بهتر بايد گفت برنامه آشوبگري و ترور اين گروه زماني آغاز شدكه هنوز مشروطه خواهي بهار خود را سپري مي كرد و مردم و انقلابيون در اوج خوش بيني به مشروطيت بودند و هنوز مقوله اي به نام سرخوردگي مطرح نبود. اين افراد به هيچ وجه و با هيچ معياري از نيروهاي انقلابي يا سرخوردگان مشروطه نبودند. اما عامداً و آگاهانه در اعلاميه هاي «كميته مجازات» تلاش مي شد تا انگيزه آنها ديني وانقلابي وانمود گردد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
106 -نورالدين چهاردهي، چگونه بهائيت پديد آمد، ص .30
107- پدر دكتر نورالدين كيانوري از رهبران حزب توده.
108- عبداله شهبازي، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 27، صص 38-.43






نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#23
 

وجه بهايي بودن اعضاي كميته مجازات و نقش مخفي و قابل توجهي كه فرقه ضاله بهائيت در اين ايام و در راستاي تحقق سياست هاي استعماري بريتانيا برعهده داشت، مسأله مهم و قابل تأملي است، عمليات تروريستي و قتل هاي پشت سرهم دوران مشروطه از مهم ترين عوامل در ايجاد يك بحران عظيم و عميق است كه تأثيرات رواني و تبليغي و فرهنگي عظيمي برجاي گذاشت و در فاصله چهارسال آنچنان بي تفاوتي درجامعه به وجود آورد و ساخت سياسي كشور را چنان خنثي و آلوده كرد كه در نهايت با هجوم چند صدنفر قزاق به سركردگي رضاخان ميرپنج از قزوين، پايتخت كشور به سادگي و بي هيچ مقاومتي به تصرف آنها درآمد و با سقوط حكومت قاجار، مشروطيت به سرنوشت شوم ديكتاتوري پهلوي دچار گرديد.
اين موضوع كه اعضاي كميته مجازات از پيروان فرقه بهائيت بودند و با طرح و برنامه استعماري به صحنه فراخوانده شده بودند يك ادعا نيست و اسناد ومدارك متعددي براي اثبات آن در دست است.
برخي نويسندگان نيز عمليات كميته مجازات را اعتراض انقلابي در مخالفت با قرارداد 1919 و دولت وثوق الدوله خوانده اند و اين درحالي است كه كميته مجازات در زمان اولين دولت وثوق الدوله در سال 1295 ش. / 1916م. و در اوج وقايع پس از صدور فرمان مشروطيت تأسيس شد و تنها پنج ماه (تا پاييز 1296/1917) فعاليت كرد. بنابراين، عملكرد آن ربطي به قرارداد 1919 نداشت. (109) بنيانگذاران و اعضاي اصلي اين كميته از افرادي چون سرتيپ اسدالله خان ابوالفتح زاده، سرتيپ ابراهيم خان منشي زاده(110) (كه هردو از اعضاي قديمي بريگاد قزاق بودند)، محمدنظرخان مشكوه الممالك، احسان الله خان دوستدار، ميرزامحمدخان نجات خراساني، سردارمحيي (برادر ميرزاكريم خان رشتي، جاسوس معروف انگليس) كريم دواتگر و ميرزاعلي اكبر ارداقي تشكيل مي شد كه زندگينامه همه آنها بشدت آلوده واكثر آنها از پيروان فرقه ضاله بهائيت بودند. هسته مركزي كميته مجازات ابوالفتح زاده (به عنوان رئيس كميته) و منشي زاده و مشكات الممالك بودند و مهدي بامداد در كتاب شرح حال رجال ايران، سرتيپ اسدالله خان ابوالفتح زاده و سرتيپ ابراهيم خان منشي زاده را از پيروان فرقه بهائيت معرفي مي كند. (111) اين موضوع را عبدالله متولي نويسنده كتاب كميته مجازات نيز تأييد مي كند و افزون بردونفر نامبرده، مشكوه الممالك را هم پيرو اين فرقه مي داند. (112)
پس از ترور اسماعيل خان رييس سيلوي تهران، شبنامه اي از سوي «كميته مجازات» منتشر مي گردد كه مسؤوليت اجراي اين ترور را برعهده گرفته و ضمن بيان شعارهاي ظاهراً انقلابي ساير افراد و مسؤولان را به مرگ تهديد مي نمايد.
يكي از اعضاي «
كميته مجازات» به نام ميرزاعلي اكبر ارداقي درخاطرات خودبه اين شبنامه اشاره مي كند و مي نويسد:
«
انتشار اين شبنامه به مراتب از قتل ميرزااسماعيل خان بيشتر توليد وحشت و اضطراب كرد. من و عمادالكتاب افراد گمنامي بوديم و سه نفر ديگر نيز بهايي بودند. لذا اين خود موجب شد كه كسي درباره ما پنج نفر سوءظني نبرد. . . »(113)
مدتي بعد، اعضاي كميته شناسايي و چند تن از ايشان دستگير شدند. ابوالفتح زاده و منشي زاده در 26 ذيقعده 1336 قمري، به شكلي مرموز در سمنان به قتل رسيدند و احسان الله خان دوستدار به قفقاز گريخت. مشكات الممالك نيز پس از مدت كوتاهي آزاد شد.
در زمان دستگيري اعضاي كميته مجازات، فرقه بهائي در دستگاه نظميه از چنان نفوذي برخوردار بود كه بتواند پرونده را به شيوه دلخواه خود فيصله دهد. نفوذ بهائيان در نظميه از زمان رياست كنت دو مونت فورت بر نظميه تهران آغاز شد. عبدالرحيم ضرابي
(114) (بهائي كاشاني) معاون او و كلانتر تهران بود و به اين دليل به عبدالرحيم خان كلانتر شهرت داشت. (115)
پس از دستگيري اعضاي كميته مجازات، احمدخان صفا، مسؤول پرونده فوق در نظميه، به شكلي مرموز به قتل رسيد. در اين زمان، گروهي به نام «كميته سيمرغ» طي اطلاعيه اي خطاب به رئيس الوزرا قتل صفا را ناشي از مماشاتي دانست كه دولت در قبال بهائيان در پيش گرفته. گروه فوق مدعي بود كه در تنظيم پرونده تنها نام ابوالفتح زاده و منشي زاده كه بر خلاف ميل مسؤولان دولت تصادفاً به تله افتاده اند، ذكر شده و در مورد مشاركت ساير بهائيان مسكوت مانده است. در اين اعلاميه چنين مي خوانيم:
«
احسان الله خان، قاتل منتخب الدوله و احمد آقاي روحي و ميرزا ضيأالله كه عضو عمده كميته تروريست بودند، هر كدام در يك محلي مشغول عيش و نوش مي باشند. . . ما، كه بر تمام احوال و اسرار اطلاع داريم، نخواهيم گذاشت كه كابينه وزرا از طايفه (بهائي)تشكيل شود زيرا كه اينها شروع به وزيركشي هم خواهند كرد تا اينكه ديگر كسي زير بار وزارت نرود و ميدان را براي خود مصفا نمايند. . . اين رشته سر دراز دارد». (116)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
109- عبداله شهبازي، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 27، پاييز 82، صص 45 و .46
110- يكي از سه پسر ميرزا ابراهيم خان منشي زاده، به نام داوود منشي زاده، در سال هاي پس از شهريور 1320 به تأسيس گروه فاشيستي سومكا دست زد. اين گروه با نظاميان عالي رتبه وابسته به سازمان اطلاعاتي انگليس، به رهبري سرلشكر حسن ارفع، رابطه تنگاتنگ داشت و اقدامات آن بخشي از عمليات شبكه فوق به شمار مي رفت. (عبداله شهبازي، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 27، ص 46، به نقل از ظهور و سقوط پهلوي، ج 2، ص 440).
111- مهدي بامداد، شرح حال رجال ايران، جلد اول، ص 112 و يغما، سال 5 (1331)، ص .134
211- فصلنامه تاريخ معاصر ايران، شماره .27
113- خاطرات علي اكبر ارداقي، ص .51
114- عبدالرحيم ضرابي با مانكجي هاتريا، رئيس شبكه اطلاعاتي بريتانيا در ايران، مرتبط بود و كتاب تاريخ كاشان را به سفارش مانكجي نوشت. عبدالرحيم خان ضرابي از اعضاي خاندان سپهر و از خويشان مورخ الدوله سپهر است و پدر عليقلي خان نبيل الدوله بهائي معروف كه از دوستان عباس افندي و سال ها كاردار سفارت ايران در ايالات متحده آمريكا بود. عليقلي خان ضرابي (نبيل الدوله) نيز در جواني در سفارت انگليس در تهران كار مي كرد. وي در آمريكا يكي از ماسون هاي بلند پايه شد و در طريقت اسكاتي كهن به درجه سي و سوم (عالي ترين درجه ماسوني) رسيد.
115- عبداله شهبازي، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، ش 27، صص 44-.45
116- عبداله شهبازي، تاريخ معاصر ايران، ش 27، صص 44 - 45، به نقل از آرشيو مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، پرونده 43850 - ن.





نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#24
 

پس از كودتاي 1299 شمسي و پيدايش رضاخان درعرصه سياسي و اجتماعي ايران اعضاي فرقه ضاله بهائيت پس از سالها فعاليت نيمه پنهان از آزادي عمل فراواني برخوردار شدند و با حمايت قدرتهاي استعماري بويژه دولت انگلستان و براساس يك برنامه از پيش تدوين شده تهاجم ويژه اي را عليه مباني سنتي و اعتقادي ملت مسلمان ايران آغاز كردند و در عرصه تخريب فرهنگي اين مرز و بوم فعال شدند.
جاسوسي براي بيگانگان
همانطور كه در صفحات پيشين اشاره شد، دولت روسيه تزاري نخستين يار و مددكار بهائيان بود. آنان نه تنها از اقتدارشان براي نجات جان ميرزاحسينعلي نوري (بهاءالله) سود بردند، بلكه اولين كشوري بودند كه مرزهاي خود را برروي بهائيان گشودند و اولين معبد آنها، يعني نخستين «مشرق الاذكار» بهائيان را در شهر عشق آباد ايجاد كردند.
تصور براين بود كه همكاري بهائيان و دولت روسيه با انقلاب كمونيستي به پايان راه خود مي رسد، اما مدارك نويافته، حكايت از همكاري بهائيان با روس هاي بلشويك و انقلابي دارد و هم اكنون مداركي منتشرشده است كه نقش بهائيان را در شكست نهضت جنگل و ميرزاكوچك خان نشان مي دهد.
يكي از نويسندگان معاصر به نقل از عبدالحسين آيتي، مبلّغ پيشين بهائيان، مواردي از
همكاري بهائيان ساكن عشق آباد با سازمان جاسوسي شوروي «كا. گ. ب» را ارائه مي كند و متذكر مي شود كه اينان به عنوان جاسوسان چندجانبه درخدمت روسيه و پس از آن «اتحاد شوروي» بوده اند. (117)همپيمان با صهيونيست هاي يهودي
بهائيان از ابتداي پيدايش اين فرقه در «عكا»، واقع در فلسطين اشغالي كنوني، متحد صهيونيست ها در برخورد با عرب هاي بومي و مسلمان بودند. آنان همواره بر اساس يك سلسله منافع مشترك در كنار يكديگر قرار مي گرفتند و در جهت مقابله با اسلام گام برمي داشتند.
نكته قابل توجه آنكه بررسي ها نشان مي دهد
يهوديان نقش بسزايي در پيدايش، گسترش و رشد فرقه بابيه و بهائيه داشته اند. به گواهي اسناد تاريخي 5 سال پيش از آغاز دعوت علي محمد باب و درست اندكي پس از استقرار كمپاني ساسون در بوشهر وبمبئي، يهوديان مشهد بدون هيچ فشاري به طور دسته جمعي مسلمان شدند و اولين كساني هم كه در خراسان بابي شدند همين يهوديان جديدالاسلام مشهد بودند. همچنين ورود بابي گري به «سياهكل» توسط ميرزا ابراهيم جديد، يهودي جديدالاسلام ساكن رشت، صورت گرفت. (118)
«دايره المعارف يهود» يهوديان جديد الاسلام مشهد را در شمار يهوديان مخفي (انوسي ها) دسته بندي مي كند ونه در ذيل مرتدين و اين نشانگر اين اصل است كه آنها براساس طرح و برنامه و به دستور مجامع و محافل ديني خود و براي فريب افكارعمومي تن به اين كار داده بودند. والتر ميشل، محقق يهودي، مي نويسد كه اين جديدالاسلام ها همچنان مخفيانه به دين يهود پايبند بوده و هستند. (119)
از جمله اين جديدالاسلام هاي مشهد، نورالله زبولوني بود كه به گفته مئير عزري - سفير اسرائيل در ايران - از بازرگانان مشهد بود كه نمايندگي يهوديان مشهد را در همه كنگره هاي جنبش خلوتص(120) به دوش داشت و وفاداري اش به اسرائيل و پايبندي اش در ياري به ويژه مهاجران (يهودياني كه به اسرائيل مهاجرت مي كردند) زبانزد و از حاميان و پشتيبانان شلمو هيلل (موريس پرز)(121) بود. (122)
گروهي گرويدن يهوديان به بهائيت را تحت تأثير انگيزه ها و منافع مادي و عده اي ديگر هدف از اين كار را افزودن برحجم سياهي لشگر دشمنان اسلام مي دانند.
بهائيانستاره داوود را مانند بابيه اسم اعظم مي دانند و براي جلب محبت اسم اعظم را كه شعار بهائيت است ترسيم كرده و در قبرستان يهود مدفون سازند. (123)
انتقال حسينعلي نوري (بهاء) به «عكا»، كمك ديگري بود به نزديكي و همكاري هرچه بيشتر بهائيان با كانون هاي يهودي فعال مستقر در غرب كه عبدالبها ء جانشين «بهاء»، نيز به اين همكاري ادامه داد. او و ديگر بهائيان در تحقق استراتژي تأسيس دولت يهود در فلسطين سهم بسزايي داشتند كه استعمارگران حامي اسرائيل - بويژه آمريكا و انگليس - به پاس همين خدمات بهائيان، آنان را همواره از حمايت هاي مادي و تبليغي خود برخوردار كرده اند. تاجايي كه اسرائيل در زمان شوقي افندي به عنوان مركز اصلي بهائيان قرار داده شد.
در زمان زندگي شوقي افندي رژيم اشغالگرقدس در فلسطين به روي كار آمد واين رژيم به پاس تلاش بهائيان در ايجاد يك فرقه انحرافي مذهبي در قلب جامعه اسلامي، فرقه ضاله بهائيت را به عنوان يك دين به رسميت شناخت و آن را جزو مذاهب رسمي كشور خود قرار داد. و افزون برآن املاك واموال پيروان اين فرقه تحت حمايت واقع شد و از كليه ماليات ها و عوارض معاف گرديد. «
شوقي افندي» جانشين عباس افندي (عبدالبها ء) مي گويد:
«
دولت اسرائيل وسايل راحتي ما را فراهم كرد. »(124)
و در مورد بخشي از راحتي و حمايت هاي مادي و معنوي فعاليت آنان چنين توضيح مي دهد:
«
در ارض اقدس(اسرائيل)شعائر امريه(بهائيت)بي پرده و حجاب اجرا مي شود. . . و معافيت مقامات (بهائيت) و توابع آن از مالياتهاي دولت (اسرائيل)از طرف اولياي امور تصويب گرديد. »(125)
ازعواملي كه باعث شد اسرائيل بيشتر به بهائيان روي خوش نشان بدهد، سرمايه گذاري بهائيان وجذب سرمايه هاي بزرگ آنان در اسرائيل بود كه باعث شكوفايي اقتصاد اين رژيم نامشروع مي شد. از جمله مي توان به تدفين رهبران بهائي در اين كشور كه هرساله گروه كثيري از بهائيان را با سرمايه هاي كلان به آنجا مي كشاند، اشاره كرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
117- شهبازي، عبداله، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، شماره 27، به نقل از عبدالحسين آيتي، كشف الحيل، جلد 3، صص 87-.85
118 -شهبازي، عبدالله، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، شماره .27
119- شهبازي، عبدالله، فصلنامه تاريخ معاصر ايران، شماره .27
120- خلوتص عنوان عبري سازمان پيشاهنگي يهود و يكي از تشكل هاي كاملاً وابسته به آژانس يهود در ايران بود.
121 -شلمو هيلل با نام مستعار موريس پرز ازسوي دستگاه مهاجرت اسرائيل براي ياري به مهاجرت جوانان عراقي از راه ايران، به ايران آمد و نماينده آژانس جهاني يهود بود.
122- خاطرات مئير عزري، جلد اول، ص .44
-123 نورالدين چهاردهي، چگونه بهائيت پديد آمد، ص .71
124- اخبار امري، سال 107 بديع، ماره 8، ص 2 به نقل از فصلنامه تاريخ معاصر ايران، شماره .27
125- توقيعات مباركه، نوروز 101 بديع، ص 159، همان






نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#25
توجه فرقه ضاله بهائيت به اسراييل و صهيونيسم تاحدي است كه شوقي رباني سومين پيشواي اين فرقه يكي از مهم ترين وظايف شوراي بين المللي بهائيان را رابطه با دولت اسراييل قلمداد مي كند. وي همچنين در نقشه ده ساله اش، حمايت از دولت اسراييل رابرهمه دولتهاي جهان ترجيح مي دهد(126) و به بهائيان فرمان مي دهد كه به تشكيل محافل روحاني و ملي بر مبناي قوانين و مقررات دولت اسرائيل اقدام نمايند:
«
در ارض اقدس، بر حسب قوانين و مقررات حكومت جديد التأسيس. . . اينگونه محافل را به وجود آوريد». (127)
و حال آنكه در تشكيل همين محافل در كشورهاي ايران، عراق، انگلستان و آلمان، رعايت قوانين و مقررات اين دولت ها را مطرح نمي كند!(128)
اين حمايت هاي آشكار و قوي از دولت اسرائيل، سبب شد تا «فرمان نيويج»، يكي از مهره هاي مهم دولت اسرائيل، فرقه مجهول و منحرف «بهائيت» را در رديف اسلام و مسيحيت و يهوديت قرار داده و آن را يك «دين جهاني و بين المللي» بنامد:
«
اكنون فلسطين را نبايد في الحقيقه منحصراً سرزمين سه ديانت محسوب داشت، بلكه بايد آن را مركز و مقر چهار ديانت به شمار آورد، زيرا امر بهائي كه مركز آن حيفا و عكاست و اين دو مدينه زيارتگاه پيروان آن است، به درجه اي از پيشرفت و تقدم نائل گشته كه مقام ديانت جهاني و بين المللي را احراز نموده است، و همان طور كه نفوذ اين آئين در سرزمين مذكور روز به روز رو به توسعه و انتشار است، در ايجاد حسن تفاهم و اتحاد بين المللي اديان مختلفه عالم نيز عامل بسيار مؤثري به شمار مي آيد». (129)
روحيه ماكسول (آخرين رهبر فرقه بهائيت) و همسر شوقي مي گويد:
«
من ترجيح مي دهم كه جوانترين اديان(بهائيت) از تازه ترين كشورهاي جهان(اسرائيل) نشو و نما نمايد و در حقيقت بايد گفت آينده ما يعني(بهائيت و اسرائيل) چون حلقات زنجير به هم پيوسته است. »(130)
بهائيان، كشور ايران را مهد وخاستگاه فرقه بهائيت مي دانند و سعي بليغ و جد وجهد وافر براي انجام تبليغات بهايي گري در ايران داشته و دارند. اما آنها از ديگر نقاط جهان نيز غافل نبودند و حتي در بسياري از سرزمين ها با دعوت رسمي دولت هاي استعمارگر، مبلّغان خود را بدان سرزمين ها مي فرستادند.
بي شك هدف استعمارگران از طرح و حمايت از بهائيان ايجاد تشتت و چندپارگي در ميان مسلمين و تبديل آنها به گروههاي متخاصم و جزاير تك تك و بي رابطه و درگيرساختن آنان در جنگ هاي عقيدتي بود.
لازم به ذكر است كه
يكي از عوامل پيشرفت بهائيان، تظاهر آنان به اسلام در ملاء عام بوده است. به عنوان نمونه عباس افندي پس از مرگ بهاء، ابتدا باب هر نوع تبليغي را مسدود كرد و همراه افراد ديگر فاميل، در لباس مسلماني به انجام مراسم مذهبي اسلامي مشغول شد و به نحوي در اين ظاهرسازي ها رعايت جوانب را در نظر داشت كه كمتر كسي احتمال ضعف ايمان مسلماني آنان را مي داد. چه رسد به خروج از اسلام و نفي همه ارزش هاي اسلامي. (131)
اتحاد بهائيان و صهيونيستها
بهائيان علاقه و روابط ويژه اي با دولت اسراييل داشته اند و براساس همين علاقه با تجارصهيونيست نيز متحد هستند و در مبارزه عليه جمهوري اسلامي ايران به صورت همگام عمل مي كنند.
پس از تشكيل دولت غاصب اسراييل سران جريان صهيونيسم، بهائيت رابه عنوان دين به رسميت شناختند و اجازه دادند تا نخستين معبد بزرگ بهائيان به نام «
مشرق الاذكار»(132) در آنجا ساخته شود:
«
موقوفات بين المللي بهايي برصفحه جبل كرمل با امضاي قراردادي با مقامات اسراييلي براي ابتياع قطعه زميني به مساحت سي و شش هزار مترمربع واقع در رأس جبل كرمل جنب غار ايليا به مقدار زياد افزايش يافته. همچنين با تملك نقطه اي كه به قدوم مبارك حضرت بهاءالله متبرك و محل نزول لوح كرمل بود، به قيمت يكصدوهشت هزار دلار خريداري گرديد وقرار شد اولين مشرق الاذكار ارض اقدس برآن ساخته شود. . . »(133)
نقشه اين معبد بهائيان و نيز گور بهاءالله و سيدعلي محمد باب توسط يكي از اساتيد بهايي دانشكده معماري دانشگاه تهران به نام دكترعباس امانت تهيه و با صرف دهها ميليون دلار زير نظر او ساخته شد.
به دليل وجود گور بهاءالله و عباس افندي وشوقي افندي (رباني) و نيز بزرگترين معبد بهائيان در اسراييل، همواره بهائيان در شمار افرادي قرار داشتند كه خواستار برقراري رابطه رسمي بين ايران و اسراييل بودند و حتي شايع است تاجري كه وسيله پرداخت رشوه 400 هزار دلاري به ساعد مراغه اي در ازاي ايجاد رابطه با اسراييل را فراهم آورد، بهايي بود.
بهائيت به مثابه يك حزب صهيونيستي
شوقي افندي در زمان حيات خود به بهائيت صورت تشكيلات حزبي داد و در هر شهر محفل ويژه بهائيت به وجود آورد و در بسياري از كشورها اين محافل بهائيان را به صورت محافل مذهبي و يا شركت هاي تجارتي به ثبت رساند.
روحيه ماكسول همسر شوقي افندي در اين مورد مي نويسد:
«
ميل مبارك آن است كه. . . محفل را به اسم جمعيت ديني واگر نشد به عنوان هيئت تجارتي تسجيل نمايند. »(134)
بسياري از كارشناسان بر اين اعتقادند كه اگر بهائيت توانسته است تاكنون برپا بماند به سبب همين نظام كنترل اجتماعي بود. در زمان شوقي افندي هركس برخلاف اراده مرتكب عملي مي شد، ابتدا از اين تشكيلات اخراج مي گرديد. به اين مرحله «طرد اداري» مي گفتند و اگر آن شخص در مخالفت خويش ايستادگي مي كرد، او را از جامعه بهائيت طرد مي كردند كه آن را«طرد روحاني» نام گذاشته بودند.
البته بهائيان در كنار اين طردها كه نسبت به افراد متخلف داشتند و با برخوردهاي خشن و سنگين همراه بود نسبت به جامعه پيروان خود بسيار حساس بوده و به عنوان پشتيباني هميشه در صحنه، در تمام زمان ها و مكان ها حضور داشته اند.
حضرت امام خميني «قدس سره» در سال 1321 ضمن انتقاد از سكوت جامعه مسلمانان نسبت به ظلم ها و مشكلات مسلمين، خصلت وحدت و اتحاد بهائيان را مورد اشاره قرار داده و خطاب به مؤمنين مي فرمايند:
«
خوب است دينداري را دست كم از بهائيان ياد بگيريد كه اگر يك نفر آنها در يك ديه زندگي كند، از مراكز حساس آنها با او رابطه دارند و اگر جزئي تعدي به او شود، براي او قيام كنند». (135)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
126- سعيدزاهد زاهداني، بهائيت درايران، مركزنشراسنادانقلاب اسلامي، چاپ دوم، 1381، ص .257
127- اسماعيل رائين، انشعاب در بهائيت، مؤسسه تحقيقي رائين، ص .170
128- روزنامه جمهوري اسلامي، مورخه 8/11/.1382
129- اسماعيل رائين، انشعاب در بهائيت، صص 171 و .170
130- اخبار امري، ش 10، ديماه 1340 (ژانويه 1962، شماره صفحات مسلسل 601).
131- سيدمحمدباقر نجفي، بهائيان، ص .665
132- نخستين مشرق الاذكار در عشق آباد بنا شده است.
133- عباس افندي (عبدالبهأ)، كتاب قرن بديع، جلددوم، چاپ مصر، صص 231-.230
134- روحيه خانم ام البهأ، ترجمه ابوالقاسم فيض، كتاب گوهر يكتا در ترجمه احوال مولاي بي همتاي ما، ص 384، به نقل از بهائيت در ايران، ص .256
135- صحيفه نور، جلد 1، ص .4

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#26
 

امام خميني (ره) در سال 1341 فرقه ضاله بهائيت را يك حزب سياسي خواندند و اينك كه به مدد پيروزي انقلاب اسلامي اسناد بسياري از روابط اين فرقه با صهيونيست ها افشا شده، صحت اين نظريه بيش از پيش اثبات گرديده است.
رژيم پهلوي براي مسافرت سران محافل متعدد بهائيان ايران از نقاط مختلف ايران به لندن و شركت در انتخابات جهاني «
بيت العدل» تسهيلات ويژه اي قائل شد و به هربهائي كه عازم اين سفر مي گرديد، مبلغ پانصددلار ارز با تخفيف ويژه و نيز تخفيف قابل توجهي در بهاي بليط رفت و برگشت هواپيما درنظرگرفته و پرداخت مي كرد.
خبر اين غارت و چپاول بيت المال مسلمين اعضاي فرقه ضاله بهائيت به اطلاع حضرت امام خميني (ره) رسيد، ايشان در تاريخ دهم فروردين 1341 در يك سخنراني به اين امر اعتراض كردند(136) و زماني كه اعزام نمايندگان محافل بهائيان ايران وارد مراحل اجرايي شد، طي پيام ويژه اي در پاسخ به علماي اعلام و حجج اسلام يزد فرمودند:
«
از چيزهايي كه سوءنيت دولت حاضر را اثبات مي كند، تسهيلاتي است كه براي مسافرت دوهزارنفر يا بيشتر از فرقه ضاله قائل شده است و به هريك 500 دلار ارز داده اند و قريب 1200 تومان تخفيف دربليط هواپيما داده اند، به مقصد آنكه اين عده در محفلي كه در لندن از آنها تشكيل مي شود و صددرصد ضداسلامي است، شركت كنند. »(137)
آنگاه حضرت امام به رخنه عوامل اسرائيل بويژه بهائيان در بسياري از پست هاي كليدي و حساس كشور اشاره كرده و چنين هشدار مي دهند:
«
آقايان بايد توجه فرمايند كه بسياري از پست هاي حسابي به دست اين فرقه است كه حقيقتاً عمال اسرائيل هستند. خطر اسرائيل براي اسلام و ايران بسيار نزديك است. پيمان با اسراييل درمقابل دول اسلامي يا بسته شده يا مي شود. لازم است علماي اعلام و خطباي محترم ساير طبقات را آگاه فرمايند كه درموقعش بتوانيم جلوگيري كنيم. امروز روزي نيست كه به سيره سلف صالح بتوان رفتار كرد با سكوت و كناره گيري همه چيز را از دست خواهيم داد. . . »(138)
ايشان طي همين پيام عزم خويش را براي مبارزه مستمر با رژيم پهلوي اعلام مي دارند و با تأكيد بر اين كه علماي اسلام بايد دين خود را به اسلام و پيامبر ادا نمايند، مي فرمايند:
«
اسلام به ما حق دارد. پيغمبراسلام حق دارد. بايد در اين زمان كه زحمات جانفرساي آن سرور در معرض زوال است، علماي اسلام و وابستگان به ديانت مقدسه دين خود را ادا نمايند. من مصمم هستم كه از پاي ننشينم تا دستگاه فاسد را به جاي خود بنشانم. . . »(139)
در مطالب دستنويس بهاءالله نيز آمده است:
«
جميع احزاب عالم را فراگرفته و خواهد گرفت». (140)
در سال 1341 حضرت امام خميني(ره) خطر نفوذ و گسترش اين فرقه منحرف در اركان رژيم پهلوي را يادآور شده و فرمودند:
«. . . اينجانب حسب وظيفه شرعيه به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مي كنم، قرآن كريم و اسلام در معرض خطراست استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهيونيست هاست كه در ايران به (صورت)حزب بهائي ظاهر شدند و مدتي نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تأييد عمال خود قبضه مي كنند. . . تلويزيون ايران پايگاه جاسوسي يهود است و دولت ها ناظر آن هستند. . . »(141)
شوقي افندي براي اجراي اين برنامه خود، درسال 1328 شمسي برابر با سال 1951 ميلادي، يعني هشت سال قبل از مرگش تشكيلاتي به نام «بيت العدل» را به وجود آورد و به عنوان پيشوا و رهبر بهائيان جهان اهدافي به شرح ذيل براي آن معين ساخت:
« 1- با رهبران دولت اسراييل وارد مذاكره شود و رسماً با اين رژيم ايجاد رابطه نمايد.
2- به او در انجام وظايف رهبري واداره جامعه بهائيت كمك كند.
3- با اولياي امور و رهبران كشورها در باب مسائل شخصي بهائيان وارد مذاكره شود.
»
(142)
شوقي افندي شخصاً اعضاي نخستين «بيت العدل» را انتخاب كرد، اما دستور داده بود كه اعضاي آن بعدها از طريق انتخابات معين گردند. اسامي افرادي كه توسط شوقي افندي به عنوان اعضاي نخستين «بيت العدل» بهائيان جهان انتخاب شدند، به اين شرح بود:
«
1- ايادي امرالله ام البهأ روحيه خانم ماكسول(همسر شوقي افندي)- عضو رابط بين ولي امرالله (شوقي افندي) و هيأت
2- ايادي امرالله چارلز ميسن ريمي - رئيس
3- ايادي امرالله املياكالز- نايب رئيس
4- ايادي امرالله لير وي ايواس - منشي
5- ايادي ا مرالله يوگرجياگري - عضو سيّار
6- ايادي امرالله، امه الله جسي رول - امين صندوق
7- ايادي امرالله اتل رول - معاون منشي براي مكاتبه با غرب
8- ايادي امرالله لطف الله حكيم - معاون منشي براي مكاتبه با شرق.
9- امه الله سيلوا آيواس از چهارم ماه مه 1955 به عضويت اين تشكيلات معين گرديد». (143)
افزون بر اين گروه شوقي افندي در تاريخ سوم آذرماه 1335 شمسي تعداد 27 نفر ديگر را براي انجام وظايف مختلف و تبليغ و توسعه حوزه نفوذ بهائيان و بنا به نوشته خودشان «حفاظت و تبليغ حضرت بها ءالله تحت نظر ولي امرالله» انتخاب كرد و به آنان لقب «ايادي امرالله» بخشيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
136- سخنراني حضرت امام خميني (ره) به نقل از صحيفه نور، جلداول، چاپ اول، ص .12
137- نامه مورخه ارديبهشت 1342 در پاسخ به علماي اعلام وحجج اسلام يزد، صحيفه نور، جلداول، چاپ اول، ص .44
138- نامه مورخه ارديبهشت 1342، صحيفه نور، جلداول، چاپ اول، ص .44
139- همان.
140- برگي از كتاب بهائيان كه نامش روي آن حك نشده است. مطالب دستنويس، بي تا، بي نا.
141- صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاي امام خميني، جلد ا ول، چاپ اول، 1361، صص 35-.34
142- مجله اخبار امري، آذر و دي ماه 1329 شمسي، صص 5-.4
143- مجله اخبار امري، شماره 5، سال 109 بديع.






نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#27
اسامي ا ين افراد به شرح زير بود:
1- ايادي امرالله چارلز ميسن ريمي
2- ايادي امرالله روحيه خانم ماكسول
3- ايادي امرالله امليا كاليز
4- ايادي امرالله لروي ليواين
5- ايادي امرالله علي اكبر فروتن
6- ايادي امرالله جلال خاضع
7- ايادي امرالله ابوالقاسم فيضي
8- ايادي امرالله پل هني
9- ايادي امرالله حسن باليوزي
10- ايادي امرالله دكتر يوكر جياگري
11- ايادي امرالله دكتر هرسن گروسمن
12- ايادي امرالله دكتر ادلبرت موشكل
13- ايادي امرالله جان فرابي
14- ايادي امرالله هورانسس هولي
15- ايادي امرالله گوروين ترو
16- ايادي امرالله موسي هناني
17-ايادي امرالله انيوك اليگا
18- ايادي امرالله ويليام سيرز
19- ايادي امرالله جان روباتس
20- ايادي امرالله كلارا دان
21- ايادي امرالله اگنس الكساندر
22- ايادي امرالله طرازالله سمندري
23- ايادي امرالله شعاع الله ايادي
24- ايادي امرالله ذكر الله خادم
25- ايادي امرالله علي محمد ورقا(144)
26- ايادي امرالله رحمت الله مهاجر
27- ايادي امرالله كاليس فدرستون
اين گروه در حقيقت اعضاي مركزيت شبكه بهائيت بودند و فرقه بهائيت از طريق همين افراد به سراسرجهان مرتبط بود.
تشكيلات بهائيت در ايران توسط محافلي كه از سطح روستا تا سطح ملي تشكيل شده بود، اداره مي شد و هر محفل داراي 40 لجنه براي پوشش كليه فعاليتهاي بهائيان بود.
نقش آمريكا در گسترش فرقه
با وجود آنكه مؤسسين فرقه بهائيت ابتدا روسيه و انگليس بودند، اما پس از مدتي، آمريكا به عنوان استعمارگر جديد و تازه نفس به ميدان آمد و با ذكر شواهد متعدد تاريخي مي توان از آمريكا به عنوان مهم ترين عامل حفظ و گسترش بهائيت نام برد.
احمد كسروي(145) اگرچه با اصل دين مخالف بود اما براي نفي آن به افشاي ماهيت اين فرقه دست ساخته استعمار اشاره نموده و در كتاب خود مي نويسد:
«
مي گويند: جمال مبارك فرموده دين ها يكي شود. جمال مبارك جنگ را حرام گردانيده. . . مانند سخن بهأ را ما امروز از وزير خارجه آمريكا مي شنويم. اين وزير خارجه مي گويد: پس از جنگ بايد همه دينها يكي باشد».
يكي از نويسندگان بهايي از قول عبدالبهأ مي گويد:
«. . . و از جمله قضاياي عجيبه كه واقع گشته اين است كه مشرق الاذكار در قطب امريك (امريكا)بنيان مي گردد. . . . ملاحظه كنيد كه امرالله به چه درجه قوت يافته كه خانمي فرنگي گيس خويش را فداي مشرق الاذكار مي نمايد. . . »(146).
در
يكي از كتب بهائيان آمده است:
«
از سال 1894 ميلادي قواي مكنونه علم الهي با ايمان تورنتون چيس در آمريكا به سريان آمد و امر الهي در آن ديار به سرعت انتشار يافت و نفوس مقدّسي به امر حضرت بهأا. . . مؤمن گشتند. . . و يك شبه ره صد ساله رفتند تا آنجا كه موفق شدند آمريكا را به عنوان مهد نظم اداري بهائي مفتخر سازند»(147).
و در
كتاب ديگري از بهائيان چنين نوشته شده است:
«
در آن زمان كه امرالله در خطه آمريك (آمريكا) سريعاً رو به پيشرفت بود و يد غيبي الهي بذر محبت الله را در قلوب صافيه مردمان آن سامان مي ك شت ميسز (خانم)ماكسول به دستور مبارك در سال 916 ميلادي فرمان تبليغي را در يكي از جلسات كانونشن ابلاغ نمود و در آن جلسه درباره نحوه اجراي آن شور و مشورت گرديد و حاضرين در جلسه و ساير احبأ قيام عاشقانه نمودند و ترك اوطان كرده به نقاط دور و نزديك هجرت نمودند و در اثر جانفشاني هاي آن مؤمنين مخلص بود كه علم (پرچم)يا بهاءالابهي در اقصي نقاط عالم و جزاير دور دست مرتفع گرديد. . . »(148).نقش زنان در بهائيت
با توجه به نقش كليدي و مؤثر زنان در تمام اركان جامعه و حركت هاي اجتماعي، سران فرقه ضاله و استعماري بهائيت، از همان ابتداي تشكيل اين فرقه يعني زمان خروج سيدعلي محمد باب - با به كارگيري دستورات كانون هاي قدرت صهيونيستي - از زنان به عنوان عامل اصلي انحراف از حق و جذب افراد به اين كيش استعماري استفاده كرده و مي كنند.
استعمارگران با مطالعه در رفتارها و آموزه هاي مسلمانان دريافته اند كه هرگز نمي توان به صورت مستقيم مسلمين را از دين الهي و راه راست خود منحرف كرد، به همين سبب با مطالعات عميقي كه در آيات قرآن و سنن و آداب ديني داشته اند، دستورالعمل هاي كليدي آن را يافته و در صدد نفي و خدشه دار كردن آنها در اذهان عمومي مسلمانان برآمده اند و آنقدر روي اين مسائل كار كرده اند كه عملاً بخش عظيمي از پيكر امت اسلامي مصداق آيه شريفه «
نؤمن ببعض و نكفر ببعض» شده اند و دشمنان را به ادامه راهشان اميدوار كرده اند. از جمله كليدي ترين نكات آموزه هاي مسلمين مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1- ارتباط و جهت گيري مسلمين از روحانيون و عال مان عامل به دين.
2- نماز جماعت به عنوان يكي از بهترين شيوه هاي جذب و اتحاد مسلمين و آگاهي از اوضاع مسلمانان و محيط اطرافشان.
3- ارتباط تنگاتنگ دين و سياست كه دست هر بيگانه اي را از امور مسلمانان كوتاه مي كند.
4- طهارت نسل كه ضامن بقاي نسل بشر است.
5- حيا و عفت زنان كه در سايه حجاب آنان بخش اعظم سلامت جامعه تضمين مي شود.
6- نقش زنان در تربيت مردان آينده و كل جامعه.
7- جهاد در راه خدا.
از همين رو مي بينيم كه دشمنان در كيش ساختگي خود، «بهائيت»، به صراحت وجود طبقه اي با نام روحانيّت را نفي كرده
(149) و مدعي جدايي دين از سياست شده اند. ديويد كيپز نماينده بهائي هاي فرانسه در اين مورد مي گويد:
«
اين مذهب نه روحانيت و نه مرجع مذهبي را به رسميت نمي شناسد و برابري بين زنان و مردان را ترغيب مي نمايد. . . »(150)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
144- ورقا مديريت گروه آموزش جغرافي دانشگاه تربيت معلم را برعهده داشت وي در سال 1357 و در بحبوحه انقلاب با 90 ميليون بدهي مالياتي از ايران فرار كرد.
145- كسروي، احمد، بهائيگري، صص 98 - .99
146- يزداني، احمد، مقام و حقوق زن در ديانت بهائي، جلداول، صص 45 و .46
147- كتاب هشتم، ص .106
148- ارباب، فروغ، اختران تابان، مؤسسه ملي مطبوعاتي امري، 122 بديع، ص .309
149- آئين جهاني، ص .71
150- خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، مورخه 21/2/1372، به نقل از خبرگزاري فرانسه


ر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#28
 

آنها با وجودي كه در ظاهر دخالت در سياست را نفي مي كنند اما در تمام سخنراني ها و كتاب ها و آموزه هاي خود، دخالت در همه امور آن هم دخالت تمام و كمال را خواستارند. ديويد كيپز نماينده بهايي هاي فرانسه، در مراسم يكصد و پنجاهمين سال پايه گذاري فرقه ضاله بهائيت، مي گويد:
«
بهائيان براي تسريع روند تغييرات به سوي صلح جهاني در اقدامات آموزشي و بهبود وضعيت اجتماعي در سراسر جهان دخالت مي كنند»(151).
بهائيان همچنين از هر حركت جمعي مذهبي نيز نهي شده اند. به همين سبب آنان چيزي به نام نماز جماعت و. . . ندارند و البته اين به معناي آن نيست كه آنها با يكديگر متحد نيستند بلكه تنها از اعمال مذهبي به صورت جماعت در جامعه مسلمين جلوگيري مي كنند.
بهائيان ازدواج با همه محارم را جز با زن پدر جايز مي شمردند (يعني ازدواج با خواهر، خاله، عمه، خواهرزاده، برادرزاده، و. . . همگي جايز بود) و اين از كثيف ترين دستورالعمل هايي بود كه بهائيان براي حفظ و ازدياد نسل خود به آن تن دادند و علاوه بر اين مانند پيشينيان خود از راه فطرت و اخلاق خارج شده و روابط فاسد و لجام گسيخته و غيرطبيعي را به عنوان امري پذيرفته شده در ميان خود قبول كرده اند و مرتكب مي شوند و در صدد آن هستند همان طور كه در غرب برخي كشورها اين عمل زشت اخلاقي را قانوني كرده اند در تمام دنيا به صورت اصلي قانوني در آورند.
با نگاهي گذرا به سير تاريخي اين فرقه و دستورالعمل هاي مكتوب و منتشر شده آنان، مشاهده مي كنيم كه اين اعمال از ابتداي حركت اين افراد جاسوس و خود فروخته غرق در لجنزار هواهاي پست نفساني يكي از مهم ترين اصول پذيرفته شده آنان بوده است. آنها عقيده داشتند:
«. . . ايام فترت است و هيچ تكليفي بر مردم واجب نيفتاده. اگر چه در شريعت باب يك زن را نه شوهر جايز است، لكن اكنون اگر افزون بخواهد منعي نباشد و هر يك از آن جماعت نامي از انبيأ كبار و ائمه اطهار را بر خويش مي نهادند و زنان و دختران خويش را به نام و نشان زنان خانواده طهارت مي خواندند و هر جا كه جمع مي شدند به شرب خمر و منهيات شرعيه ارتكاب مي نمودند و زنان خويش را اجازه مي دادند تا بي پرده به مجلس نامحرمان درآمده و به خوردن شراب مشغول شوند و سقايت نمايند». (152)
ارتشبد حسين فردوست در خاطرات خود نمونه هاي بسياري از رفتارهاي ناهنجار مردان بي بند و بار بهائي همچون هويدا و. . . را ذكر مي كند و علاوه بر آن افرادي مانند صبحي، بهائي تواب، نيز نمونه هاي بسيار ديگري را در كتاب «خاطرات صبحي» خود نقل مي كند كه به دليل عفت قلم و احترام به خوانندگان محترم از بازگويي و بازنويسي آن معذوريم.
قره العين، زن فاسد و بي عفتي كه با گفتار و رفتار فاسدش نقش مؤثري در معرفي و جذب افراد منحرف به اين فرقه داشت خطاب به پيروان بابيگيري گفته است:
«
اي اصحاب، اين روزگار از ايام فترت شمرده مي شود، امروز تكاليف شرعيه به يكباره ساقط است و اين صوم (روزه) و صلوه (نماز) و ثنا و صلوات كاري بيهوده است. . . پس زحمت بيهوده بر خويش روا نداريد و زنان خود را در مضاجعت (همخوابگي و همبستري) طريق مشاركت! بسپاريد(153)
و البته اين جملات از كسي كه مريد فرقه اي استعمار ساخته است، بعيد نيست، چرا كه وزارت مستعمرات انگليس - از مؤسسان و حاميان فرقه هاي ضاله - نيز خطاب به يكي از جاسوسان خود در كشورهاي اسلامي مي گويد:
«
در مسئله بي حجابي زنان بايد كوشش فوق العاده به عمل آوريم تا زنان مسلمان به بي حجابي و رها كردن چادر، مشتاق شوند. .. . پس از آنكه حجاب زن با تبليغات وسيعي از ميان رفت، وظيفه مأموران ماست كه جوانان را به عشق بازي و روابط جنسي نامشروع با زنان تشويق كنند و به اين وسيله فساد را در جوامع اسلامي گسترش دهند»(154).
بهائيان همچنين با توجه به تأثيرپذيري كودكان و نوجوانان بيشترين تلاش تبليغي خود را بر روي اين نسل متمركز كرده اند و لجنه هاي گلشن توحيد با احداث مهد كودك ها و مدارس و ترتيب دادن اردوهاي تبليغي كودكان و نوجوانان را به خود جذب مي كنند.
آنها همچنين به بهانه صلح و شعار تساوي زن و مرد، زنان را در تمام عرصه ها به عنوان عروسك هاي خيمه شب بازي كه سرنخ آنان دست صهيونيست ها است، به روي صحنه آورده و مي خواهند به وسيله آنان صلحي منطبق بر نظم نوين و تك قطبي جهاني برقرار سازند.
عبدالبهاء در يكي از مطالب خود مي نويسد:
«. . . و چون (هنگاميكه) نسوان در عالم انساني نفوذ و تأثير كلي يابند، از جنگ محققاً جلوگيري نمايند. . . نفرت و انزجار آنان (زنان)نسبت به جنگ بايد براي استقرار و حفظ صلح عمومي(!!) مورد استفاده قرار گيرد»(155).
و البته بهترين و مؤثرترين كار زنان نقش تبليغي آنان است:
«
اي اماء رحمن، محفلي. . . آرايش دهيد و در آن محفل به كمال حكمت در اوقات مخصوصه مجتمع شويد و به ذكر آن يار مهربان مشغول گرديد و مذاكره در ادله و براهين ظهور جمال مبين فرمائيد تا هر يك از اماء رحمن نطقي بليغ يابند و لساني فصيح بگشايند و سبب هدايت اماء كثيره گردد و عليكن التحيه والثنأ. . »(156)
با توجه به آثار منتشره بهائيان مشاهده مي شود كه آنان دنباله رو فرقه استعماري وهابيت هستند كه با تلقين جاسوس انگليسي، مستر همفر، حمايت هاي قواي نظامي و مالي انگليس ايجاد شد. حضرت امام «رضوان الله تعالي عليه» سالها پيش، از اين هماهنگي پرده برداشته و مي فرمايند:
«
يك حقايقي در كار است، شما آقايان در تقويم دو سال پيش از اين يا سه سال پيش ازاين بهائي ها مراجعه كنيد، در آنجا مي نويسد: تساوي حقوق زن و مرد رأي عبدالوهاب، آقايان هم از او تبعيت مي كنند. . . نظامي كردن زن، رأي عبدالوهاب، آقا تقويمش موجود است، نگوئيد نيست. . . »(157).نقش زنان غربي در گسترش فرقه
در طول بيش از 150 سالي كه از ايجاد اين فرقه ضاله گذشته است چه در شرق و چه در غرب همواره زنان به عنوان مهره هايي فعال در پيشرفت آن مورد استفاده قرار گرفته اند كه بسياري از آنان را زنان آمريكايي تشكيل مي داده اند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:
¤
لويزا مور و همسرش گتسينگر (هر دو آمريكايي بودند). روحي ماكسول در مورد لويزا مور مي گويد:
«
راه هاي ناصاف را براي موفقيت ما (بهائيان) هموار مي كرد و مل وار خود را به آب مي انداخت كه بهر ما(بهائيان)پل نجاتي ايجاد كند».
¤
فوئب هرست يكي از متموليني كه موقوفات زيادي براي بهائي ها در آمريكا از خود به جاي گذاشت. او معاون دانشگاه كاليفرنيا بود كه در سال 1898 لويزامور و همسرش را به اين دانشگاه دعوت كرد.
¤
ميس اتل روزنبرگ متولد 1858 انگليس.
¤ ميس
يز هلن گودال (آمريكا) كه روش تبليغي او را چنين معرفي مي كنند:
«
در محافل و مجالس كه تشكيل مي گرديد، رسم چنان بود كه ميسيز گودال يك لوح را تا آخر تلاوت مي كرد و به هيچكس اجازه نمي داد كه راجع به آن بحث كند. . .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
151- خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، مورخه 21/2/1372، به نقل از خبرگزاري فرانسه.
152- عبدالحسين نوايي، فتنه باب، ص .14
153- بهرام افراسيابي، تاريخ جامع بهائيت، انتشارات سخن، ص .114
154- خاطرات مستر همفر، جاسوس انگليس در ممالك اسلامي، ترجمه دكتر محسن مؤيدي، انتشارات امير كبير، ص .84
155 -احمد يزداني، مقام و حقوق زن در ديانت بهائي، ص .92
156- احمد يزداني، مقام و حقوق زن در ديانت بهائي، ص .146
157- صحيفه نور، ج 1، ص .56





نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#29
 

اين نحوه تبليغ در امريكا مرسوم گرديد و باعث شد كه امربهائي در سانفراسيسكو و اطراف منتشر گردد»(158).
او از كساني است كه در تصويب ساختمان مشرق الاذكار و جمع آوري اعانات نقش بسزايي داشت.
¤
سارا فارم ر: (آمريكايي) مؤسس «گرين ايكر»(159)
¤
مي ماكسول مادر روحيه ماكسول: مبلغ در آمريكا، كانادا، فرانسه.
¤
روحيه ماكسول: زن شوقي افندي.
¤
ميسيز كراپز ملقّب به مريم: اولين بهائي انگلستان.
¤ لي
دي بلامفيلد ملقب به ستاره: (لندن): در ژنو فعاليت تبليغي را به صورت غير مستقيم و تحت عنوان «نهضتي براي صلح اعظم جهاني» شروع كرد و بهائيت را در جامعه ملل كه در ژنو تشكيل مي شد و منظور اصلي او بود نفوذ داد.
¤
ميس آلمانوبلاك آلماني الاصل ساكن آمريكا: مأمور اعزامي به آلمان در زمان جنگ جهاني اول - 1907 - بود.
¤
دكتر سوزان مودي ملقب به امه الاعلي، آمريكايي است. مودي از طرف عبدالبهأ به ايران اعزام شد. او به بهانه مراقبت در امور طبي و بهداشتي و تعليم و تربيت زنان بهائي به ايران آمده بود:
«
دكتر مودي گرفتاري هاي زن هاي ايراني را از لحاظ بهداشت و فرهنگ و وجود حجاب و. . . با محافل آمريكا در ميان گذاشت. . . به تأسيس مدرسه تربيت همت گماشت. . . . و خانم هاي ديگري را نيز از آمريكا به ايران دعوت نمود. . . اول ميس ليليان كيپس (1290 شمسي). . . و پس از آن ميس جنوير. . . سارا كلاك. . . اليزابت استوارت. . . ميس ادليد شارپ و. . . »(160).
¤
ميس ليليان كيپس: معلم مشهور مدرسه تربيت تهران.
¤
ميسيز كلارا دان امريكايي الاصل مبلغه در قاره استراليا.
تلقي روشنفكران از بابيگري
چگونگي تكوين بهائيت بيش از هرچيز اين نكته را اثبات مي كند كه فرقه مذكور با هدفهاي استعماري شكل گرفته و در طول تاريخ حيات خود همواره از سوي كانونهاي قدرت بيگانه حمايت و هدايت شده است اما متأسفانه جريان روشنفكري ايران به دليل خصلت دوگانه سكولار و غرب زده بودن، هميشه سد و مانعي در راه بررسي و شناخت درست اين فرقه ايجاد كرده و مانع از درك و دريافت صحيح مردم از علل وعوامل واقعي پيدايش بهائيت و تأثيرات آن برتحولات اجتماعي ايران شده است. نگاهي گذرا به آثار روشنفكران پيرامون فرقه هاي ضاله بابيت و بهائيت اين نكته را به خوبي نشان مي دهد. متأسفانه عمده روشنفكران و مورخين معاصر اعم از چپ يا راست، سعي نموده اند فتنه و بلواي بابيگري و بهائيگري را به عنوان يك «جنبش» مورد بررسي قرارداده و از اين رهگذر خصلت مترقي به آن بخشيده اند.
در ميان انبوه كتابهاي رنگارنگي كه از ابتدا درباره فتنه باب و بهأ به رشته تحرير درآمده است كمتر كتابي وجود دارد كه نگاهي واقع بينانه به اين مسأله داشته باشد. اين لغزش و خطا تنها منحصر و ويژه مورخين و نويسندگان و تحليلگران ماركسيست نيست. حتي برخي از نويسندگان كتابهاي مذهبي هم در اين مورد دچار لغزش و خطا هستند.
محمدرضا فشاهي(161) كه اكنون به عنوان استاد دردانشگاه پاريس به تدريس فلسفه مشغول است در كتابي كه به نام «واپسين جنبش قرون وسطايي در دوران فئودال» منتشركرده از فتنه و بلواي استعماري بابيگري به عنوان «جنبش» ياد مي كند و آن را حامل شعارهاي «مساوات گرايانه» مي داند و مي نويسد:
«
مخالفان انقلابي فئوداليسم درتمام دوران قرون وسطي وجود داشتند و مبارزات آنان به مقتضاي زمان، غالباً به شكل عرفان، الحاد آشكار و يا قيام هاي مسلحانه تجلي مي نمود. درمرز نيمه اول و نيمه دوم قرن نوزدهم ميلادي، تحولاتي در انديشه مذهبي و تفكر در ايران روي مي داد كه به نام «مكتب شيخيه» شهرت دارد. اين تحول كه در آغاز درانديشه مذهبي و عرفاني شكل گرفت سرانجام در سيرتكاملي، خود به «جنبش بابيان» يعني يك جنبش اجتماعي منجر شد. بنابريك تعريف جامع، اين جنبش درمرز بين جامعه كهن فئودالي و انحطاط و تجزيه سريع آن قراردارد و خود يكي از عوامل اين انحطاط و تجزيه سريع است. در اين جنبش به شكل بسيارمهمي، آن گذار عظيم تاريخي از جامعه سنتي به جامعه درحال پيدايش منعكس است كه «باب» (علي محمد شيرازي) ايدئولوگ ديني آن بود. »(162)
محمدرضا فشاهي در ادامه اين تعريف مي افزايد:
«
ويژگي اين جنبش در حالت مرزي آن است كه در عين شباهت كامل به جنبش هاي الحادآميز قرون وسطايي، برخي هسته هاي جنبش هاي غيرمذهبي سوداگري بعدها را نيز با خود دارد. به ديگرسخن، در جنبش بابيان هم شعارهاي قيام هاي مساوات گرايانه دهقانان قرون وسطايي و هم برخي شعارهاي موردپسند سوداگري انعكاس يافته است. بدين سان در اين جنبش، عناصر قرون وسطايي قيامهاي دهقاني و فقراي شهري و عناصر قيام هاي دموكراتيك و ليبرال دوران آغاز شونده، با هم درآميخته. . . »(163)
فشاهي از نحوه برخورد با بابيگري اظهارتأسف مي كند و مي نويسد:
«
تاكنون با مكتب شيخيه و بويژه با جنبش بابيان همچون يك حرامي رفتار شده است و چنين وانمودشده است كه گويا اين مكتب و سپس آن جنبش از بطن تاريخ و فرهنگ ايراني و اسلامي بيرون نيامده و دنباله و نتيجه منطقي تحولات اجتماعي و فكري ايرانيان نبوده است. . . »(164)
البته اين نگرش و تحليل تنها مختص محمدرضا فشاهي نيست. باقر مؤمني(165) هم دركتاب «ايران در آستانه انقلاب مشروطيت» حركت استعماري و فتنه باب و دنباله آن، بهائيگري، را يك «جنبش» مي نامد و به طوركلي اكثر روشنفكران غرب زده و نويسندگان و عناصر ماركسيست، فرقه باب و بهائيت را يك جنبش و يك حركت مترقي ارزيابي مي كنند و منشأ آن را به طريقي با تضاد طبقاتي مبتني برمالكيت و ثروت توجيه مي نمايند كه اين امر نشانه فاصله داشتن از واقعيت هاي جامعه ايران است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
158- فروغ ارباب، اختران تابناك، مؤسسه ملي مطبوعاتي امري 122 بديع، ص .206
159- مدرسه تابستانه بهائي كه توسط محفل ملي آمريكا و كانادا اداره مي شود. اختران تابناك، ص .218
160- اسامي و سابقه افراد از كتاب اختران تابناك، نوشته فروغ ارباب، انتشارات مؤسسه ملي مطبوعاتي امري، 122 بديع برداشت شده است.
161- محمدرضا فشاهي در سال 1324 در تهران به دنيا آمد. تحصيلات خود را در دبيرستان كشاورزي «مامازن» به پايان برد. فعاليت ادبي و مطبوعاتي را از سال 1347 از مجله فردوسي و با چاپ سفرهاي «موج نو» آغاز كرد و كم كم به چهره اي شناخته شده در ميان جوانان مبدل گرديد. در اواخر دهه 1340 با يك دختر ارمني ازدواج كرد و در اوايل دهه 1350 به همراه وي به فرانسه مهاجرت كرد. فشاهي در پاريس به تكميل تحصيلات خود دررشته فلسفه پرداخت و هم اكنون به عنوان استاد فلسفه در يكي از دانشگاه هاي پاريس به كار اشتغال دارد.
162- محمدرضا فشاهي، واپسين جنبش قرون وسطايي در دوران فئودال، انتشارات جاويدان، چاپ اول، 1356، مقدمه.
163- همان.
164- محمدرضا فشاهي، همان.
165- براي آشنايي با شرح حال و عملكرد باقر مؤمني به جلد هفتم از مجموعه كتاب هاي «نيمه پنهان»، دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان، مراجعه فرماييد






موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  پیوند و همکاری متقابل بهائیت و صهیونیسم ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─ 13 1,381 03-02-2016, 02:13 PM
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان