آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders
زمان کنونی: 11-28-2020، 11:52 AM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 17
بازدید 1495

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در تحریفات بازی آخرالزمانی darksiders

تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders
#1
تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders قسمت اول


متأسفانه در سال‌های اخیر بازی‌های رایانه‌ای به ابزاری مناسب برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی برخی افراد خاص و افراطی تبدیل شده‌اند. آلوده کردن فضای سرگرمی با مفاهیم سیاسی و مذهبی، آن هم به منظور تلقین و گسترش ایدئولوژی خاص، کاری ناپسند و غیراخلاقی به شمار می‌رود.

نویسنده: محمود بلالی






مقدمه
متأسفانه در سال‌های اخیر بازی‌های رایانه‌ای به ابزاری مناسب برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی برخی افراد خاص و افراطی تبدیل شده‌اند. آلوده کردن فضای سرگرمی با مفاهیم سیاسی و مذهبی، آن هم به منظور تلقین و گسترش ایدئولوژی خاص، کاری ناپسند و غیراخلاقی به شمار می‌رود.
در همین راستا در چند سال اخیر بازی‌های زیادی با مضامین ایدئولوژیک و مذهبی، بر اساس آموزه‌ها و داستان‌های موجود در کتب عهد جدید و قدیم ساخته و روانه بازار شده‌اند که در آن‌ها با دیدگاهی ویژه، به ارائه‌ی برداشتی خاص و تحریف شده از عقاید مذهبی گروه‌های مختلف پرداخته می‌شود. بازی Darksiders یکی از بازی‌هایی است که با مضمون آخرالزمانی و بر اساس دیدگاه‌های اوانجلیکی ساخته و روانه‌ی بازار شده است. در این بازی سعی شده تا تعریفی جدید (و تحریف شده) از آپوکالیپس (نبرد خیر و شر در آخرالزمان) ارایه شود. بازیکن با انجام این بازی به وضوح با برخی از عناصر و مفاهیم کلیدی آپوکالیپس (هفت مهر، شیپورهای ویژه و...) و اسامی برخی افراد و موجودات خاص (چهار سوار آپوکالیپس، سامایل و...) آشنا می‌شود.
البته باید توجه داشت که داستان این بازی تحریف کامل مفهوم آپوکالیپس از دیدگاه مذهبی، و پیرو دیدگاهی است که طی چند سال اخیر هالیوود به رواج آن دامن زده است. طبق مفاهیم مذهبی،آپوکالیپس به نبرد مرگباری میان خیر و شر گفته می‌شود که در مکانی به نام صحرای مجدون روی می‌دهد (از همین رو به آن آرماگدون هم گفته می‌شود) و پس از آن، شرّ برای همیشه پایان یافته و خیر بر عالم حاکم می‌شود. توجه به این نکته بسیار مهم و حائز اهمیت است که این جنگ حتماً باید در صحرای مجدون واقع شود، در غیر این‌صورت به هیچ وجه نمی‌توان نام آپوکالیپس (یا به تعبیریآرماگدون ) را بر آن نهاد.
اما در مفهوم جدید ارائه شده از این واقعه توسط غرب، آپوکالیپس می‌تواند در هر مقطع از زمان و در هر مکان ممکن صورت گیرد و در ضمن، پایانی بر ظلم هم نباشد! در این دیدگاه مفهوم جدیدی به نام پسا آپوکالیپس هم شکل می‌گیرد که به ماجرای زندگانی انسان‌ها پس از آپوکالیپس و تلاش آن‌ها برای بازسازی جهان می‌پردازد! دیدگاهی که هیچ ارتباطی به مفهوم واقعی آپوکالیپس در منابع مذهبی ندارد.
در این بازی هم سعی شده تا دیدگاه دیگری در مورد آپوکالیپس ارایه شود. دیدگاهی که در آن نابودی نسل بشر به دست شیاطین و شروع نبردی سهمگین میان نیروهای خیر و شر آسمانی را پیش‌بینی می‌نماید.

 

و اینک آرماگدون! (بررسی و تحلیل داستان بازی)

از ابتدای زمان، ارتش بهشت و جهنم درگیر جنگی ناتمام با یکدیگر بوده‌اند.
* براساس این دیدگاه شیاطین و فرشتگان برای تصاحب بهشت در جنگی طولانی با یکدیگرند! در چنین دیدگاهی هیچ وظیفه‌ای برای فرشتگان متصور نشده‌اند و آن‌ها صرفاً نگهبانان بهشت معرفی می‌شوند و برای پاسداری از آن با شیاطین می‌جنگند!

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

طی این ماجرا و برای برقراری دوباره نظم و تعادل، پای انجمنی به نام «شورای سوخته» (Charred Council) به این جنگ باز می‌شود؛ نهادی که به وسیله‌ی قوانین باستانی به منظور حفظ نظم و تعادل تشکیل شده بود.
* توجه داشته باشید که در این روایت هیچ اثری از خداوند دیده نمی‌شود! نظم و تعادل عالم بالا بر هم خورده و هرج و مرج در آنجا موج می‌زند.
طبق قانون این شورا هر قدرت بررسی نشده بزرگی برای اصل عالم هستی تهدید به حساب می‌آمد.
* این دیدگاه بیانگر این موضوع است که هر از گاهی در عالم بالا قدرت‌هایی ظهور می‌کنند که ظهور آن‌ها خارج از اراده‌ی خداوند است و ممکن است برای ماهیت وجودی عالم خطرناک باشند! به همین علت شورایی برای نظارت و کنترل آن‌ها وجود دارد.
در این زمان بهشت و جهنم توافق کردند و به این قوانین احترام گذاشتند و بازوی اجرایی شورا، گروهی مخوف موسوم به چهار سوار شدند. در میان این غوغا اولین انسان‌ها خلق شدند.
* می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که برای خلق انسان‌ها برنامه‌ریزی خاصی صورت نگرفته بوده و خلقت آن‌ها در اوضاعی آشفته و نابسامان صورت گرفته است. شاید هم عالم، به هیچ‌وجه منتظر این مولود جدید نبوده و به یک‌باره از این خلقت غافلگیر شده!
شورا پیشگویی کرده بود که آن‌ها موجوداتی ضعیف اما زیرک هستند که روزی باعث تکامل تعادل می‌شوند.
* می‌بینید که ساکنان عالم بالا هیچ اطلاعاتی در مورد این مخلوق جدید ندارند و برای برنامه‌ریزی در مورد سرنوشت آن‌ها، به پیشگویی و گمانه‌زنی متوسل می‌شوند!
بدین ترتیب، سومین قلمرو، قلمروی انسان نام گرفت. پس از این ماجرا به دستور شورا، حقیقتی بین بهشت و جهنم جعل شد و از انسان پنهان گشت و پیمانی بر پایه هفت مهر بنا شد و قرار شد که هر زمان قلمروی انسان‌ها آمادگی شرکت در آخرین جنگ را پیدا کرد، این هفت مهر شکسته شوند. جنگی که تعادل را به ارمغان می‌آورد و سرنوشت نهایی سه قلمرو را مشخص می‌کند.
* توجه به این نکته ضروری است که در این بازی مدام از جنگ به عنوان عاملی برای برقراری تعادلیاد می‌شود و به آن وجهه‌ی توجیه‌پذیری داده می‌شود.
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#2
هزاران سال بعد...

نژاد بشر در آستانه‌ی نابودی قرار گرفته و دنیا به عرصه‌ی جنگی خونین میان بهشت و جهنم تبدیل شده است. فرشتگان و موجودات جهنمی در قالب گلوله‌های آتشین به زمین و ساختمان‌های شهرها برخورد می‌کنند و در همه جای دنیا نشانه‌های آغاز نبرد «آپوکالیپس» و «دوران آخرالزمان» دیده می‌شود.
* طبق پیشگویی‌ها این نبرد باید در صحرای مجدون رخ دهد، اما از آنجا که یک‌بار دیگر تعادل در عالم بالا از میان رفته، جنگ به صورت پراکنده در سراسر دنیا شکل می‌گیرد. پس این نبرد را با نبرد اصلی که در پیشگویی‌های کتب مقدس آمده اشتباه نکنید.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

در این میان «وار» (War)، یکی از «چهار سوار آپوکالیپس»، برای ابلاغ فرمان نبرد نهایی و یا همان آپوکالیپس وارد میدان جنگ می‌شود.
وار در مسیر خود به « آبادون » (Abaddon)، فرمانده فرشتگان بهشتی برخورد می‌کند و متوجه می‌شود که سه سوار دیگر آپوکالیپس به دنیا فرا خوانده نشده‌اند و «هفتمین مهر» هم هنوز باز نشده است و تمام وقایع پیش آمده دسیسه‌ی موجودی به نام « ویرانگر » (Destroyer) - (این نام دقیقاً مقابل نام خدا (Creator) آورده شده است)، حاکم جهنم، بوده و وار در نقشه‌ی او گرفتار شده است.
در همین حین « استراگا » (Straga) یکی از برگزیدگان ارتش ویرانگر، آبادون را در مقابل چشمان وار و « یوریل » (Uriel) - فرمانده دوم فرشتگان و جانشین آبادون - به قتل می‌رساند.
* سازندگان بازی، همانند اکثر کارگردانان فیلم‌های هالیوودی، برای فرشتگان الهی جنسیت قائل شده‌اند. بدین‌شکل که یوریل را فرشته‌ای مونث و آبادون را فرشته‌ای مذکر معرفی می‌کنند. این موضوع خلاف باور اسلام در مورد فرشتگان الهی است.
وار با استراگا درگیر می‌شود، اما او نیز به دست استراگا کشته شده و به «شورای سوخته» فرستاده می‌شود.
شورا پس از تشکیل جلسه‌ای اضطراری، وار را مسئول برهم خوردن تعادل میان بهشت و جهنم و البته نابودی نژاد انسان و رخ دادن آپوکالیپس پیش از موعد تشخیص می‌دهد و او را به مرگ و نابودی محکوم می‌کند. اما وار از شورا درخواست می‌کند تا فرصتی در اختیار او قرار دهند تا مسبّب اصلی مصیبت رخ داده را پیدا کرده و به شورا معرفی کند.
* نکته‌ی مهمی که در این بخش از داستان به آن اشاره می‌شود، نابودی کل بشر و ایجاد آپوکالیپس، پیش از موعد مقرر است. درست است که جنگ میان فرشتگان و شیاطین درگرفته، اما ظاهراً طبق یک پیمان سرّی، این دو گروه با یکدیگر توافق داشتند که نسل بشر را به کل نابود سازند! شاید آن‌ها از نقش بشر در آپوکالیپس اصلی واهمه داشته‌اند!

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#3
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

شورا با ذکر شرایطی خاص، با درخواست وار موافقت می‌کند. آن‌ها موجودی به نام « مراقب » (Watcher) را با وار همراه می‌کنند تا تمامی رفتارهای او را تحت‌نظر و کنترل داشته باشد. دلیل این رفتار شورا، عدم اعتماد آن‌ها به عملکرد وار و جلوگیری از خشم او برای انتقام‌جویی مطرح می‌شود. زیرا به نظر شورا این انتقام‌جویی می‌تواند دوباره تعادل جهان را برهم زند.
* نکته اینجاست که با وجود نابودی نسل بشر، هم‌چنان جهان در حالت تعادل قرار دارد.
با قبول شرط شورا، وار که تقریباً تمامی قدرت‌های خود را از دست داده بود دوباره به دنیا بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که بازگشت او 100 سال به درازا کشیده و در این مدت نژاد انسان کاملاً نابود شده و نیروهای ویرانگر جهنمی کنترل دنیا را در دست گرفته‌اند.
وار با شیاطین و فرشتگانی که در زمین در حال نبرد با یکدیگر هستند وارد جنگ می‌شود و تعداد زیادی از آن‌ها را نابود می‌کند. سرانجام پس از کنکاش و جستجوی فراوان، وار با « سامایل » (Samael)، شیطان قدرتمندی که به دست ویرانگر در زمین اسیر شده بود مواجه می‌شود. سامایل از رازی مربوط به ویرانگر در «برج ملکوت» خبر می‌دهد و برای صحبت در مورد این راز شروطی قایل می‌شود. او از وار می‌خواهد که با نابودی چهار نگهبان اصلی و مورد اطمینان ویرانگر در زمین، قدرت‌های از دست رفته‌ی او را دوباره احیا کند تا او هم در عوض مسیر برج ملکوت را برای وار آشکار سازد. اما مراقب، وار را از انجام این کار منع می‌کند و به او هشدار می‌دهد که درصورت قدرتمند شدن سامایل دنیا با چالشی اساسی روبرو خواهد شد.
اما وار بی‌توجه به هشدارهای مراقب، تصمیم می‌گیرد چهار نگهبان را از بین ببرد. برای راحتی کار، سامایل به کمک وار می‌آید و برای مدت محدودی او را از اسارت مراقب می‌رهاند.
وار به سراغ چهار نگهبان اصلی و مورد اعتماد ویرانگر می‌رود و پس از کشتن آن‌ها، قدرت‌های سامایل را احیا کرده و او را از بند نجات می‌دهد.
سامایل (برخلاف رسم رفتار معمولی که از او انتظار می‌رود)، مسیر برج ملکوت را به وار نشان می‌دهد و وار به سمت برج رهسپار می‌شود. درون برج ملکوت، وار متوجه می‌شود که « عزرائیل » (Azrael)، (یکی از فرشتگان مقرّب) در بند شده و به همین دلیل نسل بشر در زمین از بین رفته و تعادل دنیای انسان‌ها به هم خورده است.
* از آنجایی که مرگ انسان‌ها زیر نظر عزرائیل صورت می‌گیرد و از قواعد خاصی پیروی می‌کند، اسارت عزرائیل موجب هرج و مرج در کشتار بشر و در نهایت نابودی نسل انسان شده است. به ناتوانی فرشتگان در مقابل شیاطین توجه کنید. راستی، خداوند در این زمان مشغول چه کاری است؟ چرا هیچ نامی از او در این بازی مشاهده نمی‌شود؟
وار، عزرائیل را از بند رها می‌سازد و او اقرار می‌کند که قصد داشته با کمک آبادون، آپوکالیپس را زودتر از موعد مقرر به راه اندازند (در اینجا یکبار دیگر به عصمت فرشتگان حمله شده و آن‌ها را به دور از عصمت، گرفتار در حبّ و بغض معرفی می‌کنند.) زیرا آن‌ها می‌ترسیدند که در اثر تأخیر در این کار، لشکر جهنم قدرت بیشتری پیدا کرده و لشکر بهشت از آن‌ها شکست بخورند. اما نقشه‌ی آن‌ها با مرگ آبادون با شکست مواجه شد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#4
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

* ترس از این‌که لشکر خیر (آمریکا و هوادارانش) سرانجام از لشکر شرّ (کشورهای اسلامی و ایران) درآخرالزمان شکست بخورد، همواره یکی از دغدغه اصلی در بین پروتستان‌ها بوده است، زیرا بر اساس پیشگویی‌های موجود در کتب مقدس آن‌ها چنین اتفاقی رخ خواهد داد. به همین دلیل آن‌ها معتقدند که باید هر چه زودتر (زودتر از موعد مقرر - پایان جهان) جنگی بین لشکر خیر و شرّ رخ دهد (و بانی این جنگ، لشکر خیر باشد) تا از رشد و قدرتمند شدن لشکر شرّ در آینده جلوگیری شود. علت اصلی وقوع جنگ‌ها و بحران‌های خاورمیانه را در این نوع دیدگاه می‌توان جستجو کرد. (البته طبق بخش دیگری از این دیدگاه، نباید اجازه داد تا لشکر شرّ بتواند خود را مجهز به سلاح نماید، زیرا در این‌صورت ممکن است نبرد آخرالزمان آن‌گونه که پیشگویی شده شکل نگیرد و مسیحظهور نکند! علت اصلی وقوع جنگ با عراق، افغانستان، لیبی و... ریشه در چنین تفکری دارد)
جالب این‌جاست که در این بازی، آن‌ها در آینده‌نگری افراطی خود تا حدی پیش می‌روند که مرگ فرمانده‌ی لشکر خیر (شاید رئیس جمهور آمریکا) را نیز پیشگویی می‌کنند و آن‌را عاملی برای شکست لشکر خیر و پیروزی لشکر شرّ و در نهایت بر هم خوردن تعادل دنیا معرفی می‌کنند. در چنین شرایطی باز هم جنگ! به عنوان عاملی مؤثر در برقراری مجدد تعادل در دنیا چاره‌ساز خواهد بود.
وار تصمیم می‌گیرد تا دوباره تعادل را به جهان بازگرداند. عزرائیل به وار توصیه می‌کند که برای بازگرداندن تعادل به جهان به سراغ « درخت دانش » (Tree of Knowledge) برود و از آن کمک بگیرد.
* درواقع درخت دانش اشاره به همان درختی است که آدم و حوا با خوردن میوه‌ی آن از بهشت رانده شدند. در اینجا به کاربرد این درخت در بهشت از دیدگاه دیگری پرداخته شده است.
وار، با مراقب معامله‌ای انجام می‌دهد و با کمک عزرائیل وارد بهشت می‌شود و به سراغ درخت دانش می‌رود.
او از طریق درخت دانش رویایی می‌بیند که در آن آبادون پس از کشته شدن، به جهنم منتقل می‌شود و در آنجا زنی ناشناس ( للیث - شیطانی که در ظاهر مار، آدم و حوا را فریب داد) به او پیشنهاد می‌کند که "برای همیشه خدمتکار بهشت باشد یا به جهنم حکومت کند."
آبادون هم دومین حالت را انتخاب می‌کند و به ویرانگر بدل می‌شود. با تبدیل آبادون به ویرانگر، او رسماً به عنوان نگهبان هفتمین مهر انتخاب می‌شود و به این ترتیب مکان هفتمین مهر افشا می‌شود. در ضمن پیشگویی اعلام می‌دارد که اقدام بعدی ویرانگر محاصره‌ی بهشت و نابودی آن است.
البته درخت دانش نکات مهم دیگر را نیز برای وار آشکار می‌سازد. وار متوجه می‌شود که شورای سوخته از قصد و نیت آبادون مطلع بوده و به همین دلیل تصمیم به نابودی او گرفته بود. اما از آنجایی که آن‌ها اجازه‌ی نابودی یکی از فرشتگان مقرّب را نداشته‌اند و فقط سواران آپوکالیپس (آن هم با اعلام نبرد آرماگدون) می‌توانستند فرشتگان را نابود کنند، نقشه‌ای طراحی کردند تا وار را زودتر از موعد مقرر به زمین احضار کنند.
آن‌ها با اجرای این نقشه، به دروغ وار را متهم به برهم‌زدن تعادل می‌کنند و سپس برای پاک کردن این بدنامی، از او می‌خواهند که ویرانگر را نابود کند.
* باز هم بی‌اعتمادی، دروغ‌گویی و دسیسه‌چینی، یکی از خصلت‌های خداگونه‌ها معرفی می‌شود. اندیشه‌ای که در برخی بازی‌های دیگر نیز به آن دامن زده می‌شود.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

پس از آگاهی از این موضوع، ناگهان وار در رویا، خودش را می‌بیند که با شمشیری پشتش شکافته شده و کشته می‌شود. وار پس از آگاهی از پیشگویی‌ها به نزد عزرائیل باز می‌گردد و همه‌ی ماجرا را برای او تعریف می‌کند. عزرائیل به وار توضیح می‌دهد، شمشیری که در رویا دیده شمشیر آرماگدون (Armageddon Blade) نام داشته و شمشیری است که توانایی نابودی ویرانگر و باز کردن مهر هفتم را دارد. اما این شمشیر سال‌ها پیش توسط ویرانگر نابود شده و تکه‌های آن در سراسر جهان پخش شده است. وار تصمیم می‌گیرد که قطعات شمشیر را بیابد و دوباره شمشیر آرماگدون را بازسازی کند.
وار که برای پیدا کردن قطعات شمشیر آرماگدون مصمم شده بود، در ادامه‌ی مأموریتش با یوریلروبرو می‌شود و نبردی مرگبار بین آن‌ها درمی‌گیرد. اما سرانجام وار موفق به شکست یوریل می‌شود و برخلاف اصرارهای بیش از حد مراقب، از کشتن وی صرف‌نظر می‌کند. او به یوریل در مورد ماهیت واقعی ویرانگر و ماجرای آبادون توضیح می‌دهد و او را از همه‌ی وقایع آگاه می‌سازد.
یوریل پس از شنیدن این موضوع بسیار خشمگین می‌شود و با لشگری که در اختیار دارد به جنگ ویرانگر می‌رود و طبق پیشگویی درخت دانش، شکست می‌خورد. در همین حین وار هم موفق می‌شود تکه‌های شمشیر آرماگدون را جمع‌آوری کرده و دوباره آن را بازسازی نماید.
سرانجام وار با ویرانگر روبرو می‌شود، او به وار پیشنهاد می‌دهد که به ارتش جهنم ملحق شود. اما وار پیشنهاد ویرانگر را قبول نمی‌کند و با او وارد جنگ می‌شود. در نهایت وار موفق می‌شود چهره‌ی شیطانی ویرانگر را نابود کند و با آبادون واقعی درگیر شود. در یک درگیری مرگبار، وار، آبادون را نیز نابود می‌کند. سپس به سراغ هفتمین مهر می‌رود و تصمیم می‌گیرد آن‌را باز کند، اما مراقب، مانع این کار می‌شود. او متوجه شده بود که وار قصد دارد با احیای قدرتش به سراغ شورای سوخته برود و به قصد انتقام، آن‌ها را نابود کند (موردی که در بازی God of War هم شاهد آن بودیم، انتقام از خدایان و یا خداگونه‌ها)
درست در لحظاتی که فکر می‌شد وار تسلیم قدرت‌های مراقب شده است، طبق پیشگویی‌های درخت دانش، یوریل شمشیر آرماگدون را در پشت وار فرو کرده و با یک ضربه، هفتمین مهر را می‌گشاید. این کار باعث می‌شود که وار دوباره قدرت‌هایش را به دست آورد و از بند مراقب رهایی یابد.
وار از موقعیت پیش آمده استفاده می‌کند و مراقب را می‌کشد. پس از جدایی وار از یوریل، او به وار خاطرنشان می‌کند که از این پس همه‌ی فرشتگان و شیاطین به خاطر خیانت به شورای سوخته به دنبال او خواهند بود. او به وار می‌گوید که در این نبرد تنهاست و نیاز به کمک دارد، در این هنگام سه شهاب گداخته از آسمان فرود می‌آیند و خبر از آمدن سه سوار آپوکالیپس دیگر می‌دهند...

 

منبع: حرف آخر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#5
تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders قسمت دوم

پس از توضیح داستان بازی، بهتر است ابتدا کمی با ماهیت اصلی این چهار سوار و هفت مهر از دیدگاه مذهبی آشنا شویم و در ادامه سایر شخصیت‌های موجود در این داستان را نیز از دیدگاه مذهبی مورد تحلیل قرار دهیم.

نویسنده: محمود بلالی




چهار سوار آپوکالیپس در مکاشفه یوحنا

پس از توضیح داستان بازی، بهتر است ابتدا کمی با ماهیت اصلی این چهار سوار و هفت مهر از دیدگاه مذهبی آشنا شویم و در ادامه سایر شخصیت‌های موجود در این داستان را نیز از دیدگاه مذهبی مورد تحلیل قرار دهیم.

 

سوار اول: نبرد (مکاشفه یوحنا 7-6:1)

همچنان‌که محو تماشا بودم، «بره» نخستین مهر را گشود. ناگاه یکی از چهار موجود زنده، با صدایی همچون غرش رعد گفت: بیا!
نگاه کردم و اسبی سفید دیدم. سوار بر اسب، کسی را دیدم که کمانی در دست و تاجی بر سر داشت. او اسب را به جلو می‌راند تا در نبردهای بسیار، پیروز شود و فاتح جنگ باشد.

(توجه داشته باشید که در این بازی جنگ است که وارد میدان آخرالزمان می‌شود و از سه سوار دیگر در قسمت اول بازی خبری نیست. در اینجا به دو نکته‌ی مهم در مورد علت حضور جنگ در این بازی اشاره می‌کنم:
1- طبق نظر غربی‌ها (آمریکایی‌های پروتستان) ایجاد جنگ در این دوران اجتناب‌ناپذیر و لازم است. به همین دلیل در این بازی هم ابتدا جنگ به میدان می‌آید.
2- شورای سوخته که کنایه‌ای از رؤسای تصمیم‌گیرنده برای ایجاد جنگ آخرالزمان هستند (اتحادیه اروپا، شورای امنیت و لابی صهیون از کاندیداهای احتمالی هستند)، می‌دانند که سرانجام جنگ باعث نابودی خود آن‌ها خواهد شد. اگر دقت داشته باشید در بازی برای جلوگیری از این واقعه،مراقب را مامور کنترل جنگ می‌کنند.


 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

سوار دوم: نا آرامی

سپس «بره» مهر دوم را باز کرد. آنگاه شنیدم که موجود زنده دوم گفت: بیا!
این‌بار اسبی سرخ پدیدار شد. به سوار آن شمشیری داده شده بود تا قادر باشد صلح و سلامتی را از زمین بردارد و به جای آن هرج و مرج ایجاد کند. در نتیجه، جنگ و خونریزی همه‌جا آغاز شد.


 

سوار سوم: قحطی

چون «بره» مهر سوم را گشود، شنیدم که موجود زنده سوم گفت: بیا!
آنگاه اسب سیاهی را دیدم که سوارش ترازویی در دست داشت. سپس از میان چهار موجود زنده، صدایی به گوش رسید که می‌گفت: «یک قرص نان گندم، یا یک کیلو آرد جو، به قیمت مزد روزانه یک کارگر باشد. اما به روغن زیتون و شراب آسیبی نرسان.»


 

سوار چهارم: مرگ

چون «بره» مهر چهارم را گشود، صدای موجود زنده چهارم را شنیدم که گفت: بیا!
ناگاه اسب رنگ پریده‌ای ظاهر شد که سوارش مرگ نام داشت. به دنبال او اسب دیگری می‌آمد که نام سوارش دنیای مردگان بود. به آن دو قدرت و اختیار داده شده بود تا یک‌چهارم زمین را به وسیله‌ی جنگ، قحطی، بیماری و جانوران وحشی نابود کنند.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#6
هفت مهر و عواقب گشودن آن‌ها

1- مهر اول: ظاهر شدن سوار نبرد
2- مهر دوم: ظاهر شدن سوار نا آرامی
3- مهر سوم: ظاهر شدن سوار قحطی
4- مهر چهارم: ظاهر شدن سوار مرگ
5- مهر پنجم: ظاهر شدن قربانگاه
6- مهر ششم: ظاهر شدن غضب خداوند
7- مهر هفتم: ظاهر شدن سکوت مطلق


 

معرفی برخی از شخصیت‌های بازی

در ادامه برای آشکار شدن دیدگاه سازندگان بازی، به معرفی برخی از شخصیت‌های نام برده شده در بازی می‌پردازیم و تفاوت‌ها و شباهت‌های آن‌ها را با الگوهای ارایه شده در کتب مذهبی ارزیابی می‌کنیم.

 

آبادون (در بازی DS)

آبادون ( اپولیون ) در ابتدا به عنوان فرمانده فرشتگان مقرّب معرفی می‌شود و در انتها به ویرانگر و فرمانروای جهنم تبدیل می‌شود. به نظر می‌رسد چنین دیدگاهی ریشه در اعتقادات مسیحیت (کتاب مکاشفات یوحنا) داشته باشد. زیرا آبادون در دین یهود به عنوان نام مکان به کار می‌رود. این موجود در اعتقادات مسیحی، دارای دو بُعد خوب و بد است که در این بازی به هر دو بُعد آن پرداخته شده است.

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

آبادون (در کتب مذهبی)

آبادون در لغت به معانی مختلفی همچون «مکان تباهی ویرانی»، «ویرانگر» و «ژرفای جهنم» به کار می‌رود. در «مکاشفه یوحنا» از آبادون به عنوان «پادشاه عذاب» و «فرشته نگهبان چاهی بی‌انتها» یاد می‌شود. در مورد طبیعت ذاتی آبادون بحث‌های زیادی وجود دارد، ولی در عبری این کلمه بیشتر برای «مردن و هلاک شدن» به کار می‌رود.
در کتاب «جایگاه فرشتگان»، آبادون اینگونه معرفی می‌شود:
اصطلاحی برای جهان سفلی، که به آن «آباددون» هم می‌گویند. این نگارش با یک حرف «د» مربوط به « دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
» است.


 

اشارات انجیلی و توراتی

در کتاب مقدس یهودیان، نام آبادون به معنی مکان تباهی و ویرانی یا قلمروی مردگان به کار رفته است. در کتاب مقدس مسیحیان، آبادون به جای نام یک مکان، به عنوان یک موجود معرفی می‌شود. در کتاب مکاشفه یوحنا او به عنوان فرشته نگهبان چاهی بی‌انتها و یا پادشاه عذاب معرفی می‌شود. او با صورتی انسانی، تاجی بر سر، دندان‌های شیر، بال‌های ملخ، دم عقرب و موهایی بلند و سوار بر اسب توصیف می‌شود.

 

هویت آبادون

در برخی از اناجیل از آبادون به عنوان ضد مسیح (Antichrist) یا شیطان (Satan) هم یاد می‌کنند. برخی از متخصصین الهیات هم با توجه به کتاب مکاشفه، آبادون را فرشته‌ی کلیددار چاهی بدون انتها می‌دانند.

 

فرشتگان مقرّب در ادیان

فرشتگان مقرب یا Archangel ها فرشتگانی هستند که از سایر فرشتگان، برتر و دارای درجه بالاتری هستند. این فرشتگان در تمامی ادیان یافت می‌شوند که بعضاً نام آن‌ها اندکی متفاوت است. اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشت، ادیانی هستند که این فرشتگان را در یک مضمون و زمینه قرار داده و تقریباً وظایف یکسانی را بر آن‌ها می‌شمارند. اصل این لغت ریشه یونانی دارد.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#7
عزرائیل (در بازی DS)

در این بازی عزرائیل فرشته مقرّبی است که مسئولیت رسیدگی به مرگ همه‌ی موجودات (در این بازی او را مسئول رسیدگی به مرگ همه موجودات می‌دانند) را بر عهده دارد. برخلاف احترامی که دین اسلام برای این فرشته مقرّب قایل است، در مسیحیت و یهودیت، جایگاه این فرشته بسیار ضعیف توصیف می‌شود. حتی در تصوف یهود او را تجسمی از پلیدی می‌دانند. در این بازیعزرائیل را فرشته‌ای خائن و جاه‌طلب معرفی می‌کنند.

 

عزرائیل (در کتب مذهبی)

عزرائیل که به فرشته‌ی مرگ و ملک‌الموت هم معروف است، فرشته‌ای بلند مرتبه (جزو فرشتگان مقرب) ‌است که در دین اسلام و یهود از او نام و سخن به میان آمده ‌است. البته نام عزرائیل هرگز در قرآن ذکر نشده و از او فقط به عنوان ملک الموت نام برده شده است. این فرشته در اسلام از جایگاه و حرمت خاصی برخوردار است و مسلمانان برای او مقام و منزلت ویژه‌ای در نظر می‌گیرند.
در تصوف یهودی عزرائیل را تجسمی از پلیدی می‌دانند (نه لزوماً خود پلیدی). برخی اعتقادات و باورهای مذهبی، جایگاه عزرائیل را در سومین بهشت می‌دانند. در یکی از چهره‌های متصور شده برای این فرشته، او با چهار صورت، چهار هزار بال و بدنی مرکب از چشم و زبان به تعداد مردمانی که در زمین زندگی می‌کنند توصیف می‌شود. طبق برخی روایات عزرائیل آخرین فرشته‌ای است که می‌میرد. او مسئول ثبت و یا حذف نام افرادی که در دنیا متولد می‌شوند و یا می‌میرند در دفتری بزرگ و قطور توصیف می‌شود.
عزرائیل، فرشته مرگ، کسی که مسئولیت بس خطیر و به ظاهر ترسناکی برعهده دارد و آن جداسازی روح انسان از بدن در زمان موعود از قلمرو خاکی است. در قرآن هرگز از این نام برای او استفاده نشده ولی به جای آن لقب دلنشین ملک الموت را به او اعطا فرموده است. (بگو فرشته مرگى که بر شما گمارده شده جانتان را مى‏ستاند آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‏ شوید. سوره سجده، آیه11)
مبحث مردن بسیار جالب است و به آن بدین‌صورت اشاره شده که روح از همان جایی که وارد بدن شده بازپس گرفته می شود، از محلی بین دو ابرو که به نام «خافی» یا پنهان شناخته می‌شود. امتداد این نقطه در سر غده صنوبری است!


 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

سامایل (در بازی DS)

در بازی DS سامایل ( سمائیل ) یکی از فرشتگان سقوط کرده معرفی می‌شود که بر سر حکومت بر جهان با ویرانگر درگیر می‌شود و پس از شکست خوردن از او به زمین تبعید می‌شود. او در زمین قدرت‌های خود را از دست می‌دهد و به بند کشیده می‌شود. سامایل کسی است که راه برج ملکوت و مخفیگاه ویرانگر را به وار نشان می‌دهد.

 

سامایل (در کتب مذهبی)

یکی از فرشتگان مهم در آموزه‌های تلمود که با القابی نظیر «نابود کننده»، «اغواگر» و «متهم کننده» از او یاد می‌شود. با برخی ملاحظات سامایل حد واسط خوبی و بدی قرار می‌گیرد.
سامایل را مترادف با شیطان (فرشته‌ای سقوط کرده) و رئیس ارواح شرور می‌دانند.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#8
سامایل در یهودیت

در آموزه‌های یهود سامایل به عنوان یکی از فرشتگان مرگ، نقش کلیدی و بزرگ دارد. همچنین او به عنوان فرشته مرگ و رئیس فرمانروایان پنجمین بهشت، و یکی از هفت نایب السلطنه دنیا شناخته می‌شود که دو میلیون فرشته تحت اختیار و فرمان دارد. او در هفتمین بهشت اقامت دارد.

 

سامایل در کابالا

در آیین کابالا ( Kabbalah ) - ( عرفان یهودی ) دو فرشته به این نام وجود دارند. در ابتدا سامایلو متاترون یکی بودند، جایی که خوبی و بدی با هم در حالت تعادل قرار داشتند و یکدیگر را خنثی می‌کردند، اما بعدها این وحدت از بین رفت و به دو فرشته مجزا - سامایل فرشته بدی و نماد اهریمن و متاترون فرشته خوبی - تبدیل شدند.
سامایل بعدها به نام «فرشته سقوط کرده» هم شهرت یافت (گاهی اوقات فرشته مرگ مرتبط با شیطان فرض می‌شود و برخی از اعمال شیطان مثل فریب حوا را به او نسبت می‌دهند)
به علاوه گفته شده که ظهور سامایل به صورت مار عظیم‌الجثه‌ای با دوازده بال بوده است. در آیینکابالا این اندیشه مطرح است که سامایل و متاترون پس از جدایی از یکدیگر شروع به دشمنی با هم کردند:
"سامایل دارای قدرت‌ها و ویژگی‌های اهریمنی و متاترون دارای نیروهای خوب بود. اما در حقیقت متاترون هم درست مثل سامایل فرشته مرگ بود و خدا هر روز در مورد روح و نحوه دریافت آن به متاترون تعلیم می‌داد. بنابراین متاترون این قدرت را داشت که هر جادویی را باطل کند (برای مثال، در یکی از افسانه‌ها متاترون تنها فرشته‌ای معرفی می‌شود که قدرتش به اندازه‌ای بود که سحر قوی دو جادوگر اهریمنی را که قصد بدست آوردن عرش خداوندی داشتند از بین برد). متاترون قوی‌ترین فرشته دنیای Briatic و همین‌طور "محرم اسرار خدا" هم بود."


 

تیامات (در بازی DS)

در بازی، تیامات اژدهایی مخوف معرفی می‌شود که به‌عنوان یکی از فرماندهان تحت فرمانویرانگر، به بخشی از زمین حکومت می‌کند.

 

تیامات (در کتب مذهبی)

در افسانه‌های بابلی، تیامات به عنوان هیولای آشوب و کهن‌ترین الهه اقیانوس معرفی می‌شود. همچنین تیامات یکی از نقش‌آفرینان اصلی در حماسه آفرینش بابلی یعنی داستان انوما الیش است.

 

مراقب (در بازی DS)

در بازی DS، مراقب شیطانی معرفی می‌شود که از طرف شورای سوخته مأمور مراقبت از وارمی‌شود. این موجود مانند همه‌ی شیاطین بسیار مکار و حیله گر معرفی می‌شود. نکته‌ی جالب اینجاست که شورای سوخته برای کنترل وار، به شیاطین بیش از فرشتگان اعتماد می‌کنند!

 

مراقب (Watcher) - (در کتب مذهبی)

در انجیل به گروهی از فرشتگان سقوط کرده گفته می‌شود که با زنانی از نسل بشر ازدواج کرده و موجودات دورگه‌ای به‌نام نیمف ها ( نیفیلیم ها ) را پدید می‌آورند. نام این موجودات در اولین و دومین کتاب خنوخ (Enoch) و Jubilees ذکر شده است. بر طبق نوشته‌های موجود در کتاب خنوخ، تعداد مراقب‌ها 200 عدد ذکر شده که البته فقط سرکرده آن‌ها دارای نام است.

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

یوریل (در بازی DS)

یوریل به عنوان جانشین آبادون و یکی از فرشتگان مقرب در این بازی معرفی می‌شود. او فرشته‌ای پرخاشگر و جنگ طلب است و پس از کشته شدن آبادون، رهبری نبرد آپوکالیپس را به عهده می‌گیرد. یوریل توصیف شده در بازی، شباهت زیادی به توصیفات مسیحی از این فرشته دارد.

 

یوریل (Uriel) - (در کتب مذهبی)

یوریل به معنی آتش خداوند (Fire of God) یا نور خداوند (Light of God) است. او یکی از فرشتگان مقرّب است که با شمشیری در دست راست و شعله‌ای آتشین در دست چپ تصویر می‌شود.
این فرشته در دین یهود از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. نام این فرشته به شکل کنونی در کتب مقدس باستانی عبری زبان ذکر نشده بود، ولی بعدها این نام از مسیحیت وارد آیین یهودی شد.


 

The Charred Council

انجمن سوخته، نام انجمنی بسیار کهن و باستانی است که به عنوان میانجی بین بهشت و جهنم شناخته می‌شود. شکل‌گیری این انجمن به دلیل ایجاد تعادل میان بهشت و جهنم است.

 

شیاطین و فرشتگان!

شاید جالب باشد که با اسامی برخی از فرشتگان و شیاطین دو دین یهود و مسیحیت آشنا شوید. اما نکته قابل تامل، مشترکات بین این دو دین است. برای درک بیشتر موضوع به این اسامی توجه کنید:
"Angels in Judaism"
Uriel

Samael
Metatron
"Demons in Judaism"
Samael
Lilith
Watcher (angel
"Angels in Christianity"
Abaddon
Uriel
Metatron
"Demons in Christianity"
Watcher (angel
Satan
Four Horsemen of the Apocalypse
Lilith
Abaddon

همان‌طور که قبلاً هم اشاره شد، بازی Darksiders برداشت آزادی از کتاب مکاشفه یوحنا در مورد واقعه‌ی آپوکالیپس است. حال این سوال مطرح است که آپوکالیپس چیست؟ چه ارتباطی میان مسیحیت و یهودیت در رابطه با واقعه آپوکالیپس و محل وقوع آن یعنی آرماگدون وجود دارد؟ آیا چنین باوری از دین یهود به مسیحیت وارد شده یا به عکس از مسیحیت به دین یهود راه پیدا کرده است؟
برای پاسخ به این سوال‌ها لازم است تا ابتدا با پدیده‌ی جدیدی به نام مسیحیت صهیونیست آشنا شویم تا در خلال این آشنایی بتوانیم به تک تک این سوال‌ها پاسخ دهیم.



 


منبع: حرف آخر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#9
تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders قسمت سوم

مسیحیت به سه شاخه‌ی کاملاً جدا و مخالف یکدیگر، یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است. این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملاً از یکدیگر جدا هستند و مانند سه دین مختلف عمل می‌کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد.

نویسنده: محمود بلالی



مسیحیت صهیونیستی

مسیحیت به سه شاخه‌ی کاملاً جدا و مخالف یکدیگر، یعنی کلیسای کاتولیک روم، ارتدکس و پروتستان تقسیم شده است. این سه کلیسا در اعتقادات دینی و مراسم عبادی کاملاً از یکدیگر جدا هستند و مانند سه دین مختلف عمل می‌کنند و حتی انجیل کلیسای پروتستان با انجیل کلیسای کاتولیک تفاوت زیادی دارد.
یکی از ویژگی‌های کلیسای پروتستان رابطه بسیار نزدیک آن‌ها با دولت‌های اروپایی است و این دولت‌ها برای ترویج مسیحیت پروتستانی از مبلغان خود در کشورهای جهان سوم حمایت‌های گسترده مالی، تبلیغاتی و سیاسی می‌کنند؛ به عنوان مثال در انگلیس دولت و کلیسای پروتستان از هم جدا نیست و ملکه انگلیس در رأس دولت و کلیسا قرار دارد.
مسأله‌ی‌ آخرالزمان و سرنوشت انسان‌ها، همواره یکی از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین مسائل در طول تاریخ بوده است. ادیان الهی و مکاتب بشری نتایج متفاوتی را برای آخرالزمان تبیین کرده‌اند. این نظریات به طور کلی انتهای دنیا را خیر یا شرّ معرفی می‌کنند. مسأله‌ی صهیونیزم مسیحی در این میان بسیار مهم است. دلیل آن نیز تسلط آن‌ها بر منابع سیاسی و اقتصادی جهان در کشورهای آمریکا و انگلیس است.

 

صهیونیزم چیست؟

صهیونیسم جنبشی ملی و همگانی برای حضور یهودیان در فلسطین و دادن حق حاکمیت یهود بر کل سرزمین‌های خاورمیانه (نیل تا فرات) است. آغاز این جنبش را 1897 با کنگره یهودیان در بازلمی‌دانند. ولی قبل از آن نیز این جنبش به صورت زیرزمینی فعالیت می‌کرده است.

 

تاریخچه مسیحیت صهیونیستی

با آغاز پروتستانیزم در اروپا یکی از بزرگ‌ترین انحرافات در دین مسیحیت ایجاد شد. مارتین لوتردر زمان زندگی خود بسیار تحت تأثیر کتاب عهد قدیم ( تورات ) بود. وی سعی می‌کرد تا تفسیری از کتاب عهد جدید ( انجیل ) ارائه کند که مطابق با نظریات تورات باشد. این درحالی است که انجیل باید مفسر تورات می‌بود نه بالعکس. این مسأله در زمان خود لوتر نیز سروصدای بسیاری کرد.

 

مارتین لوتر و پروتستانتیزم مسیحی

مارتین لوتر ( Martin Luther ) مؤسس پروتستانتیزم مسیحی در جهان غرب، در 10 نوامبر سال 1483 م در یک خانواده دهقانی تهی دست به دنیا آمد. خانواده مارتین لوتر از اهالی «ساکسونی» در مشرق سرزمین آلمان بودند. مارتین لوتر در بزرگسالی درباره خانواده‌اش چنین گفته است:
«پدر و مادر من سخت تهی دست بودند و به خاطر ما به رنج‌آورترین کارها تن درمی‌دادند» (فازدیک، هری امرسون/مارتین لوتر/فریدون بدره‌ای/شرکت انتشارات علمی و فرهنگی/1383/ص5)

 

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#10
مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
بر فضای خانواده انضباطی سخت‌گیرانه حاکم بود، اگرچه در روابط مابین پدر و مادر و فرزندان رابطه‌ای مهرآمیز و عاطفی نیز حاکم بود. پدر و مادر مارتین کاتولیک‌های پرهیزگاری بودند، آن‌ها وقتی به استعداد مارتین در درس‌خواندن پی بردند او را به مدرسه‌ای در آیزناخ فرستادند. پدر مارتین آرزو می‌کرد او در آینده به قاضی ثروتمندی بدل گردد.
مارتین در نخستین سال‌های دهه‌ی بیست عمر خود به دانشکده حقوق دانشگاه ارفورت رفت. در همین زمان برای مدت کوتاهی از دانشکده مرخصی گرفت تا به دیدن خانواده‌اش برود. او برای مدت کوتاهی نزد پدر و مادرش ماند و هنگام بازگشت برای او اتفاق عجیبی رخ داد که به نوعی در تغییر مسیر زندگی او منجر شد. مارتین هنگام بازگشت، اسیر طوفان سهمگینی گردید و تا آستانه مرگ رفت، در این لحظات با خود عهد کرد که اگر با توسل به «آنای قدیس» [یکی از قدیسان کلیسای کاتولیک] نجات یابد به صومعه می‌رود و زندگی خود را وقف کلیسا خواهد کرد و راهب خواهد شد. پس از آن برای مدتی لوتر گرفتار کشمکش‌های درونی و فکری بود تا این که نهایتاً تصمیم گرفت ضمن گرفتن دکترای حقوق به کلیسا بپیوندد و به وعظ و سخنرانی بپردازد. از این مقطع است که زندگی مارتین لوتر کشیش آغاز می‌شود.
در زمانی که لوتر می‌زیست کلیسای کاتولیک به یک دوران قهقرا و انحطاط گام نهاده بود. در این دوران، رنسانس پدید آمده بود و کلیسای کاتولیک در حالی که از درون گرفتار ضعف و بیماری مفرط ناشی از انحطاط تاریخی بود از بیرون نیز با امواج نوظهور افکار اومانیستی روبرو گردیده و در مقابل آن به انفعال گرفتار آمده بود. یکی از فعالیت‌های زشت و منحطی که کلیساس کاتولیک به رهبری پاپ در این دوران انجام می‌داد، دعوی فروش آمرزش گناهان مردم توسط پاپ و ثروتمند شدن از این طریق بود. این عمل رسوا که کلیسا رسماً آن‌را انجام می‌داد در سرزمین آلمان با واکنش و نارضائی مردم روبرو شده بود، زیرا در قرن شانزدهم نخستین نسیم‌های حس و حال ناسیونالیستی در اروپا وزیدن گرفته بود و مسیحیان آلمانی از این که با خرید آمرزش نامه‌ها، جیب کلیسای روم را پر نمایند، ناراضی بودند. هرچند که این نارضایتی‌ها در خفا مطرح می‌گردید.
در آستانه سال 1517 که مارتین لوتر متن 95 ماده‌ای اعتراض خود به کلیسا را بر در کلیسای شهر ویتنبرگ چسباند و بدین‌سان موج گسترده‌ای از اعتراض و تحول‌خواهی تدریجی در بخش‌های وسیعی از اروپا علیه کلیسای روم پدید آمد؛ بخش‌های مرکزی و شمالی اروپا تدریجاً با موج نوظهور افکار اومانیستی که به‌ویژه از یک قرن قبل از شهرهای ونیز و فلورانس برخاسته بود، آشنا می‌شدند و با تغییر تدریجی صورت نوعی تاریخی حاکم بر جهان غرب، نخستین طلیعه‌های بشرانگاری مدرنظاهر می‌گردید و این در شرایطی بود که کلیسای کاتولیک از درون گرفتار فساد و انحطاط و دنیازدگی توأم با ریاکاری گردیده بود.
مارتین لوتر در سال 1517 م یک موج اعتراض رفرمیستی علیه کلیسای کاتولیک را آغاز نمود. اگرچه بهانه اولیه اعتراض لوتر علیه کلیسا، عمل زشت فروش آمرزش نامه ها بود، اما تدریجاً دامنه و محتوای اعتراض لوتر از حد اولیه فراتر رفت و به دعوی انشعاب در آئین مسیحیت و تأسیس «پروتستانتیزم مسیحی» در مقابل «کاتولیسیسم» و کلیسای کاتولیک [که در ساختار کلاسیک کلام و تئولوژی خود با فئودالیزم غربی پیوند خورده و به عنوان صورت نوعی اندیشه غرب قرون وسطایی مطرح گردیده بود] انجامید.
اگرچه کلیسا دچار انحطاط گردیده بود اما آنچه لوتر در عمل انجام داد، کوششی برای نجات کلیسای کاتولیک نبود، بلکه ارائه یک سلسله آموزه‌های اومانیستی و یهودی زده در مقابل آرای کلیسایی بود، آموزه‌هایی که درون‌مایه مدرن داشته و به کار مدرنیزه کردن دین مسیحیت می‌آمد که چنین نیز هم شد.
در واقع در اوایل قرن شانزدهم دامنه نفوذ آراء اومانیستی و مدرن [که با رنسانس و در ایتالیا ظاهر شده بود] به نواحی مرکزی و شمالی اروپا نیز رسیده بود و در آراء لوتر و جنبش پروتستانیستی ای که به راه انداخت خودنمائی کرد.
لوتر در تفسیر خود از آئین مسیح توجه بیشتری را بر آموزه های یهودی متمرکز کرد. درواقع می توان گفت که پروتستانتیسم مسیحی گونه ای تفسیر یهودی زده از میراث نظری مسیحیت کاتولیک است. به نظر می رسد گرایش عقل گریزی در آراء لوتر نیز با تمایل او به توجه به منابع یهودی مسیحیت کاتولیک و بی توجهی نسبی به میراث متافیزیک یونانی پیوند دارد. لوتر علاقه زیادی نیز به مطالعه و تفسیر «مزامیر» و «رساله‌های پولس» داشت. ( برونوفسکی. جی و مازلیش. بی / سنت روشنفکری در غرب از لئوناردو تا هگل / لی لاسازگار /آگه/1379/ص126)
لوتر زبان عبری آموخته بود و به ستایش یهودیان به عنوان «قوم برگزیده خداوند» می پرداخت. او به سال 1523م کتابی تحت عنوان «مسیح، یک یهودی زاده شد» نگاشت و به ستایش از آموزه های یهودی پرداخت. «آبراهام بی الیزر هالوی» خاخام کابالیست معتقد بود که «لوتر در پنهان فردی یهودی بود و می کوشید تا مسیحیان را آرام آرام به یهودیت متمایل نماید».
در «دانشنامه یهود» نیز لوتر را «یهودی پنهانکار متجدد» نامیده اند و خود لوتر در اوج کشاکش با کلیسای کاتولیک گفته بود:
«روی سخنم با کاتولیک‌ها است، اگر از این که مرا کافر بنامند خسته شده‌اند، بهتر است مرا یهودی بنامند» (صاحب خلق، نصیر / پروتستانتیزم، پیوریتتانیسم و مسیحیت صهیونیستی /هلال/1383/صص29،30)
لوتر با تمجید از یهودیان [که او مدعی است «حامل برترین خون‌ها در رگ‌های خود هستند و روح القدس به واسطه‌ی آن‌ها کتاب مقدس را به اقصی نقاط دنیا برد»] آن‌ها را «اربابان حقیقی» نامیده و غیر یهودیان را «سگان جیره خوار اربابان حقیقی» نامیده بود. (صاحب خلق، نصیر / پروتستانتیزم، پیوریتتانیسم و مسیحیت صهیونیستی /هلال/1383/ص30)
با طرح و بسط آراء مارتین لوتر، فئودال ها و شاهزادگان محلی که مخالف اعمال قدرت از طرف کلیسا بودند و می خواستند اقتدار پاپ را تضعیف نمایند به حمایت از آن برخاستند. درواقع اشراف و فئودال های محلی در سرزمین آلمان و نقاط همجوار، آراء لوتر را مستمسک مناسبی برای ترویجناسیونالیزم مورد نظر خود [که در این دوران حیات جنینی خود را می گذراند] به ویژه علیه سلطه رم می دیدند.
لوتر همچنین با آراء اقتصادی خود در ترویج رباخواری و سرمایه اندوزی، حمایت گسترده بازرگانان و سرمایه دارای نوظهور اروپایی را به دست آورد. لوتر اگرچه با فئودال های محلی و سرمایه داران نوظهور روابط نزدیکی داشت، اما نسبت به جنبش عدالتخواهانه‌ی دهقانان و تهی دستان بسیار خشن بود و خواهان سرکوب بی رحمانه جنبش دهقانی بود.



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان