آدرس

آدرس فعلی سایت koreafan.eu است در صورت بروز هر مشکل آدرس بعدی koreafan.. میباشد .

ساماندهي

انجمن کره فن در ستاد ساماندهي پايگاه هاي اينترنتي ثبت شد تاپیک

گروه تلگرام انجمن

گروه تلگرامی انجمن برای اطلاع رسانی از مشکلات انجمن و درخواست ها لطفا عضو بشین کلیک کنید



تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders
زمان کنونی: 12-03-2020، 04:48 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
آخرین ارسال: ─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─
پاسخ 17
بازدید 1510

امتیاز موضوع:
  • 3 رای - 4.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

[-]
کلمات کلیدی
در تحریفات بازی آخرالزمانی darksiders

تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders
نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#19
تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders قسمت اول


متأسفانه در سال‌های اخیر بازی‌های رایانه‌ای به ابزاری مناسب برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی برخی افراد خاص و افراطی تبدیل شده‌اند. آلوده کردن فضای سرگرمی با مفاهیم سیاسی و مذهبی، آن هم به منظور تلقین و گسترش ایدئولوژی خاص، کاری ناپسند و غیراخلاقی به شمار می‌رود.

نویسنده: محمود بلالی






مقدمه
متأسفانه در سال‌های اخیر بازی‌های رایانه‌ای به ابزاری مناسب برای بیان دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی برخی افراد خاص و افراطی تبدیل شده‌اند. آلوده کردن فضای سرگرمی با مفاهیم سیاسی و مذهبی، آن هم به منظور تلقین و گسترش ایدئولوژی خاص، کاری ناپسند و غیراخلاقی به شمار می‌رود.
در همین راستا در چند سال اخیر بازی‌های زیادی با مضامین ایدئولوژیک و مذهبی، بر اساس آموزه‌ها و داستان‌های موجود در کتب عهد جدید و قدیم ساخته و روانه بازار شده‌اند که در آن‌ها با دیدگاهی ویژه، به ارائه‌ی برداشتی خاص و تحریف شده از عقاید مذهبی گروه‌های مختلف پرداخته می‌شود. بازی Darksiders یکی از بازی‌هایی است که با مضمون آخرالزمانی و بر اساس دیدگاه‌های اوانجلیکی ساخته و روانه‌ی بازار شده است. در این بازی سعی شده تا تعریفی جدید (و تحریف شده) از آپوکالیپس (نبرد خیر و شر در آخرالزمان) ارایه شود. بازیکن با انجام این بازی به وضوح با برخی از عناصر و مفاهیم کلیدی آپوکالیپس (هفت مهر، شیپورهای ویژه و...) و اسامی برخی افراد و موجودات خاص (چهار سوار آپوکالیپس، سامایل و...) آشنا می‌شود.
البته باید توجه داشت که داستان این بازی تحریف کامل مفهوم آپوکالیپس از دیدگاه مذهبی، و پیرو دیدگاهی است که طی چند سال اخیر هالیوود به رواج آن دامن زده است. طبق مفاهیم مذهبی،آپوکالیپس به نبرد مرگباری میان خیر و شر گفته می‌شود که در مکانی به نام صحرای مجدون روی می‌دهد (از همین رو به آن آرماگدون هم گفته می‌شود) و پس از آن، شرّ برای همیشه پایان یافته و خیر بر عالم حاکم می‌شود. توجه به این نکته بسیار مهم و حائز اهمیت است که این جنگ حتماً باید در صحرای مجدون واقع شود، در غیر این‌صورت به هیچ وجه نمی‌توان نام آپوکالیپس (یا به تعبیریآرماگدون ) را بر آن نهاد.
اما در مفهوم جدید ارائه شده از این واقعه توسط غرب، آپوکالیپس می‌تواند در هر مقطع از زمان و در هر مکان ممکن صورت گیرد و در ضمن، پایانی بر ظلم هم نباشد! در این دیدگاه مفهوم جدیدی به نام پسا آپوکالیپس هم شکل می‌گیرد که به ماجرای زندگانی انسان‌ها پس از آپوکالیپس و تلاش آن‌ها برای بازسازی جهان می‌پردازد! دیدگاهی که هیچ ارتباطی به مفهوم واقعی آپوکالیپس در منابع مذهبی ندارد.
در این بازی هم سعی شده تا دیدگاه دیگری در مورد آپوکالیپس ارایه شود. دیدگاهی که در آن نابودی نسل بشر به دست شیاطین و شروع نبردی سهمگین میان نیروهای خیر و شر آسمانی را پیش‌بینی می‌نماید.

 

و اینک آرماگدون! (بررسی و تحلیل داستان بازی)

از ابتدای زمان، ارتش بهشت و جهنم درگیر جنگی ناتمام با یکدیگر بوده‌اند.
* براساس این دیدگاه شیاطین و فرشتگان برای تصاحب بهشت در جنگی طولانی با یکدیگرند! در چنین دیدگاهی هیچ وظیفه‌ای برای فرشتگان متصور نشده‌اند و آن‌ها صرفاً نگهبانان بهشت معرفی می‌شوند و برای پاسداری از آن با شیاطین می‌جنگند!

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

طی این ماجرا و برای برقراری دوباره نظم و تعادل، پای انجمنی به نام «شورای سوخته» (Charred Council) به این جنگ باز می‌شود؛ نهادی که به وسیله‌ی قوانین باستانی به منظور حفظ نظم و تعادل تشکیل شده بود.
* توجه داشته باشید که در این روایت هیچ اثری از خداوند دیده نمی‌شود! نظم و تعادل عالم بالا بر هم خورده و هرج و مرج در آنجا موج می‌زند.
طبق قانون این شورا هر قدرت بررسی نشده بزرگی برای اصل عالم هستی تهدید به حساب می‌آمد.
* این دیدگاه بیانگر این موضوع است که هر از گاهی در عالم بالا قدرت‌هایی ظهور می‌کنند که ظهور آن‌ها خارج از اراده‌ی خداوند است و ممکن است برای ماهیت وجودی عالم خطرناک باشند! به همین علت شورایی برای نظارت و کنترل آن‌ها وجود دارد.
در این زمان بهشت و جهنم توافق کردند و به این قوانین احترام گذاشتند و بازوی اجرایی شورا، گروهی مخوف موسوم به چهار سوار شدند. در میان این غوغا اولین انسان‌ها خلق شدند.
* می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که برای خلق انسان‌ها برنامه‌ریزی خاصی صورت نگرفته بوده و خلقت آن‌ها در اوضاعی آشفته و نابسامان صورت گرفته است. شاید هم عالم، به هیچ‌وجه منتظر این مولود جدید نبوده و به یک‌باره از این خلقت غافلگیر شده!
شورا پیشگویی کرده بود که آن‌ها موجوداتی ضعیف اما زیرک هستند که روزی باعث تکامل تعادل می‌شوند.
* می‌بینید که ساکنان عالم بالا هیچ اطلاعاتی در مورد این مخلوق جدید ندارند و برای برنامه‌ریزی در مورد سرنوشت آن‌ها، به پیشگویی و گمانه‌زنی متوسل می‌شوند!
بدین ترتیب، سومین قلمرو، قلمروی انسان نام گرفت. پس از این ماجرا به دستور شورا، حقیقتی بین بهشت و جهنم جعل شد و از انسان پنهان گشت و پیمانی بر پایه هفت مهر بنا شد و قرار شد که هر زمان قلمروی انسان‌ها آمادگی شرکت در آخرین جنگ را پیدا کرد، این هفت مهر شکسته شوند. جنگی که تعادل را به ارمغان می‌آورد و سرنوشت نهایی سه قلمرو را مشخص می‌کند.
* توجه به این نکته ضروری است که در این بازی مدام از جنگ به عنوان عاملی برای برقراری تعادلیاد می‌شود و به آن وجهه‌ی توجیه‌پذیری داده می‌شود.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#11
در یک نگاه کلی رئوس اصلی و شاخص های فکری مارتین لوتر را می توان این گونه بر شمرد:
مارتین لوتر نظراتی متفاوت از آموزه های کلیسای کاتولیک در تفسیر مسیحیت داشت و آن ها را در هیئت انتقاد نسبت به کلیسا ارائه کرد، اما او دارای یک دستگاه فکری منسجم [آن‌گونه که فیلسوفانی نظیر کانت یا هگل دارند] نبود.
آراء لوتر در خصوص نسبت دین با اجتماع و سیاست صیغه ای سکولاریستی دارد. سکولاریسم یکی از ویژگی های ذاتی تفکر اومانیستی مدرن است و از همین روی صبغه سکولاریستی آراء لوتر مورد استقبال مدرنیست ها قرار گرفت. لوتر در قالب انتقادات و آموزه های خود در واقع تفسیری مدرنیستی از دیانت مسیح ارائه می کرد.
لوتر در خصوص رابطه بشر با خداوند، ضرورت وجود نهادی به نام کلیسا را نفی می کرد و در این مسیر در واقع به دنبال ترویج نحوی تفسیر فردگرایانه از مسیحیت بود که با باطن فردگرایانه تفکر مدرن سازگاری دارد. فردگرایی به عنوان یک مفهوم حقوقی و سیاسی که بیانگر اتمیسم تفکر مدرن است بارزترین صورت بیان خود را در ایدئولوژی لیبرالیسم و تعریف ماهیت روابط بشری بر پایه تز «انسان، گرگ انسان است» نشان می دهد.
آراء لوتر را اگرچه نمی‌توان لیبرالیستی نامید، اما درک فردگرایانه و بورژوائی او از مسیحیت در واقع یکی از بسترسازان ظهور لیبرالیسم بوده است.
لوتر مدعی بود رستگاری امری است که منوط به ایمان می باشد و ایمان نیز امری قلبی و درونی است، لذا اعتقادی به اجرای دقیق مناسک و مراسم مذهبی نداشت. بدین ترتیب ضمن کاستن از نقش کشیش و کلیسا در ساختار مذهب مسیحی با درونی و شخصی کردن مفهوم ایمان، عملاً زمینه های کم توجهی به احکام و آداب مذهبی و تضعیف نقش مذهب در زندگی روزانه [که از ویژگی های مدرنیته] را پدید آورد.
لوتر بر خلاف تعالیم اخلاق کاتولیک، رباخواری و انباشت سرمایه و تکاثر را امری پسندیده دانست و بدین ترتیب عملاً راه را برای ترویج اخلاق سرمایه دارانه گشود. به جهت وجود چنین آموزه‌هائی است که سرمایه داران و مدافعان عقیدتی و سیاسی آن ها به حمایت از پروتستانتیزم لوتری پرداختند.
لوتر به لحاظ سیاسی به نظریه استقلال حاکمان محلی و پادشاه از کلیسا اعتقاد داشت یعنی محدوده قدرت فرمانروایان را مستقل از نفوذ و سیطره پاپ و کلیسا می دانست و مدعی بود که اقتدار روحانیان محدود به نصیحت کردن است و آن ها حق بر کنار کردن فرمانروایان و یا دعوت مردم به شورش را ندارند. درواقع لوتر معتقد بود که مردم در هیچ شرایطی حق شورش ندارند.
لوتر با انجام رفرم مذهبی مورد نظر خود انشعابی بزرگ در آئین مسیحیت پدید آورد. پیروان لوتر «پروتستانتیست» نامیده شدند و تدریجاً پروتستانتیزم مسیحی به عنوان یک شعبه بزرگ مسیحی مخالف کلیسای کاتولیک در برابر آن قرار گرفت. لوتر و پس از او دیگر پروتستانتیست های مسیحی، آئین مسیحیت را به گونه ای دنیوی تر از گذشته و همسو با افق‌های سکولاریسم و مدرنیته و سرمایه سالاری تفسیر می کردند و بدینسان آن را در افق رویکرد اومانیستی قرار می دادند.
مارتین لوتر برخلاف سنت تجرد کشیش های کاتولیک، ازدواج کرد و صاحب شش فرزند شد. همچنین او کتاب مقدس را به آلمانی ترجمه کرد و سرانجام به سال 1546 م درگذشت. (نصیر صاحب خلق / پروتستانیزم، پیوریتانیسم، مسیحیت صهیونیستی / نشر هلال)
 

سرنوشت پروتستانیزم پس از لوتر
پس از لوتر، پروتستانیزم به 3 دسته کلی تقسیم شد:
1ـ پروتستانیزم سنتی (Mainline Protestants)
این دسته از پروتستان‌ها معتقد به رفتار مهربانانه‌ با سایرین هستند و از بقیه پروتستان‌ها تعصب کمتری دارند. مهم‌ترین دسته‌های میان آن ها مشیحایی‌ها، متدویست‌ها (یا مکتبی‌ها)، لوتری‌ها، کلیسای اصلاح‌طلب، اسقفی‌ها و … هستند.
2 ـ انجیلی‌ها (Evangelicals)
افرادی با احساس، از لحاظ مذهبی متعصب و متمایل به روش‌های نوین تفکر و اندیشیدن هستند.
3 ـ بنیادگرایان (Fundamentalists)
این افراد نیز در اعتقادات خود متعصب‌اند و تفکراتی بسیار نزدیک به یهودیان صهیونیست دارند. این گروه را مسیحیان صهیونیست می‌نامیم. فعالیت عمده این گروه پس از جنگ جهانی دوم مشهود شد.
رویکرد کلی این گروه در سیاست‌های آمریکا بسیار مؤثر است.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#12
سه رویکرد مهم این فرقه عبارتند از:
1ـ احساس برگزیدگی الهی
آن ها معتقدند خداوند آن ها را برگزیده تا همه انسان‌ها را نجات دهند و راه نجات آن ها از بلایایآخرالزمان پیروی از مسیحیت است.
بوش در سخنان خود در این باره می‌گوید:
«ایالات متحده فراخوانده شده تا آزادی را که یکی از مواهب الهی است، به تمام مخلوقات در سراسر جهان ارزانی کند».
2ـ احساس عمیق نسبت به اینکه اکنون در آستانه آخرالزمان هستیم
از سال 1916 رؤسای جمهور آمریکا با این مفهوم آشنا شدند و به آن معتقد شدند. اولین رئیس جمهور که به این مفهوم ایمان آورد، ویلسون بود. رؤسای جمهور دیگر نیز به صورت جدی دنبال می‌کردند. معروف است که می‌گویند آرزوی ریگان آغاز جنگ آرماگدون به دست او بوده است.
3ـ تنها راه فهم و درک کامل و مطلق در بنیادگرایی است و سایرین در این باره در اشتباه‌اند.
 

هفت مرحله در آخرالزمان از نظر بنیادگرایان

مسیحیان صهیونیست معتقد به هفت مرحله یا هفت مشیت الهی هستند که در آخرالزمان به وقوع می‌پیوندد. این مراحل عبارت‌اند از:
1ـ بازگشت یهودیان به فلسطین.
2ـ ایجاد دولت یهود.
3ـ موعظه شدن بنی‌اسرائیل و دیگر مردم دنیا به وسیله انجیل.
4ـ حصول مرحله وجد یا سرخوشی (Rapture) یعنی به بهشت رفتن کلیه کسانی که به کلیسا ایمان آورده‌اند.
5ـ دوره‌ 7 ساله حکومت دجال ( آنتی کرایست ـ ضدمسیح ) و فلاکت یهودیان و سایرین (به اصطلاح آنان مؤمنان)
6ـ وقوع جنگ آرماگدون
7ـ شکست لشکریان دجال و حکومت مسیح به پایتختی قدس ( اورشلیم ). یهودیان در این دوره به مسیح ایمان می‌آورند.

 

مبانی عقیدتی مسیحیان صهیونیست
پیروان کلیسای انجیلی آمریکا - که پیروان آن حدود یک چهارم جمعیت آمریکا (70 ملیون نفر) را شامل می شوند و تعدادشان رو به رشد است - مطلق گرا و معتقد به نبرد دائم بین خیر و شر هستند.
«بازگشت دوم حضرت مسیح» در «آخرالزمان»، پس از طی مراحلی که نهایت آن به «جنگ و ویرانی بزرگ» ختم می شود، از جمله مبانی اعتقادی این جریان است.
بر مبنای چنین اعتقاداتی حضرت مسیح روزی به زمین باز خواهد گشت و برای هزار سال حکومت خواهد کرد. و اقدامات او طی هفت مرحله صورت می گیرد.
اکنون مرحله چهارم، یا مرحله کلیسا، است و سپس « ضد مسیح » در زمین ظاهر خواهد شد و خود را به دروغ منجی یهودیان خواهد خواند. برخی معتقدند که آنچه که موجب باور برخی به او می شود این است که او قادر به اعاده صلحی ظاهری در خاورمیانه خواهد شد. حکومت ضد مسیح، هفت سال به طول می انجامد و دوره «رنج یا آزمایش بزرگ» خوانده خواهد شد.
مرحله بعد، «آخرالزمان» خوانده می شود که طی آن حضرت مسیح به سوی زمین رو می کند و مؤمنان مسیحی را حیات دوباره می بخشد.
پیروان کلیسای انجیلی معتقدند که در این مرحله، حضرت عیسی، سوار بر اسبی سفید، به زمین برخواهد گشت، و در پی او سواره نظامی مرکب از مؤمنان از ابرها سرازیر خواهند شد و حرکت خواهند کرد. عیسی مسیح پیروزمندانه به جنگ وارد شده، معابد باستانی یهودیان را احیا و حکومتی هزار ساله را آغاز خواهد کرد، بهشتی و زمینی جدید را نشان خواهد داد و شیطان را برای همیشه خاموش خواهد کرد.
«بنیادگرایی مسیحی» در گذشته بر سلوک اخلاقی صحیح تکیه داشت، ولی در دهه های گذشته صرفاً سیاسی شده است. به «بنیادگرایان»، لقب «تجدید حیات یافته» نیز داده می شود. این مسئله شامل یک نوع تجربه بیداری معنوی و یا صرفاً گرایش به افکار سیاسی خاص است. آن ها معتقدند تاریخ بشر در طی نبردی در آخرالزمان به نام «آرماگدون» به پایان می رسد و نقطه اوج آن ظهور دوباره مسیح است؛ پس از آن، داوری نهایی برای همه مردگان و زندگان انجام می شود.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#13
این جریان معتقد است:
"خداوند مقرر کرده است که بشر هفت مرحله یا هفت مشیت الهی را از سر بگذراند که یکی از آن ها «نبرد هسته ای آرماگدون» است. با آغاز این جنگ وحشتناک، رستگارشدگان به آسمان ها عروج خواهند کرد و از مصیبت جنگ در امان خواهند بود."
کتاب بر جای مانده نوشته «تیم لاهه»، تشریح کننده چنین اعتقاداتی است و تا کنون در دوازده جلد انتشار یافته و مجموعاً بیش از 50 میلیون نسخه فروش داشته است. در این مجموعه کتاب ها اعتقادات مسیحیان انجیلی در مورد نبردهایی که قبل و در جریان «بازگشت دوم» مسیح به وقوع خواهد پیوست، تشریح شده است. برخی از پیروان این جریان بر این مبنا که حرکت در جهت برخورد نهایی نباید مختل یا کند شود، نسبت به بسیاری از اقداماتی که در سطح بین المللی صورت می گیرد، نظر منفی دارند، از جمله آن ها، دبیر کل سازمان ملل را ـ که وظایفی در مورد حفظ صلح دارد ـ در جهت ضد مسیح می دانند. بسیاری از آن ها در پی حوادث یازده سپتامبر و درگیری های فلسطین بسیار فعال شده و آن ها را دلایل دیگری بر اجتناب ناپذیر بودن «جنگ و ویرانی بزرگ» یافته اند. به قول «دولت گیبسون» مدیر «ائتلاف جهانی انجیلی ها»، «خشونت ها مردم را به فکر انداخته که آیا مسیح در حال ظهور است؟»
آنچه در نظر بحث ما مهم است این است که مسیحیانی که پروتستان انجیلی شمرده می شوند و ظاهرا به درجات مختلف دارای چنین عقایدی هستند، بزرگ ترین فرقه مسیحی در آمریکا را به وجود آورده اند؛ اگرچه روشن نیست که چه بخشی از آن ها اصولاً به این عقاید باور دارند و چه بخشی ندارند. به هر حال، بر مبنای چنین عقایدی است که مسیحیان در آمریکا برقراری صلحی پایدار، جامع و حقیقی در خاورمیانه را تا قبل از آمدن «منجی» و وقوع «نبرد نهایی» نه تنها مشکل بلکه غیرممکن می داند و نسبت به تلاش هایی از نوع «روند صلح» و... به دید شک می‌نگرد.
چنان‌که در آینده تشریح خواهد شد، عقاید دین شناختی (تئولوژیک) راست مسیحی به نوبه خود مبنای اصولی جانبداری این جریان از اسرائیل است و پایگاه سیاسی قابل توجهی برای طرفدارانلیکود در آمریکا و عملکرد افرادی چون شارون در اراضی اشغالی فراهم آورده است. بر این مبنا، ایجاد اسرائیل در سال 1948 تحقق یک «پیشگویی پیامبرانه» و مقدمه عملی شدن پیشگویی های دیگر بوده است. از این جهت ملاحظات استراتژیک یا سیاسی یا ارزش های مشترک و امثال آن که مبنای جانبداری جریان‌های غیرمذهبی از اسرائیل است نقش عمده ای ندارد.
البته بحث آخرالزمان در فرقه های مختلف مسیحیت به گونه های مختلف مطرح شده است و حتی در داخل جریان راست مسیحی نیز تفاوت هایی در نگرش های بخش های مختلف آن به مسئله آخرالزمان و ربط آن با کشور اسرائیل وجود دارد. برخی از اینان حاکمیت خدا را به گونه ای موسع می بینند و بر این مبنا معتقدند که خدا قادر به انجام هر آنچه که اراده کند، هست و لذا ضروری نیست که وسیله به خصوصی (دولت به خصوصی) وجود داشته باشد تا خدا بتواند هدف به خصوصی را محقق سازد. به علاوه موضوع تشکیل اسرائیل تا جنگ دوم به عنوان موضوعی جدی مطرح نبود و تنها بعد از این جنگ جدی شد. این واقعیت که نزدیک به دو هزار سال اعتقادی که رژیم اسرائیل از محورهای آن به شمار می رود، نقشی در مسیحیت نداشته است، از بزرگ ترین نقاط ضعف این اعتقاد است.
در بین برخی از انجیلی ها اعتقاد راسخی وجود دارد مبنی بر این که شکل گیری حکومت ضدمسیحنزدیک است و در اثر آن یک دیکتاتوری سیاسی و اقتصادی شدید حاکم خواهد شد به نحوی که حتی برای خرید و فروش معمولی نیز احتیاج به کسب اجازه قبلی خواهد بود. اینان اعتقاد دارند که برای تقویت چنین رژیمی یک پیامبر دروغین توانا و یک مذهب جهانی به وجود خواهد آمد.
البته همه‌ی هواداران جریان راست مسیحی الزاماً به این گونه عقاید پایبند نیستند، و اعتقادی به مراحل هفتگانه ندارند، بلکه بعضاً پذیرفته اند که آموزه های انجیلی باید با شرایط عصر جدید انطباق داده شده و بازگشت به قوانین انجیلی و تحقق قطعی آن ها ممکن است قرن ها به طول انجامد. اما رهبران سیاسی و مبلغان راست مسیحی؛ مانند «پاتریک رابرتسون» و «جری فالول» و در واقع اکثر مبلغان تلویزیونی و نیز میلیون ها تن از پیروانشان معمولاً دارای اعتقادات افراطی هستند.
یکی دیگر از مبانی اعتقادی کلیسای انجیلی اعتقاد به حضرت مسیح به عنوان تنها منجی است. این در حالی است که پیروان دیگر فرقه های لیبرال تر پروتستانیسم؛ مانند «پرسبیتریین ها» و «متودیست ها» حضرت مسیح را یکی از راه های نجات می دانند. این امر به ویژه یکی از مبانی اعتقادی مهمی است که باعث گرایش شدید انجیلی ها به دعوت پیروان دیگر ادیان بلکه پیروان دیگر فرقه های مسیحی به کلیسای انجیلی شده است.
برنامه‌های عامه پسند تلویزیونی کشیشان پروتستان در آمریکا که حدود 60 میلیون بیننده دارند، پیوسته می کوشند مردم را متقاعد سازند که به جای «صلح» باید در پی «جنگ» باشند. آن ها با نقل آیات انجیل سعی می کنند ثابت کنند که ما در دوره آخرالزمان هستیم. اینان چون اعتقاد دارند اسرائیل باید «مقر فرود آمدن» دومین ظهور مسیح باشد، سعی دارند پرستش سرزمین اسرائیل را به یک آیین مذهبی بدل سازند. آثار سیاسی قرارگرفتن معتقدان به «مشیت الهی گرایی» در سمت های حساس ایالات متحده می تواند بسیار نگران کننده باشد. به عنوان مثال، «جیمس وات» به عنوان وزیر کشور اسبق ایالات متحده، در کمیته مجلس نمایندگان اظهار داشت:
«به علت ظهور دوباره و قریب‌الوقوع مسیح، نمی‌توانم خیلی در بندِ نابودی منابع طبیعی خودمان باشم.»
پیام مشیت الهی گرایان، منحصر به مرزهای ایالات متحده نیست. این گروه در اوت 1985 نمایشی را به صحنه آوردند که نخستین کنگره «مسیحیان صهیونیست» نام گرفت.
در اوایل دهه 90 ، آمریکائیان به بیش از 1400 رادیوی مذهبی گوش می دادند. اکثریت هنگفتی از 80000 کشیش بنیادگرای پروتستان که روزانه از 400 ایستگاه رادیویی سخن پراکنی می کنند، خواهان مشیت الهی گرایی هستند. برخی از مشهورترین این افراد عبارتند از: پاتریک رابرتسون، جیمی سواگارت، جیم باکر و جری فال ول.
مدرسه های انجیلی بسیاری، چه فرقه ای و چه فرافرقه ای در سراسر آمریکا اصول خداشناسیآرماگدون را بر پایه پرستش اسرائیل تعلیم می دهند. تعداد این مدارس در حدود 200 مؤسسه و دارای حدود 100000 دانشجو هستند. این دانشجویان پس از فراغت از تحصیل، کشیش پروتستان می شوند، به میان مردم می روند و این دیدگاه را تبلیغ می کنند.
کشیشان بنیادگرا زمانی کمونیست شدن روسیه را نشانه آخرالزمان دانستند. به تبع این نگرش، آن‌ها اعتقاد قلبی به قراردادهای صلح خاورمیانه ندارند و آن ها را پایدار نمی‌دانند.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#14
«لانگ»، مدیر تحقیقات «انستیتو کریستیک» در 1985 افشا کرد «رونالد ریگان»، رئیس جمهور آمریکا، معتقد به ایدئولوژی آرماگدون بوده است. «الینگ وود» که خود یکی از معتقدان پر و پاقرص پرستش اسرائیل و از جمله نبرد آخرالزمان است، گفته است که او و فرماندار ریگان اغلب با هم می نشینند و درباره پیشگویی های کتاب مقدس به بحث و گفت وگو می پردازند. ریگان همچنین در یک مصاحبه گفته است: «اعتقاد دارد که تجدید حیات پیدا کرده است».
دادن لقب «امپراتوری شیطانی» به روسیه توسط وی که بعدها در زبان سیاستمداران آمریکایی مصطلح شد، از همین بینش سرچشمه می‌گیرد.
اصول آموزش هواخواهان «مشیت الهی» این است که قبل از استقرار پادشاهی جهانی مسیح، مطابق پیشگویی های کتاب مقدس، ابتدا باید یهودیان به اسرائیل بازگردند، سپس دولت یهود تاسیس و کلام خدا برای همه امت ها تبلیغ شود. آن ها معتقدند یک روز، یک یهودی افراطی، قدس را منفجر خواهد کرد تا در جای آن معبد سلیمان بازسازی شود؛ مراسم قربانی یهود از نو آغاز شود و سپس نوبت به آرماگدون خواهد رسید. حفاری هایی که در زیر قدس انجام می شود به منظور کشف آثارمعبد سلیمان است تا ثابت شود معبد سلیمان در همین مکان فعلی قدس بوده است. در نتیجه با این توجیه به خراب کردن قدس و تاسیس معبد سلیمان درجای آن بپردازند. در حالی که مسلمانان بیم دارند هدف از این حفاری ها فرو ریختن خودبه خودی مسجدالاقصی باشد.

 

اهداف مسیحیان صهیونیست

1ـ تشویق و دلگرمی در گفت‌وگوهای یهودیان و مسیحیان.
2ـ مقابله با افکار ضدیهودی
3ـ آموزش با نگرش‌ به ریشه‌های یهودی دین مسیح: این برنامه در 200 مدرسه با 100000 دانشجو اجرا می‌شود.
4ـ اقدامات بشردوستانه در میان پناهندگان یهودی.
5ـ مخالفت با مقامات یهودی میانه‌رو که به دنبال روش‌های مصالحه‌جویانه برای صلح در فلسطین هستند.
6ـ سوءاستفاده از مسیحیت برای توجیه اعمال ضدحقوق بشر.
7ـ آخرالزمان شناسی از کتاب مقدس در معرض تبدیل شدن به پیشگویی منجر به واقعیت.

برای اجرای بند هفتم با تبلیغ تفکرات تدبیرگرایی (یا مشیت‌گرایی ـ Dispensationalism) در میان عموم تلاش می‌کنند تا این باور را به وجود آورند که مسائلی که رخ می‌دهد همان است که در کتاب مقدس آمده و ما نباید با آن ها مبارزه کنیم.


 


منبع: حرف آخر

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#15
تحریفات آخرالزمانی در بازی Darksiders قسمت چهارم

مرحله ششم از مراحل هفتگانه آخرالزمان جنگی همه‌گیر در جهان است که به آپوکالیپس معروف است و در آن همه‌ی زمین به سختی نابود خواهد شد. مکان وقوع این جنگ صحرای مگیدو در شمال اسرائیل و کرانه غربی رود اردن است و به همین دلیل به نبرد آرماگدون هم معروف است.

نویسنده: محمود بلالی





 
آپوکالیپس ( Apocalypse ) و آرماگدون ( Armageddon )

مرحله ششم از مراحل هفتگانه آخرالزمان جنگی همه‌گیر در جهان است که به آپوکالیپس معروف است و در آن همه‌ی زمین به سختی نابود خواهد شد. مکان وقوع این جنگ صحرای مگیدو در شمال اسرائیل و کرانه غربی رود اردن است و به همین دلیل به نبرد آرماگدون هم معروف است. اصل این کلمه هارمجیدو (یا هارمگیدو ) است. در این مکان در گذشته شهری استراتژیک بوده که در مسیر عبور از شمال به جنوب و شرق به غرب بوده است. جنگ‌های زیادی در تاریخ در این مکان رخ داده است. طبق پیشگویی‌های موجود در کتاب مکاشفات یوحنا در اینجا جنگ میان نیروهای خیر (یهودیان) و نیروهای شرّ (مسلمانان از ایران و روسیه) رخ می‌دهد و به همه دنیا کشیده می‌شود.

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

در صحیفه حزقیال نبی درباره آرماگدون آمده است:
«باران‌های سیل‌آسا و تگرگ‌های سخت آتش و گوگرد، تکان‌های سختی در زمین پدید خواهد آورد. کوه‌ها سرنگون خواهند شد. صخره‌ها خواهند افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد شد».
در صحیفه زکریای نبی آمده است:
«گوشت ایشان در حالی که بر پاهای خویش ایستاده‌اند کاهیده خواهد شد و چشمان ایشان در جای خود گداخته خواهد شد و زبان‌هایشان در دهانشان کاهیده خواهد شد».
بنیادگرایان این عبارات را حمل بر استفاده بمب‌های اتمی و نوترونی در این جنگ می‌دانند. اعتقاد به این جنگ تأثیر زیادی بر سیاست‌های داخلی و خارجی داشته است. جیمز وات وزیر کشور اسبق ایالات متحده در کمیته مجلس نمایندگان اظهار داشت:
«به علت ظهور دوباره و قریب‌الوقوع مسیح، نمی‌توانم خیلی در بند نابودی منابع طبیعی خودمان باشم».
ریگان رئیس جمهور اسبق آمریکا نیز بسیار تحت تأثیر تعلیمات دینی که توسط مادرش نل ریگان دیده بود، قرار داشت. وی می‌گوید:
«این نبی خشمگین حزقیال است که بهتر از هر کسی، قتل عامی را که عصر ما به ویرانی خواهد کشاند، پیشگویی کرده است… این علامت آن است که فرا رسیدن آرماگدون دور نیست».

 

هزاره‌گرایی

هزاره گرایی یکی از مسائل مهم در تاریخ و حوادث مربوط به آن بوده است و بنیادگرایان مسیحی اعتقاد راسخی به آن دارند. این تفکر بر این اساس استوار است که در ابتدای هر هزاره اتفاق مهمی رخ خواهد داد. آن‌ها می‌گویند که جنگ آپوکالیپس در منطقه آرماگدون در ابتدای هزاره‌ سوم رخ خواهد داد. یعنی تا سال 2026.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#16
منتظران آرماگدون

یکی از موضوعاتی که همواره در اندیشه انتظار مسیحیت و اسلام به عنوان چالش مطرح بوده، نبردآخرالزمان است. با نگاهی به تاریخ اروپا و امریکا در مقاطعی حساس، رهبران آنان با اشاراتی کوتاه و بسیار مبهم مطالبی را بیان می داشتند که بیان گر اندیشه های درونی حاکم بر آنان بوده است.ناپلئون وقتی به دشت جرزال میان جلیله و سامریه در حوالی کرانه غربی رود اردن رسید، گفت:
«این، میدان بزرگ ترین نبرد جهان است.» ( تدارک جنگ بزرگ، گریس هال سل، ترجمه خسرو اسدی، ص50)
وی این مطلب را براساس آموزه‌های انجیلی ابراز داشت. اما به نظر نمی‌رسد هیچ پژوهشگر مسلمانی این گفتار وی را، که در تاریخ ثبت شده است، مورد توجه، تجزیه و تحلیل قرار داده باشد. بیش از صد سال بعد، هنگامی که فرانسه توانست با سوءاستفاده از ضعف امپراطوری عثمانی، سوریه و لبنان را اشغال کند، ژنرال گورو فرمانده فرانسوی و فاتح دمشق، در حالی که پای خود را با تنفر و تکبر تمام بر مزار صلاح‌الدین ایوبی گذاشته بود، اظهار داشت:
«هان ای صلاح‌الدین ما بازگشتیم!»
این رفتار متفرعنانه مخصوص این فرمانده فرانسوی نبود. آلن بی، ژنرال انگلیسی نیز که خود در جنگی دیگر در زمان جنگ جهانی اول در هارمجدون پیروزی ارزشمندی را به دست آورده بود، هنگام ورود به قدس، سرمست از پیروزی خویش در برابر کنیسه قیامت ابراز داشت:
«امروز جنگ‌های صلیبی به پایان رسید.»
این حادثه برای یهودیان از چنان اهمیتی برخوردار بود که اسرائیل زانگوئیل آن را «جنگ هشتم صلیبی» نامید. (نقد و نگرش بر تلمود، ظفرالاسلام خان، محمدرضا رحمتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ص71)
در ادامه، خط سیر این اندیشه را در رفتار جنگ جویانه آیزنهاور رئیس جمهور امریکا، در دهه پنجاه پی می‌گیریم. وی اعلام کرد:
«بزرگ‌ترین جنگی که در پیش داریم، جنگی است برای تسخیر افکار انسان‌ها.»
اما وی ابراز نداشت که سخن وی در واقع روشی برای تحقق نظریه حمبس برونهام در کتاب «مبارزه برای جهان» است که نوشته بود: «هدف ما ایجاد دولت جهانی امریکایی است، به گونه‌ای که با دولت‌های جهان به رقابت برخیزد.» (احمد رزاقی، تبلیغات دینی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ص20و21)

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد
در پی این اظهارات تند و مهار گسیخته در دهه هشتاد با جنگ ستارگان ریگان، تفکر مذهبی وی در رابطه با مشیت الهی، جنگ برای نابودی دشمنان خدا و حکومت هزارساله مسیح روبه‌رو می‌گردیم. پس از ریگان، بوش پدر با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نظریه نظم نوین جهانی را مطرح می‌سازد و فرزندش پس از حوادث یازده سپتامبر بار دیگر با نبش قبر اندیشه‌ها و انگیزه های مدفون مذهبی، سخن از جنگ‌های صلیبی به میان می‌آورد و کشورهای ایران، عراق و کره شمالی را محور شرارت می‌نامد. نگاه تفوق جویانه و نامداری غرب نسبت به مسلمانان، با فراز و نشیب‌هایی مصلحتی در طول چند قرن اخیر به خوبی روشن است.
حال، این پرسش مطرح می‌شود که آیا همه این اظهارنظرها اتفاقی است و از نگرش لیبرالیستی غرب ناشی می‌شود یا برآیندی است از ناگفته‌های ذهنی و عقیدتی غربیان، که با بیان‌های گوناگون ابراز می‌شود؟
از سوی دیگر، آیا این نگاه خصمانه در اندیشه انتظار منجی آخرالزمان نیز ردپایی از خود برجای گذاشته است یا خیر؟
گریس هال سل در جست‌وجوی پاسخ این پرسش‌ها، کتاب «تدارک جنگ بزرگ» را به رشته تحریر درآورده است. این نویسنده مسیحی امریکایی به ریشه‌یابی دشمنی‌های غرب پرداخته، با دلایل گوناگون و مستند این نظریه را اثبات می‌کند که برخی موضع‌گیری‌ها و رفتارهای خصمانه یا دوستانه برخی از سردمداران کشورهای قدرتمند مسیحی، ناشی از یک عامل عقیدتی است؛ عاملی که از سوی حرکت‌های راست افراطی مسیحی به شدت در جامعه مسیحی تبلیغ می‌گردد و تاکنون با اقبال خوبی روبه‌رو بوده است. این عامل چیزی جز «نبرد آخرالزمان» نیست؛ نبردی که در دره مجدونرخ خواهد داد. براساس این روایت عهد عتیق پیکاری بزرگ بین ارتش دویست میلیونی شرق از یک سو، و ارتش یهودی مسیحی از سوی دیگر، به وقوع خواهد پیوست.

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#17
نبردها در دره مجدون همزمان با بازگشت مسیح روی خواهد داد. براساس تأویل‌های گروهی از کشیشیان پروتستان، در این جنگ از سلاح‌های هسته‌ای استفاده خواهد شد:
«ای پسر انسان نظر خود را بر جوج، که از زمین مأجوج و رئیس روش و ماشک و توبال است، بدار و بر او نبوت نما و بگو خداوند «یهوه» چنین می‌فرماید: اینک من ای جوج رئیس روش و ماشک و تو بال بر ضد تو هستم و تو را برگرانیده قلاب خود بر چانه‌ات می گذارم و تو را با تمامی لشکرت بیرون می‌آورم. اسبان و سواران، که جمیع ایشان با اسلحه تمام آراسته، جمعیت عظیمی با پسرها و مجنّ ها و همگی این‌ها شمشیر به دست گرفته. فارس و کوش و فوط با ایشان و جمیع ایشان با سپر و خود، جومرو تمامی افواجش و خاندان توجَرمه از اطراف شمال با تمامی افواجش و قوم‌های بسیاری همراه تو. پس مستعد شو و تو تمامی جمعیت که نزد تو جمع شده‌اند، خویشتن را مهیا سازید و تو مستحفظ ایشان باشد. پس از روزهای بسیار از تو تفقد خواهد شد و در سال‌های آخر به زمینی، که از شمشیر استرداد شده است، خواهی آمد که از میان قوم‌های بسیار بر کوه‌های اسرائیل، که به خرابه‌های دائمی تسلیم شده بود، جمع شده است و آن از میان قوم‌ها بیرون آورده شده و تمامی اهلش به امنیت ساکن می‌باشند.»
علاوه بر این آیات، که به چگونگی تشکیل سپاهیان مهاجم و پایان خوش جنگ می‌پردازد، برخی دیگر جنبه‌های دهشت بار نبرد را روشن می‌سازند:
«خداوند یهوه می‌گوید: در آن روز، یعنی در روزی که جوج به زمین اسرائیل برمی‌آید، همانا حدّت خشم من به بینیم خواهد برآمد... هر آینه در آن روز تزلزل عظیمی در زمین اسرائیل خواهد شد و ماهیان دریا و مرغان هوا و حیوانات صحرا و همه حشراتی که بر زمین می‌خزند و همه مردمانی که روی جهانند و به حضور من خواهند لرزید و کوه‌ها سرنگون خواهد شد و صخره‌ها خواهد افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گردید.» (عهد عتیق، حزقیال نبی، باب 38، آیات18،20)
در کتاب زکریای نبی، به چگونگی کشته شدن جنگاوران مهاجم اشاره شده است:
«گوشت ایشان در حالتی که بر پای های خود ایستاده‌اند، کاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان کاهیده خواهد شد.» (کتاب زکریا، باب 14، آیه 12)
شدت حادثه و تعداد کشتگان در این نبرد عظیم، چنان زیاد است که در مکاشفه یوحنا از آن به عنوان ضیافت خداوند برای پرندگان یاد می‌شود:
«و دیدم فرشته‌ای را در آفتاب ایستاده که به آواز بلند تمامی مرغانی را که در آسمان پرواز می‌کنند ندا کرده، می‌گوید: بیایید و به جهت ضیافت عظیم خدا فراهم شوید. تا بخورید گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جباران و گوشت اسبان و سواران آن‌ها و گوشت همگان را چه آزاد، چه غلام و چه صغیر و چه کبیر.» (مکاشفه یوحنا، باب 19: 1718)

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

 

نبرد قرقیسیا و شباهت‌های آن با نبرد آپوکالیپس
در روایات عهد عتیق و انجیل، شباهت بسیاری با واقعه و نبرد قرقیسیا در روایات شیعی می‌توان یافت. برای مثال، از امام صادق علیه‌السلام در همین زمینه نقل شده است:
«ان لله مائدة بقرقیسیا یطلع مطلع من الماء...»
«همانا برای خداوند در قرقیسیا سفره‌ای است که سروش آسمانی از آن خبر می‌دهد، پس ندا می‌دهد ای پرندگان و ای درندگان زمین! برای سیر گشتن ازگوشت ستمکاران شتاب کنید.» (محمدبن ابراهیم النعمانی، الغیبه، تهران بی نا، 1397 ه.ق، ج64 ص278)
امام باقر علیه‌السلام نیز ضمن تأکید بر شدت واقعه می‌فرمایند:
«همانا واقعه‌ای برای فرزندان عباس و مروانی در قرقیسیا روی خواهد داد که نوجوان را پیر می‌کند و خداوند هرگونه یاری را از آنان دریغ داشته، به پرندگان آسمان و درندگان زمین الهام می‌کند تا از گوشت ستمگران سیر شوند.» (النعمانی، همان، ص 303، ح 12)
براساس تحلیل‌های معتقدان نبرد آخرالزمان، دو سوم جمعیت جهان طی وقایع و حوادث ظهور از بین خواهند رفت. «خداوند می گوید: "در تمامی زمین دو حصه منقطع شده، خواهند مُرد و حصه سوم در آن باقی خواهد ماند و حصه سوم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشان را مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفا ساختن طلا ایشان را مصفا خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشان را اجابت نموده، خواهم گفت: ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت که یهوه خدای ما می‌باشد."( زکریا، باب13: 89)

نویسنده :─═हई╬ வ!ЯЗஐஇ ╬ईह═─   آفلاین
#18
این نگاه نیز با روایات اسلامی مطابقت دارد؛ چرا که از امیرمؤمنان علیه السلام در این‌باره نقل شده است:
«لا یخرج المهدی حتی یقتل ثلث و یموت ثلث و یبقی ثلث.»
مهدی زمانی خروج خواهد نمود که یک سوم کشته می‌شوند، یک سوم می‌میرند و یک سوم باقی می‌مانند. (میزان الحکمه، ج1، ص185 به نقل از کنزالعمال)
مجموع این روایات توراتی و انجیلی، دستاویزی قابل اعتنا به دست هزاره‌گرایان مسیحی و پیروان تندرو مشیت الهی داده است. البته، لازم به یادآوری است که پیروان این نظریه حتی به متحدان یهودی خود نیز رحم نمی‌کنند و ضمن آن که معتقدند میلیون‌ها نفر از یهودیان در این جنگ کشته می‌شوند. آینده عده باقی‌مانده را نیز چنین ترسیم می‌کنند:
«پس از نبردهای مجدون، تنها صد و چهل و چهار هزار نفر یهودی زنده خواهند ماند؛ و همه آنان اعم از مرد، زن و کودک، در برابر مسیح سجده خواهند کرد و به عنوان مسیحیان نوآیین، خود به تبلیغ کلام مسیح خواهند پرداخت.» (تدارک جنگ بزرگ، ص54)
با وجود اصرار معتقدان به نبرد آخرالزمان بر واژه‌های مجدون، این کلمه تنها یک بار در انجیل مطرح شده است. (مکاشفه یوحنا، باب16: 16)
با این حال، این تفسیر جنگ طلبانه در جوامع مسیحی به شدت بازتاب یافته است، به گونه‌ای که در سال 1985 م. این گونه تفسیرها، که در قالب برنامه‌های تلویزیونی ارائه می‌شد، تنها در امریکا حدود شصت میلیون مخاطب را به خود جذب نموده بود. همچنین فروش کتاب، «مرحوم سیاره بزرگ زمین» که در همین رابطه نوشته شده بود، به مرز هجده میلیون نسخه رسید و در سراسر دهه هفتاد پرفروش‌ترین کتاب پس از انجیل به شمار می‌رفت. (تدارک جنگ بزرگ، ص19)

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

هم‌اکنون امریکاییان به بیش از هزاروچهارصد ایستگاه رادیویی، که برنامه‌های مذهبی پخش می‌کنند، گوش فرا می‌دهند (زندگی در عیش، مردن درخوشی، نیل پستمن، ترجمه دکتر صادق طباطبایی، فصل7، ص219) و هشتاد هزار کشیش بنیادگرای پروتستان روزانه از چهارصد ایستگاه رادیویی به تبلیغ مرام و مکتب خویش می‌پردازند. اکثریت آن‌ها را هواخواهان مشیت الهی (نبرد پیروزمند مسیحیان در آخرالزمان) تشکیل می‌دهند. (تدارک جنگ بزرگ، پیشین، ص26)
این مبلغان جنگ، که بیشتر درباره حمایت خداوند از مسیحیان و عظمت و آینده درخشان ایشان سخن می‌گویند، با استفاده از شبکه‌های تلویزیونی خویش هم‌اکنون حدود شصت کشور را تحت پوشش برنامه‌های خود قرار داده‌اند.
لازم به یادآوری است که یکی از ایستگاه‌های تلویزیونی مروج این نوع دیدگاه در جنوب لبنان حضور فعال دارد. یکی دیگر از فعالیت‌های درخور توجه این گروه تربیت یک صد هزار کشیش متعصب و مدافع مسیحیت جنگ طلب است، که عمده فعالیت خود را در امریکا متمرکز نموده‌اند. سینما و به تازگی بازی‌های رایانه‌ای هم دیگر عرصه‌های فعالیت این گروه در سال‌های اخیر به شمار می‌روند. جالب است بدانیم مفسران و نظریه‌پردازان این نظریه تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی واژگانی همچون روش، ماشک، توبال، فارس، جومر و توجرمه را، که به زعم اینان حریفان اصلی نبرد مجدون را تشکیل می‌دهند، به ترتیب بر روسیه، مسکو، توبولسک (یکی از شهرهای شوروی سابق)، ایران، شمال افریقا یا کشورهای اروپای شرقی و قزاق‌های جنوب روسیه تطبیق می‌کردند. (تدارک جنگ بزرگ، پیشین، ص26)
این گروه نسبتاً قدرتمند علاوه بر آن‌که، روابط خویش را با اسرائیل مستحکم می‌سازند و تشکیل رژیم صهیونیستی را مقدمه ظهور مسیح ارزیابی می‌کنند، در عین حال با توجه به اعتقادات خویش، با جریان صلح یا سازش خاورمیانه مخالفت می‌کنند.
جری فالول، که یکی از کشیشان معروف و از رهبران این گروه‌های افراطی است، درباره روند صلح خاورمیانه و پیمان کمپ دیوید می‌گوید:
«به رغم انتظارهای خوش‌بینانه و دور از واقع‌بینی دولت ما، این قرارداد پیمان پایداری نخواهد بود. ما از صمیم قلب برای صلح در اورشلیم دعا می‌کنیم، ما به یقین بالاترین احترام‌ها را برای نخست‌وزیر اسرائیل و ریاست جمهوری مصر قایل هستیم... اما شما و ما می‌دانیم تا روزی که خداوندگار ما عیسی روی تخت داوود در اورشلیم (قدس) جلوس نکنند، صلحی در خاورمیانه برقرار نخواهد شد.» (تدارک جنگ بزرگ، پیشین، ص59)
متأسفانه باید اظهار داشت این دیدگاه افراطی تنها به پژوهشگران راست مسیحی و برخی کشیشان محدود نمی‌شود، بلکه رسوبات این طرز تلقی در یکی از مهم‌ترین نظریات سیاسی راهبردی، یعنی نظریه جنگ تمدن‌ها و در پیوند با اهداف درازمدت قدرت‌های بزرگ به خوبی قابل مشاهده است. نظریه جنگ تمدن‌ها، که استخوان‌بندی سیاست خارجی و دفاعی امریکا را شکل داده است، در رابطه با آینده جوامع بشری به ویژه دو تمدن اسلام و غرب، نگاهی نزدیک به مشیت طلبان مسیحی داشته و ابراز می‌دارد: «تقابل اصلی جوامع بشری برخورد فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است.»

 

نقش رسانه‌ها و جریان صهیونیزم مسیحی هزاره گرا

برای تبلیغات تفکرات صهیونیستی و به خصوص نبرد آپوکالیپس، ابزارهای فراوانی وجود دارد. 85% سرمایه هالیوود متعلق به صهیونیست‌هاست. از این رو آن‌ها به‌راحتی می‌توانند جهت رواج نظریات خود به فیلم‌های سینمایی متوسل شوند. (فیلم‌های آرماگدون، ماتریکس، شمارش معکوس تا آرماگدون، امگا کد (یا مگیدو) و…) بسیاری از کارگردانان و بازیگران معروف سینما صهیونیستهستند و در خدمت منافع اسرائیل فعالیت می‌کنند.
از میان 1400 رادیوی مذهبی در دهه 90 در آمریکا، 400 رادیو در دست بنیادگرایان پروتستان است که در آن 8000 کشیش پیرامون نظریات صهیونیستی خود تبلیغ می‌کنند.

 

مهمان نميتواند عکس هاروببيند براي ثبت نام اينجا کليک کنيد

به تازگی 20% سرمایه صهیونیست ها وارد بازار ساخت و تولید بازی‌های رایانه‌ای شده است و برخی از کارگردانان به نام یهودی (اسپیلبرگ و جورج لوکاس)، اقدام به ساخت بازی‌هایی با مضامین جنگی و آخرالزمانی کرده‌اند. البته کارگردانان و هنرمندان پروتستان بازی‌ساز نیز کم نیستند؛ جو مادوریرا کارگردان و نویسنده بازی Darksiders نمونه شاخصی از پروتستان‌های فعال در این صنعت پرطرفدار به شمار می‌آید.
برنامه‌های تلویزیونی عامه‌پسند بنیادگرایان مسیحی حدود 60000000 بیننده در آمریکا دارد. آن‌ها در فعالیت‌های خود تبلیغ می‌کنند که صلح نتیجه‌ای در بر ندارد و باید به دنبال جنگ بود و با استناد به آیات انجیل اثبات می‌کنند که اکنون در آخرالزمان حضور داریم (نظریه جنگ تمدن‌ها)!
آثار این تبلیغات در آمریکا به حدی است که 25% مردم عملاً به این فرقه پیوسته‌اند و اکثریت مردم آمریکا معتقدند به برکت حمایت دولتشان از رژیم صهیونیستی است که خداوند به آن‌ها روزی و نعمت می‌دهد.
سایر مردم جهان نیز از این تفکرات بی‌بهره نیستند. سربازان اسپانیایی شرکت‌کننده در جنگ عراق خود را نمایندگان مسیح می‌دانستند و از علائم جنگ‌های صلیبی استفاده می‌کردند! (محمد صالح مفتاح- به نقل از بولتن چالش‌ها)

 

سخن آخر

 

با جمع‌بندی آنچه گذشت، می‌توان این حقیقت را دریافت که در صحنه انتظار موعود رقبایی سرسخت و پرکار حضور دارند؛ اندیشه‌هایی که با ارائه تفاسیر خویش در تلاش هستند تا موجودیت سایر نگرش‌ها را به خطر اندازند. این مسأله زمانی جدی تلقی می‌شود که بدانیم هویت شیعه پیوندی حیاتی با اندیشه انتظار داشته و در ارتباط با این مفهوم قوام می‌یابد. ازاین‌رو، می‌توان با اطمینان اظهار داشت که بار گران تبیین اندیشه مهدویت بیش از هرجا بر دوش شیعه دوازده امامی سنگینی می‌کند.
حال، اگر این واقعیت را با وقوع انقلاب اسلامی و داعیه‌داری زمینه سازی ظهور حضرت حجت (عج) ملاحظه نماییم، عمق مسأله بیش از پیش آشکار خواهد شد. بی‌گمان فرا رسیدن هزاره سوم فرصتی کم نظیر و طلایی را فراروی مبلغان واقعی منجی آخرالزمان قرار داده است. استفاده هدفدار و روشمند از این موقعیت ممتاز با توجه به غنا و گیرایی اندیشه انتظار در شیعه، می‌تواند راه را بر اندیشه‌های رقیب بسته یا دست کم آنان را بی‌رقیب رها نکند. در برابر بی‌توجهی به فرصت‌های پیش آمده راه نفوذ و هجوم دیگری را برای دشمنان فراهم خواهد ساخت؛ دشمنانی که با اندیشه انتظار نیز برخوردی ابزاری خواهند داشت.


 


منبع: حرف آخر



پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان